logo_eet

منچوری‎ها و آخرین سلسله‎ی چین

مراسم سنتی سلسله‎ی چینگ در نمایشگاه سالانه‎ی معبد Earth در پکن. ۲۲ ژانویه ۲۰۱۲.
مراسم سنتی سلسله‎ی چینگ در نمایشگاه سالانه‎ی معبد Earth در پکن. ۲۲ ژانویه ۲۰۱۲. (Ed Jones/AFP/Getty Images)
مراسم سنتی سلسله‎ی چینگ در نمایشگاه سالانه‎ی معبد Earth در پکن. ۲۲ ژانویه ۲۰۱۲.
مراسم سنتی سلسله‎ی چینگ در نمایشگاه سالانه‎ی معبد Earth در پکن. ۲۲ ژانویه ۲۰۱۲. (Ed Jones/AFP/Getty Images)

«چینگ» (۱۹۱۲-۱۶۴۴)، آخرین سلسله‎ی چین توسط مهاجمان قوم «منچو» تأسیس شد. این سلسله، یکی‎از بزرگ‎ترین سلسله‎های چین است که به‎خاطر حاکمان روشن‎فکر و توانای خود، دوران طلایی فرهنگی و اقتصادی چین را به‎ارمغان آورد و سرزمین‎های چین را به سه برابر افزایش داد به‎طوری که قلمروی آن به آسیای مرکزی و هیمالیا می‎رسید.

قوم منچو، یکی‎از ده‎ها گروه قومی متمدن چین است که ریشه‎ی آن به قبایل چادرنشین و تپه‎های جنگلی و دشت‎های آن‎سوی دیوار بزرگ چین برمی‎می‎گردد. خاستگاه امروز آن، استان‎های صنعتی شمال شرق چین، زمانی محل تبادل فرهنگ، رشد امپریالیستی و شکل‎گیری هویت بوده است.

تاریخ منچوری و منچو، در جریان عمیق‎تر تمدن ۵۰۰۰ ساله‎ی چین، تصویری پنهان است. دوران منچوری، منعکس‎کننده‎ی ماهیت هویت چین بوده که به‎طور مداوم با تعامل دوگانگی «یین» و «یانگ» یعنی تضاد و هماهنگی، تجزیه و یکپارچگی، سرشت منطقه‎ای و معیارهای جهانی شکل گرفته است.

هویت منطقه

برای قرن‎ها، به‎خاطر شکوه سلسله‎ی «هان» (۲۰۶ق‎م- ۲۲۰م)، چینی‎ها خود را «مردم هان» می‎نامیدند. اما از زمان شروع داستان منچو، خطوط بین هان و سرزمین‎های خارجی اغلب مبهم و حتی تعریف‎ناپذیر می‎شود.

قوم منچو که در حاشیه‎ی تمدن چین زندگی می‎کردند از تبار مردم «جورچن» بودند. جورچن‎ها، قومی بادیه‎نشین بودند که جامعه‎ی آن‎ها به‎صورت قبیله‎ای زندگی می‎کردند. در قرن هفدهم، در زمان آغاز مبارزات منچوها برای فتح چین، جامعه‎ی پیشرفته‎ی آن‎ها گویای نحوه‎ی حکومتشان بر جامعه‎ای بزرگ‎تر بود. نتیجه، ترکیب این دو جامعه و تأثیر آن بریکدیگر شد.

تاریخ منچوری و منچو، در جریان عمیق‎تر تمدن ۵۰۰۰ ساله‎ی چین، تصویری پنهان است.

زمانی‎که منچوها، چین را فتح کردند، کل جمعیت آن‎ها به واحدهایی نظامی به‎نام «هشت بنر» سازماندهی شد؛ که به‎طور هم‎زمان با زنده نگه‎داشتن هویت منچو، راه ادغام آن را با مفهوم کلی «چین» تسهیل می‎کرد.

