گزارش جدیدی که از سوی یک مؤسسه پژوهشی وابسته به آکادمی نیروی هوایی ایالات متحده منتشر شده، جزئیات تازهای از نحوه مدیریت، نگهداری و جابهجایی کلاهکهای هستهای چین ارائه میدهد؛ گزارشی که برخی تحلیلگران آن را بخشی از رقابت راهبردی واشینگتن و پکن و حتی نوعی «جنگ شناختی» میان دو قدرت میدانند.
این گزارش در شرایطی منتشر شده که به گفته برخی ناظران، تلاش شی جینپینگ برای تبدیل چین به یک ابرقدرت جهانی با چالشهای فزایندهای روبهرو شده است. شی بیش از یک دهه است که مفهوم «رویای چین» را برای تقویت جایگاه جهانی پکن مطرح کرده است؛ اما برخی تحلیلگران معتقدند تحولات سال ۲۰۲۶ و سیاستهای دونالد ترامپ میتواند این راهبرد را با دشواریهای جدی مواجه کند.
در همین فضای رقابت ژئوپلیتیک، «مؤسسه مطالعات هوافضا» وابسته به آکادمی نیروی هوایی آمریکا گزارشی با عنوان «رقصندگان بر لبه چاقو: مدیریت کلاهکهای هستهای در نیروی موشکی ارتش آزادیبخش خلق» منتشر کرده است. این گزارش به یکی از کمتر شناختهشدهترین بخشهای برنامه هستهای چین میپردازد: نحوه مدیریت، ذخیره و انتقال کلاهکهای هستهای.
بر اساس این گزارش، برخلاف تصور عمومی که گمان میکند سلاحهای هستهای چین همواره آماده شلیک هستند، کلاهکهای هستهای این کشور معمولاً به موشکها متصل نیستند. در عوض، این کلاهکها در یک مرکز ذخیره مرکزی نگهداری میشوند و تنها در زمان استقرار عملیاتی به موشکها متصل میشوند.
چین پس از نخستین آزمایش موفقیتآمیز سلاح هستهای خود در سال ۱۹۶۴ ساختاری ویژه برای مدیریت توان هستهای ایجاد کرد که امروزه به نام «نیروی موشکی ارتش آزادیبخش خلق» شناخته میشود. این نیرو طیف گستردهای از موشکهای هستهای و متعارف را در اختیار دارد، از جمله موشکهای بالستیک کوتاهبرد، میانبرد، برد متوسط و قارهپیما، همچنین موشکهای کروز و موشکهای ضدکشتی. در سالهای اخیر نیز این نیرو به سرعت گسترش یافته و دستکم ۱۱ تیپ موشکی جدید ایجاد کرده است.
با این حال، یکی از نکات مهمی که گزارش به آن اشاره میکند این است که کلاهکهای هستهای چین اغلب جدا از موشکها نگهداری میشوند. این کلاهکها معمولاً در یک مخزن مرکزی در عمق کوههای چینلینگ در استان شانشی در مرکز چین ذخیره میشوند. این مرکز که در گزارش از آن با نام «تأسیسات ذخیره کلاهک هستهای هونگچوان» یاد شده، در منطقهای بسیار دورافتاده قرار دارد و دسترسی به آن عمدتاً از طریق یک جاده باریک امکانپذیر است.
طبق این گزارش، کلاهکهای هستهای تنها زمانی از این مرکز خارج میشوند که نیاز به استقرار عملیاتی وجود داشته باشد. در چنین شرایطی، این کلاهکها از طریق جاده، راهآهن یا در مواردی از طریق هوا به پایگاههای مختلف نیروی موشکی منتقل میشوند. سپس در سطح تیپها و گردانهای موشکی توزیع شده و تنها در مرحله نهایی بر روی موشکها نصب میشوند.
گزارش میپرسد چرا چنین روند پیچیدهای برای مدیریت زرادخانه هستهای چین انتخاب شده است. به گفته نویسندگان، دلیل اصلی این رویکرد نگرانیهای داخلی در داخل حزب کمونیست چین است. مقامات چینی نگران خطر کودتاهای داخلی، حوادث پیشبینینشده یا احتمال از دست رفتن کنترل بر سلاحهای هستهای هستند. به همین دلیل تصمیم گرفتهاند کلاهکها و موشکها به طور جداگانه نگهداری و مدیریت شوند.
با این حال، این سیستم از نظر نظامی نیز ضعفهایی دارد. گزارش آمریکایی اشاره میکند که تمرکز بخش بزرگی از زرادخانه هستهای در یک مرکز ذخیره میتواند خطرات قابل توجهی ایجاد کند. علاوه بر این، زیرساختهای اطراف این مرکز بسیار محدود است و دسترسی به آن اغلب تنها از طریق یک جاده باریک صورت میگیرد. در صورت مسدود شدن این مسیرها، انتقال کلاهکها میتواند با تأخیر جدی روبهرو شود.
گزارش همچنین به نشانههایی از بینظمی سازمانی و سهلانگاری در برخی از تأسیسات و رویههای نگهداری اشاره میکند؛ موضوعی که میتواند کارایی این سیستم را در شرایط بحرانی کاهش دهد.
در متن گزارش تأکید شده که دیدگاههای مطرحشده لزوماً منعکسکننده سیاست رسمی دولت ایالات متحده یا وزارت دفاع نیست و صرفاً نظر نویسنده است. با این حال، برخی تحلیلگران نظامی معتقدند سطح جزئیات ارائهشده در این گزارش نشان میدهد تهیه آن احتمالاً بدون دسترسی به منابع اطلاعاتی گسترده امکانپذیر نبوده است.
به گفته ناظران، زمان انتشار این گزارش نیز قابل توجه است؛ زیرا درست پیش از دیدار احتمالی میان دونالد ترامپ و شی جینپینگ منتشر شده است. برخی کارشناسان این اقدام را نشانهای از جنگ روانی و بازدارندگی راهبردی واشینگتن در برابر پکن میدانند.
این گزارش همچنین نشان میدهد که توان اطلاعاتی ارتش آمریکا ممکن است بسیار گستردهتر از آن چیزی باشد که در افکار عمومی تصور میشود. این توان میتواند شامل دسترسی به اطلاعات حساسی مانند نقشههای پناهگاههای زیرزمینی در پایگاههای نظامی، عادات شخصی فرماندهان و حتی ردیابی موقعیت مکانی در زمان واقعی باشد.
برخی تحلیلگران معتقدند انتشار چنین اطلاعاتی میتواند بخشی از یک راهبرد بازدارندگی باشد؛ زیرا شفافیت در سطح بالای اطلاعاتی ممکن است در برخی موارد حتی تأثیری مشابه یا بیشتر از نمایش قدرت نظامی مستقیم، مانند اعزام ناوگروههای هواپیمابر، داشته باشد.
















