هنگام شناسایی اشیاء، کلمات شما بر کودکان تاثیر نمیگذارد.

افراد بالغ برای شناخت اشیا و درک دنیای اطراف خود، به میزان بسیار زیادی به اسامی و نامهای اشیا متکی هستند و دانشمندان برای مدت زمانی طولانی بر این باوربوده اند که ذهن کودکان نیز دارای عملکردی مشابه است. اما مطالعات جدید انجام شده دردانشگاه ایالتی اوهایو، نتایج متفاوتی را ارائه می دهد.
ولادیمر اسلاتسکی، یکی از نویسندگان این تحقیق در گزارش مطبوعاتی ایالت اوهایو بیان کرد: “ما بزرگسالان، میدانیم که کلمات دارای قدرتی هستند که ذهن را وادار به پیش بینی و پیش قضاوت میکند. اگر از کلمات برای راهنمایی گرفتن استفاده کنید، اغلب ناامید نخواهید شد.”
مثلا اگر شیئی را ببینید که شکل ظاهری اش مانند خودکار باشد، اما کسی بگوید که ضبط صوت است، ممکن است آن را باور کرده و به دنبال میکروفون و کلید روشن کردنش بگردید.
“ممکن است بیندیشید که نوعی وسیله جاسوسی است، اما با اینکه شبیه به خودکار است، به راحتی میتوانید آن را به عنوان ضبط صوت در نظر بگیرید.”
“بزرگسالان بر این باورند که کلمات، قدرتی منحصر به فرد در دسته بندی چیزها دارند، اما کودکان بدین شکل نیستند.”
اسلاتسکی و وای دنگ، دانشجویی فارغ التحصیل، آزمایشهایی بر روی کوکان پیش دبستانی ۴ تا ۵ ساله و بزرگسالان ۱۷ تا ۱۸ ساله انجام دادند تا دریابند که هر کدام برای شناسایی اشیا چه مقدار به علائم لفظی و چه مقدار به علائم دیداری ارزش میگذارند.
به شرکت کنندگان نقاشیهایی از جانورانی خیالی به نامهای “فلارپس” و “جَلِت” دادند. دو موجودی که در رنگ، فرم سر، بدن، دستها، پاها و شاخک هایشان با هم تفاوت داشتند.
سر این جانوران به میزان زیادی جلب توجه می کرد، طوریکه سر فلارپسها صورتی بود و بالا و پایین میرفت و سر جلتها آبی رنگ بود و به چپ و راست حرکت میکرد.
پس از آنکه شرکت کنندگان نقاشیها را خوب تماشا کردند، شکل جانوری را که نام ویژهای داشت به آنها نشان دادند. این نام با تمام خصوصیات این موجود مطابقت داشت، به استثنای سر، که به جانوردیگری تعلق داشت.
سپس از شرکت کنندگان خواستند که اشکال جانوران را دسته بندی کنند.
اسلاتسکی ذکر کرد: “حدود ۹۰ درصد از کودکان بر اساس خصوصیات سر، اشکال را دسته بندی کردند- حتی اگرنام و خصوصیات دیگر شکل، به حیوان دیگری شباهت داشت.”
“برای کودکان، نام، مشخصهای مانند مشخصات دیگر بود و برایشان به اندازه بارزترین مشخصه، یعنی سر متحرک، اهمیت نداشت.”
در مقایسه، فقط ۳۱ درصد از بزرگسالان از سر جانور در شناسایی آن استفاده کردند در حالی که ۳۷ درصد، تحت تأثیرنام آن برای قضاوت قرار گرفتند.
هنگامیکه محققان آزمایشهای مشابهی با نامهای “گوشتخوار” و “هویجخوار” انجام دادند، دریافتند که حدود دوسوم افراد بزرگسال دسته بندی را براساس نام انجام دادند، در حالی که فقط ۷ درصد کودکان چنین عمل کردند.
یافتهها حاکی از اینست که زبان، آنطور که در گذشته تصور میشد بر استدلال کودکان تاثیر ندارد و این نتایج، به افراد بزرگسال، نگرشی به جهت برقراری ارتباط بهتر با کودکان ارائه میدهد.
اسلاتسکی در گزارشی مطبوعاتی بیان کرد: “تحقیقاتمان نشان میدهد که برای شناسایی اشیا، حتی نامهای بسیار ساده نیز با ویژگیهای دیگر اشیا تفاوتی ندارد. اما خصوصیات بارزتر و برجسته تر اشیا ممکن است بیشتر از نام شیئ تأثیرگذار باشد.”
“اگر بگوییم چیزی “سگ” است خیلی کمتر درک میشود تا این که ابتدا بگوییم قهوهای است و سپس نام آن را بگوییم. و این روش برای دادن شناخت از آن پدیده به یک کودک، کاملا مناسب خواهد بود.
این تحقیقات، در نسخه چاپی مجله “علم روانشناسی” (Psychological Science) به چاپ خواهد رسید.