یک نقاشی  کره‏ای از قرن ۱۸ از دو جنگ‎جوی جورچنی و اسب‎هایشان.
یک نقاشی کره‏ای از قرن ۱۸ از دو جنگ‎جوی جورچنی و اسب‎هایشان. (CC BY, Kim Yun-gyeom 1711 ~ 1775)

در این «تناقض» همان‎طور که در اثر «پاملا کایل کراسلی» به‎نام «منچوها» آمده، وحدت بنرها، پایه و اساس فرهنگی واحد شد که ‎از منچو‎ها، تعداد زیادی از چینی‎های هان و مغول‎هایی که در فتح چین به آن‌ها کمک کردند، تشکیل می‌شد. کراسلی می‎نویسد، با پایان یافتن سلسله‎ی چینگ، پرچم‌داران هان به‎طور کامل به پرچم‎داران منچو تبدیل شدند و همان‎طور که مفهوم «منچو» نیز خود تغییر کرد.

«کان‎شی» و «چیان‎لون»، موفق‎ترین امپراطوران چینگ تلاش کردند تا از‎طریق سیاست به منچوها نشان دهند که می‎توانند بدون انکار هویت و میراث خود و یا چشم‌پوشی از موقعیت خود به‎عنوان طبقه‎ی حاکم، در مفهوم کلی «چین» ادغام شوند.

کان‎شی که در سال‎های ۱۶۶۱ تا ۱۷۲۲ سلطنت کرد، مقامات و اشراف منچو را تشویق می‎کرد تا زبان، تاریخ و فرهنگ چینی را بیاموزند. برخی‎از اقدامات کان‎شی شامل تشکیل کمیته‎ای برای ایجاد فرهنگ لغت کاملی از حروف چینی و ساخت معبدی برای «یو فی»، ژنرال سلسله‎ی «سانگ» در قرن دوازدهم و قهرمان ملی چینی‎ها بود. یو فی، با چنگ و دندان با اجداد منچوها مبارزه کرد.

به‌گفته‎ی «رابرت بی. آکسمن»، نویسنده‎ی کتاب «حکمرانی سوار بر اسب»، منچوها می‎خواستند «از روی اسب حکومت کنند» اما کان‎شی متوجه شد «آسان‎تر این است که از اسب پیاده شوند و از تاخت و تاز و مبارزه دست بردارند و بر تخت سلطنت چینی‎ها بنشینند.»

مبادلات جهانی

سیاست‎های اداره‎ی یک امپراطوری که در‎حال حاضر شامل مغول‎ها، ترک‎ها و تبتی‎ها و همچنین صدها میلیون نفر از چینی‎های هان هستند، به این معنی است که «جهانی شدن» نام برنامه‎ی امپراطور چیان‎لون، نوه‎ی کان‎شی بوده است. چیان‎لون که در سال‎های ۱۷۳۵ تا ۱۷۹۹ حکومت کرد، قدرت و امنیت را برای چین به‎ارمغان آورد. وی خود را امپراطوری عالی نشان داد که توانست با حاکمیتی روشن‎گرایانه و تلاش‎های فرهنگی خود، بسیاری از اقوام سرزمین‎های وسیع چینگ را متحد سازد.

هم‎زمان چیان‎لون نگران بود که منچوها درکشان را از ریشه‎های خود از‎دست بدهند. در‎مقایسه با کان‎شی، چیان‎لون دیگر نگران خطر اشباع شدن منچوها با سنت‎های ادبی و اداری چینی‎های هان نبود. در‎عوض وی بر یادگیری زبان آبا و اجدادی و حفظ دست‎یابی به برتری در تیراندازی با کمان و اسب‌‎سواری که معرف نیاکان جورچنی‎ آن‎ها بود، اصرار داشت.

یک مأمور پرچم ارتش چینگ در زمان سلطنت «چیان لون». تصویر در اواخر دهه‎ی ۱۷۰۰ میلادی کشیده شده است.
یک مأمور پرچم ارتش چینگ در زمان سلطنت «چیان لون». تصویر در اواخر دهه‎ی ۱۷۰۰ میلادی کشیده شده است. (CC BY 3.0)

چیان‎لون در دفاع از این سیاست به این موضوع اشاره می‎کرد که امپراطوران افسانه‎ای که به‎طور سنتی مورد تکریم مردم هان بودند، آداب و رسوم گذشته‎ی خود را که چه بسا ممکن بود بربری نیز باشد، در جوامع بعدی در‎نظر می‎گرفتند.

برنامه‌های چیان‎لون شامل تحصیل اجباری اشراف‎زادگان به زبان و فرهنگ منچو بود. با‎این‎وجود، در‎طول یک قرن توسط ثروتمندان از نسلی که چین را فتح کرده بودند، حذف شد و بسیاری از پرچم‎داران این اقدامات را مزاحم شیوه‎ی زندگی خود در‎نظر گرفتند.

چینی‎ها کیستند؟

با این‎که منچوها خود را با فرهنگ بزرگ چین سازگار کردند، اما توانستند هویت خود را حفظ کرده و نگرش خود را جهانی کنند. آن‎ها در جوهر و ذات خود با دیگر نخبگانی که سلسله‎های پیشین «چین» را دایر کرده بودند، تفاوتی نمی‎دیدند.

زنان منچو در‎حال خرید زیورآلات در شهر پکینگ، استان پچیلی چین. تصویر بین سال‎های ۱۸۷۱تا ۱۸۷۲ گرفته شده است.
زنان منچو در‎حال خرید زیورآلات در شهر پکینگ، استان پچیلی چین. تصویر بین سال‎های ۱۸۷۱تا ۱۸۷۲ گرفته شده است. (Wellcome Images/CC BY 4.0)

موفقیت سلسله‎ی چینگ در ایجاد و ساخت آخرین امپراطوری چین در سراسر مرزهای قومی و منطقه‎ای به قیمت سازندگان آن تمام شد: پرچم‎داران منچو که مشغول جنگ در مرزها بودند و بر هان حکومت می‎کردند و تمرکز خود را بر «پکن»، پایتخت امپراطوری و تمام گوشه و کنار سرزمین‎های امپراطوری گذاشته بودند، از سرزمین مادری خود، منچو دور افتادند و آن را فراموش کردند.

با این‎وجود آن‎ها فرهنگ و تاریخ خود را که میراث امپراطوری چینگ بود، در قالب جوامع قومی که هنوز در سراسر چین و تایوان وجود دارند، حفظ کردند.

در دهه‎های اخیر، پس‎از گذشت نسل‎هایی از آشفتگی سیاسی، بسیاری از چینی‎ها مجدداً هویت منچویی خود را اصلاح کردند به‎طوری‎که تعداد افراد این گروه به بیش‎از ده میلیون نفر رسیده است.

زبان ماندرین، زبان رسمی و مادری بیش‎از ۸۰۰ میلیون نفر از مردم چین است که آواشناسی و واژگان خود را تا حد زیادی مدیون نفوذ زبان‎هایی مثل زبان «بربری» است.

حتی در شرایطی که منچوها اکنون با تمدن عظیم چین عجین شده‎اند، سهم خود را در این فرهنگ حفظ کرده‎اند. «کیپائو» یا «چئونگ‎سام»، نوعی سبک لباس چینی است که سیر تکاملی مستقیمی با لباس منچوها داشته است. تأثیر عمیق‎تری که منچوها و دیگر اقوام شمالی پیشین بر چین داشته‎اند، زبان بوده است. زبان ماندرین، زبان رسمی و مادری بیش‎از ۸۰۰ میلیون نفر از مردم چین است که آواشناسی و واژگان خود را تا حد زیادی مدیون نفوذ چنین زبان‎هایی مثل زبان «بربری» است.

در‎حال حاضر، منچوری خانه‎ی بیش‏از ۱۰۰ میلیون نفر است. ریشه‎ی آبا و اجدادی بیش‎از ۹۰ درصد از چینی‎ها به گهواره‎ی تمدن چین یعنی «دره‎ی رودخانه‎ی زرد» برمی‎گردد. اما «چین» تنها متعلق به یک منطقه یا نژاد نیست؛ بلکه تمدنی پویا است که دارای گستره‎ی غنی‎ای از تاریخ‎ها، فرهنگ‏ها و زبان‎های موازی است.

اپک‎تایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر می‎شود.

اخبار مرتبط

3 دیدگاه دربارهٔ «منچوری‎ها و آخرین سلسله‎ی چین»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *