Search
Asset 2

حمله به تایوان چه هزینه‌ای برای چین خواهد داشت؟

آیا شی از هزینه حمله به تایوان آگاه است؟ بسیاری از ارزیابی‌ها از این می‌گویند که ارتش آزادی‌بخش خلق درحال‌حاضر نمی‌تواند در یک درگیری مستقیم بر آمریکا غلبه کند.
جنگنده اف-۱۶ ساخت آمریکا در رزمایش سالانه «هان کوانگ» در پایگاه نیروی هوایی هوالیان، تایوان؛ ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۴. (Sam Yeh/AFP via Getty Images)

تفسیر

دونالد ترامپ اندکی پس از دیدار با شی جین‌پینگ، رهبر حزب کمونیست چین، در اواخر اکتبر اعلام کرد که چین هرگز در دوران ریاست‌جمهوری او به تایوان حمله نخواهد کرد، زیرا مقامات چینی «از پیامد این حمله آگاه هستند.» حمایت آمریکا برای تایوان خبر خوشایندی است، اما اظهارنظر ترامپ این پرسش را مطرح می‌کند که آیا شی از هزینه حمله به تایوان آگاه است؟

تحلیل‌های مربوط به تلاش احتمالی پکن برای اشغال تایوان از طریق حمله نظامی به‌طور عمده بر توانمندی نظامی چین و توان دفاعی تایوان متمرکز بوده‌اند، به‌ویژه اگر این کشور از چتر دفاعی آمریکا برخوردار باشد. بسیاری از ارزیابی‌ها از این می‌گویند که ارتش آزادی‌بخش خلق درحال‌حاضر نمی‌تواند در یک درگیری مستقیم بر آمریکا غلبه کند.

با این‌حال، تحلیل‌گران هنوز نسبت به وقوع بدترین سناریو هشدار می‌دهند؛ سناریویی که در آن شی برای تثبیت میراث خود دست به حمله زودهنگام خواهد زد. شی مشروعیت خود را به «رویای چینی» جوان‌سازی ملی تا سال ۲۰۴۹ گره زده و الحاق تایوان به سرزمین اصلی را لازمه تحقق این هدف دانسته است.

موج اخیر پاکسازی‌ها به‌ویژه در سطح رهبران ارشد از جمله ژنرال ژانگ یوشیا، معاون پیشین کمیسیون مرکزی نظامی، به گمانه‌زنی‌ها دامن زده است. با توجه به این‌که گفته می‌شود اکثر اعضای کمیسیون برکنار شده‌اند و کلیت این نهاد اکنون در شی و ژانگ شنگمین، نائب‌رئیس وفادار کمیسیون، خلاصه می‌شود، برخی از تحلیل‌گران می‌گویند شی کسانی را که می‌توانستند او را از حمله به تایوان منصرف کنند کنار گذاشته است. حتی اگر شی چنین قصدی نداشت، نتیجه اقدامات او به این‌جا رسیده است. عدم وجود صدای مخالف در درون سیستم باعث شده که شی درصورت اخذ تصمیم نهایی با مقاومت داخلی کمتری مواجه شود.

صندوق مارشال آلمان و گروه رودیم چندی پیش در گزارشی با عنوان «اگر چین به تایوان حمله کند» به بررسی هزینه‌های احتمالی جنگ طولانی برای پکن پرداختند. نویسندگان تأکید کردند که توجهی به دیدگاه شخصی شی نداشتند و این‌که ممکن است مقامات چینی برآورد درستی از پیامدهای احتمالی حمله نداشته باشند.

حتی اگر هزینه‌ها بالا باشد، درصورتی‌که کفه منافع یا فشارهای سیاسی نسبت به خطرات احتمالی سنگین‌تر باشد، رهبران ملی اقدام خواهند کرد. شی ممکن است به این نتیجه برسد که عقب‌نشینی- به‌ویژه اگر معتقد باشد که تایپه با حمایت آمریکا به‌سوی جدایی پیش خواهد رفت- بیش از یک عملیات نظامی پرخطر به اقتدار او لطمه خواهد زد.

در این گزارش بررسی شده که جنگ و درگیری چه تأثیری بر اقتصاد، توانمندی‌های نظامی، ثبات اجتماعی و جایگاه بین‌المللی چین خواهد داشت. نویسندگان هشدار داده‌اند که جنگ می‌تواند به اختلالات گسترده اقتصادی، تلفات فاجعه‌بار نظامی، ناآرامی‌های اجتماعی و تحریم‌های سنگین منجر شود. به این ترتیب، تحلیل فوق به سه پرسش اساسی منتهی شده است: هزینه حمله به تایوان چه خواهد بود؟ آیا شی به‌طور کامل از این هزینه آگاهی دارد؟ و آیا به آن اهمیت می‌دهد؟ پاسخ به دو پرسش آخر به خودِ شی بستگی دارد، اما پرسش نخست قابل بحث است و تأثیر احتمالی آن بر حزب کمونیست چین می‌تواند مهیب و سنگین باشد.

نویسندگان درباره سناریوی جنگ فراگیر نوشته‌اند که حمله چندین ماه ادامه می‌یابد و آمریکا و متحدانش درگیر جنگ می‌شوند. درگیری با تهاجم آبی‌‌خاکی و حملات موشکی به تایوان و حمله به نیروهای آمریکا در ژاپن و گوآم آغاز می‌شود. نیروهای چینی در تایوان مستقر می‌شوند، اما حملات ادامه‌دار تایوان و آمریکا باعث مختل‌شدن روند ارسال تجهیزات از طریق تنگه تایوان می‌شود. ارتش آزادی‌بخش خلق پس از ماه‌ها نبرد سنگین به سرزمین اصلی عقب‌نشینی می‌کند، درحالی‌که حدود ۱۰۰ هزار نفر از نیروهای خود را از دست داده است. تایوان حدود ۵۰ هزار تلفات نظامی و ۵۰ هزار تلفات غیرنظامی خواهد داشت، آمریکا ۵ هزار نیروی نظامی و هزار نیروی غیرنظامی از دست خواهد داد و ژاپن هزار تلفات نظامی و ۵۰۰ تلفات غیرنظامی خواهد داشت. ارتش چین هم تنها کنترل جزایر کینمن و ماتسو را به دست می‌گیرد.

براساس این گزارش، حمله ناموفق چین هزینه‌های اقتصادی، نظامی، اجتماعی و بین‌المللی هنگفتی به دنبال خواهد داشت. به گفته نویسندگان گزارش، این‌که پکن را الزاماً پیروزِ جنگ بدانیم، پیش‌فرض اشتباهی است. حتی یک درگیری نظامی محدود هم می‌تواند خسارات چندهزار میلیارد دلاری به بار بیاورد.

نمای هوایی از صف خودروهای صادراتی در بندر نانجینگ، استان جیانگسو، چین؛ ۹ دسامب ۲۰۲۵. (AFP via Getty Images)

برآورد گروه رودیم در سال ۲۰۲۲ این بود که خساراتت اقتصادی با ارزیابی‌های محافظه‌کارانه دست‌کم بین ۲ تا ۳ هزار میلیارد دلار خواهد بود، درحالی‌که تحلیل‌گران بلومبرگ هزینه خسارت‌ها را نزدیک به ۱۰ هزار میلیارد دلار پیش‌بینی کرده‌اند. اگر جنگ طولانی شود و با عقب‌نشینی چین خاتمه پیدا کند، تأثیر اقتصادی آن فراتر از مختل‌شدن بازارها بوده و به فروپاشی رژیم پکن خواهد انجامید.

چین درصورت وقوع درگیری آسیب بیشتری خواهد دید، زیرا حدود ۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی و حدود ۱۳ درصد از اشتغال این کشور از طریق صادرات تأمین می‌شود که دو برابر آمریکا است. یک درگیری بزرگ احتمالاً به وضع تحریم‌های گروه هفت منجر خواهد شد. چین سال‌ها بر تولیدات پیشرفته مانند خودروهای برقی، نیمه‌رساناها و فناوری‌های سبز تمرکز داشته و تقویت بازار مصرف داخلی را کم‌اهمیت دانسته است. از این‌رو، پکن بازارهای جایگزین چندان بزرگی برای مازاد تولیدات خود نخواهد داشت. اگر صادرات نباشد، بخش عمده صنعت چین زمین‌گیر خواهد شد که می‌تواند به کاهش تولید ناخالص داخلی بیانجامد؛ افتی که ممکن است حتی از دوره همه‌گیری کووید-۱۹ هم شدید‌تر باشد.

قطع روابط مالی به این افت دامن می‌زند. در این گزارش پیش‌بینی شده که حدود ۳.۳۹ هزار میلیارد دلار از ذخایر ارزی چین مسدود می‌شوند و ۳.۶ هزار میلیارد دلار از سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی این کشور در معرض خطر قرار می‌گیرند. حتی اگر پکن به اهداف نظامی خود دست پیدا کند، از دید نظام مالی جهانی به‌عنوان یک مقصد نامناسب برای سرمایه‌گذاری تلقی خواهد شد که درعمل به جایگاه این کشور به‌عنوان یک قطب مالی جهانی پایان می‌دهد. هنگ‌کنگ هم احتمالاً جایگاه خود را به‌عنوان دروازه اصلی ورود سرمایه بین‌المللی به سرزمین اصلی چین از دست خواهد داد.

امنیت انرژی و غذا هم به وخامت اوضاع دامن می‌زند. اگر جنگ چند ما به طول بیانجامد، آمریکا و متحدانش می‌توانند دست به محاصره از راه دور بزنند و جلوی ۷۰ تا ۹۰ درصد از نفت و حدود ۴۰ درصد از گاز طبیعی وارداتی چین را بگیرند. این امکان وجود دارد که انرژی و غذا جیره‌بندی شود و ناآرامی‌های داخلی افزایش پیدا کنند. در شرایطی که تقاضای داخلی از حالا ضعیف است، تحریم و محاصره می‌تواند آخرین موتور رشد چین را هم هدف بگیرد.

مشروعیت حزب کمونیست چین به ثبات اقتصادی گره خورده است. جنگ ناموفقی که به بیکاری گسترده، کمبود، بحران مالی و انزوای فناورانه بلندمدت منجر شود، می‌تواند اقتصاد جهان را به چند بلوک رقیب تقسیم کند و چین را سال‌ها در انزوا نگه‌دارد. ارتش آزادی‌بخش خلق قدرتمندتر شده است، اما اقتصاد چین نقاط ضعفی دارد که حمله ناموفق برای حزب کمونیست به یک چالش وجودی تبدیل خواهد شد.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو تحلیلگر اقتصادی چین است که بیش از ۲۰ سال را در آسیا سپری کرده است. آقای گراسفو فارغ‌التحصیل دانشگاه ورزش شانگهای است، دارای مدرک ام‌بی‌ای از دانشگاه شانگهای جیائوتنگ است و در دانشگاه نظامی آمریکا در رشته دفاع ملی تحصیل کرده است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی