Search
Asset 2

تایتانیک چگونه پیدا شد؟

در چنین هفته‌ای در تاریخ بود که نیروی دریایی آمریکا تصمیم گرفت دانشمندی را به همراه تیم خود برای کشف دو زیردریایی غرق‌شده به اعماق دریا اعزام کند.
نمایی از کمان RMS تایتانیک که در ژوئن ۲۰۰۴ در حین بازگشت به کشتی غرق شده تایتانیک عکس گرفته شد.(Wikimedia)

در چنین هفته‌ای در تاریخ بود که نیروی دریایی آمریکا تصمیم گرفت دانشمندی را به همراه تیم خود برای کشف دو زیردریایی غرق‌شده به اعماق دریا اعزام کند. چیزی که آن‌ها موفق به کشف آن شدند، علم مطالعه اقیانوس‌ها را برای همیشه دستخوش تغییر کرد.

«همه چیز تحت کنترل است؟»

ساعت ۹:۱۴ صبح روز ۱۰ آوریل ۱۹۶۳ بود. ناخدا سوم استنلی دابلیو. هکر، فرمانده یو‌اس‌اس اسکای‌لارک، در انتظار پاسخ زیردریایی هسته‌ای یو‌اس‌اس ترشر بود. اسکای‌لارک، به‌عنوان یک کشتی نجات زیردریایی، یو‌اس‌اس ترشر را در آزمایش‌های زیر دریا همراهی می‌کرد. این زیردریایی به تازگی بازسازی شده بود. از این‌رو، پروتکل‌ها ایجاب می‌کردند که کشتی نجات در حین آزمایش همراهی‌اش کند. ناخدا سوم جان وسلی هاروی حدود ۹۰ دقیقه قبل به هکر اطلاع داده بود که ترشر را به «عمق آزمایشی» ۴۰۰ متری می‌برد.

همه چیز خوب به نظر می‌رسید، تا این‌که ترشر در ساعت ۹:۱۲ صبح اعلام کرد که دچار مشکل شده و به سطح آب بازمی‌گردد. دو دقیقه در بی‌خبری سپری شد و هکر از ترشر خواست که اعلام موقعیت کند، اما پاسخی دریافت نکرد. این اتفاق جای نگرانی داشت. هکر  چندبار دیگر پرسید که «همه چیز تحت کنترل است؟» و هیچ پاسخی نگرفت.

ساعت ۹:۱۷ صبح یک پیام مبهم از سمت ترشر رسید. تنها کلمه واضحی که به گوش رسید، «عمق آزمایشی» بود. چند ثانیه گذشت و هکر و خدمه اسکای‌لارک با صدایی هولناک مواجه شدند که براساس گفته‌های هکر صدای «درهم شکستن یک کشتی» بود.

عکس نیروی دریایی آمریکا از قسمت جلویی کشتی اسکورپیون که در سال ۱۹۶۸ توسط خدمه زیردریایی بتیسکف تریسته ۲ گرفته شده است. (Public Domain)

«پیشرفته‌ترین زیردریایی هسته‌ای جهان» به همراه ۱۲۹ خدمه در ۳۵۰ کیلومتری دماغه کاد و در آب‌هایی به عمق ۲ هزار و ۵۰۰ متر غرق شد. نیروی دریایی آمریکا بلافاصله عملیات گسترده امداد و نجات را با استفاده از کشتی، هواپیما و زیردریایی آغاز کرد. نیروی دریایی در اواخر ژوئن زیردریایی بتیسکف تریسته را به محل حادثه اعزام کرد؛ تنها زیردریایی موجود که می‌توانست به لاشه ترشر برسد.

زیردریایی هسته‌ای یو‌اس‌اس اسکورپیون پنج سال بعد در ۲۲ مه ۱۹۶۸ در ۶۵۰ کیلومتری جنوب غرب مجمع‌الجزایر آزور به شکلی مرموز غرق شد.

به گزارش نیروی دریایی آمریکا، وقوع یک انفجار باعث غرق شدن اسکورپیون شد. بعضی‌ها می‌گفتند که نقص یک اژدر در پاسخ به حمله زیردریایی شوروی باعث این اتفاق شده است. فارغ از دلیل انفجار، این زیردریایی در عمق حدوداً ۳ کیلومتری اقیانوس غرق شد و ۹۹ خدمه آن جان باختند. اسکورپیون در اکتبر ۱۹۶۸ به کمک کشتی تحقیقاتی یواس‌اس مئزر کشف شد.

رابرت بالارد

رابرت بالارد در سنین کودکی شاهد غرق شدن یک زیردریایی بود که ناتیلوس نام داشت. نام این زیردریایی از از رمان «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» نوشته ژول ورن اقتباس شده بود. اثر ژول ورن تخیلی بود، اما تأثیر شگرفی بر بالارد گذاشت و او را شیفته اقیانوس‌ها کرد.

بالارد در سن‌دیگو بزرگ شده بود و در حوالی اقیانوس آرام و مؤسسه اقیانوس‌شناسی اسکریپس زندگی می‌کرد. زندگی در جوار اقیانوس و اقیانوس‌شناسان باعث شد که به‌صورت حرفه‌ای در زمینه اقیانوس‌شناسی فعالیت کند. او مدرک فیزیک خود را از دانشگاه کالیفرنیا دریافت کرد.

بالارد در اواخر سال ۱۹۶۰ به ماساچوست نقل مکان کرد تا به‌عنوان پژوهشگر در بخش مهندسی دریا در مؤسسه اقیانوس‌شناسی وودز هول مشغول به کار شود. او هم‌زمان با کار به‌عنوان دستیار پژوهشی در سال ۱۹۷۴ دکترای خود را در رشته زمین‌شناسی و ژئوفیزیک دریایی از دانشکده اقیانوس‌شناسی دانشگاه رود آیلند دریافت کرد.

یک شروع خبرساز

بالارد در این مقطع به یک مأموریت اکتشافی آمریکایی-فرانسوی ملحق شد که «مطالعه مشترک فرانسه و آمریکا در عمق اقیانوس‌ها» نام داشت. هدف این پروژه بررسی منطقه‌ای به عمق ۲ هزار و ۷۵۰ متر در امتداد پشته میانی اقیانوس اطلس بود. این منطقه در ۶۵۰ کیلومتری جنوب غرب مجمع‌الجزایر آزور و در حوالی محل غرق شدن اسکورپیون قرار داشت.

بالارد و آمریکایی‌ها با زیردریایی کروی تیتانیومی آلوین عازم مأموریتی شدند که قرار بود در عمق ۳ هزار و ۶۰۰ متری انجام بگیرد (این مأموریت نظریه دسترسی به عمق ۳ هزار و ۶۰۰ متری را محک می‌زد). آلوین به کمک کشتی تحقیقاتی لولو که آن را به کشتی تحقیقاتی آروی کنور متصل کرده بودند، به محل مأموریت رسید. یک کشتی تحقیقاتی دیگر نیز دوربین «لایت بیهایند» آزمایشگاه تحقیقاتی نیروی دریایی آمریکا را حمل می‌کرد که قرار بود چراغ‌های الکترونیکی پرقدرت را بر سطح آب مستقر کند تا امکان تصویربرداری از عمق ۳۵ متری دریا فراهم شود.

مؤسسه اقیانوس‌شناسی وودز هول یک سکو برای دوربین ساخت. نیروی دریایی آمریکا نیز اجازه داد که در این مأموریت از سامانه فوق‌سری ناوبری صوتی سونار جهت بررسی کف اقیانوس استفاده شود. آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها بعد از ۴۴ تلاش مشترک به آتشفشانی برخوردند که دمای گدازه‌های آن به ۷۵۰ درجه می‌رسید.

بالارد، که در این مقطع به‌عنوان پژوهشگر با مؤسسه اقیانوس‌شناسی وودز هول همکاری می‌کرد، در دو مأموریت دیگر حضور یافت. یک مأموریت در سال ۱۹۷۷ انجام گرفت و به اکتشاف منافذ هیدروترمال در حوالی گسل گالاپاگوس انجامید. مأموریت دوم نیز در سال ۱۹۷۹ با حضور آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها انجام گرفت که به اکتشاف جریان‌های هیدروترمال در خیز شرقی اقیانوس آرام انجامید که بعدها نام «دودکش‌های سیاه» را بر آن نهادند. این مأموریت‌ها با بررسی کف اقیانوس‌ها و امکان عکس‌برداری، انقلابی در حوزه تحقیقات دریایی به پا کردند.

مأموریت دوگانه

بالارد در سال ۱۹۸۳به مقام پژوهشگر ارشد ارتقا یافت و در دپارتمان فیزیک و مهندسی کاربردی مؤسسه اقیانوس‌شناسی وودز هول مشغول به کار شد. او به دنبال ساخت یک وسیله بی‌سرنشین بود تا بتواند بدون به خطر انداختن جان پژوهشگران به اعماق دریا برسد. بالارد اندکی بعد از ارتقای جایگاه خود موفق شد که آزمایشگاه غوطه‌وری عمیق را در مؤسسه اقیانوس‌شناسی وودز هول تأسیس کند. او بعد از دریافت بودجه از نیروی دریایی توانست اولین وسیله بی‌سرنشین خود را توسعه دهد (وودز هول در آن مقطع بخش عمده بودجه خود را از طریق نیروی دریایی تأمین می‌کرد). او نام آرگو را بر این وسیله بی‌سرنشین نهاد که از نام یک کشتی در اساطیر یونان اقتباس شده است.

نیروی دریایی آمریکا برای توسعه این فناوری‌ها دلایل خود را داشت که برای نمونه می‌توان به زیردریایی‌های ترشر و اسکورپیون اشاره کرد. نیروی دریایی می‌خواست عملکرد این زیردریایی‌ها را به دقت ارزیابی کند. این یک فرصت عالی برای وسیله بی‌سرنشین بالارد بود. با این‌حال، بالارد هدف دیگری در سر داشت: پیدا کردن تایتانیک.

با توجه به این‌که دسترسی به تایتانیک تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسید، نیروی دریایی آمریکا اجازه داد که بالارد از ابزارها و کشتی‌های توسعه‌یافته نیروی دریایی برای جست‌و‌جوی تایتانیک استفاده کند، اما بالارد می‌بایست قبل از تایتانیک مسئولیت مأموریت فوق‌سری کشف لاشه ترشر و اسکورپیون را برعهده می‌گرفت. با وجود دریافت مجوز و زمان محدود اکتشاف، بالارد دقیقاً می‌دانست با چه کسی تماس بگیرد: فرانسوی‌ها.

یک مأموریت آمریکایی-فرانسوی دیگر

جست‌و‌جوی لاشه ترشر و اسکورپیون صرفاً با هماهنگی دفتر تحقیقات نیروی دریایی انجام می‌گرفت، اما جست‌و‌جوی تایتانیک یک مأموریت مشترک آمریکایی-فرانسوی بود که قرار بود با هماهنگی مؤسسه اقیانوس‌شناسی وودز هول و مؤسسه ملی اقیانوس‌شناسی فرانسه انجام بگیرد. مؤسسه ملی اقیانوس‌شناسی فرانسه، با ریاست ژان-لویی میشل، که از دوستان بالارد بود، کشتی تحقیقاتی لوسوقوآ را به غرب اقیانوس اطلس فرستاد. تیم فرانسوی حدود یک ماه فرصت داشت.

دانشمندان فرانسوی از ۱ ژوئیه ۱۹۸۵ با استفاده از سامانه سونار، که توسط میشل طراحی و تولید شده بود و کف اقیانوس را در قالب «سایه‌نگارهای» سیاه و سفید به تصویر می‌کشید، شروع به جست‌و‌جوی منطقه‌ای به مساحت ۲۶۰ کیلومتر مربع کردند که بالارد معتقد بود لاشه تایتانیک در آن پیدا خواهد شد. بالارد بر این باور بود که بقایای تایتانیک در کف دریا پراکنده شده و با کشف آن‌ها به خود کشتی دست خواهند یافت.

تیم فرانسوی در ماه ژوئیه و اوایل اوت تقریباً ۷۵ درصد از کل منطقه را بررسی کرد، اما راه به جایی نبرد. در عین‌حال، بالارد و تیم او با کشتی تحقیقاتی آروی کنور به لاشه‌های ترشر و اسکورپیون دست یافتند و تصاویر ارزشمندی را در اختیار نیروی دریایی آمریکا قرار دادند. نتایج این اکتشاف و گزارش نیروی دریایی تا چندین سال محرمانه باقی ماند.

کشف بالارد

آروی کنور بعد از کشف لاشه اسکورپیون به سمت پونتا دلگادا در مجمع‌الجزایر آزور حرکت کرد و سه دانشمند فرانسوی از جمله میشل به آن ملحق شدند. آروی کنور در روز ۲۲ اوت با زیردریایی آرگو به همان محدوده ۲۶۰ کیلومتر مربعی رسید تا ۲۵ درصد باقی‌مانده آن را جست‌و‌جو کند. آرگو در این مأموریت از کاوشگر صوتی زیردریایی وودز هول استفاده کرد که نخستین‌بار در مأموریت مشترک فرانسه و آمریکا در عمق اقیانوس‌ها مورد استفاده قرار گرفته بود.

مساحتی در حدود ۶۵ کیلومتر مربع باقی مانده بود که می‌بایست در عمق ۴ کیلومتری بررسی می‌شد و آرگو تنها ۱۲ روز فرصت داشت. طوفان در راه بود. بالارد و تیم او نباید وقت تلف می‌کردند. هفته اول بدون هیچ دستاوردی سپری شد. کشتی «غرق‌نشدنی» تایتانیک «پیدانشدنی» به نظر می‌رسید.

آمریکایی‌ها و سه اقیانوس‌شناس فرانسوی با امیدی ناچیز و در جدال با زمان به جست‌و‌جو ادامه دادند و کف اقیانوس را در شیفت‌های شبانه‌روزی از دریچه دوربین ویدئویی آرگو رصد کردند. در ساعت ۱ بامداد اول سپتامبر ۱۹۸۵ در چنین هفته‌ای در تاریخ بود که قطعه‌ای بزرگ از لاشه یک کشتی در کف اقیانوس خودنمایی کرد که یک دیگ بخار عظیم بود. و این‌گونه بود که تایتانیک بعد از ۷۳ سال در عمق ۳ هزار و ۸۰۰ متری اقیانوس اطلس شمالی و در فاصله ۶۵۰ کیلومتری از ساحل نیوفاندلند پیدا شد.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی