Search
Asset 2

میراث یگانه | قسمت دوم: میدان نقش جهان؛ وقتی یک میدان، تصویر یک شهر می‌شود

میدان نقش جهان اصفهان بیش از چهار قرن است که محل تلاقی معماری، هنر، مذهب، تجارت و زندگی شهری است. از عالی‌قاپو و مسجد شاه تا مسجد شیخ لطف‌الله و بازار قیصریه، با تاریخ شکل‌گیری این میدان و دلایل ثبت آن در فهرست میراث جهانی یونسکو آشنا شوید.
میدان نقش جهان اصفهان.(ATTA KENARE/AFP via Getty Images)

نویسنده: سیمین سالور

در قسمت نخست مجموعه «میراث یگانه»، با فهرست میراث جهانی یونسکو و جایگاه ایران در آن آشنا شدیم؛ فهرستی که امروز ۳۰ اثر از ایران را در خود جای داده است. در قسمت دوم، سفر به این میراث‌ها را از یکی از نخستین آثار ثبت‌شده ایران آغاز می‌کنیم: میدان نقش جهان اصفهان؛ میدانی که بیش از چهارصد سال است تاریخ و زندگی روزمره یک شهر در آن به هم گره خورده‌اند.

روی نقشه که جستجو می‌کنی «میدان نقش جهان» تو را یکراست هدایت می‌کند به کوچه‎پس‎کوچه‎های پشت میدان. محدودیت‎های ترافیکی باعث شده حتی اگر این شهر را بخوبی بشناسی، با نقشه سراغش بروی. پارکینگ‌های عمومیِ رسمی و غیررسمی هم این را خوب فهمیده‌اند که در همین کوچه‌های پشت میدان جایی برایت باز می‌کنند.

جای ماشین را که درست می‌کنی، یکراست وارد بازار قیصریه می‌شوی. خنکای بازار در چله تابستان گرمای چند لحظه پیش را از یادت می‌برد. بازار پررونق است و رنگارنگ. مغازه‌های خاتم‌کاری، منبت، میناکاری، قلم‌زنی، پارچه‌های قلمکار، معرق، ترکیب جدید مس و فیروزه، فرش هر کدام در گوشه‌ای از بازار جا خوش کرده‌اند و چشم‌نوازی می‌کنند. از دالانی عبور می‌کنی و نور آفتاب می‌زند توی چشمت. از همان جا وارد میدان می‌شوی.

شکوه عالی قاپو روبرویت ظاهر می‌شود. صدای درشکه‌ها که همچنان و هنوز زینت‌بخش این تصویر قدیمی است به گوش می‌رسد. کودکی در آب حوض بزرگ وسط میدان شنا می‌کند و پدرش، لباس‌به‌دست دنبالش است. سر بر می‌گردانی. گنبد فیروزه‌ای بی‌نظیر مسجد شاه را می‌بینی و با چرخش چشم گنبد استثنایی شیخ لطف‌اله، آرام و بی‌ادعا در سمت راست مسجد شاه تو را مجذوب می‌کند. پشت به مسجد شاه که می‌کنی، سردر بازار قیصریه می‌درخشد. اینجا، میدان نقش جهان است!

اما این میدان فقط چیزی نیست که امروز در پایان آن دالان ناگهان پیش چشمت ظاهر می‌شود. چهارصد سال پیش، شاه عباس اول تصمیم گرفت اصفهان را به پایتخت صفویان تبدیل کند؛ شهری که قرار بود نه فقط محل استقرار حکومت، بلکه صحنه‌ای برای نمایش قدرت، مذهب، تجارت و زندگی اجتماعی ایران باشد. برای فهمیدن اینکه چرا این میدان امروز یکی از میراث‌های جهانی ایران است، باید کمی به عقب برگردیم؛ به روزهایی که نقش جهان هنوز ساخته نشده بود.

وقتی شاه عباس اول در سال ۱۵۹۸ میلادی پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کرد، کارش فقط جابه‌جا کردن دستگاه حکومت نبود. او و مشاورانش در پی بازآرایی اصفهان بودند؛ شهری تازه در کنار شهر قدیمی. نخستین برنامه‌های این دگرگونی از سال‌های ۱۵۹۰ و ۱۵۹۱ آغاز شد و میدان نقش جهان یکی از نخستین اجزای این طرح بزرگ بود. میدان و چهارباغ، در کنار هم، استخوان‌بندی پایتخت جدید را شکل دادند؛ پروژه‌ای عظیم که ساخت و تکمیل آن چند دهه طول کشید.

شاه عباس برای این میدان فقط یک فضای خالی بزرگ در نظر نگرفته بود. قرار بود مرکز تازه شهر، کارکردهایی را که هر کدام جای دیگری داشتند، کنار هم جمع کند. در شمال، بازار قیصریه به قلب تجاری شهر وصل می‌شد؛ در غرب، عالی‌قاپو راه ورود به محدوده سلطنتی بود؛ در شرق، مسجد شیخ لطف‌الله برای دربار ساخته شد و در جنوب، مسجد شاه، بزرگ‌ترین نشانه مذهبی میدان، قرار گرفت. چهار ضلع میدان با رواق‌های دوطبقه و حجره‌های بازار به یکدیگر پیوند خوردند و مجموعه‌ای شکل گرفت که یونسکو آن را نمونه‌ای استثنایی از یک طرح شهری منسجم، هماهنگ و یکپارچه می‌داند.

میدان هم کم‌وبیش به اندازه یک میدان معمولی نبود. حدود ۵۶۰ متر طول و ۱۶۰ متر عرض دارد و نزدیک به ۹ هکتار وسعت آن است؛ فضایی که در شهرهای ایران نمونه رایجی نداشت. یونسکو یکی از ویژگی‌های مهم نقش جهان را همین می‌داند: در حالی که بسیاری از شهرهای تاریخی ایران با بافتی فشرده شکل گرفته بودند، اینجا فضایی عمومی و بسیار بزرگ در قلب شهر ساخته شد. اما شاید شگفتی اصلی نقش جهان در اندازه‌اش نباشد. این میدان از همان ابتدا قرار نبود فقط دیده شود؛ قرار بود زندگی در آن جریان داشته باشد.

در روزهای صفوی، میدان محل خرید و فروش، گردش و تماشا و بازی چوگان بود. جشن‌ها و مراسم نوروزی در آن برگزار می‌شد، سربازان در آن صف می‌کشیدند و سفیران خارجی به حضور شاه می‌رسیدند. در حجره‌های اطراف کالا عرضه می‌شد و در ایوان عالی‌قاپو شاه می‌توانست از بالا میدان را تماشا کند. موسیقی، نمایش و سرگرمی هم بخشی از زندگی روزمره آن بود. میدان گاهی برای مراسم رسمی و جشن‌ها خالی می‌شد و گاهی دوباره به فضای پررفت‌وآمد مردم و کسبه بازمی‌گشت. یونسکو نیز دقیقاً به همین وجه اشاره می‌کند و نقش جهان را قلب فرهنگی، اقتصادی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی پایتخت صفوی می‌خواند.

شاید به همین دلیل باشد که اسکندر منشی، تاریخ‌نگار عصر صفوی، در توصیفی مشهور می‌گوید: «می‌گویند اصفهان نصف جهان است؛ اما با گفتن این جمله، فقط نصف اصفهان را توصیف کرده‌اند.»

نقش جهان واقعاً تصویری فشرده از ایران صفوی است؛ جایی که قدرت سیاسی، تشیع، تجارت، هنر و زندگی عمومی در یک فضای واحد کنار هم قرار گرفته‌اند. حتی رابطه میان بناهای اطراف میدان و خود میدان، حاصل یک فکر واحد است. مسجد شاه برای ایستادن رو به قبله ناچار است نسبت به محور میدان زاویه داشته باشد، اما این چرخش طوری طراحی شده که گنبد مسجد از میدان دیده شود؛ گویی معماری بنا و تصویر شهری آن همزمان در ذهن طراح وجود داشته‌اند.

همین ترکیب است که نقش جهان را از یک میدان زیبا به یک میراث جهانی تبدیل می‌کند. یونسکو این مجموعه را در سال ۱۹۷۹، در نخستین سال حضور ایران در فهرست میراث جهانی، به همراه دو اثر دیگر ثبت کرد. اما شاید بهترین آزمون برای فهم نقش جهان این باشد که ببینیم امروز با آن چه می‌کنیم. بعضی میراث‌های جهانی را باید از پشت حصار دید؛ نقش جهان را می‌شود زندگی کرد. می‌شود از بازار قیصریه وارد شد، در حجره‌ها میان خاتم و قلمکار و میناکاری چرخید، در یکی از کافه‌ها و چایخانه‌های سنتی نشست و هنوز بخشی از تجربه اصفهان را با غذا و نوشیدنی فهمید؛ بریانی، خورش ماست، و حتی ترکیب عجیب و دلچسب دوغ‌و‌گوشفیل.

شاید همین ادامه زندگی باشد که نقش جهان را این‌قدر تماشایی می‌کند: چهارصد سال از ساخته شدنش گذشته، اما هنوز فقط یک یادگار از گذشته نیست. میدان همچنان جایی برای آمدن، ماندن، غذا خوردن، خریدن، قدم زدن و نگاه کردن است. و شاید ارزش برجسته جهانی آن دقیقاً همین‌جاست: نقش جهان فقط تصویری از یک شهر صفوی نیست؛ خودش هنوز بخشی از زندگی یک شهر است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی