
اردوگاههای کار اجباری در چین، حیاط خلوتی برای ارضای تمایلات سادیسمی بازجویان حزب کمونیست
“در صورتی که این نامه را یافتید، لطف کنید و آن را به یک سازمان جهانی حقوق بشر ارسال کنید. اینجا هزاران نفر از شما به خاطر این کمک سپاسگزارند و برای همیشه شما را به خاطر خواهند داشت.”
اینها نخستین جملات از نامهای است که “جولی کیت” از ایالت اورگان امریکا، در دسامبر سال ۲۰۱۲ آن را در یک بستهی وسایل تزئینی هالووین پیدا کرد. نامهای که مخفیانه توسط یکی از زندانیان اردوگاه کار اجباری “ماسانجیا” در چین نوشته شده و در بستهی تزئینات هالووین جاسازی شده بود.
انتشار این نامه در صفحهی فیسبوک جولی سرآغازی بود تا نشریات مهم امریکا یکی پس از دیگری، واقعیات هولناک پشت پردهی اردوگاههای کار اجباری در چین را آشکار سازند.

اردوگاههای کار اجباری که حکومت چین آنها را اردوگاه تربیتی مینامد، با دو هدف شستشوی مغزی زندانیان از راه اِعمال شکنجههای جسمی و روحی به جهت ایجاد تغییر در عقاید آنها، و استفاده از نیروی کار زندانیان به صورت رایگان در جهت تولید اقتصادی و سودآوری برای رژیم تأسیس شدند.
استفادهی سیستماتیک از ضرب و شتم، محرومیت از خواب و انواع دیگر شکنجه، به ویژه در مورد افرادی که از ابراز ندامت خودداری میکنند امری رایج است.
هدف اصلی در اردوگاه کار اجباری، زندانیان عقیدتی هستند و این افراد هستند که مورد شدیدترین شکنجهها و رفتارهای وحشیانه قرار میگیرند. قاتلان، سارقان و معتادان که به طور عادی در حال گذراندن دورهی محکومیت خود هستند، برای حزب کمونیست موضوعیتی ندارند. اما زندانیان عقیدتی، وکلا و فعالان حقوق بشر برای حاکمیت چین از اهمیت ویژهای برخوردارند و حزب از هر راهی برای وادار کردن آنها به “تغییر و دگرگونی” استفاده میکند.
خبرگزاری “C.N.N” پس از ماهها جستجو، سرانجام دو هفتهی پیش توانست از طریق یک منبع قابل اعتماد، مردی را که نویسندهی نامهی فوق در اردوگاه ماسانجیا بود در پکن پیدا کند. وی که از اردوگاه آزاد شده بود، همچنان ترس از دستگیری مجدد را داشت و به همین دلیل تنها با شرط مخفی کردن هویت اصلیاش، حاضر به انجام مصاحبهی تلویزیونی شد. برای حفظ امنیت بیشتر، نام “ژانگ” برای وی انتخاب شد.
در سال ۱۹۹۹ “جیانگ زِمین”، دبیرکل حزب کمونیست چین، عملیات گستردهای را جهت حذف فیزیکی تمرینکنندگان روش معنوی فالون گونگ (فالون دافا) آغاز کرد که نقطهی عطفی در استفاده از اردوگاه ماسانجیا، به عنوان هستهی اصلی مراکز شستشوی مغزی و شکنجهی زندانیان عقیدتی در چین بود.
او که تمرین کنندهی روش معنوی “فالون گونگ” است، چند ماه پیش از المپیک تابستانی ۲۰۰۸ پکن دستگیر و به دو سال و نیم کار اجباری در اردوگاه مخوف ماسانجیا در شمال شرقی چین محکوم شد. وی در مصاحبه با “C.N.N” جزئیات بسیاری از آنچه که در اردوگاه کار ماسانجیا میگذرد را فاش کرد.”
به گزارش “C.N.N” و به نقل از آقای “ژانگ”، اولین اتفاقی که زندانی در بدو ورود به اردوگاه با آن مواجه میشود، توهین و تحقیر و زیرپا رفتن شأن انسانی اوست.
آقای “ژانگ” بیان کرد که استفادهی سیستماتیک از ضرب و شتم، محرومیت از خواب و انواع دیگر شکنجه، به ویژه در مورد افرادی که از ابراز ندامت خودداری میکنند امری رایج است.
تاریخچهی تأسیس اردوگاه ماسانجیا به ۱۹۵۶ بازمیگردد. از آن زمان تا کنون، هزاران زندانی با جرم “دگر اندیشی” و بدون محاکمهی رسمی بر اساس موازین کنوانسیونهای بینالمللی حقوق بشر، در این اردوگاه زندانی و مجبور به انجام کار سخت و تحمل شکنجه برای بازگشت از عقاید خود شدند. بسیاری نیز پیش از پایان دوران محکومیت خود جان دادند.
در سال ۱۹۹۹ “جیانگ زِمین”، دبیرکل حزب کمونیست چین، عملیات گستردهای را جهت حذف فیزیکی تمرینکنندگان روش معنوی فالون گونگ (فالون دافا) آغاز کرد که نقطهی عطفی در استفاده از اردوگاه ماسانجیا، به عنوان هستهی اصلی مراکز شستشوی مغزی و شکنجهی زندانیان عقیدتی در چین بود.
کار سخت، شکنجهای با سودآوری اقتصادی بالا
در اردوگاههای کار اجباری، زندانیان موظف هستند از ساعت ۶:۳۰ صبح تا نیمههای شب به تولید محصولات متنوعی چون اسباب بازی، وسایل تزئینی، پوشاک و غیره بپردازند.
در ماسانجیا نیز به مانند سایر اردوگاهها، برای هر زندانی سهمیهی روزانهای برای تولید محصولات در نظر گرفته میشود که نه تنها خارج از استاندارد است، بلکه به جهت فشار روحی و جسمی بیشتر به زندانی، این سهمیه تا حد امکان بالا در نظر گرفته میشود. به این ترتیب زندانی در اثر کار زیاد از نظر روحی و جسمی درهم شکسته میشود.
به گفتهی آقای ژانگ: “کار بیشتر برای ما به راه فراری برای پیشگیری از شکنجهی بیشتر تبدیل شده بود. ما به مرور دریافتیم که هرچقدر بیشتر کار کنیم، بیشتر از حملات لفظی و فیزیکی زندانبانان در امان خواهیم بود.”
در صورتی که زندانی موفق نشود تا در موعد تعیین شده حجم کاری خود را به پایان برساند، با مجازات و شکنجه روبرو خواهد شد.
بسیاری از اوقات سرپرست بخش، برنامهی کاری یک زندانی را به اندازهای تعیین میکند که مطمئن باشد اتمام آن غیرممکن است، در نتیجه علاوه بر کار طاقت فرسا، شکنجه شدن زندانی در پایان کار نیز امری محتوم است. به این ترتیب با ترکیب کار سخت و شکنجه، سعی در تسریع فرآیند دگرگونی فرد دارند.
بر طبق گزارشهای ارسال شده از زندانیان سابق اردوگاههای کار اجباری، فشار بر زندانیان عقیدتی، درست پیش از برگزاری کلاسهای شستشوی مغزی افزایش مییابد. همچنین در پایان کلاسها نیز در صورت امتناع زندانی از امضای برگههای ندامت، این فرآیند به سرعت از سر گرفته میشود.
برای مثال “لیو هوآ” که خاطرات دورهی کار اجباری خود را مخفیانه به خارج از ماسانجیا فرستاد، در بخشی از خاطراتش نوشته: “در طول روز، کار ۱۸۰۰ تا ۲۰۰۰ قطعه لباس را تمام میکردم. کسانی که میبایستی لباسها را اتو میکردند، سهمیهی روزانهای معادل ۳۰۰۰ قطعه داشتند. کسی که مسئول کوک زدن و دوخت محصولات نهایی بود، میبایست هر روز ۳۲۰ قطعه لباس تولید میکرد.”
در بخش دیگری از یادداشتهای او آمده که بعد از اینکه وی سهمیهی یک روزش را به پایان رساند، سرپرست بخش به او گفت که بر روی ۵۰ قطعهی دیگر کار کند. لیو از سرپرست خواست که رفتار منطقیتری داشته باشد اما سرپرست او را در جلوی نگهابانان مورد ضرب و شتم قرار داد، به طوری که مجبور شدند او را برای سیتیاسکن به بیمارستان زندان “دابِی” ببرند. این اتفاق در روز ۲۰ ژوئیهی سال ۲۰۱۰ رخ داد.
منوی متنوعی از شیوههای شکنجهی جسمی
گزارشهای زندانیان عقیدتی آزاد شده از ماسانجیا، بیانگر تنوع شیوههایی است که بازجویان در شکنجهی زندانیان به کار میبرند.
شکنجههایی مانند نیمکت ببر، تخت مرگ، ممانعت از خوابیدن به مدت طولانی، سوء استفادهی جنسی، باتوم الکتریکی، خوراندن اجباری و دهها روش دیگر. عواقب استفاده از این روشها گاه تا پایان عمر با زندانی باقی میماند و در بسیاری از اوقات نیز زندانیان در خلال شکنجه جان خود را از دست دادهاند.
خانم “وانگ چانیینگ” در گزارش ارسالی خود به وبسایت مینگویی، بیان میکند که چطور به مدت ۱۶ ساعت با دستبند به دو تخت دو طبقه بسته شده بود و نگهبانان با لگد زدن به تختها دردش را تشدید میکردند.

وی میگوید: “نه میتوانستم بایستم و نه قادر بودم به حالت چمباتمه بشینم. دستبند خیلی محکم دور دستهایم بسته شده بود. گرچه هوای شهر “شنیانگ” در زمستان بسیار سرد بود و دما به حدود ۱۷ تا ۱۸ درجه زیر صفر میرسید، اما از درد وحشتناک بهشدت عرق میریختم. طولی نکشید که دستهایم ورم کرده و کبود شدند.”

در مورد دیگری که گزارش کامل آن در سایت مینگهویی آمده است، شخصی به نام “ژونگ”، پس از قرار گرفتن در معرض ضرب و شتم، شوک الکتریکی و “خوراندن اجباری”، پای چپ خود را از دست داد.
خانم “کای گوشیان” از شهر “سونگیوان” واقع در استان “جیلین” که در اردوگاه کار اجباری زنان جیلین زندانی شد، به یاد میآورد که چگونه رئیس اردوگاه بر سرش فریاد میکشید: “۱۰۸ نوع روش شکنجه داریم! فکر میکنی میتوانی زنده از اینجا بیرون بروی؟”


رها کردن زندانی در بند مجرمین خطرناک
یکی از ترفندهای معمول مأموران زندان، رها کردن زندانیان عقیدتی در بند زندانیان خطرناک و مجرمین سابقهدار است. بدینوسیله ضمن آزار و اذیت فرد مذکور، هر گونه مسئولیت حقوقی بابت شکنجه افراد نیز از مسئولان سلب میشود.
برای نمونه میتوان به گزارش خانمی با نام “یین لیپینگ” اشاره کرد که در اکتبر ۲۰۱۳ در وبسایت “مینگهویی” منتشر شد. بر طبق این گزارش، مأموران وی را برای شکنجه به اتاقی فرستادند که پر از زندانیان خطرناک بود و وی به مدت ۲ روز مورد تعرض گروهی قرار گرفت.
استفاده از این شیوه جهت ایجاد وحشت و در همشکستن روحیهی زندانی در اردوگاههای کار اجباری رایج است.
ماهیت حزب کمونیست که سالها با دروغ، تزویر و استبداد سعی در کنترل کشور داشته است، هیچگونه اصلاحاتی را بر نمیتابد و هرگونه تلاش در تغییر پیشفرضهای ایدئولوژیک و سیاستهای اصلی حزب، به معنی سرآغازی بر پایان آن خواهد بود.
چشمانداز آینده
رژیم چین تا کنون بارها بر اثر فشارهای بینالمللی، وعدهی تعطیلی اردوگاههای کار اجباری را داده است. در آخرین مجمع عمومی کمیتهی مرکزی حزب کمونیست چین نیز رهبران حزب با توجه به انتقادات جامعهی جهانی، وعدهی اصلاحات در ساختار قوانین جزائی را دادند. صد البته حتی در صورت برچیده شدن چند اردوگاه بدنام، نمیتوان تصور کرد که شکنجه و آزار زندانیان و سیستم کار اجباری به طور کامل از دایرهی تبدیل زندانیان عقیدتی حذف شود. زیرا حذف شکنجه و آزار در کشوری مانند چین، بیش از آنکه وابسته به تغییر قوانین و سیاستهای حزب باشد، نیازمند تحول اساسی در اندیشه و تفکر رهبران آن است. به سادگی میتوان تصور کرد که این امری محال است. زیرا ماهیت حزب کمونیست که سالها با دروغ، تزویر و استبداد سعی در کنترل کشور داشته است، هیچگونه اصلاحاتی را بر نمیتابد و هرگونه تلاش در تغییر پیشفرضهای ایدئولوژیک و سیاستهای اصلی حزب، به معنی سرآغازی بر پایان آن خواهد بود.
رهبران حزب برای پیشرفت در ساختار پلکانی قدرت، ناچار به پیروی از همین اندیشه هستند. در نتیجه عملکرد آنها پس از قرارگیری در مصدر قدرت، تفاوت چندانی با رهبران قبلی نخواهد داشت. در واقع میتوان اینگونه بیان کرد که در کشوری مانند چین، این روح حزب و مبانی ایدئولوژیک آن است که رهبری اصلی را برعهده دارد و رهبران با وجود مسئولیت انکارناپذیری که در تصمیمگیریهای اصلی بر عهده دارند، تنها یک انتخاب دارند و آن حرکت در امتداد خط مشی تعیین شدهی حزب کمونیست و تلاش برای بقای آن است.
علاوه بر اینها، ساختار تولید و صادرات نیز در کشوری که دومین اقتصاد بزرگ دنیا قلمداد میشود، تا حد زیادی به نیروی کار ارزان یا رایگان وابسته است. قدر مسلم آن است که تعطیلی اردوگاههای کار اجباری، هزینهی اقتصادی سنگینی را بر دوش رهبران حزب کمونیست چین تحمیل خواهد کرد. رهبرانی که به تمامی درگیر فعالیتهای اقتصادی کلان به عنوان پشتوانهای برای تحکیم جایگاه خود در حزب هستند.
همچنین تعطیلی اردوگاههای کار اجباری که به اردوگاههای مرگ نیز شهرت دارند، میتواند سرآغازی برای پیگرد قضایی بانیان این اردوگاهها، از بالاترین پستهای امنیتی تا بازجویان و زندانبانان این اردوگاهها باشد. واقعهای که رهبری حزب به شدت از آن هراس دارد.
تا کنون ۳۷۳۳ مورد تأیید شده از مرگ زندانیان عقیدتی فالون گونگ به ثبت رسیده است. فعالان حقوق بشر تعداد واقعی قربانیان را بسیار بیش از این ارزیابی میکنند.

پیوست:
“مینگهویی” وبسایتی است که گزارشهای آزار و شکنجهی زندانیان عقیدتی در چین را جمعآوری و منتشر میکند.
اپک تایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر میشود.














