نویسنده: فرح شیرازی
در سرمای شبهای آذر، همزمان با خاموشی بخشی از شوفاژها و کمبود گاز طبیعی، مشعلهای سیاه نفتکوره دوباره روشن شدند. دود غلیظ از دل نیروگاهها برمیخیزد و آسمان شهرها را بیآنکه هشدار رسمی در کار باشد، به غربتی غبارآلود بدل میکند. نفتکوره، سوختی که سالها پیش وعده داده شده بود که کنار گذاشته میشود، دوباره پناهگاه اضطراری سیستم انرژی شده است.
بازگشت سوخت سنگین؛ سناریوهای نخنمای همیشگی
چندی پیش اعلام شد که تنها شمار محدودی از نیروگاههای کشور از نظر فنی امکان استفاده از مازوت را دارند و واحدهای عمده گرمایشی و تولید برق بر گازهای طبیعی یا سوخت پاک دیگر تکیه دارند. اما وضعیت واقعی متفاوت است: در چند ماه اخیر، گزارشها از مصرف گسترده مازوت حتی در نیروگاههایی حکایت دارد که سالها پیش تعهد ترک نفتکوره را داده بودند.
نیروگاههایی که گفته میشد با بازسازی و استانداردسازی سیستمشان از مازوتسوزی فاصله گرفتهاند، این زمستان دوباره با دود کدر و آلودگیهای سنگین به بحران انرژی پاسخ میدهند. مصرف نفتکوره با سرعتی باور نکردنی افزایش یافت تا گاز طبیعی «صرف گرمایش خانگی» شود. مازوت دیگر تنها یک گزینه برای موارد اضطراری نیست؛ بلکه تبدیل به ستون ثابت تامین برق و گرما در روزهای سرد زمستانی شده است. آن هم در حالی که وعده پایان آن پیش از این داده شده بود.
دود، هوا و نفسهای تنگ
بوی تند گوگرد در خیابانها به مشام میرسد؛ ذرات معلق ریز چون ابری سیاه، معابر را پر کردند و تابلوی هشدار کیفیت هوا به رنگ قرمز درآمدند. بیمارستانهای تنفسی در چند شهر کوچک و بزرگ، شاهد مراجعه گسترده جمعیت به دلیل تنگی نفس و تشدید آسم هستند. سالمندان، کودکان و بیماران ریوی به صف انتظار چشم دوختهاند. برای خیل عظیمی از مردم، هوای پاک برای تنفس به کالای کمیابی تبدیل شده است. مازوت، نفتکورهای سنگین است با گوگرد بالا. سوختی که هنگام سوختن نه تنها اکسید کربن بلکه ترکیبات سمی از جمله دی اکسید گوگرد و ذرات معلق ریز تولید میکند. این ترکیبات در هوای سرد و کموزش پاییزی و زمستانی، در لایه زیرین جو گیر میکنند و باعث افت کیفیت هوا میشود.
برای هزاران خانواده، زمستان امسال نه فصل سرما و برف، بلکه فصل خفه شدن است. در خیابان کودکان به اجبار ماسک بر چهره دارند، مادران نگرانِ سرفههای ممتد فرزندانشان هستند و سالمندانی که تنها پس از چند نفس خفیف، سرفه میکنند. هر روز خیابانهای پر از دود بر سر مردمی آوار میشود که حتی ماسکهای استاندارد در دسترس ندارند.
وعدههای رسمی و تناقض روایتها
مسئولان دولتی میگویند مازوت سوزی فقط در شرایط اضطراری و موقتی مجاز است و آنها در تلاشند تا جایگزین شود. مطابق این ادعا، اولویت با گاز طبیعی است؛ مازوت فقط وقتی مصرف میشود که گاز کافی برای خانهها و صنایع وجود نداشته باشد. همچنین گفته شده بود که نیروگاههایی که در نزدیکی مناطق مسکونی باشند با سوختهای سبکتر تجهیز خواهند شد. اما هر زمستان شاهد همان داستانهای کلیشه و تکراری هستیم: گاز خانگی کم میآید، نیروگاهها مازوت دریافت میکنند، و آسمان پر از دود میشود. واضح است که این «شرایط اضطراری» دیگر اضطراری نیست و تبدیل به راهحلی پیش فرض شده است. راهکاری که هزینهاش را مردم با ریههایشان، تعطیلیهای بیوقفه مدارس و مرگ بی صدا و خاموش بعضی از سالخوردگان میپردازند.
چرا وقتی عنوان میشود که «مخازن پلمپ شدهاند»، باز هم نفتکوره میسوزد؟ چرا برخلاف وعدههای بیپایان جلوگیری از مازوت سوزی، فهرست مصرف کنندگان مازوت هر روز طولانیتر میشود؟ اینها سوالاتیاند که بیپاسخ ماندهاند؛ و در بیپاسخیشان، مازوت سهمگینتر ریهها را پر میکند.
پیامدهای سلامت و محیط زیست؛ بحران خاموش
آلودگی شدید هوا تنها معضلی گذرا نیست؛ زخم دیرپای مردم و شهر است. کارشناسان محیط زیست هشدار میدهند که تکرار مازوتسوزی میتواند به بروز موجهای ویرانگر بیماریهای مزمن ریوی و قلبی منجر شود. کودکان در معرض خطر رشد ریههایی ناقصند، سالمندان در معرض خطر کاهش شدید کیفیت زندگی قرار دارند و مردمی که ساعات طولانی بخاطر هوای ناسالم مجبور به خانه نشینی هستند.
از سوی دیگر، آلودگی هوا از حد مفید فراتر رفته و آب و خاک اطراف نیروگاهها نیز تحت تاثیر قرار دارد. ذرات معلق با بارش باران وارد خاک میشود، در رشد درختان خلل ایجاد میکند و در دراز مدت این سلامت محیط زیست است که به خطر میافتد. تعطیلی گاهوبیگاه مدارس، کاهش نشاط اجتماعی، مازوت سوزی یعنی زندگی زیر سایهای سیاه؛ یعنی شهروندانی که هر دم با تردید از خانههای خود خارج میشوند.
دود، تصمیم و مسئولیت
مازوتسوزی شاید برق و گرما بیاورد اما بهایش گرفتن جان و زندگی بسیاری است. شهری که با دودهای سیاه پوشانده میشود، دیگر شهری برای زندگی و نفس کشیدن نیست بلکه شهری است برای پنهان شدن زیر ماسکها، فرار از خیابانها و بستن پنجرهها. «بحران انرژی» تنها یک عبارت نیست باید صادق باشیم. این صرفا یک بحران انرژی نیست؛ بحران سلامت زندگی و محیط زیست است. و تصمیم ادامه یا توقف مازوت سوزی تصمیمی است فراتر از تامین برق، تصمیمی است معطوف به حق نفس کشیدن. تا زمانی که مشعلهای تاریک نفتکوره میسوزد، چشمانداز روشنی برای حل بحران انرژی در ایران نمیتوان متصور شد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.











