logo_eet

بنیان‌‌‏گذاری افسانه‌‌‏ای تمدنِ چین: خصوصیات خوب و ارزشمند امپراتور یائو

تصاویر دوران سلسله سونگ، از امپراتور یائو و یو بزرگ (Public Domain-US)
تصاویر دوران سلسله سونگ، از امپراتور یائو و یو بزرگ (Public Domain-US)
تصاویر دوران سلسله سونگ، از امپراتور یائو و یو بزرگ (Public Domain-US)
تصاویر دوران سلسله سونگ، از امپراتور یائو و یو بزرگ (Public Domain-US)

این مقاله یکی از سری مقالات همکاران اپک تایمز است که از نحوه بنیان‌‌‏گذاری تمدن در چین می‌‌‏گوید و گام دیگری است در راستای آشنایی بیشتر با جهان‌‌‏بینی سنتی چین. این مجموعه‌‌‏ها دوره‌‌‏ای از تاریخ چین را بررسی می‌‌‏کنند؛ نشان می‌‌‏دهند که عوامل مهم و اساسی چگونه در خلق فرهنگ خدایی چین نقش داشتند. در این قسمت با امپراتور یائو افسانه‌‌‏ای آشنا می‌‌‏شوید.

تولد یائو

پس از خلق جهان و بشریت و دوران فرمانروایی امپراتور زرد، افسانه‌‌‏های کلاسیک چینی از آوازه و اهمیت  دو فرمانروا یائو و یو بزرگ می‌‌‏گوید.

یائو از زنی به نام چینگ‌‏دو متولد شد که معشوقه امپراتور «کو» بود. طبق وقایع ثبت شده در تاریخچه‌‌‏ای به‌‌‏جای مانده از دوران سلسله هان، پیش از آنکه چینگ دو، یائو را به‌‏دنیا آورد اژدهایی را ملاقات کرد که تصویر پسر آینده‌‌‏اش را به او نشان داد. دوران بارداری او نیز معمولی نبود. یائو ۱۴ ماه کامل در شکم مادرش بود.

نام این پسر فَنگ شان بود، که پس از مرگش به یائو معروف شد.

یائو از زمان جوانی لیاقت، شایستگی و ویژگی‌‌‏های خوب خود را نشان داد. در ۱۶ سالگی به عنوان مسئول شهر تائو منصوب شد. دو سال بعد مقامی رده بالا از فرمانروایی تانگ شد و به برادرش در اداره دربار کمک می‌‌‏کرد.

دوران سلطنت جی

امپراتور «کو» طی سال‌‌‏های پایانی دوران فرمانروایی‌‌‏اش، از میان پسران‌‌‏ خود ۴ نفر را انتخاب کرد که به نظر او جانشین‌‌‏های مناسبی بودند. کو تصمیم گرفت بزرگترین پسرش- جی- وارث تاج و تخت امپراتوری باشد زیرا بزرگتر از بقیه بود.

پس از مرگ کو، جی امپراتور شد.

دوران فرمانروایی جی، دوران خوبی نبود. او سه وزیر در بخش‌‌‏های دولتی، صنعتی و امور مرتبط با محیط طبیعی انتخاب کرد که هرسه فاسد بودند. آنها رسوم سنتی و قوانین طبیعی را زیرپاگذاشتند و امپراتور جی را به سمت زیاده‌‌‏روی‌‌‏های شهوانی کشاندند. او دیگر به فکر مسئولیت‌‌‏هایش در مقام یک امپراتور نبود و کم‌‌‏کم از اداره حکومت فاصله گرفت.

طی این زمان، فجایع طبیعی سرزمین را ویران کردند و مردم نیز ناراضی و بی‌‌‏تاب شده بودند. این‌‌‏طور گفته می‌‌‏شد که فرمانروایی امپراتور جی از دائو «راه» منحرف شده است. در سرزمین دونگ یی شورشی به راه افتاد و یائو برای سرکوبی آن اعزام شد.

در متنی چینی که از قرن دوم پیش از میلاد مسیح به‌‌‏جای مانده ، این‌‌‏طور ثبت شده است که در دوران یائو شش هیولا به مردم هجوم آوردند. اولی یک دیو آدم‌‌‏خوار بود، دومی موجودی شبه‌‌‏‌‌‏انسان و گوشتخوار با دندان‌‌‏های نیش بلند، و سومی «جیوجینگ» که هیولایی نُه سَر و شبه هیدرا بود و می‌‌‏توانست از دهان‌‌‏اش آب و آتش خارج کند. «هیدرا از اسطوره‌‌‏های یونان است که به شکل مار نُه سَر بود و توسط هرکول کشته شد.»

بقیه هیولاها نیز به اشکال مختلف بودند؛ مثلا، پرنده شکاری ترسناک با صورت انسان، گراز دوسَر زشت وحشتناک  و یک مار غول‌‌‏آسا.

«کلاسیک کوه‌‌‏ها و دریاها»، داستانی مشهور و افسانه‌‌‏ای درباره فرهنگ و جغرافیاست. به روایت این داستان، «جان» که امپراتوری آسمانی بود جنگجویی الهی را با نام «هو یی» فرستاد تا در شرایط مصیبت‌‌‏بار چنین فجایعی به انسان‌‌‏ها کمک کند.

به فرمان یائو، هو یی هر شش هیولا را کشت و به رنج و عذاب حاصل از وجودشان خاتمه داد.

یائو از سوی آسمان، مالک تاج و تخت فرمانروایی شناخته شد

با گذر زمان معلوم شد که یائو نسبت به برادرناتنی‌‌‏اش، شایستگی و توانایی بیشتری دارد. به نظر مقامات رده بالای «چهار جهت» نیز یائو برای این مقام ارجحیت داشت. تا اینکه بعد از گذشت ۹ سال، جی در یک فرمان امپراتوری رسما استعفای خود را به نفع یائو اعلام کرد.

«چهار جهت» در تمثیل‌‌‏های مربوط به اسطوره‌‌‏های چین، به جهات چهارگانه شرق، جنوب، غرب و شمال اشاره دارد که نماینده ظهور چهار فصل بهار، تابستان، پاییز و زمستان نیز می‌‌‏باشد. قدمت آن حداقل به دو قرن پیش از میلاد برمی‌‌‏گردد و ۴ موجود آسمانی به شکل ۴ حیوان که هرکدام نماینده  یک جهت هستند؛ اژدها، ببر، پرنده و لاک‌‌‏پشت.

در افسانه‌‌‏ها گقته شده است یائو پیش از امپراتور شدن، خواب دیده بود به‌‌‏طور اتفاقی با اژدهای آسمانی ملاقات می‌‌‏کند. اژدها او را به قله کوه تای و پشت دروازه‌‌‏ی بهشت می‌‌‏برد. در آنچا یائو شکوه و ثروت شهری ملکوتی را می‌‌‏بیند.

سرانجام یائو بر تخت نشست و پینگ یانگ را پایتخت خود قرار داد. او برای حفظ فروانروایی‌‌‏اش به دنبال افراد بااستعداد در بین مردم عادی بود. و برای درک بهتر نگرانی‌‌‏های مردم، امور خود را طوری بررسی و اداره می‌‌‏کرد که مردم عادی بتوانند نگرانی‌‌‏ها و نظرات‌‌‏شان را صراحتا بیان کنند.

حتی اگر یک نفر باشد که گرسنه بماند، این منم که مسئول آن هستم.

امپراتور یائو

همچنین امپراتور جدید، ۴ تزکیه‌‌‏کننده تارک دنیا که در کوه گانش سکونت داشتند را ملاقات کرد. او با احترام و تواضعی شایسته با آنها برخورد کرد.

تصویر دوران سلسله چینگ از امپراتور یائو (Public Domain-US)
تصویر دوران سلسله چینگ از امپراتور یائو (Public Domain-US)

فرمانروایی یائو

حساس بودن نسبت به وضعیت مردم و نظرات آنها، از خصوصیات دوران فرمانروایی یائو بود. امپراتور، چین را به ۹ بخش حکومتی تقسیم کرد که اغلب به این بخش‌‌‏ها سفر می‌‌‏کرد. او از نصایح و همکاری مقامات رده بالای «چهار جهت» نیز استفاده می‌‌‏کرد. در کنار دروازه‌‌‏های شهر تخته‌‌‏هایی چوبی نصب کرده بود که مردم عادی می‌‌‏توانستند روی آن درباره کاستی‌‌‏ها و نواقص حکمرانی امپراتور نظرات‌‌‏شان را بنویسند.

در اسناد تاریخی دوران سلسله هان آمده است که سیما جیان، خصوصیات شایسته و درخور ستایش امپراتور یائو را تحسین می‌‌‏کند: «خصوصیات ارزشمند و خوبی‌‌‏های او به وسعت آسمان بودند. خِرَد او خداگونه بود. نزدیک او بودن همچون نزدیکی به خورشیدی بود که با نور خود جهان پیرامونش را روشن می‌‌‏کند و از دور، مجذوب خصوصیات خوب و ارزشمند او می‌‌‏شدید. او ثروتمند بود ولی سلطه‌‌‏گر و زورگو نبود. اصیل بود ولی خودبین و متکبر نبود. با مردم به‌‌‏خوبی و با نیک‌‌‏خواهی رفتار می‌‌‏کرد. با تمام وجود به فکر مردم سرزمین‌‌‏اش بود. او عملا برای ایجاد نزدیکی و صمیمیت در روابط بین مردم و هماهنگی در زندگی‌‌‏شان، قدم‌‌‏های بزرگی برداشت.»

شعری مردمی از دوران یائو هست که پادشاهی او را به این دلایل می‌‌‏ستاید: «نیک‌‌‏خواهی‌‌‏اش به وسعت آسمان، خِرَدش هم‌‌‏تراز خدایان، همچون خورشیدی که قلب را گرم می‌‌‏کند و ابری که زمین را از سرما می‌‌‏پوشاند، خوبی‌‌‏هایش به‌‌‏روشنی می‌‌‏درخشد و همه دنیا از وجودش بهره‌‌‏مند می‌‌‏شود.»

متن دیگری از سلسله هان موجود است که از علاقه امپراتور یائو نسبت به سعادت و خوشبختی مردمش می‌‌‏گوید مثل این گفته از یائو: « حتی اگر یک نفر باشد که گرسنه بماند، این منم که مسئول آن هستم.»

هو یی، ۹ خورشید را نابود می‌‌‏کند

هو یی، جنگجویی بود که برای خدمت به یائو فرستاده شد و در فرهنگ قومی چین به این دلیل کاملا شناخته‌‌‏شده است که توانست ماموریت خود را انجام دهد و از ۱۰ خورشیدی که زمین را می‌‌‏سوزاندند، ۹ تای آنها را نابود کند.

گفته می‌‌‏شود ظهور ۱۰ خورشید با وجود برخی نشانه‌‌‏های بدشگون پیش‌‌‏بینی شده بود، مثلا دیدن یک هیولای شبه‌‌‏مار با شش پا و چهار بال.

کمی پس از آن خشکسالی شد و روزی رسید که مردم ۴ خورشید در آسمان دیدند. مردم عادی آن سه تای دیگر را ستاره‌‌‏های اهریمنی می‌‌‏دانستند. امپراتور یائو به هو یی دستور داد تا با کمک قدرتش این پلیدی‌‌‏ها را نابود کند.

شاید هو یی تیرهای الهی داشته باشد، ولی این موضوع به پارسایی و تقوای فرمانروا وابسته است.

از وزیر به امپراتور یائو

هو یی نگران بود که چگونه می‌‌‏تواند تنها ستاره واقعی را تشخیص دهد. نمی‌‌‏‌‌‏خواست اشتباهاً مرتکب گناهی بزرگ شود. یائو با گفتن این جمله به او قوت قلب داد: «خورشید واقعی هرگز نابود نخواهد شد.»

وقتی ۱۰ خورشید کامل در آسمان پدیدار شدند، ۹ تیر از کمان هو یی توانست در نابودی‌‌‏شان موثر باشد.

در «کلاسیک کوه‌‌‏ها و دریاها» گفته شده است که امپراتور آسمانی – جون- همراه با همسرش ۱۰ خورشید داشت که آنها را پشت دریاهای شرقی سکنی داده بود. فاجعه اخیر وقتی رخ داد که ۱۰ خورشید تصمیم گرفتند هم‌‌‏زمان طلوع کنند. رودخانه‌‌‏ها خشک شدند و گیاهان پژمردند. سطح زمین می‌‌‏سوخت و هوا به‌‌‏حدی گرم شد که نفس کشیدن مشکل بود.

درحالی‌‌‏که یائو از بی‌‌‏صبری و نگرانی آشفته شده بود، یکی از وزرا پیشنهاد داد که  امپراتور از خوردن گوشت و شراب بپرهیزند و طی نیایشی خالصانه دربرابر آسمان، زمین و نیاکان، در راه خدایان قربانی کنند.

آن وزیر گفت: « شاید هو یی تیرهای الهی داشته باشد، ولی این موضوع به پارسایی و تقوای فرمانروا وابسته است.»

سپس یائو حمام گرفت و به‌‌‏مدت سه روز از خوردن گوشت و شراب پرهیز کرد. هم‌‌‏زمان مراسم پیشکش قربانی دربرابر آسمان و زمین را انجام داد.هو یی نیز به کوه کان لان سفر کرد و در آنجا خالصانه به نیایش پرداخت و از خورشیدها درخواست کرد که از زمین بگذرند.

ولی خورشیدها رضایت ندادند، پس هویی کمان خود را کشید و ۹ ستاره را نابود کرد. در نتیجه آب و هوا باردیگر خنک شد و به حالت طبیعی بازگشت.

اخبار مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *