Search
Asset 2

تحلیل؛ زرادخانه پنهان رمزارزی جمهوری اسلامی

نقش رمزارز در دور زدن تحریم‌های ایران؛ از شبکه‌های پول‌شویی تا تأمین مالی برنامه‌های نظامی و چالش‌های نظارتی جهانی
(OlyFox/Shutterstock.com)

نویسنده: تموز ایتای

در سال ۲۰۲۵، بنا به گزارش شرکت چایناآنالیسیس زیست‌بوم رمزارزی ایران به بیش از ۷٫۷۸ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که در مقایسه با سال‌های پیشین، در بحبوحه فروپاشی اقتصادی و آشفتگی‌های ژئوپولیتیکی، نشان‌دهنده شتابی قابل‌توجه است.

برای ایرانیان عادی—تقریباً از هر شش نفر یک نفر—رمزارز به یک شریان حیاتی بدل شد. در مواجهه با کاهش مداوم ارزش ریال، تورم مزمن ۴۰ تا ۵۰ درصدی، و قطعی‌های مکرر برق یا اینترنت در جریان اعتراضات، شهروندان به بیت‌کوین و استیبل‌کوین‌هایی مانند استیبل‌کوین‌های متصل به دلار آمریکا روی شبکه ترون روی آوردند تا از ارزش پس‌انداز خود محافظت کنند، انتقال‌های مالی انجام دهند، و در زمانی که نظام بانکی سنتی ناکارآمد می‌شد، دارایی خود را جابه‌جا کنند. افزایش برداشت بیت‌کوین به کیف‌پول‌های شخصی اغلب هم‌زمان با ناآرامی‌های داخلی و درگیری‌های منطقه‌ای رخ می‌داد.

با این حال، این نظام مالی موازی به ابزاری قدرتمند برای دولت نیز تبدیل شده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌تدریج کنترل خود را بر جریان‌های رمزارزی ایران تقویت کرد. آدرس‌های مرتبط با سپاه در سال ۲۰۲۵ بیش از ۳ میلیارد دلار دریافت کردند—در مقایسه با بیش از ۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴—و سهم آن‌ها تا پایان ۲۰۲۵ به بیش از ۵۰ درصد از کل ورودی‌های رمزارزی ایران رسید. این ارقام، بر پایه کیف‌پول‌های شناسایی‌شده و تحریم‌شده، برآوردهای حداقلی و محافظه‌کارانه محسوب می‌شوند.

جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن از این منابع برای تسهیل فروش غیرقانونی نفت، تأمین کالاهای دوگانه‌کاربرد برای برنامه‌های موشکی و پهپادی، تأمین مالی گروه‌های شبه‌نظامی منطقه‌ای مانند حزب‌الله، حماس و حوثی‌ها، و ادامه عملیات دور زدن تحریم‌ها استفاده کردند. استیبل‌کوین USDT روی شبکه ترون (USDT-TRC20) به‌دلیل سرعت، نقدشوندگی و مقاومت نسبی، به مسیر ترجیحی تبدیل شد. حتی وزارت دفاع جمهوری اسلامی نیز به‌طور علنی پیشنهاد پذیرش رمزارز برای صادرات تسلیحات را مطرح کرده است.

این ماهیت دوگانه رمزارز، یادآور تاریخچه شبکه Tor است؛ شبکه‌ای ناشناس‌ساز که در ابتدا توسط نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده برای حفاظت از جاسوسان و منابع طراحی شد. تور که برای ارتباطات امن ساخته شده بود، اکنون هم در خدمت تلاش‌های مشروع برای حفظ حریم خصوصی و مخالفان در رژیم‌های سرکوبگر است، و هم زیرساخت بخش بزرگی از اکوسیستم‌های مجرمانه در دارک‌وب را فراهم می‌کند. درست مانند تور، همان ویژگی‌های فنی—از جمله غیرمتمرکز بودن، هویت مستعار، انتقال‌های بدون مرز، و مقاومت در برابر سانسور متمرکز—که به مردم عادی کمک می‌کند از استبداد بگریزند، هم‌زمان به رژیم‌ها و بازیگران مخرب نیز امکان می‌دهد از پاسخ‌گویی فرار کنند.

زنجیره تأمین و پول‌شویی

پس از آنکه درآمدهای حاصل از فروش نفت یا دیگر منابع رژیم وارد زیست‌بوم رمزارز می‌شد، این منابع از طریق یک زنجیره بین‌المللی پیچیده جابه‌جا می‌شد که با هدف تبدیل آن‌ها به توانمندی‌های نظامی قابل‌استفاده طراحی شده بود. نفت ایران—که عمدتاً توسط پالایشگاه‌های مستقل و کوچک چینی موسوم به «تی‌پات» خریداری می‌شود—از طریق نفتکش‌های «ناوگان سایه» حمل شده و اغلب از طریق شبکه‌های بانکی غیررسمی تسویه می‌شد. این پالایشگاه‌ها که خصوصی و مستقل هستند، نفت خام با تخفیف سنگین از کشورهای تحریم‌شده مانند ایران را فرآوری می‌کنند و به این ترتیب شرکت‌های بزرگ دولتی را از خطر تحریم‌ها دور نگه می‌دارند.

در ادامه، درآمدها از طریق شرکت‌های پوششی در امارات متحده عربی و هنگ‌کنگ منتقل می‌شد؛ جایی که تسهیل‌گران ایرانی آن‌ها را به استیبل‌کوین‌ها—به‌ویژه USDT روی شبکه ترون—تبدیل می‌کردند.

کارگزاران کلیدی، از جمله اتباع ایرانی علیرضا درخشان و آرش استکی علیوند—که هر دو در سپتامبر ۲۰۲۵ توسط دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم شدند—هماهنگی خرید بیش از ۱۰۰ میلیون دلار رمزارز مرتبط مستقیم با فروش نفت ایران را در فاصله سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ بر عهده داشتند. آن‌ها شبکه‌هایی از شرکت‌های پوششی مستقر در امارات و هنگ‌کنگ، از جمله نهادهایی مانند «الپا تریدینگ–اف‌زد‌سی‌او»، را اداره می‌کردند تا تراکنش‌ها را لایه‌بندی کنند، منشأ آن‌ها را پنهان سازند و پرداخت‌ها برای کالاهای دوگانه‌کاربرد را تسویه کنند.

این منابع مالی صرف تأمین قطعات حیاتی برای برنامه‌های پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی می‌شد—از جمله تجهیزات الکترونیکی، نیمه‌هادی‌ها، باتری‌ها و قطعات پهپاد—که عمدتاً از تأمین‌کنندگان مستقر در چین و هنگ‌کنگ تهیه می‌شد. این کالاها اغلب با برچسب‌های نادرست ثبت شده و از مسیرهای ترانزیتی غیرمستقیم عبور داده می‌شدند تا از کنترل‌های صادراتی بگریزند و در نهایت به نیروی قدس سپاه و وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برسند.

برای سال‌ها، شهر دبی به‌عنوان مرکز اصلی این عملیات عمل می‌کرد و از مناطق آزاد، صرافان، و شبکه‌های غیررسمی موجود بهره می‌برد. با این حال، در اوایل سال ۲۰۲۶، مقام‌های امارات ده‌ها صراف مرتبط با سپاه را بازداشت کردند، دفاتر مرتبط را تعطیل کردند و امکان مسدودسازی گسترده دارایی‌ها را بررسی کردند—اقداماتی که یکی از مهم‌ترین ضربه‌ها به ساختار دور زدن تحریم‌های تهران تا آن زمان به شمار می‌رود. با این وجود، این شبکه‌ها انعطاف‌پذیری خود را نشان داده و با افزایش فشارها، مسیرهای جدیدی را برای ادامه فعالیت برگزیدند.

توانمندسازها: شبکه‌های پول‌شویی چینی

بخش نهایی این زنجیره به لایه‌ای قدرتمند و نوظهور از زیرساخت‌های حرفه‌ای جرم سازمان‌یافته متکی است: شبکه‌های پول‌شویی چینی (CMLNs) که به نظر می‌رسد رشد سریع اخیر آن‌ها پیامدی پیش‌بینی‌نشده از اعمال کنترل‌های سرمایه در چین باشد؛ از جمله ممنوعیت گسترده رمزارز و محدودیت سخت‌گیرانه سالانه ۵۰ هزار دلاری برای تبادل ارز خارجی.

این عملیات پیچیده و سودمحور—که اغلب بر پایه پلتفرم‌های تضمین/امانی مبتنی بر تلگرام، شبکه‌های افراد واسطه، میزهای معاملات خارج از بورس غیررسمی، و ساختارهای چندلایه کیف‌پول بنا شده‌اند—عملاً مانند یک «آمازون برای مجرمان» با خدمات کامل عمل می‌کردند.

تنها در سال ۲۰۲۵، این شبکه‌ها حدود ۱۶.۱ میلیارد دلار رمزارز غیرقانونی را پردازش کردند که تقریباً ۲۰ درصد از کل فعالیت شناخته‌شده جهانی در حوزه پول‌شویی رمزارزی را تشکیل می‌دهد. آن‌ها با استفاده از بیش از ۱۷۹۹ کیف‌پول فعال، روزانه معادل حدود ۴۴ میلیون دلار جابه‌جا می‌کردند.

شبکه‌های گسترده‌تر امانی و بانکداری زیرزمینیِ چینی‌زبان حتی حجم‌های بزرگ‌تری را مدیریت کردند؛ به‌طوری‌که شرکت TRM Labs برآورد کرده است که جریان‌های تعدیل‌شده رمزارزی در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۱۰۰ تا ۱۰۳ میلیارد دلار رسیده است. این خدمات، «پول‌شویی به‌عنوان خدمت» قابل‌اعتماد ارائه می‌دادند و استیبل‌کوین‌های آلوده—به‌ویژه USDT روی شبکه ترون—را به ارزهای رایج قابل‌استفاده مانند دلار آمریکا، کالا، یا دارایی‌های پاک تبدیل می‌کردند، در حالی که ریسک را برای مشتریان به حداقل می‌رساندند.

این شبکه‌ها به طیف گسترده‌ای از مشتریان خدمت‌رسانی می‌کردند؛ از جمله گردانندگان کلاهبرداری، گروه‌های باج‌افزاری، و بازیگران دولتی تحت تحریم. آن‌ها در پول‌شویی درآمدهای حاصل از هک‌های کره شمالی (از جمله سرقت رکوردشکن سال ۲۰۲۵ از Bybit)، پشتیبانی از جریان‌های دور زدن تحریم‌های روسیه، و کمک به شبکه‌های ایرانی/سپاه برای تبدیل رمزارزهای حاصل از فروش نفت و تسویه پرداخت‌ها برای کالاهای دوگانه‌کاربرد نقش داشتند. این شبکه‌ها «آخرین حلقه» حیاتی را فراهم می‌کردند که رمزارزهای غیرقانونی خام را به منابع مالی عملیاتی برای برنامه‌های تسلیحاتی و نیروهای نیابتی تبدیل می‌کرد.

با وجود اقدامات اجرایی، از جمله معرفی گروه مستقر در کامبوج موسوم به Huione Group در سال ۲۰۲۵ توسط شبکه اجرای جرائم مالی ایالات متحده به‌عنوان یکی از نگرانی‌های اصلی پول‌شویی، این شبکه‌ها انعطاف‌پذیری چشمگیری از خود نشان دادند و به‌سرعت به پلتفرم‌ها و خدمات جدید مهاجرت کردند.

اگرچه به‌ظاهر تحت فرماندهی و کنترل عملیاتی مستقیم حزب کمونیست چین نیستند، اما این شبکه‌ها به صنعتی چندمیلیارد دلاری با دوام قابل‌توجه تبدیل شده‌اند. با توجه به کنترل سخت‌گیرانه حزب کمونیست چین بر نظام مالی، اینترنت و جریان‌های سرمایه، و سرکوب شدید آن در مواجهه با تهدیدات علیه ثبات مالی یا کنترل سیاسی، تداوم چنین فعالیت‌های گسترده و فرامرزی، دست‌کم بدون نوعی تحمل ضمنی از سوی پکن، بسیار دشوار به نظر می‌رسد.

اجرای قانون و چشم‌انداز

سیاست‌های داخلی به‌شدت حامی رمزارز در دولت دونالد ترامپ، از جمله ایجاد «ذخیره راهبردی بیت‌کوین»، در تضاد با رویکرد تهاجمی این دولت در مقابله با استفاده خصمانه از دارایی‌های دیجیتال قرار دارد. اطلاعات زنجیره‌ای تمرکز ایالات متحده را بر شبکه‌های تأمین وابسته به سپاه، جریان‌های استیبل‌کوینی روسیه و سرقت‌های کره شمالی دقیق‌تر کرد.

در چارچوب کارزار «فشار حداکثری»، دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا در ژانویه ۲۰۲۶ کل صرافی‌های رمزارزی را تحریم کرد؛ از جمله Zedcex (ثبت‌شده در بریتانیا) و Zedxion، به‌دلیل پردازش حجم بالایی از منابع مرتبط با سپاه.

رمزارز به یک میدان نبرد مهم تبدیل شده است: از یک سو شریان حیاتی برای شهروندان در اقتصادهای تحت تحریم، و از سوی دیگر ابزاری برای رژیم‌های سرکش و تأمین مالی فعالیت‌های مجرمانه. با تطبیق و جابه‌جایی مداوم شبکه‌های دور زدن، موفقیت بلندمدت تلاش‌ها برای اختلال در این ساختارها همچنان نامشخص است.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی