logo_eet

کشف ویژگی الهام‌‏بخش اُپِرا

146224328817-676x450
«الیزابت دُشانگ» در نقش کالبو و «لی کِروچِتو» در نقش آنا در اپرای «مامِتوی دوم» در سال .۲۰۱۶  (Michael Cooper)
«الیزابت دُشانگ» در نقش کالبو و «لی کِروچِتو» در نقش آنا در اپرای «مامِتوی دوم» در سال .۲۰۱۶
(Michael Cooper)

متزو سوپرانو: به محدوده‌‏ای از صدا در موسیقی یا نوعی از صدای زنانه در خوانندگی و اپرا اطلاق می‌‏شود که در طبقه‌‏بندی صدایی، بین سوپرانو «صدای زیر» و کُنترآلتو «بم‌‏ترین صدای زنانه» قرار می‌‏گیرد.

اپرای «مامِتوی دوم»، توسط آنتونی روسینی که یک آهنگساز ایتالیایی  است و در سال‌‏های «۱۷۲۹- ۱۸۶۸» زندگی می‌‏کرده، نوشته شده است. عنوان این اپرا برگرفته از نام سلطان محمد دوم است که یکی از پادشاهان عثمانی در اواخر قرن چهاردهم بود. او قسطنطیه را فتح کرد و به امپراطوری بیزانس خاتمه داد.

تورنتو- اپرا چیزی بیش از زندگی است. تلفیقی از کلمات و موسیقی، نملیش‌‏نامه‌‏ای را خلق می‌‏کند که ممکن است به شیوه‌‏ای غریب و همزمان آشنا و صمیمی با ما ارتباط برقرار کند.

به همین دلیل است که برخی از بهترین اپراها چند صدسال باقی می‌‏مانند و هنوز هم برای مخاطبان گیرایی دارند، به‌‏طوری‌‏که در حد نخستین اجراهای ابتدایی‌‏شان، یا حتی گاهی بیش از آن زمان جذابیت دارند.

 الیزابت دُشانگ، خواننده متزو سوپرانوی آمریکایی است. او اخیرا در اپرای «مامتوی دوم»، نوشته روسینی و محصول شرکت اپرای کانادایی «COC»، اجرا داشته است. این خواننده اپرا می‌‏گوید: «من فکر می‌‏کنم که اپرا ‌‏نوعی الهام‌‏ است.»

دُشانگ می‌‏گوید: «به نظر من هروقت شما بتوانید خود را جای فرد دیگری قرار دهید… هرزمان شما بتوانید موقعیت یا احساسات فرد دیگری را زندگی کنید، فرصتی است که از آن طریق در وجودتان شفقت، همدردی و همدلی خلق می‌‏شود.»

الیزابت دُشانگ، خواننده متزو سوپرانو(Kristin Hoebermann)
الیزابت دُشانگ، خواننده متزو سوپرانو(Kristin Hoebermann)

و اما موسیقی…هنری که هم از قدرت صدای انسان استفاده می‌‏کند و هم ابزار گروه ارکستر است تا با کمک آن، مفاهیم ورای کلمات متن آوازها را به شنوندگان منتقل کند.

به همین دلیل است که موفق‌‏ترین اجراهای اپرایی، موسیقی را در اولویت قرار می‌‏دهند.

دُشانگ در ادامه توضیح می‌‏دهد: «اپرا درباره موسیقی است. صحنه‌‏ای برای ارائه موسیقی است. آن، تجسمی شگفت انگیز است که ماجرایی جالب توجه و زنده را می‌‏سراید؛ ولی اگر شما موسیقی را در اولویت قرار دهید، و اگر تمامی این عوامل از زبان موسیقی ارائه شوند، نهایتا همه چیز را در بهترین حالت خود خواهید داشت.»

هرکسی که اپرایی را در یک کنسرت تماشا کرده است، احتمالا تشخیص می‌‏دهد که چنین تجربه‌‏ای به اندازه تماشای نمایش تئاتری آن، زنده و پرشور و نشاط است.

دقیقا همان‌‏طور که یک رمان این قدرت را دارد که از میان کلمات برای شما تصویر ذهنی ایجاد کند، اپرا نیز آن‌‏قدر توانمند هست که قوه تخیل شما را با کمک متن آوازها و یا حتی بیشتر با موسیقی تحریک کند.

المپیک‌‏های اپرا

دُشانگ، تماشای اپرا را با تماشای مسابقات المپیک مقایسه می‌‏کند.

«حتی افرادی که اهل ورزش نیستند، از رویدادهای المپیک باخبرند تا بفهمند که ورزشکاران در بهترین حد تلاش‌‏شان چه می‌‏کنند و به چه نتیجه‌‏ای می‌‏رسند. من فکر می‌‏کنم در قلمروی موسیقی، اپرا چنین نقشی را ایفا می‌‏کند.»

به‌‏علاوه، این شکل از هنر، فرصتی است برای کشف خویشتن.

دُشانگ می‌‏گوید: «اپرا باید الهام‌‏بخش ما برای بودن و شدن باشد، برای خیال‌‏پردازی و تجربه کردن. به نظرم ما نیز هنگام تماشای اپرا می‌‏توانیم آن را حس کنیم. می‌‏توانیم هنر شگفت‌‏انگیز افراد را روی صحنه ببینیم و بشنویم و می‌‏توانیم از میان نت‌‏های موسیقی به ژرفای درون سفر کنیم. این ترکیبی عالی از چیزها در کنار یکدیگر است.»

« و به همین علت است که من مایل به انجام این کار هستم. در زمینه موسیقی، آن را عالی‌‏ترین آرمان درنظر می‌‏گیرم- یعنی این‌‏که قادر باشم روی صحنه حاضر شوم، بدون عوامل تقویت کننده صدا و صرفا با تکیه بر آنچه بدن‌‏ام و تخیلات‌‏ام می‌‏توانند اجرا کنند، پیش روم.»

او می‌‏گوید: «به نظرم اپرا الهام‌‏بخش ماست تا در هر زمینه‌‏ای که می‌‏خواهیم کار کنیم، عالی باشیم. می‌‏توانیم درباره خودمان یاد بگیریم و رشد کنیم. به عقیده من، به چنین چیزهایی نیاز داریم تا به اشتیاق درونی‌‏مان پرو بال دهد.»

اخبار مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *