Search
Asset 2

«رویه سین‌کیانگ»؛ روایتی تکان‌دهنده از سرکوب اویغورها در چین

کتاب «رویه سین‌کیانگ» نوشته ایتن گاتمن به ادعاها و شواهد مربوط به برداشت اجباری اعضای بدن اویغورها و دیگر موارد نقض حقوق بشر در چین می‌پردازد.
سخنرانی روکیه توردوش، کنشگر اویغور کانادایی، در مراسم سازمان صلح، نظم و حکمرانی خوب کانادا در اتاوا؛ ۹ مارس ۲۰۱۹. (The Epoch Times)

نویسنده: روکیه توردوش

مروری بر کتاب «رویه سین‌کیانگ» نوشته ایتن گاتمن.

کتاب «رویه سین‌کیانگ» ایتن گاتمن را با احترام فراوان و تمرکز کامل شروع کردم. این کتاب بر مستندات مربوط به برداشت اجباری اعضای بدن اویغورها در چین تمرکز دارد و تصویر کاملی از جنایت‌های ضدبشری رژیم پکن ارائه می‌دهد. با این‌حال، اولین‌بار نتوانستم حتی فصل اول را هم تا انتها بخوانم. به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفتم. از این‌که در مواجهه با این موضوع این‌قدر ضعیف بودم و نتوانستم به خواندن کتاب ادامه دهم، احساس بدی پیدا کردم.

نیمه‌شب بود. هنگام خواندن سرگذشت آن زن و آن‌چه در زندان چین بر او گذشته بود، تلاش کردم میان او و خودم دیوار بکشم. اما نتوانستم. دیوار فروریخت و به دنیای آکنده از زشتی و بی‌رحمی راه پیدا کردم.

به‌عنوان پژوهشگر سرگذشت بسیاری از پناهندگان اویغور را خوانده‌ام. با چندین زن نجات‌یافته از اردوگاه‌های کار اجباری درباره تجربه تجاوز جنسی مصاحبه کرده و با ده‌ها پدر و مادر اویغور که فرزندان‌شان به‌شکلی ناپدید شده‌اند و با قربانیانی که از زندان‌های چین فرار کرده‌اند صحبت کرده‌ام. برای تکمیل فصل مربوط به نسل‌کشی اویغورها در کتاب «حق حاکمیت ترکستان شرقی: استعمارزدایی و پیامدهای آن» و برای مقالات پژوهشی‌ام به این گفت‌و‌گوها نیاز داشتم. روایت‌ها هولناک بودند. آن‌قدر بی‌رحمانه بودند که نمی‌توانستم تحمل کنم. اما هیچ روایتی به‌اندازه ماجرای این زن آشفته‌ام نکرد. اسم کوچک او روکیه است. در شهر محل تولد من به دنیا آمده و در خلال فرهنگی رشد کرده که با آن آشنایی دارم. هردو هم‌اسم هستیم.

جواب‌هایی که او در مصاحبه با گاتمن ارائه کرده و نحوه برخورد، تأمل، شجاعت و لحنی که به کار برده گویای آن است که این ماجرا واقعیت دارد و داستان هولناکی نیست که ساخته و پرداخته تخیلاتش باشد. گاتمن مصاحبه را به‌شکل صمیمانه پیش برد تا فشار روانی کمتری به روکیه وارد کند و هم‌زمان از او خواست که روند رویدادها را به‌شکل معکوس به خاطر بیاورد؛ روشی که کارشناسان دروغ‌سنجی از آن استفاده می‌کنند. او همچنین از جزئیاتی پرسید که نشان می‌داد شناخت خوبی از سرگذشت روکیه دارد. طبیعی بود که تروما بر حافظه‌اش اثر گذاشته باشد، اما حقیقت و احساسات بی‌پیرایه او قابل کتمان نبودند. روایت او از انسجام بالایی برخوردار بود. جزئیات ماجرا و ارتباط بین آن‌ها با یکدیگر هم‌خوانی داشتند.

باید تأکید کنم که تجربه این زن واقعاً تلخ و هولناک بوده و چیزی است که بسیاری از زنان اویغور در زندان‌ها، بازداشتگاه‌ها و اردوگاه‌های بازآموزی چین در ترکستان شرقی از سر گذرانده‌اند.

به‌قدری تحت تأثیر قرار گرفته بودم که نتوانستم به خواندن ادامه دهم. معده‌ام از شدت عصبانیت به‌هم می‌پیچید و ساعت ۳:۱۷ بامداد در توالت بالا آوردم. قفسه سینه‌ام درد می‌کرد و نمی‌توانستم خوب نفس بکشم. سرگذشت او فراتر از یک داستان ساده بود. گویی خودم درگیرِ آن اتفاقات بودم. می‌دانستم اگر ادامه دهم، دیگر نه می‌توانم فکر کنم، نه بخوابم و نه غذا بخورم.

سرگذشت روکیه رهایم نمی‌کند. نام او مدام در ذهنم تکرار می‌شود. مرا به وحشت می‌اندازد، آشفته‌ام می‌کند و باعث می‌شود حس کنم کنترلی روی افکارم ندارم. وجودم از خشم لبریز می‌شود؛ خشمی شدید و توأم با درماندگی که مدام می‌گوید هیچ کاری از دستم برنمی‌آید.

اگر من با خواندن داستان روکیه تا این حد تحت تأثیر قرار گرفته‌ام، فکرش را بکنید زنی که این این درد و رنج را از نزدیک تجربه کرده چه حالی دارد؟ دستم را بلند کردم و به او سلام نظامی دادم. برایش دعا کردم و بی‌وقفه اشک می‌ریختم. روکیه صرفاً زنی نیست که از جهنم چین جان سالم به در برده باشد. او فراتر از یک بازمانده است. نیرویی در او جریان دارد که الهی و دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد.

پیام ایتن گاتمن را به خاطر می‌آورم. حق با اوست: ما سرگذشت او را به‌شکل عریان و بی‌پرده با دنیا به اشتراک می‌گذاریم تا شاید بتوانیم بخشی از آسیب روانی او را التیام بخشیم. هدف شخصی من از نوشتن این مقاله آن است که نشان دهم این روایتِ بی‌پرده بر هرانسانی اثر می‌گذارد و مردم را علیه بی‌عدالتی و نسل‌کشی به حرکت وامی‌دارد.

دل به دریا زدم و دوباره سراغ «رویه سین‌کیانگ» رفتم. باید کتاب را تمام کنم و نقدم را بنویسم، شواهد را تحلیل کنم، یاد بگیرم و همیشه به خاطر داشته باشم که در سرزمین مادری‌ام چه می‌گذرد و راهی برای مبارزه در راه آزادی و عدالت پیدا کنم.

«رویه سین‌کیانگ» با شواهد دست‌اول و کمتر‌شناخته‌شده درباره قربانیان برداشت اجباری اعضای بدن توسط رژیم چین سروکار دارد. گاتمن روند و خط زمانی برداشت اعضای بدن را بررسی کرده و اطلاعات خود را با تکیه به شواهد موجود به اشتراک گذاشته است. تکان‌دهنده‌ترین موضوعی که او مطرح می‌کند، برداشت اعضای بدن در چین است که اهداکننده از آن جان سالم به در نمی‌برد و این‌که «کشتن براساس تقاضا» به‌طرز نگران‌کننده‌ای رواج پیدا کرده است. درواقع، یک انسان مثله می‌شود تا مشکل انسان دیگری برطرف شود؛ واقعیتی هولناک که در آن اعضای بدن یک انسان برحسب تقاضا در اختیار انسان دیگری قرار می‌گیرند. شمار بیماران مرفه کشورهای حاشیه خلیج فارس، که به‌دنبال اعضای بدن «حلال» چینی هستند، افزایش یافته و به این‌ترتیب شمار زیادی از مسلمانان اویغور در معرض برداشت اجباری عضو قرار گرفته‌اند و جان‌شان را در این جریان از دست می‌دهند. نکته دیگری که وجود دارد، این است که چین تنها دولت-ملت دنیای متمدن است که این کار را به‌شکل سازمان‌یافته و با حمایت دولت انجام می‌دهد. حزب کمونیست چین همه‌چیز را انکار می‌کند، اما برداشت اجباری اعضای بدن واقعیتی انکارناپذیر و به‌شدت هولناک است.

عمل شرورانه تجاوز جنسی و برداشت اعضای بدن اتفاقی خوسرانه نیست، بلکه جنایتی سازمان‌یافته است که با حمایت حزب کمونیست انجام می‌گیرد که با تکیه به زندان‌ها و شبکه‌های وابسته امکان انجام این جنایت‌ها را فراهم می‌کند و باعث تداوم آن‌ها می‌شود. گاتمن با اشاره به سرگذشت روکیه از پیوند میان تجاوز جنسی و برداشت اعضای بدن پرده برداشته است.

«تجاوز جنسی» و «برداشت اعضای بدن» توسط حزب کمونیست، که هردو زیر شکنجه انجام می‌گیرند، مصداق نقض فاحش کرامت و تمامیت جسمانی انسان هستند و با هدف بهره‌کشی از جسم و با قصد نابودی اقلیت‌های قومی یا مذهبی در دستور کار قرار می‌گیرند.

گاتمن می‌نویسد: «قربانی ممکن است گاهی از تجاوز جان سالم به در ببرد، اما عاملان جنایت، در مواردی مانند مورد روکیه، قربانی را به مرگ از طریق تجاوز تهدید می‌کنند.» روکیه در برابر آن‌ها مقاومت کرد، از تجاوز مرگبار قسر در رفت و نامش از فهرست برداشت اعضای بدن خارج شد.

کشتن اعضای یک گروه و واردکردن آسیب شدید جسمانی یا روانی با هدف نابودی اقلیت‌های نژادی، دینی و یا قومی مصداق نسل‌کشی است. این موضوع به‌صراحت در بندهای «الف» و «ب» ماده ۲ کنوانسیون سازمان ملل متحد مصوب ۱۹۴۸ درباره پیشگیری و مجازات جنایت نسل‌کشی مطرح شده است. پیامدهای مرگبار تجاوز جنسی و برداشت اعضای بدن برای قربانیان از جمله مرگ و آسیب شدید جسمانی و روانی، که در این کتاب به آن‌ها پرداخته شده است، خواننده را متقاعد می‌کنند که چین هدف «نابودی» اویغورها را در سر دارد. برای این موضوع حتی لازم نیست از واژه «نسل‌کشی» استفاده کنید.

«رویه سین‌کیانگ» صرفاً مجموعه‌ای از شواهد جدید و دست‌اول درباره جنایت برداشت اعضای بدن در چین نیست. این کتاب از شیوه‌های مجرمانه‌ای که حزب کمونیست برای کنترل و نابودی اویغورها و مسلمانان ترک‌تبارِ ترکستان شرقی به کار گرفته پرده برمی‌دارد که از جمله می‌توان به کار اجباری، سرکوب فرامرزی و تعقیب و بازداشت پناهندگان اویغور قرقیزستان و تاجیکستان اشاره کرد. این کتاب براساس شواهد دقیق و شهادت دست‌اول اویغورهای خارج‌نشین تهیه شده است؛ مستنداتی که می‌توانند پرونده نسل‌کشی چین و دیگر جنایت‌های ضدبشری این کشور را به دیوان بین‌المللی دادگستری بکشانند.

گاتمن برای آن‌که از صحت اظهارات شاهدان اطمینان یابد، مصاحبه‌های خود را با بررسی متقابل و تطبیق اطلاعات اعتبارسنجی کرده است. نظرات دیوید ماتاس، وکیل بین‌المللی حقوق بشر و پژوهشگر، و دیوید کیلگور، وکیل و سیاستمدار فقید، هم در این کتاب گنجانده شده تا اطلاعات دقیقی درباره تعداد مؤسسات، شمار سالانه اعضای پیوندی در چین، انواع مراکز پیوند عضو و برآورد شمار اویغورهایی که هرساله برای برداشت اعضای بدن مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند ارائه شود.

«رویه سین‌کیانگ» می‌تواند برای طیف گسترده‌ای از مخاطبان به‌ویژه عدالت‌خواهان، قانون‌گذاران، سیاستمداران، کنشگران و پژوهشگران حقوق بشر، جراحان پیوند عضو، پزشکان و دانشجویان خواندنی باشد.

گاتمن به‌عنوان یک روزنامه‌نگار تحقیقی به آسیای مرکزی سفر کرد تا سرنخ‌ها را دنبال کند، شواهد و اطلاعات شاهدان را گردآوری کرده و از جنایت‌های هولناک چین پرده بردارد. او بررسی کرده که حزب کمونیست چین چگونه با استفاده از رویه‌های به‌ظاهر استاندارد و کنترل کیفی سریع تلاش کرده اعتماد مردم را به نظام پزشکی کشور جلب کند و به بیماران درباره عمل پیوند عضو اطمینان خاطر بدهد. او با دلیل و مدرک می‌پرسد چطور ممکن است سازمان غیردولتی بین‌المللی انجمن پیوند اعضا از پرداختن به مسئله فالون گونگ، مسیحیان چینی، تبتی‌ها و مسلمانان ترکستان شرقی اجتناب کند. هدف گاتمن از انتشار این کتاب آن بوده که مردم را به واکنش وادارد. او در این سال‌ها از کنگره آمریکا و نهادهای بین‌المللی خواسته که روند برداشت اعضای بدن در چین را محکوم کنند.

(از چپ به راست) ایتن گاتمن، نویسنده کتاب «رویه سین‌کیانگ»؛ سم براون‌بک، سفیر پیشین آمریکا در امور آزادی بین‌المللی ادیان، و یان یکیلک، سردبیر ارشد اپک تایمز و نویسنده کتاب «کشته‌شده براساس تقاضا»، در جلسه استماع کمیسیون مشترک کنگره و دولت آمریکا در امور چین در کنگره آمریکا در واشینگتن شهادت می‌دهند؛ ۱۴ مه ۲۰۲۶. (Madalina Kilroy/The Epoch Times)

وقتی شنیدم «رویه سین‌کیانگ» منتشر شده است، به گاتمن پیام دادم و تبریک گفتم و بابت تلاش و پشتکاری که به خرج داد تحسینش کردم. از من تشکر کرد، اما معلوم بود که دنبال تعریف و تمجید دیگران نیست. به این فکر می‌کرد که کتابش برای قربانیان بی‌گناه مفید باشد. دغدغه گاتمن این بود که شواهد را به دست مردم برساند و شرایط را برای برگزاری جلسه استماع علنی در کنگره آمریکا فراهم کند تا شاید کسی در برابر جنایت‌های هولناک رژیم چین قد علم کند.

بعدها فهمیدم که طرح مقابله با برداشت نظام‌مند و اجباری اعضای بدن در چین با رأی موافق تمام سناتورها به تصویب رسیده است. تصویب این طرح گام مهمی در جهت پاسخ‌گوکردن عاملان برداشت اجباری اعضای بدن براساس شواهد موجود است که با اعمال تحریم علیه افراد دخیل در این اقدامات پیش خواهد رفت. این اتفاق بدون تحقیقات گسترده «رویه سین‌کیانگ» شدنی نبود. این خبر مرهمی بر قلب رنج‌دیده‌ام بود و جان تازه‌ای به من بخشید. آن شب دعا خواندم و خدا را شکر کردم که به‌رغم رنج عظیمی که دولت‌های زورگو به انسان‌ها تحمیل می‌کنند، افرادی مانند نویسنده این کتاب وجود دارند که حاضر نیستند سکوت کنند و برای تحقق عدالت می‌جنگند و این‌که «شهیدان زنده» بسیاری مانند روکیه پرهات وجود دارند که شجاعانه و بی‌وقفه به مبارزه ادامه می‌دهند.

«رویه سین‌کیانگ» کتاب تأثیرگذاری است، اما نه فقط به این دلیل که از اویغورها دفاع می‌کند و خودم هم اویغور هستم. نویسنده این کتاب شواهد محکمی درباره نسل‌کشی و جنایت‌های ضدبشری رژیم چین گردآوری کرده که می‌توانند عاملان این جنایت‌ها را به دادگاه بکشانند. بازماندگانی مانند روکیه پرهات گواه زنده این ادعا هستند. زنده‌ماندن او از جهنم چین مصداقِ بارز مقاومت است.

«رویه سین‌کیانگ» و روکیه پرهات ضربه‌ای به عاملان این جنایت‌ها زده‌اند که از هرگلوله‌ای مهلک‌تر بوده است.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

روکیه توردوش، نویسنده و پژوهشگر اویغور کانادایی، کارشناس مسائل سیاسی ترکستان شرقی است. او مدیریت مرکز منافع ملی ترکستان شرقی را برعهده دارد و در شهرک میلتن در انتاریو زندگی می‌کند.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی