Search
Asset 2

جنگ ایران و تأثیر نفت گران بر اقتصاد چین

تأثیر جنگ ایران بر اقتصاد چین؛ اختلال در نفت ارزان، فشار بر تولید و افزایش هزینه‌ها در بحبوحه کاهش رشد اقتصادی
بارگذاری کالاها در یک کانتینر، در مرکز لجستیکی در ییوو، استان ژجیانگ، چین، در تاریخ ۲۹ آوریل ۲۰۲۵. (Kevin Frayer/Getty Images)

نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو

جنگ ایران در حال مختل کردن عرضه نفت تحریمی است که ستون اصلی مدل تولید کم‌هزینه چین را تشکیل می‌دهد؛ و این مسئله ضعف‌های عمیق‌تری را در اقتصاد در حال کندشدن این کشور آشکار می‌کند.

حملات آمریکا و اسرائیل به جزیره خارگ، قطب اصلی صادرات نفت ایران، جریان نفتی را که بخش قابل‌توجهی از ساختار هزینه تولید در چین را پشتیبانی می‌کند، مختل کرده است. رژیم ایران بخش عمده درآمد خود را از صادرات نفت به‌دست می‌آورد و تا سال ۲۰۲۵، حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد از این نفت را به چین می‌فروخت.

چین بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام در جهان است و در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱۱.۶ میلیون بشکه وارد کرده است. از این میزان، تحلیل‌گران برآورد می‌کنند حدود ۲.۶ میلیون بشکه در روز شامل نفت ارزان یا تحریمی بوده است؛ از جمله ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز از ایران و ۳۸۹ هزار بشکه از ونزوئلا، که در مجموع حدود ۱۷ درصد از کل واردات چین را تشکیل می‌دهد. تا سال ۲۰۲۵، نفت تحریمی از ایران، روسیه و ونزوئلا تا ۴۰ درصد از کل واردات نفت چین را شامل می‌شد.

پکن به‌طور رسمی واردات نفت از ایران را انکار می‌کند. اداره کل گمرک چین پنج کشور روسیه، عربستان سعودی، مالزی، عراق و برزیل را به‌عنوان تأمین‌کنندگان ۶۲ درصد از واردات نفت خام در سال ۲۰۲۵ معرفی کرده و نامی از ایران در این فهرست نیست. مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا این فریب را از طریق ردیابی نفتکش‌ها افشا کرده است: چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۳ میلیون بشکه در روز نفت «مالزیایی» وارد کرده، در حالی که تولید واقعی مالزی در سال ۲۰۲۴ تنها ۵۳۵ هزار بشکه در روز بوده است.

اقتصاد تولیدمحور و صادرات‌محور چین بر پایه نفت ارزان استوار است. نفت خام ایران با قیمتی حدود ۸ تا ۱۱ دلار کمتر از شاخص برنت معامله می‌شود و برای پالایشگاه‌های مستقل چین که با حاشیه سود اندک فعالیت می‌کنند، جایگزینی این نفت با گزینه‌های قیمت بازار به معنای میلیاردها دلار هزینه اضافی سالانه خواهد بود. انرژی ارزان‌تر هزینه تولید را کاهش می‌دهد و به رقابت‌پذیری بخش تولید کمک می‌کند.

این مزیت قیمتی در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا کرده که بخش صادرات چین با فشار فزاینده مواجه است. صادرات خالص در سال ۲۰۲۵ یک‌سوم رشد اقتصادی را تشکیل داده که بیشترین سهم از اواخر دهه ۱۹۹۰ بوده؛ اما حاشیه سود به‌شدت کاهش یافته است. سهم شرکت‌های زیان‌ده در بخش تولید از ۱۵ درصد در سال ۲۰۱۸ به ۳۰ درصد در سال ۲۰۲۵ رسیده است.

شاخص قیمت تولیدکننده در چین از اکتبر ۲۰۲۲ به‌طور مداوم کاهش یافته و به‌مدت ۳۸ ماه بین منفی ۲ تا منفی ۳ درصد باقی مانده است؛ حتی در حالی که تولید صنعتی افزایش داشته است. در نوامبر ۲۰۲۵ سود صنعتی نسبت به سال قبل ۱۳.۱ درصد کاهش یافت و تقریباً تمام سودهای قبلی سال را از بین برد.

فشار اقتصادی ناشی از حذف نفت ارزان ابتدا و شدیدتر از همه بر پالایشگاه‌های مستقل چین، موسوم به «تیپات»، وارد می‌شود. این پالایشگاه‌های کوچک‌تر عمدتاً در استان شاندونگ متمرکز هستند و فعالیت خود را بر پایه نفت ارزان تحریمی بنا کرده‌اند. پالایشگاه‌های مستقل شاندونگ حدود ۷۰ درصد ظرفیت پالایش مستقل چین را در اختیار دارند و روزانه حدود ۱.۳ میلیون بشکه نفت ایران را فرآوری می‌کنند؛ بنابراین این منابع ارزان نقش حیاتی در فعالیت آن‌ها دارند.

پالایشگاه‌های تیپات حدود ۲۰ درصد از کل واردات نفت چین را به خود اختصاص می‌دهند و برخلاف پالایشگاه‌های بزرگ دولتی، از ظرفیت ذخیره‌سازی راهبردی گسترده برخوردار نیستند و نمی‌توانند به‌راحتی اختلال ناگهانی در تأمین خوراک را جبران کنند.

اختلال در عرضه نفت ونزوئلا این الگو را نشان داده است. در سال ۲۰۲۵ چین روزانه ۳۸۹ هزار بشکه نفت از ونزوئلا وارد می‌کرد. با تشدید کنترل‌های واشینگتن بر حمل‌ونقل و هدف قرار دادن نفتکش‌های ناوگان سایه، پیش‌بینی شد که این صادرات تا اوایل ۲۰۲۶ تا ۷۵ درصد کاهش یابد. اگر جریان نفت ایران نیز به‌طور مشابه محدود شود، کاهش ظرفیت پالایش و حتی تعطیلی برخی پالایشگاه‌ها محتمل است؛ که می‌تواند عرضه سوخت در بازار داخلی را محدود کرده و قیمت بنزین و گازوئیل را افزایش دهد.

پژوهشی منتشرشده در «ساینس‌دایرکت» تأثیر کمبود نفت بر تولید ناخالص داخلی چین را بررسی کرده است: زمانی که نرخ کمبود به ۲۵ درصد برسد، قیمت نفت خام داخلی ۱۲۱.۲ درصد افزایش می‌یابد، قیمت فرآورده‌های نفتی ۶۷.۸ درصد بالا می‌رود و تولید ناخالص داخلی ۰.۷ درصد کاهش می‌یابد؛ و با افزایش نرخ کمبود، این زیان‌ها تشدید می‌شود. اندیشکده «امریکن اکشن فوروم» نیز ارزیابی کرده که درگیری‌ها در خلیج فارس و ورود آمریکا به ونزوئلا در اوایل ۲۰۲۶ عملاً نزدیک به یک‌پنجم عرضه نفت چین را قطع کرده است.

چین دارای ذخایری برای مقابله با این وضعیت است. تا ژانویه ۲۰۲۶ این کشور حدود ۱.۲ میلیارد بشکه ذخایر نفت خام در خشکی در اختیار داشت که معادل حدود ۱۰۸ روز واردات است. علاوه بر آن، حدود ۵۰ میلیون بشکه نفت ایران نیز تا اوایل مارس ۲۰۲۶ در دریا یا در مسیر انتقال در نزدیکی چین و مالزی ذخیره شده بود. این ذخایر زمان می‌خرند؛ اما مشکل ساختاری را حل نمی‌کنند.

اثر پایدارتر فشار مداوم آمریکا بر ایران و ونزوئلا، تضعیف نظام تخفیف‌های ناشی از تحریم‌هاست؛ که هزینه‌های مبادله را افزایش می‌دهد، فاصله قیمتی را کاهش می‌دهد و نوسان‌پذیری بازار را برای بشکه‌های حاشیه‌ای بیشتر می‌کند. جایگزینی نفت با قیمت بازار از کشورهایی مانند برزیل، کانادا، عراق یا کشورهای خلیج فارس، حاشیه سودی را که فعالیت پالایشگاه‌های تیپات را توجیه‌پذیر می‌کند، فشرده یا حذف خواهد کرد.

برای چین، از دست دادن نفت ارزان یک هزینه مضاعف است که در زمانی حساس وارد می‌شود؛ زمانی که اقتصاد با رشد کند، کاهش حاشیه سود تولیدکنندگان و یک جنگ تجاری مداوم با ایالات متحده مواجه است.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو تحلیلگر اقتصادی چین است که بیش از ۲۰ سال را در آسیا سپری کرده است. آقای گراسفو فارغ‌التحصیل دانشگاه ورزش شانگهای است، دارای مدرک ام‌بی‌ای از دانشگاه شانگهای جیائوتنگ است و در دانشگاه نظامی آمریکا در رشته دفاع ملی تحصیل کرده است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی