میخواهید آثار هنری گمشدهای را که نازیها به سرقت بردهاند پیدا کنید؟ برای این کار هم یک هوش مصنوعی وجود دارد.
بزرگترین سرقت آثار هنری در تاریخ بین سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ رخ داد؛ زمانی که نازیها حدود ۶۵۰ هزار اثر هنری را که بیشتر آنها متعلق به یهودیان بود، مصادره کردند.
هیتلر قصد داشت موزهای با مجموعهای عظیم از آثار کلاسیک هنری ایجاد کند و این تلاش پس از اشغال پاریس توسط نازیها در سال ۱۹۴۰ سرعت گرفت.
به رهبری آلفرد روزنبرگ، «کارگروه رایشلایتر روزنبرگ» سازمانی وابسته به حزب نازی بود که بهطور ویژه برای غارت اموال فرهنگی مردمان سرزمینهای اشغالشده تاسیس شده بود.
در پاسخ، متفقین «بخش بناهای تاریخی، هنرهای زیبا و بایگانیها» یا همان «مردان بناهای تاریخی» را تشکیل دادند تا از آثار فرهنگی مهمی که آلمانیها هدف قرار داده بودند محافظت کرده و آنها را بازیابی کنند. این گروه الهامبخش فیلمی شد که در سال ۲۰۱۴ ساخته شد.
تلاش برای یافتن و بازگرداندن ۱۰۰ هزار گنجینه گمشده باقیمانده تا امروز ادامه دارد و اکنون با پروژهای از دانشگاه سانتا کلارا به نام «دستیار منشاء هوش مصنوعی» وارد مرحلهای جدید در قرن بیستویکم شده است.
این ابزار که نسخه دیجیتالی یک پژوهشگر منشاء آثار هنری است، یک پایگاه داده مهم شامل اطلاعات مربوط به آثار هنری گمشده را جستوجو میکند تا روند ردیابی تاریخچه و محل احتمالی آنها را سادهتر کند.
عامل (هوش مصنوعی) نهچندان مخفی
این ابزار توسط مایکل سانتورو، استاد مدیریت و هایبینگ لو و میکله سامورانی، استادان سامانههای اطلاعاتی و تحلیل داده در دانشگاه سانتا کلارا، به همراه شماری از دستیاران پژوهشی دانشجو ساخته شده است.
آنها کار خود را با استخراج دادهها از ۳۰ هزار اثری آغاز کردند که پس از اشغال موزه ژو دو پوم در فرانسه توسط نازیها و تبدیل آن به انبار آثار هنری غارتشده، از آنجا عبور کرده بودند.
سانتورو به رادیوی عمومی ملی آمریکا (انپیآر) گفت: «ما از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنیم تا ایجاد ارتباطهایی را که پژوهشگران باتجربه باید زمان زیادی را صرف انجام دستی آنها کنند، آسانتر کنیم.»
همانطور که دبورا لوزه در گزارشی برای دانشگاه سانتا کلارا توضیح داد، این هوش مصنوعی میتواند پرسش کاربر را به زبان عادی دریافت کند، آن را با پایگاه داده مقایسه کند و پاسخی به زبان عادی ارائه دهد که توضیح میدهد چرا یک رکورد مشخص با درخواست مطابقت دارد.
برای نمونه، یک پژوهشگر میتواند از هوش مصنوعی بپرسد: «چه تعداد اثر هنری برای رهبران نازی ارسال شد؟» یا «کدام رکوردها شامل تصاویر اینترنتی هستند؟» و این ابزار پاسخ را ارائه خواهد کرد.
سانتورو برای توسعه بیشتر این ابزار، وندی گلدبرگ، استراتژیست باتجربه فناوری را به همکاری دعوت کرد. گلدبرگ به لوزه گفت: «وقتی در شرکت ایاوال کار میکردم، هدف این بود که استفاده از اینترنت به آسانی استفاده از تلفن و تلویزیون باشد. این ابزار جدید، استفاده از هوش مصنوعی برای استرداد و ردیابی آثار هنری را به همان اندازه ساده کرده است. برای یافتن منشاء و دنبال کردن مسیر آثار هنری سرقتشده لازم نیست نابغه باشید.»
این رویکرد میتواند به کاهش تعداد آثار هنری گمشده باقیمانده کمک کند؛ آثاری که از جمله آنها میتوان به تابلوی «پرتره یک مرد جوان» اثر رافائل اشاره کرد.
این شاهکار نادر که گفته میشود ارزشی معادل ۱۰۰ میلیون دلار دارد، مهمترین نقاشیای به شمار میرود که در آشوب و دود جنگ جهانی دوم ناپدید شد.
زمانی که ماشین جنگی نازیها در سپتامبر ۱۹۳۹ به سوی کراکوف پیشروی کرد، این نقاشی در خانهای اشرافی در شهر شینیاوا در لهستان پنهان شده بود. اما متاسفانه نازیها چند هفته بعد آن را در همانجا پیدا کردند.
تابلوی رافائل به اقامتگاه هانس فرانک، رئیس «دولت عمومی» ــ ساختار اداری به سبک استعماری که نازیها برای اداره مرکز لهستان ایجاد کرده بودند ــ منتقل شد. در نهایت، «پرتره یک مرد جوان» به مجموعه شخصی هیتلر در شهر لینتس راه یافت.
پس از آن، این تابلو از اسناد تاریخی ناپدید شد و در شکافهای تاریخ گم شد.
روند بازیابی آثار هنری باقیمانده که توسط نازیها غارت شده بودند، از جمله «پرتره یک مرد جوان»، پس از فروپاشی ائتلافی از موزهها که بهطور مشترک روی این موضوع کار میکردند، کند شد.
بیشتر آثار بهراحتی قابل شناسایی و بسیار ارزشمند (به استثنای «پرتره») پیشتر بازیابی شده بودند و همین موضوع انگیزه برای ادامه تحقیقات را کاهش داد.
این ابزار جدید هوش مصنوعی با سادهسازی روند پژوهش میتواند به ازسرگیری تلاشها برای بازگرداندن این اموال سرقتشده کمک کند.
دانشگاه سانتا کلارا تنها نهادی نیست که از هوش مصنوعی برای ردیابی آثار فرهنگی غارتشده توسط نازیها استفاده میکند. «لگسی اکسپلورر» نیز سامانه هوش مصنوعی متعلق به «بنیاد پروژه بازیابی فرهنگی دیجیتال یهودیان» است که به کاربران امکان میدهد سوابق و تصاویر اموال فرهنگی را در چندین پایگاه داده جستوجو کنند.
این ابزارها، هرچند هنوز در مراحل اولیه توسعه قرار دارند، ممکن است نقشی مهم در جبران بیعدالتیهای صورتگرفته در آن دوره پرتلاطم و بازگرداندن میراث فرهنگی ارزشمند به صاحبان واقعی آن، که خود یکی دیگر از قربانیان جنگ بود، ایفا کنند.
در اینجا با نمونهای از کاربرد هوش مصنوعی روبهرو هستیم که میتواند در حفاظت از میراث فرهنگی نقش داشته باشد، نه اینکه آن را پنهان یا مانع دسترسی به آن شود. این میتواند الگویی برای دیگر پروژههای علوم انسانی دیجیتال باشد.

















