نویسنده: استو سِورک
درگیری ایران و اسرائیل به منافع بلندمدت حزب کمونیست لطمه میزند.
چین یکی از معدود کشورهایی بوده که همیشه از جمهوری اسلامی جانبداری کرده است.
با توجه افزایش اقدامات خصمانه گروههای نیابتی جمهوری اسلامی از جمله حماس، حزبالله و حوثیها که در سالهای اخیر توجه جهان را به خود جلب کردهاند، حمایت علنی چین از جمهوری اسلامی باعث انزوای روزافزون پکن در عرصه بینالمللی شده است؛ حمایتی که از دهه ۱۹۸۰ و با کمک به ازسرگیری تحقیقات هستهای ایران آغاز شد.
واقعیت این است که چین از سرمایهگذاری کلان خود در ایران در هردو حوزه اقتصادی و دیپلماتیک محافظت میکند. براساس بعضی از برآوردها، چین از زمان انقلاب ۱۹۷۹ تاکنون دستکم ۴۰ میلیارد دلار در ایران سرمایهگذاری کرده که بخش عمده آن به توسعه زیرساختهای انرژی ایران اختصاص داشته است؛ زیرساختهایی که به چین، بهعنوان کشوری که از کمبود منابع انرژی رنج میبرد، اجازه میدهد که از ایران نفت و گاز وارد کند.
در حوزه دیپلماتیک نیز چین جزو اولین کشورهایی بود که جمهوری اسلامی را در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به رسمیت شناخت. پکن از آن زمان تاکنون با اتخاذ سیاست بیطرفی و عدم مداخلهجویی بهویژه در سالهای پایانی جنگ سرد آمریکا و شوروی به گسترش روابط خود با تهران پرداخت؛ رویکردی که با استقبال ایران مواجه شد.
با اینحال، سرمایهگذاری کلان چین در ایران به خطر افتاده یا دستکم ممکن است از منظر دیپلماتیک برای حزب کمونیست چالشبرانگیز شود. در ادامه به بررسی این موضوع میپردازیم.
چین و ایران از سال ۱۳۵۷ تا امروز
رابطه چین و ایران که پیش از انقلاب اسلامی وجود خارجی نداشت، پس از انقلاب ۱۳۵۷ شکوفا شد. کشورهایی که از سوی جامعه جهانی طرد شدهاند، یکدیگر را مییابند و با هم وارد تعامل میشوند و این مسئله اصلاً اتفاقی نیست. به گزارش وزارت امور خارجه آمریکا، ایران در ۴۰ سال گذشته بزرگترین حامی دولتی تروریسم در سطح جهان بوده است. رژیم چین نیز از سالها پیش به نسلکشی فرهنگی و برداشت اجباری اعضای بدن متهم بوده است.
با اینحال، روابط دو کشور به تدریج آغاز شد و به شکوفایی رسید؛ روابطی که با توسعه اقتصادی و نظامی چین بهویژه در دوران رهبری شی جینپینگ با سرعت بیشتری گسترش پیدا کرد. در ادامه به ابعاد مهم این رابطه میپردازیم:
چین در دهه ۱۹۸۰ از حمایت از انقلابهای کمونیستی جهان دست کشید و در مسیر «پراگماتیسم دیپلماتیک» و نوسازی اقتصادی قدم برداشت. این رویکرد در مورد ایران به منزله قطع حمایت از احزاب کمونیستی داخلی و تمرکز بر روابط میان دو دولت بود.
در جریان جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸)، چین حدود ۲ میلیارد دلار تجهیزات نظامی به ایران تحویل داد که از جمله میتوان به راکتهای ۱۰۷ میلیمتری، هواپیما، تانکهای رزمی و سامانههای موشکی زمین به هوا اشاره کرد.
مرکز فناوری هستهای اصفهان در سال ۱۹۸۴ به کمک چین راهاندازی شد. این همکاری شامل پشتیبانی فنی برای نصب یک رآکتور مینیاتوری ۳۰ کیلوواتی با منبع نوترونی، یک رآکتور آب سبک سابکریتیکال، یک رآکتور آب سنگین صفر قدرت، آزمایشگاه تولید سوخت هستهای و کارخانه تولید زیرکونیم برای ساخت آلیاژهای مورد استفاده در رآکتورهای هستهای بود که همگی نقش بسزایی در برنامه تحقیقاتی هستهای جمهوری اسلامی داشتند.
چین در سال ۱۹۹۰ در ادامه همکاریهای هستهای خود یک قرارداد پنهانی با جمهوری اسلامی امضا کرد و تخصص و پشتیبانی فنی لازم برای توسعه زیرساختهای هستهای ایران از جمله استخراج اورانیوم، غنیسازی و تحقیقات هستهای را در اختیار این کشور گذاشت.
چین تا دهه ۱۹۹۰ یکی از تأمینکنندگان اصلی تسلیحات ایران بود، اما در سال ۲۰۰۵ در راستای تحریمهای بینالمللی و قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد از امضای قراردادهای تسلیحاتی جدید با ایران خودداری کرد. با اینحال، چین تا سال ۲۰۱۵ به اجرای قراردادهای قبلی خود ادامه داد و جمهوری اسلامی نیز با پشتیبانی فنی چین توانست بعضی از سامانههای تسلیحاتی چینی از جمله موشک کروز ضد کشتی HY-2 را در داخل تولید کند.
در حوزه روابط تجاری دوجانبه، ایران در سال ۲۰۰۴ برای توسعه صنعت نفت و گاز خود با شرکت نفتی عظیم ساینوپک چین قراردادی ۲۵ ساله به ارزش تقریبی ۷۰ میلیارد دلار امضا کرد.
چین تا سال ۲۰۰۵ با تأمین ۸.۳ درصد از واردات ایران به دومین صادرکننده بزرگ کالا به این کشور تبدیل شد. تهران تایمز در سال ۲۰۰۹ گزارش داد که «چین به شریک تجاری اصلی ایران تبدیل شده و ارزش تجارت دوجانبه ایندو کشور به ۲۱.۲ میلیارد دلار رسیده است.»
چین در چارچوب برجام در سال ۲۰۱۵ متعهد شد که در راستای حمایت از حق جمهوری اسلامی برای غنیسازی صلحآمیز تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی به نوسازی رآکتور آب سنگین اراک کمک خواهد کرد.
ایران و چین در سال ۲۰۱۶ بر سر «شراکت راهبردی جامع» ۲۵ ساله به توافق رسیدند؛ طرحی که بر توسعه انرژی، زیرساختها، همکاریهای امنیتی منطقهای و روابط تجاری کلی دو کشور متمرکز بود. این توافق در جریان سفر شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، به تهران در ژانویه همان سال به امضا رسید.
چین و ایران در سال ۲۰۲۱ قرارداد همکاری ۲۵ سالهای را به امضا رساندند که بر تجارت کالا در عرصه بینالمللی، صادرات نفت ایران به چین و سرمایهگذاری چین در ایران تمرکز داشت. اهداف حزب کمونیست چین در ایران با ابتکار کمربند و جاده هماهنگ بودند: گسترش بازارهای خارجی برای کالاهای چینی و دسترسی مستقیم به منابع اولیه بهویژه نفت و گاز که صنایع چین به آنها احتیاج دارند. همسویی با ایران به نفع اهداف ژئواستراتژیک پکن بود، چرا که نام این کشور را بهعنوان جایگزین آمریکا در نظم نوین جهانی بهویژه در خاورمیانه بر سر زبانها انداخت.
چین در سال ۲۰۲۳ برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک ایران و عربستان سعودی میانجیگری کرد و باعث بازگشایی سفارت دو کشور در ریاض و تهران شد و با این اقدام اعتبار زیادی در خاورمیانه به دست آورد.
فو کونگ، سفیر چین در سازمان ملل متحد، در روز ۱۴ ژوئن و در راستای حمایتهای دیپلماتیک پکن از جمهوری اسلامی، حملات نظامی اسرائیل به ایران را محکوم کرد.
سخن پایانی
رژیم چین بسته به فرجام درگیری جمهوری اسلامی و اسرائیل چیزهای زیادی برای از دست دادن خواهد داشت. بهعنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، چین بالغ بر ۹۰ درصد از صادرات نفت خام این کشور را به خود اختصاص داده است. هرگونه اخلال در جریان این صادرات از طریق تنگه هرمز، چه به دلیل بسته شدن این مسیر و چه به واسطه آسیب دیدن زیرساختهای نفتی ایران، ضربه سختی به پیکره اقتصاد چین وارد خواهد کرد.
حملات اسرائیل به زیرساختهای هستهای ایران، بر نقش پررنگ چین در پشتیبانی از ظرفیتهای هستهای ایران در بخش تحقیق و توسعه تأکید دارد. تهران اینطور میگوید که این برنامهها در چارچوب استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای توسعه یافتهاند، اما گفته میشود که مرکز فناوری هستهای اصفهان در برنامه مخفیانه تسلیحات هستهای ایران دخیل بوده است. بعد از آنکه فرانسه در پی انقلاب ۱۳۵۷ از ارائه پشتیبانی فنی به ایران دست کشید، چین تنها کشوری بود که به راهاندازی این مرکز کمک کرد.
آیا بیش از هزار تبعه چینی که متعاقب درگیری ایران و اسرائیل در روز ۱۳ ژوئن خاک ایران را ترک کردند، در برنامههای هستهای ایران دخیل بودهاند؟
در آخر باید گفت که اگر چین بهطور جدی از تهران جانبداری کند، در مسیر تصاحب جایگاه آمریکا در خاورمیانه، بخش قابلتوجهی از نفوذ دیپلماتیک خود را در بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از دست خواهد داد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: استو سِورک پس از ۳۰ سال خدمت در نیروی دریایی آمریکا بهعنوان نیروی فعال و آماده به خدمت، با تجربه عملیاتی قابلتوجه در خاورمیانه و غرب اقیانوس آرام، با درجه ناخدایی بازنشسته شد. سِورک دانشآموخته آکادمی نیروی دریایی آمریکا بوده و بهعنوان یک اقیانوسشناس و تحلیلگر سیستم شناخته میشود. او در این آکادمی تحت آموزش لیبرال کلاسیک قرار گرفته که مبنای اصلی تحلیلهای سیاسی اوست.
















