Search
Asset 2

انجام ناشیانه کارهای روزمره مغزتان را فعال می‌کند

فواید استفاده از دست غیرغالب به افراد مبتلا به اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی محدود نمی‌شود. تقریباً همه می‌تواند از فواید این کار استفاده کند.
(Illustration by Sunny Lo/The Epoch Times)

 دکتر احمد آراک، متخصص مغز و اعصاب در دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس، می‌گوید: «کارکردن با دست غیرغالب سودمند است، زیرا عادت‌های جدید و غیرمعمول مغز را به چالش می‌کشند.»

آراک به اپک تایمز گفت: «مغز عاشق چالش است و زمانی که با چالش مواجه می‌شویم، مغزمان از درون برانگیخته می‌شود و عملکرد بهتری پیدا می‌کند. انجام کارهای پیچیده با دست غیرغالب چندان مرسوم نیست و موجب شکل‌گیری سازوکاری می‌شود که باعث انعطاف‌پذیری عصبی می‌شود.»

این‌که کاری را به‌شکل غیرمعمول انجام دهید، نورون‌ها را تقویت می‌کند و ارتباط بین آن‌ها را بهبود می‌بخشد که به آن «انعطاف‌پذیری عصبی» می‌گویند. این فرایند در مواجهه با افت عملکرد سلولی بر اثر بیماری‌های مرتبط با زوال عصبی مانند آلزایمر به‌عنوان یک راهکار محافظتی عمل می‌کند.

پژوهشگران تغییرات ناشی از انعطاف‌پذیری عصبی را در اسکن‌های مغزی رؤیت کرده‌اند. در مطالعه‌ای که در نشریه نقشه‌برداری از مغز انسان منتشر شد، ۲۴ فرد راست‌دست به‌مدت چهار هفته انگشت‌های دست چپ‌شان را به کار گرفتند. اسکن‌ها نشان دادند آن بخشی از قشر مغز که در یادگیری و مهارت‌های حرکتی نقش دارد، ضخیم‌تر شده است؛ بخشی که معمولاً با افزایش سن نازک‌تر می‌شود. از این گذشته، معلوم شد که فعالیت نقاط مرتبط با مهارت‌های حرکتی افزایش یافته است.

تغییرات مربوط به نقاط مرتبط با کنترل حرکتی محدود بودند و سایر نقاط مغز تحت تأثیر قرار نگرفتند که نشان می‌دهد این تمرین فایده بیشتری برای مغز نداشته است.

بنجامین فیلیپ، استادیار و مدیر آزمایشگاه علوم اعصاب و توان‌بخشی دانشگاه واشینگتن، می‌گوید: «نباید فواید فعالیت‌هایی که مغز ما را به توجه و برنامه‌ریزی بیشتر وامی‌دارند نادیده بگیریم. این فعالیت‌ها فقط به کارهایی که با دست غیرغالب انجام می‌گیرند محدود نمی‌شوند و هرکاری که ذهن‌مان را به چالش بکشد دربرمی‌گیرند. برای نمونه، می‌توانم از یادگیری ساز یا زبان خارجی مثال بزنم.»

نقش مؤثر استفاده از دست «غیرغالب» در فعال‌شدن مغز

دلیل دیگری که برای نقش مؤثر استفاده از دست غیرغالب مطرح می‌شود، این است که مغز ما از دو نیمکره تشکیل شده و تغییر دست غالب هردو نیمکره را درگیر می‌کند.

هردست به‌وسیله نیمکره مخالف مغز کنترل می‌شود: دست راست به‌وسیله نیمکره چپ و دست چپ به‌وسیله نیمکره راست. نیمکره‌ای که دست غالب را کنترل می‌کند، مهارت‌های حرکتی ظریف و دقیقی را به مرور زمان برای انجام کارهای روزمره توسعه می‌دهد؛ درست مانند نرم‌افزاری که به مرور زمان روی نیمکره مربوطه نصب می‌شود.

وقتی از دست غیرغالب استفاده می‌کنید، نیمکره‌ای که کنترل حرکت را برعهده می‌گیرد، به مهارت‌های لازم دسترسی ندارد و برای انجام آن کار از نیمکره دیگر کمک می‌گیرد. از این‌رو، دو نیمکره مغز مدام پیام ردوبدل می‌کنند تا برای انجام کار مربوطه هماهنگ شوند.

فیلیپ به اپک تایمز گفت: «مغز باید از این مزیت استفاده کند. از آن‌جا که هردو نیمکره درگیر می‌شوند. مغز بیشتر به زحمت می‌افتد.»

فیلیپ افزود که خیلی‌ها صرفاً راست‌دست یا چپ‌دست نیستند و بعضی از کارها را با یک دست بهتر انجام می‌دهند. برای نمونه، بعضی‌ها با دست راست می‌نویسند اما توپ را با دست چپ پرتاب می‌کنند. دستی که کار کردن با آن دشوارتر است، نه‌تنها از فردی به فرد دیگر بلکه از کاری به کار دیگر متفاوت است.

چرا حرکت اهمیت دارد؟

به‌دنبال چالش هستید؟

فیلیپ می‌گوید برای چالش بیشتر سراغ نوشتن و پرتاب توپ بروید؛ کارهایی که به حرکات روان و هماهنگ و دقت و ظرافت نیاز دارند.

او گفت: «حرکت مستلزم هماهنگی چند مقوله مختلف است. برای حرکت کردن باید بینایی را با حس لامسه هماهنگ کنید و موقعیت چشم‌ها را در نظر بگیرید. مغز در این شرایط بیشتر کار می‌کند.»

حرکت و تفکر ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. با این‌حال، همه حرکات به یک اندازه مغز را به چالش نمی‌کشند. برخی از کارها در مقایسه با کارهای ساده یا سنگین نقاط بیشتری از مغز را درگیر می‌کنند.

برای نمونه، نخ‌کردن سوزن به توان ذهنی بیشتری نیاز دارد و با تکیه به بازخورد بصری و حسی انجام می‌گیرد؛ اما بلند کردن یک سطل سنگین به‌طور کلی به نیروی جسمانی نیاز دارد.

به چالش کشیدن مغز آسان‌تر از چیزی است که فکرش را می‌کنیم

استفاده از دست غیرغالب برای انجام کارهای رومزه دو مزیت مهم دارد: این کار برای مغز تازگی دارد و نقاط بیشتری از مغز را درگیر می‌کند. اگر سختیِ کار را بیشتر کنید، مزیت سوم هم وارد بازی می‌شود.

فیلیپ درباره این‌که مسواک‌زدن با دست غیرغالب بر خطر ابتلا به دمانس اثر می‌گذارد تردید دارد، زیرا این کار به‌خودی‌خود چالش زیادی ایجاد نمی‌کند.

او گفت: «اگر می‌خواهید مغزتان را به چالش بکشید، باید سختیِ کار را بیشتر کنید. به سخت‌ترین کاری فکر کنید که قادر به انجام آن هستید.»

براونلی به همین دلیل ریمل‌زدن با دست چپ را به برنامه روزانه خود اضافه کرده است. وقتی کار جدید را با دست غیرغالب یاد گرفتید و در انجام آن مهارت پیدا کردید، سراغ یک فعالیت جدید بروید. فکر کنید درحال بازی کامپیوتری هستید و وارد مرحله جدید می‌شوید.

براونلی می‌گوید بهترین بخش ماجرا این است به وسیله خاص، بازی، اپلیکیشن یا زمان اضافی نیاز ندارید. فایده این کار فراتر از مغز است: وقتی هرروز برای انجام یک کار سراغ دست غیرغالب می‌روید، تمام توجه‌تان را به آن کار معطوف می‌کنید. این تمرین به براونلی کمک کرده که در کنار عزیزان و مراجعان خود حضور ذهن بیشتری داشته باشد. او قصد ترک این تمرینات را ندارد و آن را به مراجعان خود هم توصیه می‌کند تا هنگام غذاخوردن حضور ذهن بیشتری داشته باشند.

براونلی افزود: «هرروز آگاهانه تمرکزم را روی مغزم می‌گذارم. تا روزی که دو دست سالم و فعال دارید، می‌توانید مغزتان را به چالش بکشید.»

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی