نویسنده: ویکتور دیویس هنسون
اعضای ناتو از نظر حقوقی موظف نیستند در عملیاتهای نظامی یکدیگر که بهطور رسمی از سوی این ائتلاف تأیید نشده یا با هدف دفاع از سرزمین اعضا انجام نمیشود، مشارکت کنند. اما در عمل، اغلب چنین کاری را انجام دادهاند.
برخی از اعضای ناتو در افغانستان و عراق به ایالات متحده پیوستند، با این استدلال که در فضای پس از ۱۱ سپتامبر، طالبان و صدام حسین تهدیدی برای امنیت کل غرب بودند.
آنها از الگویی پیروی کردند که با مداخله آمریکا در سال ۱۹۹۹ در بالکان شکل گرفت؛ مداخلهای که به یک کارزار سهماهه ناتو برای پایان دادن به جاهطلبیهای خونین اسلوبودان میلوشویچ برای ایجاد «صربستان بزرگ» انجامید. ایالات متحده همچنین در سال ۲۰۱۱ به کارزار بمباران ناتو در لیبی، که با تأیید سازمان ملل و با ابتکار فرانسه و بریتانیا انجام شد، پیوست.
این عملیات در نهایت به یک ماجراجویی هفتماهه تبدیل شد؛ بهویژه از آن جهت که معمر قذافی، رهبر لیبی، پیشتر برنامه هستهای خود را کنار گذاشته و تلاش داشت با غرب به توافق برسد.
در گذشته، زمانی که اعضای ناتو بهطور یکجانبه برای دفاع از منافع ملی خود اقدام کردهاند، اغلب از ایالات متحده، بهعنوان قدرتمندترین عضو ناتو درخواست کمک کردهاند.
برای نزدیک به ۴۰ سال، آمریکا به فرانسه در تلاشهای یکجانبهاش برای حفاظت از چاد در برابر لیبی و بعدها اسلامگرایان، کمکهای لجستیکی، اطلاعاتی، شناسایی، سوخترسانی و دیپلماتیک ارائه داده است.
در جریان جنگ فالکلند در سال ۱۹۸۲ نیز بریتانیا بهتنهایی با چالشهای لجستیکی عظیمی روبهرو بود؛ چرا که باید برای بازپسگیری جزایر مورد مناقشه از آرژانتین، هزاران کیلومتر را طی میکرد. در آن زمان، کمک آمریکا نقشی حیاتی داشت.
ایالات متحده با ارائه اطلاعات، شناسایی، تأمین حدود دو میلیون گالن سوخت و همچنین بازتأمین موشکهای تاماهاوک بریتانیا، به این کشور کمک کرد.
حمایت آمریکا از بریتانیا موجب نارضایتی بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین و حتی برخی شهروندان اسپانیاییتبار در داخل آمریکا شد؛ اما رونالد ریگان، رئیسجمهور وقت آمریکا، اهمیت همبستگی با یک عضو ناتو را درک میکرد و حمایت گستردهای از بریتانیا به عمل آورد.
در شرایط کنونی، ایالات متحده از اعضای ناتو نخواسته است که در حملات به مواضع جمهوری اسلامی مشارکت کنند؛ این در حالی است که این اروپا است که در برد موشکهای بالستیک حکومت ایران قرار دارد و نه آمریکا. حتی ممکن است در آینده با موشکهای مجهز به کلاهک هستهای نیز مواجه شود.
کشورهای اروپایی همچنین در برابر تروریسم منطقهای الهامگرفته از جمهوری اسلامی آسیبپذیرترند و وابستگی بیشتری به نفت خاورمیانه دارند؛ نفتی که بخشی از آن از تنگه هرمز عبور میکند.
با این حال، آمریکا تنها درخواست حمایت در زمینه استقرار نیرو برای مقابله با جمهوری اسلامی را مطرح کرده بود. با وجود این، بسیاری از اعضای ناتو حتی حاضر به ارائه حمایت ضمنی نیز نشدند و برخی اقدامات آمریکا را غیرقانونی یا غیرضروری خواندند.
افکار عمومی آمریکا شاهد تردید بریتانیا برای روزها در خصوص اجازه استفاده از پایگاه دیهگو گارسیا بود.
اسپانیا استفاده از پایگاهها و حریم هوایی خود را برای آمریکا ممنوع کرد.
ایتالیا نیز اجازه فرود و سوختگیری بمبافکنهای آمریکایی در یک پایگاه ناتو در سیسیل را نداد.
بسیاری از رهبران کشورهای ناتو در داخل کشورشان آمریکا را مورد انتقاد قرار دادند؛ در حالی که بهطور همزمان حمایت لفظی و بیاثر از این کشور ابراز میکردند.
واکنش ناتو به یک موشک جمهوری اسلامی که به سمت ترکیه، یعنی یکی از اعضای ناتو، شلیک شد نیز ضعیف توصیف شده است.
بدتر از آن، واکنش بریتانیا به حمله موشکی جمهوری اسلامی به پایگاه این کشور در آکروتیری قبرس «بسیار ضعیف» ارزیابی شده است.
در عین حال، تلاش آمریکا برای تضعیف جمهوری اسلامی ایران به نفع اروپا نیز بوده است؛ همانطور که جلوگیری از تبدیل تنگه هرمز به یک گذرگاه تحت کنترل حاکمیت جمهوری اسلامی، به سود جامعه جهانی است.
این انفعال در تضاد آشکار با جنگ پنجساله اوکراین در مرزهای اروپا است.
اوکراین عضو ناتو نبود؛ با این حال، درخواستهای فوری از سوی اروپا برای مداخله آمریکا بهمنظور حفظ تمامیت ارضی اروپا مطرح شد.
در همین حال، اروپا از نظر جمعیتی و اقتصادی ضعیف محسوب نمیشود. جمعیت اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی عضو ناتو حدود ۴۵۰ میلیون نفر است؛ بیش از ۱۰۰ میلیون نفر بیشتر از جمعیت آمریکا.
تولید ناخالص داخلی این کشورها نیز بیش از ۲۲ تریلیون دلار است؛ یعنی حدود ۱۰ برابر اقتصاد روسیه.
با این وجود، بسیاری از این کشورها حتی به تعهد خود برای اختصاص ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی به بودجه دفاعی پایبند نبودهاند؛ از جمله اسپانیا و البته کانادا. در آمریکای شمالی.
انتقادهای دونالد ترامپ از ناتو عامل تضعیف این ائتلاف نبوده، بلکه تنها واقعیتی پنهان از نوعی «دورویی» در میان برخی اعضای اروپایی را آشکار کرده است.
اگر کسی بخواهد این ائتلاف را تضعیف کند، راهی بهتر از پیروی از رفتار دوگانه برخی اعضای اروپای غربی ناتو نخواهد یافت.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
ویکتور دیویس هنسن، تاریخنگار نظامی است. او استاد بازنشسته رشته کلاسیک در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، پژوهشگر ارشد در حوزه مطالعات کلاسیک و تاریخ نظامی در دانشگاه استنفورد، عضو کالج هیلزدیل و پژوهشگر برجسته در مرکز «عظمت آمریکایی» است.
آقای هنسن ۱۷ کتاب تألیف کرده است، از جمله «شیوه جنگ در غرب»، «مزارع بدون رؤیا»، «دفاع از ترامپ» و «شهروند در حال زوال».
















