استفن مور
همین چند سال پیش بود که هشدار تغییرات اقلیمی و تب انرژی سبز در کاخ سفید و هیئتمدیره شرکتها بالا گرفت. سیاستهای جو بایدن، رئیسجمهور پیشین آمریکا، عمدتاً بر کنارگذاشتن سوختهای فسیلی متمرکز بود و بسیاری از شرکتهای بزرگ آمریکا هم برنامه انتشار صفر خالص را در دستور کار خود قرار دادند. این جنبش در دوران بایدن با هدف توقف کامل تولید نفت، گاز طبیعی و زغالسنگ و جایگزینی این منابع با توربینهای بادی، پنلهای خورشیدی و خودروهای برقی شکل گرفت.
این برنامه صرفاً با هدف نمایش پایبندی به ارزشهای زیستمحیطی در دستور کار قرار گرفت و توجیه عملی نداشت. حدود ۷۰ درصد انرژی آمریکا از طریق سوختهای فسیلی تأمین میشود و فقط ۱۰ درصد آن به «انرژی سبز» اختصاص دارد. بررسیها نشان میداد که اجرای این طرح اقتصاد آمریکا را بهشدت ضعیف میکند: میلیونها فرصت شغلی از بین میروند، تولید ناخالص داخلی صدها میلیارد دلار کاهش مییابد و هزینه انرژی برای کسبوکارها و خانوادههای آمریکایی بهشدت افزایش خواهد یافت.
اجرای این طرح در مقطعی که مردم آمریکا بهدنبال کاهش هزینههای زندگی بودند، باعث افزایش هزینههای زندگی شد. صفر خالص چیزی جز دردسر نبود. حتی اگر آمریکا مصرف سوختهای فسیلی را به حداقل میرساند، انتشار جهانی گازهای گلخانهای چندان دستخوش تغییر نمیشد. چین و هند در همان مقطع نیروگاههای زغالسنگی بسیار بیشتری داشتند و آمریکا بهدنبال تعطیلی نیروگاههای خود بود.
واشینگتن صدها میلیارد دلار از منابع مالیاتدهندگان را برای ترویج انرژی بادی و خورشیدی هزینه کرد، اما این طرح درحالحاضر مانند ایده کارخانههای تولید خودروی برقی که درحال تعطیلی هستند متوقف مانده است.
خبر خوش اینکه جنبش صفر خالص تقریباً از بین رفته یا دستکم نفسهای آخر خود را میکشد. مطالعه جدیدی که به همراه شماری از همکاران برای کمیته «آزادسازی شکوفایی» انجام دادهایم، نشان میدهد که والاستریت از سیاستهای اقلیمی مبتنی بر صفر خالص عقبنشینی کرده است. از این گذشته، شش بانک بزرگ آمریکا از جمله جیپی مورگان چیس، بنک آو آمریکا، گلدمن ساکس، سیتیگروپ، مورگان استنلی و ولز فارگو از ائتلاف بانکی صفر خالص خارج شدهاند.
عقبنشینی بزرگی رخ داده است. جنبش صفر خالص ائتلافی قدرتمند متشکل از ۱۴۰ بانک بود که مجموع دارایی آنها به ۷۵.۵ تریلیون دلار میرسید.
البته برخی از مؤسسات مالی مانند مورگان استنلی و استیت استریت همچنان از مقررات سختگیرانه صفر خالص حمایت میکنند، اما تعداد آنها انگشتشمار است.
بخش عمده این سیاستها از اول غیرمنطقی به نظر میرسید، زیرا برآورد میشد که انرژی مورد نیاز هوش مصنوعی و مراکز داده در دو دهه آینده باعث افزایش دو یا سهبرابری نرخ تقاضای برق خواهد شد. برای رفع این نیازها و حفظ صرفه اقتصادی برق برای کسبوکارها و خانوادهها باید از تمام منابع موجود استفاده کنیم.
از این گذشته، آمریکا پاکترین ذخایر زغالسنگ را دارد که میتواند تا ۶۰۰ سال پاسخگوی نیاز این کشور باشد. هیچ کشوری از این حیث به پای آمریکا نمیرسد. این کشور همچنین صدها سال ذخایر گاز طبیعی پاک و ارزانقیمت دارد که وجود آنها برای تأمین روشنایی، فعالماندن کارخانههای آمریکایی و کارکرد سیستمهای تهویه هوا حیاتی است.
البته آمریکا برای تأمین این نیازها باید توجه بیشتری به تولید انرژی هستهای داشته باشد که تأثیر چندانی در انتشار گازهای گلخانهای ندارد. خبر خوش بعدی اینکه آمریکاییها برای نخستینبار در چند دهه گذشته از انرژی هستهای استقبال میکنند.
گروههای افراطی حامی محیطزیست هنوز پافشاری میکنند و بدون شک به مخالفتهای خود ادامه خواهند داد. آنها آتشگرفتن جنگلها را به تغییرات اقلیمی نسبت میدهند، اما روند آتشسوزیها بهرغم وقوع آتشسوزیهای مرگبار در آمریکای شمالی در تابستان سال جاری در سطح جهانی افزایش نداشته است.
آلمان از جمله کشورهایی است که از سیاستهای انرژی سبز عقبنشینی نکرده است. اما چه چیزی نصیبش شده؟ یک شکست بزرگ. این کشور که زمانی بهعنوان قطب تولید و مهندسی اروپا شناخته میشد، بهدلیل کنارگذاشتن سوختهای فسیلی ارزانقیمت وارد فاز صنعتیزدایی شده است. آلمان نزدیک به نیم تریلیون دلار برای «گذار انرژی» و جایگزینی توربینهای بادی هزینه کرده و مصرف گاز طبیعی خود را به حداقل رسانده است. هزینه برق در این کشور تقریباً دوبرابر هزینهای است که دیگر کشورهای اروپا و شرکتهای آمریکایی پرداخت میکنند. کارخانههای آلمان یکی پس از دیگری تعطیل میشوند.
افول جنبش صفر خالص در ایالات متحده از توجه دوباره این کشور به عقلانیت و ملاحظات اقتصادی و تکیه به منابع انرژی فراوان آمریکا حکایت دارد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
استفن مور پژوهشگر ارشد بنیاد هریتج، اقتصاددان ارشد فریدمورکس و از بنیانگذاران کمیته آزادسازی شکوفایی است. مور همچنین بهعنوان مشاور ارشد اقتصادی دونالد ترامپ فعالیت داشته است. کتاب جدید او «هیولای دولتی: نقش رشد افسارگسیخته دولت در فقیرترشدن آمریکا» نام دارد.
















