Search
Asset 2

هوش مصنوعی علیه علوم انسانی

اگر دانشجو به یک مقاله کوتاه یا تحقیق نیاز داشته باشد و هوش مصنوعی بتواند به واسطه چند دستور ساده شروع به نوشتن کند، چه دلیلی دارد که دانشجو به خودش زحمتِ نوشتن بدهد؟
(Brandon Bell/Getty Image)

علوم انسانی مستلزم توجه دقیق به موضوع اصلی و خودِ اثر است، نه نسخه‌های ساده‌ای که از آن تهیه می‌شود.

نویسنده: مارک بائرلین

برای اساتیدی که رشته‌های آن‌ها عمدتاً بر خواندن و نوشتن متمرکز هستند، ظهور هوش مصنوعی فاجعه به بار آورده است. آن‌ها هرگز با چنین چالشی دست‌به‌گریبان نبوده‌اند. اساتید، تکالیفی را در رابطه با رمان‌ها، نمایشنامه‌ها، آثار هنری، رساله‌ها و متون تاریخی به دانشجویان می‌سپارند، اما دانشجویان دیگر نیازی نمی‌بینند که آن‌ها را به دقت مطالعه کنند. وقتی هوش مصنوعی می‌تواند خلاصه مفیدی از کتاب‌ها ارائه کند و دانشجو می‌تواند همان خلاصه را در حد قبولی در امتحان میان‌ترم ارائه کند، دیگر چه لزومی دارد که کل کتاب را بخواند؟ اگر دانشجو به یک مقاله کوتاه یا تحقیق نیاز داشته باشد و هوش مصنوعی بتواند به واسطه چند دستور ساده شروع به نوشتن کند، چه دلیلی دارد که دانشجو به خودش زحمتِ نوشتن بدهد؟ به‌ویژه آن‌که هوش مصنوعی روزبه‌روز در پنهان کردن ردپای خود مهارت بیشتری پیدا می‌کند.

اساتید تصور می‌کنند در رقابتی حضور دارند که توانِ برنده شدن در آن را ندارند. هربار که نرم‌افزاری برای تشخیص ردپای هوش مصنوعی عرضه می‌شود، ابزاری جدید برای دور زدن این نرم‌افزارها معرفی می‌شود. زبان ماشینی روزبه‌روز بهتر و بهتر می‌شود. چندی پیش از یکی از محققان حوزه آموزش پرسیدم که «آیا نوشته‌های هوش مصنوعی کلیشه‌ای نیستند؟ دستور زبان و علائم نگارشی صحیح است، اما متن نهایی کسل‌کننده، بی‌روح و بدون رنگ و لعاب است.»

او خندید و پاسخ داد که «بله، شاید شش ماه پیش همین‌طور بود. اما اکنون می‌توان از هوش مصنوعی خواست که به یک سبق و سیاق خاص بنویسد یا مقاله را جذاب‌تر کند.»

این مسئله باعث شده که تشخیص تقلب سخت‌تر شود، به‌ویژه آن‌که استاد باید ۳۰ مقاله را تصحیح کند و فقط چند روز تا پایان ترم باقی مانده است. بررسی دقیق نشانه‌های کپی‌برداری بسیار حساس و زمان‌بر است. اگر دانشجو بتواند درون‌مایه رمان را در امتحان به‌طور کامل توضیح دهد، استاد از کجا بداند که واقعاً کتاب را خوانده یا فقط خلاصه هوش مصنوعی را مرور کرده است.

دانشجوها پیش‌تر به سرقت ادبی متوسل می‌شدند و صرفاً از کارهای دیگران کپی‌برداری می‌کردند، اما هوش مصنوعی هربار یک کار دقیق و منحصربه‌فرد ارائه می‌کند.

هوش مصنوعی محصول درخواستی را در صفحه لپ‌تاپ تحویل می‌دهد و آن را با دریافت چند دستور ساده از جانب کاربر آماده استفاده می‌کند. مثل یک دستیار شخصی است. هوش مصنوعی نقش معلم یا مربی را ندارد، زیرا مثل یک دستیار یا کارآموز  عمل می‌کند. کار از اوست و اعتبار آن به کارفرما تعلق می‌گیرد. البته دانشجو هم درس خود را یاد می‌گیرد، اما نه به اندازه‌ای که وقتی خودش کتاب را می‌خواند یا مقاله را می‌نویسد.

علوم انسانی مورد ویژه‌ای است. دانشجویان علوم طبیعی نیازی ندارند آثار اسحاق نیوتن درباره گرانش و نیرو را بخوانند. آن‌ها فقط قوانین را می‌آموزند («نیرو برابر است با حاصل‌ضرب جرم و شتاب») و قوانین را در موقعیت‌های مختلف به کار می‌گیرند.

اما ماجرای علوم انسانی تفاوت دارد. علوم انسانی مستلزم توجه دقیق به موضوع اصلی و خودِ اثر است، نه نسخه‌های ساده‌ای که از آن تهیه می‌شود. خلاصه «هملت» به شما می‌گوید در نمایشنامه چه می‌گذرد، اما شما را با زبان اثر آشنا نمی‌کند. هوش مصنوعی شخصیت‌های نمایشنامه را توصیف می‌کند، اما خواندن مطالبی که هوش مصنوعی درباره شخصیت‌ها می‌گوید، تجربه‌ای متفاوت و ضعیف‌تر از شنیدن کلام واقعی است. تفاوت این‌دو مثل شنیدن یک قطعه موسیقی و خواندن متنی است که درباره آن قطعه نوشته شده است.

این مشکلی است که مطالعه کردن به کمک هوش مصنوعی به همراه دارد: هوش مصنوعی شما را از ارتباط مستقیم با اثر، زبان، هنر و معنای آن محروم می‌کند. مشکلِ نوشتن واضح‌تر است: هوش مصنوعی نمی‌تواند مهارت‌های کلامی را که فقط با ممارست و راهنمایی به دست می‌آیند، به دانشجو بیاموزد. هوش مصنوعی دانشجوها را از زحمتی که باید برای پیشرفت تحصیلی خود بکشند خلاص می‌کند و به همین دلیل است که دانشجوها دوستش دارند. (نوشتن جزو تکالیف ناخوشایند است و دانشجویان از درس‌های نگارشی ترم‌های اول بیزارند.) هوش مصنوعی سریع و بی‌دردسر است و محصول نهایی آن بهتر از چیزی است که دانشجو می‌تواند به تنهایی خلق کند. از این‌رو، مقاومت در برابر آن بی‌فایده است. مهارت‌های کلامی کم‌رنگ می‌شوند.

چه باید کرد؟ در ادامه چند پیشنهاد ارائه شده است:

  • ممنوع کردن استفاده از دستگاه‌های دیجیتال در کلاس درس. دانشجویان باید با خود کتاب بیاورند و با استناد به بخش‌های خاصی از متن، تصویر، صحنه و غیره تکلیف خود را ارائه دهند.
  • آزمون‌های کلاسی درباره درس روزهای قبل و طرح پرسش درباره جزئیات آثار، به‌گونه‌ای که نسخه خلاصه‌شده هوش مصنوعی جوابگو نباشد.
  • تعیین مطالبی که باید در ساعات کلاس مورد بحث و بررسی قرار بگیرند. بدین ترتیب، دانشجویان متوجه می‌شوند که اگر نتوانند نوشته‌ها و ایده‌های خود را توضیح دهند، معلوم می‌شود که از هوش مصنوعی استفاده کرده‌اند.
  • اگر وقت کافی وجود داشته باشد، استاد می‌تواند در اواسط و اواخر ترم امتحان شفاهی بگیرد، نه امتحان کتبی.

هدف، حفظ یکپارچگی علوم انسانی است تا مطالعات به آثار اصلی وفادار بمانند، حفظ‌شان کرده و آن‌ها را به نسل‌های بعدی منتقل کنند. بیست سال پیش، بسیاری از اساتید معتقد بودند که ظهور فناوری دیجیتال در انجام تکالیف خواندنی و نوشتنی به دانشجوها کمک خواهد کرد و یادگیری آن‌ها را بهبود خواهد داد. اما ابزارهای دیجیتال به وسیله‌ای برای انجام تکالیف تبدیل شده‌اند. علوم انسانی باید از فناوری فاصله بگیرد و با موضع انتقادی به پیشرفت‌های دیجیتال بنگرد و باید به‌عنوان یک پادفرهنگ به ایجاد فضایی عاری از صفحه نمایش و صفحه کلید در کلاس‌های درس کمک کند. با افتخار به جرگه مخالفان فناوری ملحق شوید. با توجه به این‌که می‌بینیم نسل زد از شبکه‌های اجتماعی، بازی‌ها و ویدئوها خسته و دلسرد شده‌اند، این تدبیرِ به‌ظاهر منسوخ ممکن است ثمربخش باشد.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: مارک بائرلین استاد بازنشسته زبان انگلیسی در دانشگاه اموری است. آثار او در وال‌استریت ژورنال، ویکلی استاندارد، واشینگتن‌پست، تی‌ال‌اس و گاهنامه آموزش عالی منتشر شده‌اند.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی