
سازمان سیا بهطوررسمی تصدیقکرد که در کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲ که منجر به برکناری دکتر محمد مصدق شد، دست داشتهاست.
اسناد دخالت امریکا در این کودتا توسط آرشیوسازمان امنیت ملی این کشور در تاریخ ۱۸اوت۲۰۱۳ (۲۷مرداد۱۳۹۲) منتشرشد.
بهگفتهی آرشیو سازمان امنیت ملی: “دخالت امریکا و بریتانیا در سرنگونی مصدق مسئلهایاست که عموم مردم از آن آگاهی داشتند. اما اقدام به انتشار اسناد سازمان در برنامهریزی و اجرای کودتا، اوّلین اعتراف سیا دراینخصوص میباشد.”
پیشتر مقامات سازمان سیا گفتهبودند که اسناد این سازمان در خصوص کودتای ۱۳۳۲ کم هستند و بیشتر آنها در دههی ۱۹۶۰ (۱۳۳۹خورشیدی) ازبینرفتهاند.
اوّلینبار در سال ۱۹۸۱ (۱۳۶۰خورشیدی) اسناد این کودتا به نام نبرد برای تسلط بر ایران منتشرشد اما در آن زمان تمام ارجاعات به رمز تیپیایجیایایکس TPAJAX کاملاً خطخوردهبود. تیپیایجیایایکس نام رمز عملیاتِ تحت رهبری امریکا در زمان کودتای ۲۸مرداد بود. در اسنادِ به تازگی منتشرشده ارجاعاتی به نام تیپیایجیایایکس وجوددارد.
مصدق از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۳ میلادی (۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ خورشیدی) نخستوزیر منتخب مردم ایران بود که دولت او از طریق کودتا سرنگونشد. گفتهمیشود جانشین او، سرلشکر فضلالله زاهدی توسط MI6 (سازمان اطلاعات بریتانیا) و CIA (سازمان اطلاعات امریکا) انتخابشدهبود. براساس اسناد سیا، سرلشکر زاهدی در سال ۱۹۵۱(۱۳۳۰) به دلیل انتقاداتی که از او درخصوص دستداشتن در یک تظاهرات انجام گرفت، از سِمَت خود بهعنوان وزیرکشور استعفادادهبود.
قسمت اعظم اسناد نبرد برای تسلط بر ایران، حداقل در بخش نخست، که به سال ۱۸۷۲میلادی (۱۲۵۱ خورشیدی)، زمان شروع این اسناد برمیگردد، درمورد وضعیت صنعت نفت ایران و دخالتامریکا و بریتانیا در آن است.
براساس این اسناد ناصرالدین شاه قاجار “در ازای پول نقد موردنیاز” امتیاز بهرهبرداری از تمام معادن ایران بهجز طلا، نقره و سنگهای قیمتی را به بارون دو رویتر، بازرگان آلمانی [بنیانگذارخبرگزاری رویترز[ داد.
اگرچه دورویتر نفتی پیدانکرد اما توسط جانشین او، ویلیام ناکس دارسی که یک دلال بریتانیایی بود، نفت کشفشد. او سهام آن را در “اولین شرکت بهرهبرداری نفت”، بهفروشرساند و بلافاصله در سال ۱۹۰۴میلادی (۱۲۸۳ خورشیدی) به حفر دوحلقه چاه نفت اقدامکرد.
روابط میان ایران و بریتانیا بعد از جنگ جهانی اول با اختلاف در نحوهی تقسیم سود نفت روبهوخامتگذاشت. در سال ۱۹۳۲ میلادی (۱۳۱۱ خورشیدی) امتیاز حق بهرهبرداری از چاههای نفت، لغو و توافقنامهی جدیدی امضاشد. (همچنین در سال ۱۹۳۵ میلادی نام پرشیا به ایران تغییردادهشد.)
در اواخر دههی ۱۹۴۰ میلادی (۱۳۱۹ خورشیدی)، درحالیکه ایران در جنگ جهانی دوم به تأمین نفت متفقین مشغولبود، اعتصابات و اعتراضات کارگری بر شرایط این دوران بیشتر تأثیرمیگذاشت. مدّت کوتاهی پس از امضای قرارداد جدید در سال ۱۹۴۹ میلادی (۱۳۲۸ خورشیدی) –به ایران ۲۰ درصد از سهم درآمد توزیعشده را به جای سهم ۵۰ درصدی که رهبرانش به دنبال آن بودند، بخشیدهمیشد- درطی برگزاری انتخابات، مصدق بهقدرترسید. حزب جبههی ملی که مصدق از اعضای آن بود قصد ملیکردن صنعت نفت را داشت و منازعاتی که میان کارگران شرکت نفت ایران رخداد، منجربه حکومت نظامی در سال ۱۹۵۱ میلادی (۱۳۳۰ خورشیدی) شد. مدت کوتاهی بعد از آن، شاه، قانونی را تصویبکرد که بهموجب آن دولت بهطورکامل کنترل شرکت نفت را دراختیارمیگیرد که این امر باعث تنش بیشتر بر روابط میان ایران و بریتانیا شد و منجربه این گردید که کنسولگریهای بریتانیا و تمامی مراکز فرهنگی و اطلاعات خارجی بهدستور مصدق بستهشوند.
ایران برای کمک به صنعت نفت خود و ادارهی آن بدون کمک خارجی از ایالات متحده درخواست وام کرد امّا رئیسجمهور آیزنهاور این درخواست را ردنمود. اقدام بعدی در اوت ۱۹۵۳ رخداد که منجر به سرنگونی دولت مصدق شد. بعد از آن، ” در راستای طرح پیشنهادی به مصدق، مناقشات نفتی حل و فصلشد –صنعت نفت ایران ملی شد اما عملیات اکتشاف و استخراج آن به گروهی از شرکتهای نفتی خارجی واگزارگردید.” هربرت هوور، مشاور ویژهی نفتِ وزیر امور خارجه و براساس اسناد سازمان سیا یکی از مذاکرهکنندگان اصلی بود.
در اسناد منتشرشده، در توصیف مصدق، سازمان سیا تمام تمرکز خود را بر روی نحوهی برخورد او با بریتانیا معطوفکردهاست. بعد از رضاشاه که به مدت ۲۰ سال با توسل به ملیگرایی نهفتهی مردم ایران حکومتکرد، “مصدق از همین ملیگرایی بیدارشده استفادهنمود و علاقهی او به استقلال و عدم وابستگی، او را در قدرت نگهداشته و موجب سرپیچی او از بریتانیا شد.”
همچنین این اسناد شامل چندین مقاله میشوند که به گزارش تبلیغاتی اشاره میکنند که سازمان سیا برای بدجلوهدادن مصدق تنظیم کرده بود.
در یکی از این مقالات تبلیغاتی به نام سرویس جاسوسی مصدق آمدهاست:
“این مقالهی تبلیغاتی نخستوزیر را متهم به تظاهر به “ناجی ایران” میکند و ادعامیکند که او درعوض درحال ایجاد تشکیلات وسیع جاسوسی است که تقریباً همهی بخشهای جامعه از ارتش گرفته تا روزنامهها و رهبران سیاسی و مذهبی برای آن آموزشدیدهاند. و تصوری ایجادمیکند که ارتباطی فرضی با “قتل سران ایل قشقایی” و تودهایها داشته و نویسنده او را متهممیکند: مصدق به این شکل میخواهی کشور را نجات دهی؟ ما میدانیم چه چیزی را میخواهی نجاتدهی. تو میخواهی دیکتاتوری مصدق در ایران را نجاتدهی.”
علاوهبراین، پیشنویسی از بیانیهی وزارت امور خارجه وجوددارد که دوهفته قبل از کودتایی که منجربه سرنگونی مصدق شد، آمادهشدهاست.
نسخهی A و B (نسخهی جدیدتر) اسناد نبرد برای تسلط بر ایران و سند دیگری که دربارهی جزئیات سقوط دولت مصدق است، در اینجا آمده است.
اپکتایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر میشود.



اپکتایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر میشود.










