Search
Asset 2

گام‌های احتمالی بعدی جمهوری اسلامی چیست؟

ادامه درگیری ایران، اسرائیل و آمریکا؛ تهران با تکیه بر جنگ روانی، پهپادها و فشار سیاسی به دنبال تغییر معادلات و خرید زمان است.
نمایش موشک‌های ایران در جریان مراسم سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ در تهران در ۱۱ فوریه ۲۰۲۶.(Majid Saeedi/Getty Images)

نویسنده: کارل شوستر

در حالی که جمهوری اسلامی پس از ناکامی در دستیابی به توافقی بدون امتیاز که می‌توانست حکومت و برنامه هسته‌ای آن را دست‌نخورده باقی بگذارد با محاصره مواجه شده است، روحانیون حاکم برای پایان دادن به این درگیری در تنگنا قرار گرفته‌اند.

آن‌ها ناچارند بر سرکوب و تضعیف اپوزیسیون داخلی که به‌طور فزاینده‌ای قدرتمند و رو به گسترش است تمرکز کنند. حکومت برای رسیدن به این هدف، رویکردی دوگانه در پیش گرفته است.

نخست، فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تهدید کرده‌اند که در صورت پایان نیافتن محاصره از سوی واشینگتن، به کشورهای همسایه و واحدهای نیروی دریایی آمریکا که این محاصره را اجرا می‌کنند، حمله خواهند کرد.

دوم، حکومت تمایل خود را به برقراری آتش‌بس دیگر و دور تازه‌ای از مذاکرات ابراز کرده تا زمان بخرد؛ زمانی که تهران معتقد است به سود او پیش می‌رود. در دور بعدی مذاکرات، تغییر چندانی در مطالبات حکومت دیده نخواهد شد و هدف اصلی آن کسب فرصتی است تا شکاف‌های سیاسی در آمریکا بر سر جنگ، روند خود را طی کند.

تهدید سپاه پاسداران واقعی است؛ اما این به آن معنا نیست که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، باید محاصره را لغو کند. چین این محاصره را به چالش نکشیده و نفتکش‌های او پس از دریافت هشدار از سوی نیروی دریایی آمریکا مسیر خود را تغییر داده‌اند. پکن شرایط کنونی یا تنگه هرمز را زمان و مکان مناسبی برای آزمودن رهبری آمریکا نمی‌داند. با این حال، تبادل اطلاعات میان چین و روسیه و حمایت‌های پنهان مادی ادامه خواهد داشت. در غیر این صورت، جمهوری اسلامی فعلاً به‌تنهایی با این وضعیت روبه‌رو است.

پهپادها مقرون‌به‌صرفه‌ترین سلاح‌های جمهوری اسلامی به شمار می‌روند و تهران از آن‌ها به‌طور گسترده علیه تأسیسات نفتی و پایانه‌های صادراتی همسایگان خود، و همچنین علیه کشتی‌های آمریکایی در تنگه هرمز یا در محدوده آن استفاده خواهد کرد. خسارتی که به این تأسیسات وارد می‌شود ویرانگر نخواهد بود و کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا نیز توانایی مقابله مؤثر با این پهپادها را خواهند داشت.

به‌طور مشابه، موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی، پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا و اسرائیل را هدف قرار خواهند داد؛ در حالی که موشک‌های کروز، قایق‌های تندرو تهاجمی و زیردریایی‌های کوچک به سراغ کشتی‌های آمریکا خواهند رفت. اگرچه نتایج این اقدامات ممکن است از نظر نظامی ناامیدکننده باشد، هدف اصلی تهران اثرگذاری سیاسی این حملات خواهد بود.

اولویت تهران بقای حکومت است؛ هم به‌عنوان یک ساختار حاکمیتی و هم در سطح شخصی. حکومت‌های استبدادی که به اندازه روحانیون و سپاه پاسداران خشونت به خرج داده‌اند، به‌ندرت پس از سقوط نظام دوام می‌آورند. افزون بر این، محتمل‌ترین پناهگاه‌های پس از فروپاشی برای این حکومت، یعنی سوریه و عراق، به‌ترتیب دیگر گزینه‌ای مناسب نیستند یا ممکن است پذیرای آن نباشند.

از آنجا که تهران نمی‌تواند در یک رویارویی نظامی متعارف بر نیروهای اسرائیل و آمریکا غلبه کند، به دنبال دستیابی به یک پیروزی سیاسی در برابر رقبایی خواهد بود که آن‌ها را حساس به تلفات انسانی و هزینه‌ها می‌داند. روحانیون حاکم، ایالات متحده را از نظر سیاسی طرف ضعیف‌تر تلقی می‌کنند و بر این باورند که هر افزایش در قیمت نفت، فشار سیاسی بر دولت دونالد ترامپ را بیشتر می‌کند؛ موضوعی که هم‌اکنون نیز به یکی از مسائل انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا تبدیل شده است.

افزون بر این، هرگونه از دست رفتن تجهیزات گران‌قیمت نظامی، مخالفت‌های سیاسی بیشتری با ادامه جنگ ایجاد می‌کند. در برخی موارد، این تجهیزات دیگر تولید نمی‌شوند. همچنین، کارگاه‌های کشتی‌سازی آمریکا در حفظ و نگهداری ناوهای سالم نیز با مشکل مواجه‌اند، چه برسد به تعمیر یا جایگزینی ناوهای آسیب‌دیده یا از دست‌رفته.

مصرف تسلیحات نیز موضوع دیگری است که تهران امیدوار است از آن بهره‌برداری کند. نه اسرائیل و نه ایالات متحده از ظرفیت صنعتی لازم برای تداوم یک جنگ پیشرفته و گسترده برای مدت طولانی برخوردار نیستند. تهران اطمینان دارد که مخالفان دولت ترامپ تلاش خواهند کرد تأمین مالی لازم برای جایگزینی مهمات مصرف‌شده یا تجهیزات از دست‌رفته را مسدود یا محدود کنند.

از نظر سیاسی، حملات جمهوری اسلامی به اسرائیل، مشابه حملات حزب‌الله، هدفی روانی و سیاسی دارند. تعداد اندکی از موشک‌ها از سامانه‌های دفاعی عبور می‌کنند، اما هیچ سامانه دفاعی‌ای کامل نیست. حتی موشک‌های بالستیک رهگیری‌شده نیز قطعاتی با سرعت بالا ایجاد می‌کنند که در سطح زمین خسارت وارد می‌کند.

همچنین، ضرورت پناه گرفتن زندگی روزمره را مختل می‌کند، تنش ایجاد می‌کند و تهران ممکن است بر این باور باشد که این وضعیت فشار سیاسی برای پایان دادن به درگیری‌ها را بر اسرائیل افزایش می‌دهد. تنها زمان نشان خواهد داد که آیا روحانیون در این ارزیابی درست می‌گویند یا نه؛ اما واکنش افکار عمومی اسرائیل ممکن است برعکس، به سمت درخواست برای حملات شدیدتر علیه ایران سوق پیدا کند.

با این نگاه، تهران از تاکتیک «شلیک و سپس فرار به پناهگاه» استفاده خواهد کرد. این روش اگرچه عملیات آمریکا را پیچیده‌تر می‌کند، اما در دنیای امروز که تحت نظارت گسترده قرار دارد، اجرای آن و بقا در آن نیز دشوارتر است. ایران کیلومترها تونل برای حفاظت از انبارهای تسلیحاتی، پرتابگرهای موشک و پهپاد، و احتمالاً حتی زیردریایی‌های کوچک و شناورهای تندرو خود ساخته است. با این حال، خروجی‌های این تونل‌ها به‌سختی قابل پنهان‌سازی هستند و می‌توان آن‌ها را به‌صورت شبانه‌روزی با پهپادهای دشمنی که برتری هوایی دارد، تحت نظر گرفت. مهم‌تر آنکه این نقاط را می‌توان با سلاح‌های دقیق هدف قرار داد و فرو ریخت.

در نهایت، شرایط آبی خلیج فارس استفاده از حسگرهای صوتی و سونارهای سنتی برای شناسایی زیردریایی‌ها را با چالش مواجه می‌کند، به‌ویژه زیردریایی‌های کوچک با وزن کمتر از ۳۰۰ تُن در حالت غوطه‌ور. اما سامانه‌های جست‌وجوی لیزری که برای شناسایی و نابودی مین‌های دریایی طراحی شده‌اند، در شناسایی زیردریایی‌های کوچک—که معمولاً چهار تا پنج برابر بزرگ‌تر هستند—حتی کارآمدتر عمل می‌کنند. لیزرها به‌ویژه در آب‌هایی با عمق کمتر از ۱۵۰ متر، مانند خلیج فارس و تنگه هرمز، بسیار مؤثر هستند.

این به آن معنا نیست که تهدید جمهوری اسلامی را می‌توان نادیده گرفت؛ چنین نیست، اما نباید آن را عاملی کاملاً بازدارنده نیز تلقی کرد. حکومت این درگیری را آزمونی از اراده‌ها می‌بیند که زمان به سود اوست. او عملیات خود را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کند که بیشترین اثر سیاسی را بر رقبای خود و بخش‌هایی از جامعه جهانی که می‌توانند بر آن‌ها تأثیر بگذارند، داشته باشد. تهران می‌داند که هدف راهبردی اصلی اسرائیل و آمریکا نابودی برنامه هسته‌ای او و سپس تغییر حکومت است.

روحانیون امیدوارند تنها با دوام آوردن، این اهداف را ناکام بگذارند تا افکار عمومی در کشورهای رقیب، دولت‌های خود را به پایان دادن به جنگ وادار کند. از این‌رو، هر زمان لازم باشد پیشنهاد گفت‌وگو می‌دهند و در جریان مذاکرات نیز تا زمانی که فشار نظامی بقای آن‌ها را تهدید نکند یا فروپاشی حکومت نزدیک نشود، سرسخت باقی می‌مانند. در این جنگ، بیشترین هزینه متوجه مردم ایران و اسرائیل است؛ آن‌ها به‌ترتیب برای آزادی و بقای ملی می‌جنگند. برای ایالات متحده، این جنگ تلاشی برای مهار تهدید حکومتی است که بیش از ۴۰ سال است آمریکایی‌ها را کشته و در پی دستیابی به ابزارهایی برای کشتار بیشتر است.

دموکراسی‌ها برای ادامه جنگ به حمایت مردمی، یعنی اراده سیاسی، متکی هستند؛ اما حکومت‌های اقتدارگرا معمولاً نگرانی چندانی درباره اراده داخلی در زمان جنگ ندارند، زیرا می‌توانند مخالفان را زندانی یا حتی حذف کنند؛ همان‌گونه که تهران این کار را در مقیاس گسترده انجام داده است.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: کارل شوستر نویسنده‌ای مستقل است که پس از ۲۵ سال خدمت فعال در نیروی دریایی ایالات متحده، با درجه کاپیتان بازنشسته شد. او پس از پایان خدمت نظامی، به مدت ۲۵ سال به‌عنوان مدرس دانشگاه و مشاور دفاعی فعالیت کرد. او در حال حاضر در هونولولو، هاوایی سکونت دارد.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی