نویسنده: جف مینیک
در یکی از مراسمهای مهم تلویزیونی در آمریکا در سال ۱۹۹۷ فرد راجرز؛ مجری محبوب برنامه کودک «محله آقای راجرز»؛ جایزه یک عمر دستاورد امی را دریافت کرد. اما چیزی که این لحظه را متفاوت کرد، نه خود جایزه، بلکه سخنرانی کوتاه و تأثیرگذار او بود؛ فقط ۱۵۳ کلمه که بعدها به یکی از بهیادماندنیترین لحظات تلویزیونی تبدیل شد. بخش مهم متن این سخنرانی به این شرح است:
«افراد زیادی به من کمک کردند تا به امشب برسم. برخی از شما اینجا هستید، برخی دور هستند، و برخی حتی در بهشتاند. همه ما کسانی خاص در زندگیمان داشتهایم که ما را با محبتشان به وجود آوردند. آیا میتوانید همراه من ۱۰ ثانیه وقت بگذارید و به کسانی فکر کنید که به شما کمک کردند به آنچه امروز هستید تبدیل شوید، کسانی که به شما اهمیت دادند و بهترینها را برایتان در زندگی خواستند؟ ۱۰ ثانیه سکوت. من زمان را نگاه میکنم.»
در حالی که راجرز به ساعتش نگاه میکرد، دوربین چهره چند نفر از حاضران را نشان داد که چشمانشان از اشک برق میزد.
او ادامه داد: «هر کسی که به او فکر میکردید، حتماً خوشحال میشود اگر بداند چه تأثیری بر شما گذاشته است. شما میدانید اینها همان نوع افرادی هستند که تلویزیون باید آنها را به جهان ما معرفی کند. تشکر ویژه از خانوادهام، دوستانم، و همکارانم در مؤسسه ارتباطات خانواده در پخش عمومی، و از این آکادمی که در تمام این سالها مرا تشویق کرد و اجازه داد همسایه شما باشم. خدا همراهتان باشد. بسیار متشکرم.»
با اینکه او هرگز این واژه را به زبان نیاورد، راجرز در واقع از «قدردانی» سخن میگفت.
درباره قدردانی، سیسرون، فیلسوف و سیاستمدار رومی، گفته است: «این فضیلت نهتنها بزرگترین است، بلکه مادر همه فضیلتهای دیگر نیز هست.» شجاعت، عدالت و دیگر فضیلتها همچون هدیهای از سوی دیگران به ما میرسند؛ همانگونه که نعمتهایی مانند زندگی، آزادی و جستوجوی خوشبختی. این سه مورد حقوق طبیعی هستند؛ اما مانند فضیلتها، پیشینیان ما آنها را حفظ کردند و به ما سپردند. ما نیز بهخاطر نگهداری آنها مدیون سپاسگزاری هستیم.
قدردانی یعنی شناخت خوبیهای زندگی، حتی در روزهایی که همهچیز بههمریخته به نظر میرسد. اگر بخواهیم بگوییم، نوعی دارو برای قلب، روح و ذهن است که به حفظ سلامت هر سه کمک میکند. از سوی دیگر، هنگام بد شدن اوضاع، بهعنوان پادزهری نیرومند در برابر خشم و ناامیدی عمل میکند. قدردانی میتواند ما را از یک روز سخت عبور دهد و اگر به یاد داشته باشیم سپاسگزار باشیم، صبح روز بعد را با انرژی آغاز کنیم.
وقتی قدردانی کمرنگ باشد، یا بهصورت اتفاقی و ناپیوسته به سراغش برویم، یا بدتر از آن اصلاً وجود نداشته باشد، جهان به جایی تاریکتر و تهیتر تبدیل میشود. در اینباره میتوانم از تجربه خودم بگویم. در سی سال نخست زندگی بزرگسالیام، روزهایم را با فهرست کارها و نبردهایی که باید انجام میدادم آغاز میکردم. پس از بیدار شدن، بیدرنگ وارد مسئولیتهایم میشدم؛ دو کسبوکار را اداره میکردم، در تربیت و آموزش خانگی چهار فرزند کمک میکردم و همیشه درگیر مسائل مالی بودم. بهندرت مکث میکردم تا برای همسرم، فرزندان زیبایم، آزادیام، زندگی در آمریکا و خودِ زندگی سپاسگزار باشم.
در اشاره به این نگرش رایج، نویسنده و روزنامهنگار جی. کی. چسترتون نوشته است: «در زندگی، مسئله اساسی این است که آیا چیزها را بدیهی میدانید یا با قدردانی میپذیرید.» من آنها را بدیهی میدانستم.
همهچیز در سال ۲۰۰۴ تغییر کرد؛ زمانی که همسرم بر اثر پارگی آنوریسم مغزی درگذشت. فقدان او پرده از غفلت ناآگاهانهام برداشت. چند سال طول کشید؛ اما قدردانی از افرادی که دوستشان داشتم و چیزهایی که برایم ارزشمند بودند، از غریبهای دور به دوستی نزدیک تبدیل شد. سالهاست که هر روز را با یک فنجان قهوه و جملهای کوتاه—کمتر از ۱۰ ثانیه—آغاز میکنم: «خدایا، برای یک روز دیگر سپاسگزارم. کمکم کن آنچه باید انجام دهم، انجام دهم.» این روزها این جمله معنای عمیقتری هم پیدا کرده است. وقتی به سن من میرسید، قدردانی برای یک روز دیگر، دعایی توخالی نیست.
این عادت روزانه، به باور من، زندگیام را تغییر داده است. البته هنوز هم دلسرد میشوم، هنوز هم ناراحت میشوم؛ اما دیگر مانند گذشته نیست. وقتی قدردانی در وجودتان ریشه میگیرد، به ویژگیای پایدار تبدیل میشود؛ سپری در برابر آسیبهای عمیقتر احساسات گذرا و ناامیدیها.
یک پژوهش آنلاین که توسط «هاروارد هلث پابلیشینگ» گزارش شده، این تجربه را تأیید میکند. پژوهشگران دریافتهاند که قدردانی آگاهانه، بهبود وضعیت عاطفی را به همراه دارد، خطر افسردگی را کاهش میدهد و حتی شاخصهای مطلوبی برای سلامت قلب ایجاد میکند.
برای کسانی که به این تمرین عادت ندارند و میخواهند آن را آغاز کنند، این مقاله چند پرسش پیشنهاد میدهد. چهار مورد از آنها عبارتاند از: امروز چه اتفاق خوبی افتاد؟ چه چیزهایی را بدیهی میدانم که میتوانم بابتشان سپاسگزار باشم؟ از کدام افراد زندگیام قدردان هستم؟ مهربانانهترین کاری که کسی اخیراً انجام داده یا گفته چه بوده است؟
میتوان به این فهرست دلایل بیشماری برای قدردانی افزود.
و باز به چسترتون، استاد جملات کوتاه و پرمعنا: «من معتقدم سپاسگزاری بالاترین شکل اندیشه است؛ و قدردانی، شادیای است که با شگفتی دو برابر شده است.»
روش آقای راجرز را امتحان کنید. فقط با ۱۰ ثانیه شروع کنید؛ به یاد آوردن کسی که به شما کمک کرده تا به آنچه هستید تبدیل شوید. روز بعد و روزهای بعد هم ادامه دهید و به سایر نعمتهای زندگیتان فکر کنید. اگر این تمرین را روزی ۱۰ ثانیه—یا اگر خواستید چند بار در روز—برای حدود یک ماه انجام دهید، احتمالاً خیلی زود خواهید دید که شادیتان با شگفتی دو برابر شده است.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: جف مینیک چهار فرزند دارد و جمعی رو به افزایش از نوهها. او به مدت ۲۰ سال به گروههایی از دانشآموزان آموزش خانگی در شهر اشویل، ایالت کارولینای شمالی، تاریخ، ادبیات و زبان لاتین تدریس کرد. او نویسنده دو رمان با عنوانهای «آماندا بل» و «غبار بر بالهایشان» و دو اثر غیرداستانی با نامهای «در مسیر یادگیری» و «فیلمها انسان را میسازند» است. او اکنون در فرانت رویال، ایالت ویرجینیا زندگی میکند و به نویسندگی مشغول است.

















