نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو
حزب کمونیست چین در راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا از سطح یک «تهدید دور و دراز» به یک چالش منطقهای ارتقا یافته است. دفاع از میهن، نیمکره غربی و راهبردهای بازدارندهای که نفوذ چین را در آمریکا و قطب شمال کاهش میدهند، جزو اولویتهای این راهبرد هستند که سطح بازدارندگی را در منطقه هند-آرام حفظ میکنند.
در چند سال گذشته و بهویژه در راهبرد دفاع ملی ۲۰۱۸ و راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۲ دولت بایدن، چین رسماً بهعنوان «چالش معیار» یا «تهدید معیار» معرفی شده است. وزارت دفاع آمریکا، که اکنون وزارت جنگ نام دارد، چین را بزرگترین و مهمترین چالش امنیت ملی آمریکا میداند. از اینرو، این کشور در ارزیابی تهدیدها و اولویتهای دفاعی آمریکا در مرکز توجه قرار دارد.
این سلسلهمراتب دستخوش تغییر شده است. راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ با یک چرخش تاریخی همراه بوده است. پنتاگون برای نخستینبار در تاریخ بهصراحت دفاع از میهن و نیمکره غربی را بهعنوان اولویت اصلی امنیت ملی معرفی کرده و چین را در جایگاه دوم قرار داده است. این تغییر باعث شده که برنامهریزی دفاعی آمریکا حول محور آمریکای شمالی و جنوبی متمرکز شود و آمریکا برای تأمین امنیت مرز جنوبی، مقابله با تروریسم مواد مخدر با هدف گرفتن کارتلهای فعال در آمریکای مرکزی و جنوبی و حفاظت از نقاط دسترسی راهبردی از جمله کانال پاناما و گرینلند به استفاده از منابع نظامی روی بیاورد.
در این راهبرد از پدافند موشکی آمریکای شمالی بهعنوان مؤلفه اصلی حفاظت از میهن یاد شده و توسعه و استقرار پدافند موشکی «گنبد طلایی» در اولویت قرار گرفته است. سازوکار دفاعی آمریکا در گذشته بر حفاظت محدود در قبال کشورهای یاغی مانند کره شمالی متمرکز بود، اما رویکرد جدید بر توسعه یک سپر دفاعی فراگیر تمرکز دارد که برای جلوگیری از تهدیدات مشابه طراحی شده است. هدف این است که چین نتواند آمریکا را با استفاده از زرادخانه موشکهای هایپرسونیک و بالستیک دوربرد خود گروگان بگیرد و از مداخله آمریکاییها در خارج از مرزهای کشور جلوگیری کند.
نگاه دوباره به حیاط خلوت آمریکا باعث شده که راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ بهعنوان «متمم ترامپ» برای دکترین مونرو شناخته شود که با هدف جلوگیری از نفوذ چین در آمریکای شمالی و جنوبی، گرینلند و کانادا در دستور کار قرار گرفته است. در این راستا، وظیفه ارتش آمریکا این است که چین را از دستیابی به تجهیزات کلیدی یا توسعه پایگاههای نظامی و تجاری در آمریکای مرکزی و جنوبی بازدارد. نفوذ اقتصادی چین، دسترسی به بنادر، کنترل زیرساختها و تأسیسات دومنظوره جزو تهدیدات مستقیم امنیتی هستند و ارتباطی با رقابت ژئوپلیتیکی ندارند.
این راهبرد از نگرانی فزاینده آمریکا نسبت به اقدامات چین در سایه ناپایداری مرز جنوبی کشور حکایت دارد که برای نمونه میتوان به تأمین پیشسازهای فنتانیل و پولشویی از طریق کارتلهای مکزیکی اشاره کرد. با معرفی این کارتلها بهعنوان بازوهای تروریسم مواد مخدر، مبنای حقوقی و راهبردی لازم برای استفاده از پایش نظامی و هدفگیری دقیق- مشابه عملیاتی که علیه گروههایی مانند القاعده انجام گرفته- فراهم شد تا آمریکا ارتباطات مالی، لجستیکی و عملیاتی کارتلها و واسطهها و تأمینکنندگان چینی آنها را قطع کند.
دسترسی راهبردی هم مورد توجه قرار دارد. چین در زیرساختهای بنادر دو سمت کانال پاناما سرمایهگذاری کرده است. در راهبرد دفاع ملی بهصراحت گفته شده که آمریکا دسترسی نظامی و تجاری به کانال پاناما را تضمین خواهد کرد؛ پاسخی مستقیم به نگرانی کسانی که میگویند چین ممکن است از اهرم تجاری خود برای مهار نیروی دریایی آمریکا در شرایط بحران یا جنگ استفاده کند. کنترل این کانال لازمه حفظ آزادی ناوبری در اقیانوس اطلس و آرام است.
گرینلند جایگاه ویژهای در این راهبرد دارد و نام آن بارها تکرار شده است. عقبنشینی یخهای قطب شمال باعث شده که چین خود را جزو «کشورهای نزدیک قطب شمال» بداند. این کشور همواره به دنبال فرصت مناسب بوده تا حضور خود را از طریق پروژههای زیرساختی و سرمایهگذاری از جمله ابتکارات طرح کمربند و جاده گسترش دهد. پنتاگون گرینلند را یک دروازه راهبردی میداند که نقش مهمی در سازوکار دفاعی آمریکای شمالی، دسترسی به قطب شمال، سامانههای هشدار زودهنگام و امنیت ترنسآتلانتیک دارد. راهبرد دفاع ملی میگوید آمریکا دسترسی نظامی و تجاری به گرینلند را تضمین میکند تا از سلطه چین بر مسیرهای کشتیرانی قطب شمال، پایگاههای راهبردی یا عناصر خاکی کمیاب جلوگیری کند؛ عواملی که میتوانند امنیت آمریکا و متحدان این کشور را به خطر بیاندازند.

نام کانادا هم بهطور مشخص در این راهبرد آمده است. براساس راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶، کشورهای همسایه باید به مسئولیتهای دفاعی مشترک احترام بگذارند و در راستای تحقق آن تلاش کنند تا از گسترش نفوذ چین در قطب شمال، حریم هوایی آمریکای شمالی و زیرساختهای حیاتی منطقه جلوگیری شود. آمریکا دیگر چتر امنیتی یکجانبه آمریکای شمالی نخواهد بود و از کانادا میخواهد بودجه دفاعی خود را بالا برده و ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور را به این امر اختصاص دهد.
بخش مربوط به چین در این راهبرد نسبت به رویکرد پیشین آمریکا تغییر فاحشی داشته است. راهبردهای پیشین بر تعامل و یکپارچگی اقتصادی تمرکز داشتند و فرض را بر این میگرفتند که وابستگی متقابل به تعدیل رفتار چین و همگرایی سیاسی بلندمدت منجر خواهد شد. راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ این فرضیات را کنار گذاشته و راهِ واقعگرایی منعطف و عملی را در پیش گرفته که بر دفاع از منافع ملموس آمریکا تمرکز دارد. این راهبرد بهجای دنبال کردن گزینه تغییر رژیم یا تقابل ایدئولوژیک بر رقابت تمرکز دارد و بازدارندگی، تابآوری و برتری راهبردی را برای محدود کردن توان چین در تضعیف امنیت، رفاه و دسترسی راهبردی آمریکا در اولویت قرار داده است.
هدف اصلی راهبرد جدید این است که چین نتواند به لحاظ راهبردی در آمریکای شمالی و جنوبی نقشآفرینی کند تا از سلطه چین بر منطقه هند-آرام جلوگیری شود. آمریکا همچنان به تجارت و روابط دیپلماتیک با چین ادامه خواهد داد، اما دیگر این کشور را صرفاً به چشم رقیب نمیبیند. چین بهویژه در حیطه سرمایهگذاری، کنترل زیرساخت و دسترسی دریایی در قاره آمریکا و قطب شمال بهعنوان یک تهدید جدی قلمداد میشود.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
دکتر آنتونیو گراسفو تحلیلگر اقتصادی چین است که بیش از ۲۰ سال را در آسیا سپری کرده است. آقای گراسفو فارغالتحصیل دانشگاه ورزش شانگهای است، دارای مدرک امبیای از دانشگاه شانگهای جیائوتنگ است و در دانشگاه نظامی آمریکا در رشته دفاع ملی تحصیل کرده است.
















