نویسنده: جاناتن دابلیو. وایت، استاد مطالعات آمریکا
در بحبوحه انتقال قدرت بین دولتهای ریاستجمهوری آمریکا، یعنی مقطعی که حکم عفو در تعداد بالا صادر میشود، خوب است بدانیم که یک رئیسجمهور دیگر آمریکا از قدرت عفوی که قانون اساسی به او داده بود، چگونه بهره برد.
آبراهام لینکلن، شانزدهمین رئیسجمهور ایالات متحده از حزب جمهوریخواه آمریکا بود که از ۱۸۶۱ تا ۱۸۶۵ خدمت کرد. او به دلیل نقش برجستهاش در هدایت کشور در طول جنگ داخلی آمریکا و تلاش برای حفظ اتحاد و پایان دادن به بردهداری شناخته میشود. لینکلن «اعلامیه آزادی بردگان» را صادر کرد و به یکی از نمادهای عدالت و حقوق بشر تبدیل شد.
آبراهام لینکلن در بررسی تقاضاهای عفو در جریان جنگ داخلی، عدالت را به همان شکل سادهای که میفهمید، اجرا میکرد و توجهی به نژاد، طبقه اجتماعی یا جنسیت فرد متقاضی نداشت. لینکلن سعی میکرد در تصمیمات خود از فروافتادن در ورطه تبوتاب زمانه اجتناب کند. رسیدگی به بعضی از پروندهها شجاعت زیادی میطلبید، زیرا مخاطرات سیاسی قابلتوجهی به دنبال داشت. بازنگری در پروندههای اعدام باعث شد که او به دردسر بیفتد.
یکی از اولین احکام عفو لینکلن به سربازی جوان از ورمانت مربوط میشد که ویلیام اسکات نام داشت. او در سال ۱۸۶۱ دو شب متوالی نگهبانی داد و در محل کشیک خود در حوالی واشینگتن خوابش برد. اسکات بابت این جنایت در دادگاه نظامی محاکمه شد و حکم تیرباران گرفت.
افسران ارتش از حکم اعدام در پرونده «نگهبانانی که خوابشان میبرد» حمایت میکردند تا درس عبرتی برای دیگر سربازان باشد. اما مقامات نظامی در دهه ۱۸۶۰ درکی از اهمیت فیزیولوژیک خواب نداشتند. امروزه میدانیم برای اینکه مغز درست عمل کند، انسان به استراحت کافی نیاز دارد. سربازان ارتش در قرن نوزدهم گمان میکردند که خوابیدن در حین نگهبانی نشانه ضعف ذاتی و حتی بیاخلاقیِ فرد است.
لینکلن در پرونده اسکات تصمیم گرفت که او را عفو کند. عفو لینکلن چیزی فراتر از بخشش و درواقع اقدامی عدالتخواهانه بود. مقامات نظامی از به خواب رفتن سربازان دفاع نمیکردند. از اینرو، انجام این کار از رئیسجمهور برمیآمد.
لینکلن یک سال بعد با اعدام یک بردهدار بدنام به نام ناتانیل گوردون موافقت کرد. گوردون در اوت ۱۸۶۰، تعداد ۸۹۷ آفریقایی را سوار کشتی خود به نام ایری، کرد. بردهها عمدتاً زن و کودک بودند. برخی از کودکان فقط ۶ ماه داشتند. ایری به محض عزیمت با مداخله نیروی دریایی آمریکا توقیف و گوردون برای محاکمه به نیویورک منتقل شد.
واردات برده از سال ۱۸۰۸ غیرقانونی شده بود، اما گوردون میدانست که دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد، زیرا هیچکس تا آنروز بابت این جنایت مجازات نشده بود.
محاکمه نخست او از روال قانونی خارج شد، اما وکیل لینکلن در ناحیه جنوبی نیویورک توانست گوردون را در نوامبر ۱۸۶۱ محاکمه کند و برای او حکم اعدام بگیرد. هزاران نفر از شمالیها از لینکلن خواستند که گوردون را عفو کند، اما لینکلن قبول نکرد و حکم اعدام او در ۲۱ فوریه ۱۸۶۲ اجرا شد.
لینکلن در رسیدگی به پرونده یک بردهدار دیگر گفت: «هرگز کسی را که برای یک سود ناچیز و تنها از سر حرص، آفریقا را از فرزندان خود محروم میکند تا آنها را بهعنوان برده به فروش برساند، عفو نخواهم کرد.»
به تعبیر دیگر، عدالت ایجاب میکرد که فردی نظیر گوردون تاوان جرم خود را تمام و کمال بپردازد.
چند ماه بعد در مینهسوتا بین سرخپوستان داکوتا و مهاجران سفیدپوست جنگ درگرفت. داکوتاییها نزدیک بود از گرسنگی بمیرند. توافق با دولت آمریکا آنها را در منطقهای کوچک گرفتار کرده بود و دولت در پرداخت مقرری آنها کوتاهی میکرد. بدتر از همه آنکه تجار و مأموران فدرال به شکل هولناکی فاسد بودند و داکوتاییها را هر سال فریب میدادند و آنها را همواره وامدار خود میکردند.
جنگجویان داکوتا در اوت ۱۸۶۲ دست به حمله زدند و بیش از ۶۰۰ مهاجر سفیدپوست از جمله زنان و کودکان را کشتند. گفته میشد که آنها به غیرنظامیان غیرمسلح تجاوز میکردند و آنها را میکشتند. دیری نپایید که ارتش آمریکا نیروهای خود را بسیج کرد و دست به حمله متقابل زد. پس از شش هفته جنگ، داکوتاییها شکست خوردند و صدها جنگجو به اسارت گرفته شدند. ارتش در ماه سپتامبر برای محاکمه داکوتاییها به جرم جنایات جنگی دادگاه نظامی برپا کرد. بعضی از محاکمهها فقط چند دقیقه به طول انجامید. ۳۰۳ داکوتایی در طول ۳۰ روز مجرم شناخته شده و به اعدام محکوم شدند. تنها ۶۹ نفر تبرئه شدند.
فشار بر لینکلن برای تأیید اعدامها بشدت سنگین بود. یکی از مینهسوتاییها خطاب به لینکلن نوشت: «مردم خواهان انتقام هستند… مردم این ایالت بهقدری از دست سرخپوستان عصبانی هستند که اگر مقامات آنها را به دار نیاویزند، خودشان دست به کار میشوند.»
جین گری سوئیشلم، از فمینیستهای موج اول نوشت: «کفتارها را تیرباران کنید و به خودتان شک راه ندهید… این جانوران درنده را نابود کنید. با شیطان و ایادی او صلح کنید، اما نه با این درندگان که دندانهایشان از خون بیگناهان سرخ است!»
لینکلن در بحبوحه این بحران نژادی و سیاسی تصمیم گرفت سرعت کار را پایین بیاورد. او به رهبران نظامی مینهسوتا دستور داد تا اعدامها را تا اطلاع ثانوی به تعویق بیاندازند. سپس از سه وکیل معتمد خود خواست تا در ۳۰۳ پرونده موجود بازنگری کنند.
او میخواست بداند کدام یک از سرخپوستان مرتکب جنایات جنگی شده، از جمله تجاوز جنسی یا قتل غیرنظامیان غیرمسلح، و کدامشان در طول جنگ به اسارت گرفته شدهاند. پس از بررسیهای دقیق، لینکلن احکام ۲۶۵ داکوتایی را تقلیل داد و اعدام ۳۸ نفر را که معتقد بود علیه غیرنظامیان غیرمسلح دست به جنایت زده بودند، تأیید کرد.
این رویداد از نگاهِ امروز جنجالبرانگیز است، چرا که بزرگترین اعدام دستهجمعی یکروزه در تاریخ آمریکا محسوب میشود و همچنین بزرگترین تخفیفی است که در مجازاتها لحاظ شده است.
از این گذشته، دیدگاه لینکلن درخصوص مجازات داکوتاییهایی که به غیرنظامیان حمله کرده بودند، در مورد سفیدپوستان در موقعیت مشابه نیز صادق بود. وقتی آنها بابت اعمال وحشیانه خود از جمله تجاوز به زنان یا جنگیدن بهمانند شورشیان مجرم شناخته شدند، لینکلن تصمیم گرفت احکام آنها را پابرجا نگهدارد.
۳۸ نفر در ۲۶ دسامبر ۱۸۶۲ اعدام شدند. متعاقباً یکی از سیاستمداران لینکلن را به باد انتقاد گرفت و گفت که اگر او همهشان را اعدام میکرد، جمهوریخواهان در انتخابات قبلی نتیجه بهتری میگرفتند. لینکلن در پاسخ گفت که نمیتوانستم برای رأی آوردن در مورد حکم اعدام تصمیم بگیرم.
لینکلن در سال ۱۸۶۵ ترور شد، اما میراث او همچنان الهامبخش آزادیخواهی در جهان است.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: جاناتن دابلیو. وایت استاد مطالعات آمریکا در دانشگاه کریستوفر نیوپورت و از اعضای مرکز جک میلر است. او در سال ۲۰۲۳ به همراه جان میچم موفق شد جایزه گیلدر لهرمن لینکلن را بابت کتاب «خانهای که بردگان بنا کردند: مهمانان آفریقایی-آمریکایی لینکلن در کاخ سفید» از آنِ خود کند.

















