نوشته تیموتی اس. گوگلاین
گوگلاین نویسنده آمریکایی و معاون روابط خارجی سازمان تمرکز خانواده در واشینگتن دیسی است. او نویسنده کتابی به نام «بهسوی اتحاد کاملتر: ابعاد اخلاقی و فرهنگی آموزش داستان بزرگ آمریکایی» (۲۰۲۳) است. او در این مقاله به نگرانیها در عدم آموزش صحیح تاریخ و قانون اساسی آمریکا به دانشجویان آمریکایی میپردازد.
درحالیکه دنیا شاهد اعتراضات ضدیهودی اخیر در دانشگاههای آمریکاست، کسانی که گذشته را به یاد دارند اغلب میپرسند: «آیا این دانشجویان چیزی از تاریخ میدانند؟»
متأسفانه، در بسیاری از موارد، پاسخ «منفی» است.
رونالد ریگان، رئیسجمهور سابق آمریکا، در سخنرانی خداحافظی خود در سال ۱۹۸۹ در سخنانی خطاب به مردم آمریکا درباره پیامدهای غفلت از آموزش تاریخ هشدار داد. او گفت: «اگر کارهایی را که به انجام رساندیم فراموش کنیم، دیگر نمیدانیم چه کسی هستیم. من نگران افول حافظه آمریکا هستم که درنهایت میتواند به زوال روحیه آمریکایی بیانجامد.»
همین روحیه بود که میلیونها نفر را به مبارزه با شرارت آلمان نازی و قتل عام بیش از ۶ میلیون یهودی سوق داد و به نابودی اردوگاههای کار اجباری در کمتر از یک قرن انجامید. این روحیه دیگر وجود خارجی ندارد، زیرا نوادگان کسانی که برای آزادی جنگیدند، اکنون در پی آزار کسانی هستند که اجدادشان با شجاعت تمام برای آزادی آنها جنگیدند.
جمله معروفی هست که میگوید: «کسانی که نمیتوانند گذشته را به یاد بیاورند، محکوم به تکرار آن هستند.» اکنون در محوطههای دانشگاهی کشور شاهد هستیم که تاریخ به دست کسانی که چیزی از آن نمیدانند، تکرار میشود.
آنچه ریگان به آن اشراف داشت، این بود که برخورداری از حافظه تاریخی در سطح فردی و اجتماعی ضروری است تا بتوانیم از دلِ ادراکات و عواطف آشفته خود به نظم و تمدن برسیم. اگر حافظه تاریخی نداشته باشیم، تحت تأثیر رویدادهای جاری قرار میگیریم و واکنشی که نسبت به آن رویدادها داریم بر ما چیره میشود.
مطالعات مختلف نشان دادهاند که نسل جدید آمریکاییها تا چه اندازه از تاریخ غافل است. برای نمونه، گزارش مؤسسه نیوزیوم در سال ۲۰۱۵ نشان داد که ۴۳ درصد از بزرگسالان آمریکایی نمیدانستند که متمم اول قانون اساسی به آنها حق آزادی بیان میدهد و یکسوم از آنها نیز حقوق مربوط به متمم اول را نمیشناختند زیرا تنها ۱۸ درصد از دانشجویان در دوران تحصیل به مطالعه تاریخ آمریکا یا دولتها پرداختهاند.
از اینرو، کسانی که فاقد دانش تاریخی هستند، نمیتوانند رویدادها را در بستر مربوط به خود مشاهده کنند. آنها نمیتوانند بین ادراکات خود و آگاهی از رویدادهایی که ممکن است در ورای ادراک آنها رخ دهند، تعادل ایجاد کنند. از اینرو، گرفتار همان چرخههای معیوبی میشوند که در هزاران سال گذشته باعث نابودی تمدنها شدهاند.
و اگر هم تاریخ آموزش داده شود- حتی اگر خبری از حقایق تاریخی نباشد- به دانشجویان میگویند «آن را تفسیر کنند.» این تفاسیر در حقیقت جز در ذهن مفسر مبنای درستی ندارند. اصلاً چگونه ممکن است چیزی را که اطلاع چندانی از آن نداریم «تفسیر» کنیم؟
جهانبینی جدید این است که اسرائیل مظهر شیطان است و باید نابود شود و عوامفریبان، در لحظه درست، از جهل دانشجویانی که هیچ اطلاعی از گذشته ندارند، برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکنند.
بحثهای جاری در دانشگاهها به شکل هولناکی شبیه همان استدلالهایی است که در دهه ۱۹۳۰ در آلمان مطرح میشدند و به یکی از بدترین فجایع بشری تاریخ انجامیدند؛ فاجعهای که ظاهراً این دانشجویان از آن بیخبر هستند یا پیشزمینهای برای درک آن ندارند.
و به همین دلیل است که آمریکا بهطور فزاینده منزلگاه نفاق و تفرقه شده است.
آمریکاییها هماکنون در حال برداشت ثمره جهلی هستند که پیشتر کاشتهاند. اتفاقی در دانشگاههای آمریکا در جریان است، از مشکلی بزرگتر حکایت دارد. و اگر اکنون وارد عمل نشوند، ممکن است مشکل فعلی به یک فاجعه انسانی بدل شود.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

















