میل به رشد و توسعه فردی چیز خوبی است، به شرطی که از تناسب خارج نشود. تمرکز بیش از اندازه روی خود، حتی اگر باعث بهبود ویژگیهای خوب شما شود، میتواند زندگی را دچار چالش کند. توسعه فردی میتواند به موقعیتطلبی تبدیل شود و خودآگاهی در یک زمینه را فدای رشد در دیگر زمینهها کند.
با اینحال، پیشنهاد میشود با بیخیالی مقابله کنید و خودتان و دنیای اطرافتان را پرورش دهید. اگر دوستان، همسایگان و همشهریانمان به افرادی متعادل، مولد و اخلاقمدار تبدیل شوند، همه سود میبریم.
در اینجا به تعدادی از موانع درباره این موضوع اشاره میشود:
۱. خطرپذیری بیش از اندازه
بسیاری از مردم بر این باورند که برای حفظ انگیزه باید هدف بزرگ و غیرممکنی برای خود دستوپا کنند. واقعیت این است که هدفهای بزرگ در آغاز هیجانانگیز هستند، اما به زودی به باری روی دوش شما تبدیل میشوند. بسیاری از ما با پیشرفت ملموس در رابطه با اهداف دستیافتنی انگیزهمان را حفظ میکنیم.
۲. فقدان انگیزه
خودمحوری مشخصهای است که افراد را در مسیر توسعه فردی قرار میدهد. آنها میخواهند در چشم دیگران بهتر جلوه کنند. خودمحوری به خودی خود اشکالی ندارد، اما در بلندمدت جواب نمیدهد. دانستن اینکه تلاش برای توسعه فردی ما را به چیزی بزرگتر و معنادارتر از خودمان پیوند میدهد، میتواند انگیزهبخش باشد.
۳. انتظار نتایج فوری
اگر فوراً به نتیجه میرسیدیم، اکثر مردم میتوانستند به هرآنچه که از زندگی میخواهند دست پیدا کنند. واقعیت این است که ما اغلب مجبوریم چندین هفته و چندین ماه از زندگیمان را صرف توسعه فردی کنیم تا نشانههای تغییر را ببینیم. در این فاصله، انجام اقداماتی مانند ارزیابی کارهای روزانه برای حفظ انگیزه ضرورت دارد.
۴. عدم ایجاد حلقه بازخورد
کمتر کسی میتواند خودش را با برنامه اولیه تطبیق بدهد و به این فکر نکند که چه چیزی ثمربخش و چه چیزی بیاثر بوده است. ما معمولاً اشتباه میکنیم و خیلی زود تسلیم میشویم یا سرسختانه به چیزی متوسل میشویم که تأثیری ندارد. ارزیابی مجدد برنامه پس از یک فاصله معین که در بهترین حالت با نظرخواهی از دوستان نزدیک همراه است، میتواند راه هوشمندانهتری برای ماندن در مسیر یا اصلاح آن باشد.
۵. مقایسه خود با دیگران
اینکه از چیزهای خوبی که در زندگی دیگران میبینید الهام بگیرید، خوب است اما مقایسه مکرر باعث ایجاد نارضایتی میشود. حسادت میتواند انگیزه قدرتمندی باشد اما بسرعت رنگ میبازد و کنار گذاشتن آن دشوار است. اگر از مقایسه خود با دیگران پیشرفت کنید، به مقایسه کردن ادامه خواهید داد. اگر به دنبال چشماندازی ملموس برای آینده هستید، باید بدانید که روشهای بهینهای برای مقایسه خود وجود دارد که بهمراتب بهتر از این است که خودتان را با نسخه قبلیتان مقایسه کنید.
۶. چشمپوشی از برنامه عملی
تصور اینکه بدون کوچکترین زحمتی به چیزی که امیدوار بودید به آن برسید دست پیدا کنید، جالب است. اما رویاپردازی جواب نمیدهد. رویاپردازی نوعی تعلل است که حتی اگر دست به هیچ کاری هم نزنید، ناامیدی شما را از بین میبرد. هر برنامهای برای توسعه فردی باید بسرعت از رویا به واقعیت تبدیل شود.
۷. ترس از شکست
اشتباه دیگری که افراد مرتکب میشوند این است که یک برنامه فوقالعاده برای توسعه فردی دارند اما اجرای آن را به آینده موکول میکنند. تا زمان اجرا باید به تکمیل برنامه و مطالعه درباره موضوع آن ادامه دهید. به نظرم میرسد این نوعی ترس است. نباید از شکست و تلاش برای موفقیت ترسید.
۸. عدم انطباق با عقبنشینی
برنامههای توسعه فردی بهصورت خطی پیش نمیروند و بعید است که با عقبنشینی همراه نشوند. ما انسان هستیم و این بدین معنی است که باید مراقب وسوسهها، عواطف و حواسپرتیها باشیم. برای شروع بهتر است بدانید که وقتی با چالش مواجه میشوید چه کار میکنید تا غافلگیر نشوید.
توسعه فردی فقط مختص جوانان و افراد جاهطلب نیست. ما در هر مرحله از زندگی، فارغ از مسئولیتها یا شرایطی که در آن به سر میبریم، میتوانیم به بهترین نسخه از خودمان تبدیل شویم. اگر معتقدید زندگی موهبتی است که باید از آن مراقبت کنیم، پس باید به فکر توسعه درونی و بیرونیتان باشید.

















