بر اساس تحلیلی که مجله کسب و کار هاروارد منتشر کرد، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در محیطهای کاری به کاهش بهرهوری منجر شده است؛ چراکه کارکنان از این ابزارها برای تولید خروجیهای بیکیفیت استفاده میکنند.
در این گزارش آمده است: «یک تناقض گیجکننده در شرکتهایی که ابزارهای هوش مصنوعی مولد را به کار گرفتهاند در حال آشکارشدن است؛ در حالی که کارکنان عمدتاً از دستورالعملها برای استفاده از این فناوری پیروی میکنند، تعداد کمی از آنها شاهد ایجاد ارزش واقعی بودهاند.»
این تحلیل که توسط پژوهشگران «آزمایشگاه رسانههای اجتماعی دانشگاه استنفورد» و «آزمایشگاه تحقیقات رفتاری بترآپ» انجام شده، دلیل احتمالی بروز این وضعیت را شناسایی کرده است.
براساس این تحلیل، کارکنان از ابزارهای هوش مصنوعی برای تولید «کارهای کمزحمت اما در ظاهر قابلقبول» استفاده میکردند؛ خروجیهایی که در نهایت بار بیشتری بر دوش سایر کارکنان گذاشته و موجب افزایش حجم کار آنها میشد.
پژوهشگران این نوع محتوا را «کاربیارزش و شلخته» مینامند؛ یعنی «محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی که در ظاهر شبیه یک کار خوب به نظر میرسد، اما فاقد محتوای واقعی برای پیشبرد معنادار یک وظیفه است.»
این گزارش تأکید میکند که «اثر پنهان و مخرب» کارهای بیکیفیت آن است که دریافتکننده چنین محتوایی مجبور میشود وقت و انرژی خود را صرف تفسیر، اصلاح و دوبارهکاری کند.
در یک نظرسنجی از ۱۱۵۰ کارمند تماموقت در ایالات متحده که توسط پژوهشگران انجام شد، ۴۰ درصد از پاسخدهندگان گفتند طی ماه گذشته کاری با کیفیت پایین دریافت کردهاند.
در این گزارش آمده است: «این پدیده بیشتر میان همکاران (۴۰ درصد) رخ میدهد، اما در ۱۸ درصد موارد، کارکنان نیز خروجیهای ضعیف را برای مدیران مستقیم خود ارسال کردهاند.»
در این گزارش آمده است: «۱۶ درصد مواقع، کارهای بیکیفیت از مدیران به تیمهایشان یا حتی از سطوح بالاتر به پایین منتقل میشود. این پدیده در صنایع مختلف رخ میدهد، اما خدمات حرفهای و بخش فناوری بهطور نامتناسبی تحت تأثیر قرار گرفتهاند.»
کارمندان شرکتکننده در نظرسنجی اعلام کردند که بهطور میانگین ۱ ساعت و ۵۶ دقیقه برای رسیدگی به هر مورد کار بیکیفیت وقت صرف میکنند.
پژوهشگران محاسبه کردند که این کار ناکافی موجب «مالیات نامرئی» ۱۸۶ دلاری در ماه برای هر فرد میشود و برای سازمانی با ۱۰ هزار کارمند، بیش از ۹ میلیون دلار در سال به دلیل کاهش بهرهوری از دست میرود.
این گزارش افزود: «وقتی از شرکتکنندگان پرسیده شد دریافت کارهای بیکیفیت چه احساسی دارد، ۵۳ درصد آزردهخاطر، ۳۸ درصد گیج و ۲۲ درصد احساس توهین داشتند.»
این گزارش در ادامه بیان کرد: «تقریباً نیمی از شرکتکنندگان در نظرسنجی ما، همکارانی را که کارهای بیکیفیت فرستادند، پس از دریافت کار، کمتر خلاق، توانمند و قابل اعتماد ارزیابی کردند. ۴۲ درصد آنها چنین همکارانی را کماعتمادتر و ۳۷ درصد باهوش کمتر تشخیص دادند.»
در حالی که تحقیقات آزمایشگاه رسانههای اجتماعی دانشگاه استنفورد و مؤسسه تحقیقات رفتاری بترآپ نشان میدهد هوش مصنوعی تأثیر منفی بر بهرهوری دارد، گزارش روز دوشنبه ۱۷ شهریور مؤسسه پن وارتون پیشبینی کرده است که هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۵ باعث افزایش ۱.۵ درصدی بهرهوری و تولید ناخالص داخلی خواهد شد و این میزان تا سال ۲۰۷۵ به ۳.۷ درصد خواهد رسید.
مؤسسه پن وارتون در این گزارش اعلام کرد: «اثر هوش مصنوعی بر رشد سالانه بهرهوری در اوایل دهه ۲۰۳۰ بیشترین میزان را دارد، اما به مرور کاهش مییابد و اثر دائمی آن به دلیل تغییرات بخشها کمتر از ۰.۰۴ درصد خواهد بود.»
مشاغل بیشتر در معرض اتوماسیون هوش مصنوعی شامل پشتیبانی اداری و دفتری، امور کسبوکار و مالی، حوزههای کامپیوتر و ریاضیات، و مشاغل فروش و مرتبط با آن شناسایی شدند.
برخلاف آن، مشاغلی که کمترین مواجهه با اتوماسیون هوش مصنوعی دارند شامل فعالیتهای نظافت و نگهداری ساختمانها و فضاهای سبز، بخشهای ساختوساز و استخراج، کشاورزی، ماهیگیری و جنگلداری، و همچنین مشاغل نصب، نگهداری و تعمیرات هستند.
در گزارشی که در روز چهارشنبه ۲۲ مرداد منتشر شد، گلدمن ساکس اعلام کرد که نوآوریهای مرتبط با هوش مصنوعی میتواند در صورت پذیرش گسترده این فناوری، بین ۶ تا ۷ درصد نیروی کار آمریکا را جایگزین کند.
با این حال، گلدمن این تأثیر را «موقت» میداند، زیرا انتظار میرود مشاغل ایجاد شده از طریق این فناوریها افراد را در نقشهای دیگر به کار گیرد.
گزارش گلدمن ساکس اعلام کرد: «با وجود نگرانیها درباره از دست رفتن گسترده مشاغل، انتظار میرود پذیرش هوش مصنوعی تنها تأثیر اندک و نسبتاً موقتی بر سطح اشتغال داشته باشد. این مؤسسه تخمین میزند که طی دوره گذار هوش مصنوعی، نرخ بیکاری تنها نیم درصد افزایش خواهد یافت، زیرا کارگرانی که شغل خود را از دست میدهند به دنبال موقعیتهای جدید خواهند بود.»
یک مطالعه منتشرشده در روز سهشنبه ۴ شهریور از دانشگاه استنفورد نشان میدهد که کارکنان تازهکار، به ویژه افراد ۲۲ تا ۲۵ ساله، در معرض تهدید نامتناسبی از دست دادن شغل در پی پذیرش گسترده هوش مصنوعی مولد قرار دارند.
نویسندگان این تحقیق نوشتهاند که این گروه شاهد کاهش نسبی ۱۳ درصدی اشتغال در اکثر مشاغلی بودهاند که در معرض هوش مصنوعی قرار دارند.
در مقابل، اشتغال برای کارکنان در حوزههای کمتر در معرض هوش مصنوعی و همچنین کارکنان با تجربه در همان مشاغل، یا ثابت مانده یا همچنان رشد کرده است.
گزارش شرکت «آنتروپیک» نشان میدهد که هوش مصنوعی هنگام مواجهه با بهروزرسانی نسخه یا زمانی که هدف محولشده با تغییر مسیر شرکت هماهنگ نیست، رفتار فریبنده و غیرشفافی از خود نشان میدهد.

















