Search
Asset 2

تحلیل؛ دوازده حقیقت انکارناپذیر درباره سوسیالیسم مارکسیستی

بنای یادبود کارل مارکس در مرکز شهر کمنیتس، آلمان؛ ۲۹ اوت ۲۰۱۸. (Sean Gallup/Getty Images)
بنای یادبود کارل مارکس در مرکز شهر کمنیتس، آلمان؛ ۲۹ اوت ۲۰۱۸. (Sean Gallup/Getty Images)

نویسنده: کریستین میلورد

در جوامع آزاد که از موهبت بازارهای آزاد و حاکمیت قانون برخوردارند، باید نسل جوان را از حقایق انکارناپذیری که در پسِ ماهیت «جذاب و دلنشین» مارکسیسم نهفته است مطلع کنیم (جمع‌گرایی، کمونیسم، ترقی‌خواهی و سوسیالیسم). ایدئولوژی مارکسیسم دست‌کم دوازده جنبه وجودی دارد که کشورهای دموکراتیک و حتی غیردموکراتیک را تهدید می‌کنند.

اول. مارکسیسم برپایه خداناباوری شکل گرفته است. از این‌رو، همواره در تلاش بوده که ایمان مذاهب راستینی را که تمدن بشری هزاران سال برپایه آن استوار بوده و مردم را در رویارویی با چالش‌های زندگی همراهی کرده از میان بردارد. مارکسیست‌ها با مفهوم خانواده مشکل دارند؛ خانواده‌ای که پایه‌و‌اساس تمام فرهنگ‌ها بوده و پیوندهای اجتماعی را تقویت می‌کند. خانواده‌های سالم از هرنظر موفق‌تر از خانواده‌های ناسالم هستند.

دوم. سیاست‌های مارکسیستی مردم را به‌سمت انعفال فکری و جسمی سوق می‌دهند تا برای تأمین نیازهای خود به دولت بوروکراتیک تکیه کنند. این طرز فکر باعث شکل‌گیری ذهنیت طلبکارانه می‌شود که انتظار دارد دیگران نیازهای افرادی را که حاضر نیستند مسئولیت کارهای خود را برعهده بگیرند تأمین کنند. در مکتب مارکسیسم تلاش چندانی برای کار و مطالعه صورت نمی‌گیرد، اما «طلبکارها» انتظار دارند صرف‌نظر از تلاشی که می‌کنند درآمد بالایی داشته باشند.

سوم. مارکسیست‌ها در خرج‌کردن پول و سرمایه مصادره‌شده کارآفرینان دست‌ودل‌باز هستند، اما در خرج‌کردن پول و سرمایه خودشان خساست به خرج می‌دهند. با این‌حال، بخش عمده پول و سرمایه‌ای که به دست رهبران مارکسیست مصادره می‌شود، درنهایت به دست نزدیکان و وابستگان آن‌ها می‌رسد، نه کارگران کم‌درآمدی که مارکسیست‌ها ادعا می‌کنند قصد کمک به آن‌ها را دارند. این حجم از دورویی باورکردنی نیست.

چهارم. چهره‌های تأثیرگذار مکتب مارکسیسم در دروغ‌گویی با هم رقابت دارند. آن‌ها اقشار آسیب‌پذیر جامعه را که خامِ وعده‌های خوش‌آب‌و‌رنگ مارکسیستی می‌شوند فریب می‌دهند. مارکسیست‌ها از دغل‌بازی به‌عنوان وسیله‌ای برای کنترل مردم و حفظ سلطه بر آن‌ها بهره می‌گیرند. آن‌ها از سوسیالیسم تصویری همچون بهشت روی زمین ارائه می‌کنند، اما در تبدیل بهشت موعود خود به جهنم روی زمین از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند.

پنجم. مارکسیسم یک نظام دل‌بخواهی است که برپایه تناقض بنا شده است. امروز امکاناتی را در اختیار مردم قرار می‌دهند و فردا همان امکانات را از آن‌ها سلب می‌کنند. مارکسیست‌ها گمان می‌کنند هرزمان که بخواهند می‌توانند در قوانین دست برده و مردم را با زورگویی سردرگم کنند و بین‌شان تفرقه بیندازند و قدرت را در دست اقلیتی کوچک متمرکز کنند. قوانین دل‌بخواهی از پیشرفت اقتصادی مردم ممانعت کرده و باعث ایجاد بی‌ثباتی می‌شوند.

ششم. مارکسیسم که مدعی ایجاد برابری است، به‌شکل قابل‌توجهی بر طبقه اقتصادی، رنگ پوست، جنسیت و نژاد افراد تمرکز دارد. این‌طور که پیداست، بعضی‌ها برابرتر از بقیه هستند. مارکسیست‌ها به‌جای ایجاد فرصت برابر به‌دنبال برابریِ نتایج آن فرصت‌ها هستند. سخنگویان دولت‌های مارکسیستی اغلب دانشگاه رفته‌اند و تحصیل‌کرده‌اند، اما وانمود می‌کنند قربانی هستند و از رقابت در دنیای واقعی واهمه دارند و با این‌حال خود را باهوش‌تر از دیگران می‌دانند. آن‌ها هیچ درکی از شهروندی مسئولانه و خردورزی ندارند و از فقدان عقل سلیم رنج می‌برند. مارکسیست‌ها به کسانی که با سختکوشی کار می‌کنند حسادت می‌ورزند و افرادی را که از نظم کاری برخوردارند، از لذت‌های آنی چشم‌پوشی می‌کنند و به کار خود متعهد هستند، به باد انتقاد می‌گیرند.

هفتم. مارکسیست‌ها به پیروان خود وعده آزادی و امنیت می‌دهند، اما درنهایت به دارایی دیگران دست‌درازی می‌کنند و امنیت تنها نصیب کسانی می‌شود که در رأس هرم قرار دارند. درواقع، همه تحت لوای مارکسیسم به یک اندازه در رنج و بدبختی به سر می‌برند؛ به استثنای رهبران خودکامه‌ای که از چپاول به‌اصطلاح «قانونی» خود سود می‌برند. برای اثبات این موضوع کافی است نگاهی به شاخص فلاکت مردم در چین، کوبا، ایران، کره شمالی و روسیه بیندازید.

هشتم. حیرت‌انگیز است که چرا مارکسیست‌هایی که در جوامع آزاد زندگی می‌کنند، جرأت ندارند به کشورهای تمامیت‌خواهی که تحسین‌شان می‌کنند مهاجرت کنند. یعنی دلیلش این است که خودشان هم به شعارهایی که مرتب تکرار می‌کنند باور ندارند یا خدا و خرما را با هم می‌خواهند؟ آن‌ها از مزایای آزادی اقتصادی و آزادی‌های فردی استفاده می‌کنند و هم‌زمان به تقبیح این آزادی‌ها می‌پردازند. متأسفانه آن‌ها مواهب خود را بدیهی می‌دانند. 

نهم. مارکسیسم به‌جای شکوفا کردن گرایش‌های شریف و متعالی انسان، به جنبه‌های وجودیِ تاریک او دامن می‌زند. مارکسیست‌ها دروغ را به حقیقت و حقیقت را به دروغ بدل می‌کنند. آن‌ها با هنر، خلاقیت و نوآوری سر ناسازگاری دارند و پیروی از یک چارچوب فکری واحد را به تفکر نقادانه ترجیح می‌دهند. درواقع، مارکسیسم مکتبی ملال‌آور و فاقد حس شوخ‌طبعی است.

دهم. مارکسیست‌ها هرگز از تاریخ عبرت نمی‌گیرند و محکوم به تکرار تاریخ هستند. این درحالی است که سیاست‌های پادآرمان‌شهری آن‌ها بیش از یک قرن خرابی به بار آورده است. بزرگی گفته بود این‌که کاری را مرتب تکرار کنید و انتظار داشته باشید نتیجه متفاوتی بگیرید، مصداق دیوانگی است. این چکیده‌ای از مکتب مارکسیسم است.

یازدهم. مارکسیست‌ها رذیلت‌ها را ستایش می‌کنند و فضیلت‌های سنتی را اهریمنی جلوه می‌دهند، حال آن‌که پیوسته می‌کوشند تصویری اخلاقی از خود به نمایش بگذارند. آن‌ها با نگاهی از بالا به پایین درباره حفظ دموکراسی و آزادی موعظه می‌کنند، اما هم‌زمان به‌دنبال تضعیف آزادی اقتصادی، آزادی آموزشی و آزادی فردی هستند.

دوازدهم. مارکسیسم مکتبی به‌غایت ناپخته است. مارکسیست‌ها به‌ندرت از گذشته عبرت می‌گیرند و دائماً بر ناکامی‌های خود پافشاری می‌کنند. آن‌ها رفتارهای فاشیستی خود را به دیگران نسبت می‌دهند که مصداق انکار و فرافکنی است. مارکسیست‌ها خواهان داشتن چیزهایی هستند که دیگران با تلاش و زحمت به دست آورده‌اند که رفتاری کودکانه و غیراخلاقی است. بسیاری از مارکسیست‌ها صرفاً وقتی جانب نیروهای حافظ قانون را می‌گیرند که برای محافظت از مهاجران غیرقانونی و شخص خودشان وارد عمل شوند یا وقتی که برای مجازات شهروندان قانون‌مدار به خدمت گرفته می‌شوند. از این‌رو، لازم است که به هروسیله ممکن و با قاطعیت تمام در برابر مارکسیسم ایستادگی کنیم.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

کریستین میلورد، مدرس، مربی، کهنه‌سرباز گارد ساحلی آمریکا و نویسنده ساکن اورنج کانتی است. فرهنگ، اقتصاد، آموزش، سیاست داخلی، سیاست خارجی و امور نظامی از جمله حوزه‌های مورد علاقه او هستند.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی