نویسنده: مایک فردنبرگ
بمبافکن بی-۲ اسپیریت اولینبار در ۱۷ ژوئیه ۱۹۸۹ به پرواز درآمد، اما هفت فروند بی-۲ جدیدی که در حمله موفق به تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی شرکت داشتند، موفق به انجام کاری شدند که بمبافکن جدید بی-۲۱ رایدر قادر به انجام آن نخواهد بود.
هرکدام از بمبافکنها دو بمب سنگرشکن ۱۴ تنی جیبییو-۵۷ را به سمت زمین پرتاب کردند. بمبافکن بی-۲۱ که قرار است در اوایل دهه ۲۰۳۰ جایگزین بمبافکن بی-۲ شود، تنها قابلیت حمل یک بمب جیبییو-۵۷ را دارد. قابلیت حمل یک موشک مسئله مهمی است. از اینرو، ادامه استفاده از بمبافکن توانمند بی-۲ در کنار بمبافکنهای ارتقایافته بی-۵۲ ضروری خواهد بود.
اعزام هفت فروند بمبافکن بی-۲ که به تأسیسات فردو و نطنز حمله کردند، به دلیل توانایی حمل دو بمب جیبییو-۵۷ به پشتیبانی لجستیکی بسیار کمتری نیاز داشت، تا اینکه ۱۴ فروند بمبافکن بی-۲۱ برای این حمله اعزام میشد. از این گذشته، بمبهای جیبییو-۵۷ از نقطه ضعف تأسیسات فردو، که دریچههای تهویه هوا بودند، بهره گرفتند. از اینرو، این عملیات نشان داد که بهرغم ابعاد بزرگ و قدرت بالای این بمبها، برای موفقیت همچنان میبایست از نقطه ضعف موجود در ساختار دفاعی پیچیده فردو استفاده میشد. به تعبیر دیگر، اگر دریچههای تهویه نبودند، تأسیسات فردو که دستکم زیر ۹۰ متر سنگ با استحکام بیشتر از بتن قرار داشت، از تخریب یا آسیب جدی به واسطه ۱۲ بمب سنگرشکن جیبییو-۵۷ در امان میماند.
این مسئله از ضرورت ساخت بمبهای سنگرشکن قویتر حکایت دارد، چرا که طبق اصول فیزیک، توانایی نفوذ در عمق زمین با افزایش وزن بمبها بهطور نسبی با افزایش بیشتری همراه خواهد بود. برای درک بهتر این موضوع بمب ۱ تنی جیبییو-۳۱ با کلاهک بلو-۱۰۹ را در نظر بگیریم که میتواند حدود دو متر بتن آرمه را بشکافد. در سوی مقابل، بمب ۱۴ تنی جیبییو-۵۷، با وزن ۱۵ برابری، تا ۳۰ برابر عمق نفوذ بیشتری دارد. به تعبیر دیگر، افزایش وزن ۱۴۰۰ درصدی باعث جهش ۲۹۰۰ درصدی عمق نفوذ بمب شده است.
درنهایت، ظرفیت حمل ۲۸ تنی بی-۲ در مقایسه با ظرفیت ۱۴ تنی بی-۲۱، مزیت قابلتوجهی است و این امکان را فراهم میکند که بی-۲ در آینده بتواند بمبهای سنگرشکنی را حمل و پرتاب کند که قدرتمندتر از جیبییو-۵۷ باشند. درمجموع، برخورداری از ظرفیت بیشتر به این معنی است که بی-۲ میتواند حامل محمولهای باشد که برای حمل آن به دو فروند بی-۲۱ نیاز خواهد بود. همچنین مأموریتهایی وجود دارد که تنها بی-۲ قادر به انجام آنها بوده و بی-۲۱ از پس آنها برنخواهد آمد.
با اینحال، بی-۲۱ از ابعاد کوچکتر و فناوری جدیدتری برخوردار است و پرواز و تعمیر و نگهداری آن کمهزینهتر است. ابعاد کوچکتر بی-۲۱ باعث میشوند که این بمبافکن در مواجهه با پراکنش و اثر رزونانس، که هواگردهای رادارگریز را در برابر رادارهای مجهز به موج بلند مانند ویاچاف آسیبپذیرتر میکنند، تحت تأثیر قرار بگیرد. با اینحال، گفته میشود که رادارگریزی این بمبافکن در مقایسه با بی-۲ بیشتر است. هنوز جزئیات دقیقی منتشر نشده، اما نیروی هوایی آمریکا مدعی است که برد پروازی بی-۲۱ بهرغم ابعاد کوچکتر آن از بی-۲ بیشتر است. اگر این ادعا صحت داشته باشد، بیتردید مزیت بزرگی خواهد بود.
اما نباید فراموش کرد که بمبافکن بی-۲ از همان ابتدا استاندارد رادارگریزی را ارتقا داد. علاوه بر تعمیرات منظم که برای حفظ استحکام سازه انجام میگیرند، تاکنون میلیاردها دلار صرف ارتقای سامانههای رادارگریزی، اویونیک و رادارهای این بمبافکن شده است. ارتقای این قابلیتها باعث شده که بی-۲ همچنان رادارگریزترین هواپیمای عملیاتی نظامی جهان باشد. درواقع، میزان رادارگریزی آن بهمراتب از جنگنده اف-۳۵ و حتی اف-۲۲ بیشتر است. اگر این قابلیتها در آینده ارتقا داده شوند، بی-۲ میتواند در چند دهه آتی به عملیات خود ادامه دهد. از نظر برد نیز این احتمال وجود دارد که اگر بی-۲ تنها ۵۰ درصد از ظرفیت بیشینه ۱۴ تنی خود را حمل کند، نسبت به بی-۲۱ که از کل ظرفیت ۱۴ تنی خود استفاده کرده است، برتری قابلملاحظهای داشته باشد.
از اینرو، بی-۲ به احتمال زیاد تا زمان عملیاتیشدن بی-۲۱ همچنان رادارگریزترین هواپیمای نظامی جهان خواهد بود. اما حتی اگر بی-۲۱ وارد فاز عملیاتی شود، این پرسش مطرح خواهد شد که واقعاً چه مأموریتهایی وجود دارد که بی-۲۱ قادر به انجام آنها بوده و بی-۲ از عهده انجام آنها برنمیآید. بیتردید، بی-۲۱ از نظر رادارگریزی از مدل ارتقایافته بی-۲ و قابلیت پیشرفته جذب رادار آن جلوتر خواهد بود. اما با توجه به پیشرفت سریع و مداوم در زمینه فناوریهای تشخیص رادارگریزی، اینکه تصور کنیم بی-۲۱ میتواند در سطحی جدید رادارگریز بماند و با عبور بیدردسر از سامانههای پدافندی پیشرفته رقبای همتراز به بمباران اهداف خود بپردازد، واقعبینانه نخواهد بود. آنچه که محتملتر به نظر میرسد، این است که حریم هوایی بعضی از کشورها برای بی-۲ یا بی-۲۱ بیش از اندازه پرخطر خواهد بود. حریم هوایی بعضی از کشورها به گونهای خواهد بود که هردو بمبافکن میتوانند با موفقیت در آنها دست به عملیات نظامی بزنند. و حریم هوایی تعداد انگشتشماری از کشورها نیز به گونهای خواهد بود که بی-۲۱ میتواند به آنها نفوذ کند، اما برای بی-۲ بیش از اندازه پرخطر است.
این موارد درمجموع نشان میدهند که آمریکا ممکن است برای داشتن بهترین ترکیب ممکن، برای به حداکثر رساندن قدرت هواییاش، ۱۹ فروند بمبافکن بی-۲ فعلی را ارتقا دهد تا در آینده نزدیک در کنار بی-۲۱ مورد استفاده قرار گیرند. این رویکرد باعث میشود که از ظرفیت بسیار بیشتر بی-۲ استفاده کند و همزمان از مزایای ادعایی بی-۲۱ نظیر هزینه عملیاتی کمتر و توانایی انجام عملیات در حریمهای هوایی پرخطر برای بی-۲ بیبهره نماند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: مایک فردنبرگ در حوزه فناوری نظامی و مسائل دفاعی مقاله مینویسد. او دارای مدرک کارشناسی مهندسی مکانیک و کارشناسی ارشد مدیریت عملیات تولید است.

















