Search
Asset 2

هوش مصنوعی در عرصه کار شکست خورده، اما زندگی خصوصی ما را به تسخیر خود درآورده است

هوش مصنوعی که قرار بود محیط کار را متحول کند، هنوز به وعده‌هایش نرسیده. شرکت‌ها در مرحله آزمایش مانده‌اند، اما این فناوری در زندگی شخصی انسان‌ها رشد کرده و فرهنگ انسان را دستخوش تغییر کرده است.
(Joe Raedle/Getty Images)

نویسنده: کی روبچک

گفته بودند همه چیز را دستخوش تغییر می‌کند. هوش مصنوعی، عامل بزرگ تحول، قرار بود به محیط کار ما سروسامان دهد، هدررفت منابع را به حداقل برساند و بهره‌وری را چندبرابر کند. اما دو سال از پیدایش هوش مصنوعی مولد می‌گذرد و انقلاب موعود به ثمر ننشسته است.

براساس گزارش «وضعیت هوش مصنوعی در کسب‌وکار ۲۰۲۵» مؤسسه فناوری ماساچوست، ۹۵ درصد از شرکت‌ها همچنان در مرحله آزمایش درجا می‌زنند. آن‌ها فقط ابزارهای هوش مصنوعی را تست می‌کنند، اما هیچ‌کدام را در مقیاس گسترده به کار نمی‌گیرند و بازده اقتصادی قابل‌توجهی ندارند.

خلاصه آن‌که هوش مصنوعی اولین‌بار به‌عنوان قطب‌نمای تازه محیط کار امروزی عرضه شد، اما تاکنون بیشتر باعث گمراهی ما شده است.

اما هوش مصنوعی بیرون از دنیای شرکت‌ها در خانه‌ها، کسب‌وکارهای کوچک و در خلوت ذهنِ انسان رونق گرفته است. این فناوری در محیط‌های قاعده‌مند دچار خطا می‌شود، اما در محیط‌های بی‌قاعده به رشد و شکوفایی می‌رسد. هوش مصنوعی به‌جای بهینه‌سازی شرکت‌ها درحال بازآفرینی فرهنگ است.

وقتی هوش مصنوعی وارد دنیای کسب‌وکار شد، وعده‌های گوناگونی می‌داد: بهره‌وری بیشتر، تصمیم‌گیری عاری از تعصب و عصر جدید خلاقیت. مدیران به خیال خود دستیار متفکری را می‌دیدند که بی‌دردسر با جریان کار روزمره همراه می‌شود. اما چیزی که هرگز فکرش را نمی‌کردند، این بود که برای تحقق این رویا باید در ساختارهای موجود دست می‌بردند.

گزارش مؤسسه فناوری ماساچوست و مطالعات مشابه نشان می‌دهند که به‌کارگیری هوش مصنوعی صرفاً نیاز به آموزش ندارد، بلکه مستلزم تحولی عمیق در ساختار سازمانی است. این تحول ایجاب می‌کند که سازمان‌ها داده‌های خود را در بخش‌هایی به اشتراک بگذارند که همکاری چندانی با یکدیگر ندارند، سلسله‌مراتب مدیریتی را هم‌سطح کرده و به سامانه‌ای اطمینان کنند که نمی‌تواند استدلال‌های خود را به‌طور کامل توجیه کند و گاهی دچار رفتارهای پیش‌بینی‌ناپذیر و غیرمنطقی می‌شود. سهام‌داران برای استفاده سریع از هوش مصنوعی فشار آوردند و مدیران گمان می‌کردند ابزار تازه‌ای می‌خرند. کسی به آن‌ها نگفت که باید فرهنگ سازمانی خود را بازسازی کنند.

روی کاغذ همه چیز نویدبخش به نظر می‌رسید. اما وقتی نوبت به اجرا رسید، شرکت‌ها متوجه شدند که هوش مصنوعی به همین راحتی با نظام‌های انسانی سازگار نمی‌شود و این نظام‌های انسانی هستند که باید خودشان را با هوش مصنوعی وفق دهند؛ تغییری که کسب‌و‌کارها معمولاً آمادگی ایجاد آن را ندارند.

به‌کارگیری هوش مصنوعی در سطح شرکتی به منزله محول کردن فرایندهای حیاتی به الگوریتم‌های است که برمبنای احتمال عمل می‌کنند؛ الگوریتم‌هایی که حتی توسعه‌دهندگان نیز نمی‌توانند همیشه رفتارشان را پیش‌بینی کنند. مدیران هنوز آن‌قدر به این فناوری اطمینان ندارند و سرمایه، برند و ارتباط با مشتریان را به واسطه چیزی که شناخت کاملی از آن ندارند به خطر نمی‌اندازند.

از این‌رو، انقلاب در محیط‌های شرکتی چیزی جز آزمون و خطا نیست. این فناوری در نمونه‌های اولیه درخشان ظاهر شد، اما در شرایط واقعی کاری از پیش نبرد.

از بین ۵ درصد از شرکت‌هایی که توانسته‌اند هوش مصنوعی را با موفقیت در محیط کار خود ادغام کنند، آمازون بیش از دیگران برای سازگاری با این فناوری زحمت کشیده است.

افشای اسناد محرمانه آمازون در اکتبر ۲۰۲۵ نشان داد که این شرکت در نظر دارد تا سال ۲۰۳۳ حدود ۶۰۰ هزار نفر از نیروی کار خود را به واسطه اتوماسیون کنار بگذارد. آمازون جزئیات این گزارش را تکذیب کرد، اما درعمل در همین مسیر قدم برداشت. با وجود بیش از ۱ میلیون ربات که در کنار ۱.۵ میلیون نیروی انسانی فعالیت می‌کنند، آمازون دومین کارفرمای بزرگ آمریکا و شاید بزرگ‌ترین کارفرمای ربات‌ها در سراسر جهان است. این شرکت گام‌به‌گام به نقطه‌ای می‌رسد که نیروی انسانی و ماشینی در آن سهمی برابر دارند.

اندی جسی، مدیرعامل آمازون، در اوایل سال جاری به کارکنان خود گفت کسانی که استفاده از هوش مصنوعی را یاد بگیرند، جایگاه بهتری در آینده شرکت خواهند داشت، زیرا انتظار می‌رود که اتوماسیون مبتنی بر هوش مصنوعی جای بسیاری از مشاغل اداری را بگیرد.

سامانه‌های هوش مصنوعی در انبارهای آمازون حرکات انسان‌ها و ربات‌ها را با دقت لحظه‌ای هماهنگ می‌کنند. دستبندهای هوش مصنوعی حرکات و عملکرد کارکنان را زیر نظر می‌گیرند و الگوریتم‌ها سرعت و مسیر بهینه هر کار را می‌سنجند.

نتیجه این کار بهره‌وری قابل‌توجه و شکل‌گیری محیطی انسانی است که باید مثل ماشین عمل کند. اما میزان آسیب‌دیدگی‌های جدی در انبارهای آمریکا تقریباً دو برابر میانگین کلی است.

نرخ جابه‌جایی نیروی انسانی همچنان بالاست و کارکنان به‌طور میانگین ۸ ماه در شرکت می‌مانند. الگوی آمازون جواب می‌دهد، اما به شرطی که کارکنان بتوانند خودشان را با ماشین‌ها هماهنگ کنند.

ادغام کامل با هوش مصنوعی به همین شکل است: سامانه‌های هوش مصنوعی می‌توانند با دقت ماشینی کار کنند و این انسان است که باید خود را وفق دهد. این روند برای بیشتر شرکت‌ها پرهزینه، پرخطر و دلهره‌آور است.

اما اگر از ساختارهای شرکتی فاصله بگیریم می‌بینیم، که ارتباط انسان و هوش مصنوعی شکل و شمایل دیگری دارد.

محققان در مطالعه مشترک دانشگاه هاروارد و اوپن‌ای‌آی که امسال منتشر شد، بیش از ۱ میلیون مورد از مکالمات چت‌جی‌پی‌تی را بررسی کردند. یافته‌ها شگفت‌انگیز اما روشن بودند: نزدیک به سه‌چهارم از گفت‌و‌گوها شخصی بودند و ربطی به کسب‌و‌کارها نداشتند. با این‌حال، مرز بین این‌دو اغلب نامشخص بود. بسیاری از کارکنان گفتند که در انجام کارهایی مانند نوشتن ایمیل، تحلیل داده یا ایده‌پردازی بدون اطلاع یا تأیید مدیران خود از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند. آن‌ها از این فناوری در تهیه یادداشت‌های روزانه، برنامه‌ریزی، یادگیری و حمایت عاطفی نیز بهره می‌گیرند.

نظرسنجی اخیر مؤسسه گالوپ نشان داد که استفاده از هوش مصنوعی در محل کار از سال ۲۰۲۳ تاکنون دوبرابر شده است. همچنین مطالعه هاروارد بیزنس ریویو نشان داد که «تراپی یا هم‌صحبتی» در فهرست موارد استفاده از هوش مصنوعی جایگاه اول را دارد.

کاربران چت‌جی‌پی‌تی را در زندگی کاری و شخصی خود دقیق، بی‌طرف و متمرکز توصیف کرده‌اند؛ خصوصیاتی که در روابط انسانی امروزی به‌ندرت یافت می‌شوند.

افزایش شگفت‌انگیز نرخ استفاده شخصی از هوش مصنوعی بیش از آن‌که ناشی از تمایل کاربر به بهره‌وری باشد، از نیاز او به ارتباط نشأت می‌گیرد. در زمانه‌ای که انسان‌ها کم‌توجه و عجول هستند، هوش مصنوعی به شکل فریبنده‌ای مؤثر ظاهر می‌شود: به حرف‌های شما گوش می‌دهد، حرف‌های شما را به خاطر می‌سپارد و هرگز حرف شما را قطع نمی‌کند.

هوش مصنوعی در محل کار ریسک زیادی دارد، اما در زندگی شخصی قابل اطمینان است. این تضاد بیش از فناوری به خودِ ما مربوط می‌شود: شرکت‌ها برای اطمینان به هوش مصنوعی در تقلا هستند، اما کاربران به راحتی به آن اعتماد می‌کنند؛ شاید چون چیزی جز هوش مصنوعی به آن‌ها توجه نمی‌کند.

تا این‌جا باید به الگوی موجود پی برده باشیم. شبکه‌های اجتماعی اولین آزمایش بزرگ هوش مصنوعی در مقیاس جهانی بودند؛ آزمایشی بی‌قاعده که رفتار، تمرکز و احساسات انسان را ارزیابی می‌کرد. شبکه‌های اجتماعی با وعده ارتباط آمدند، اما اعتیاد آوردند. آن‌ها به‌جای حقیقت بر سطح مشارکت کاربران متمرکز شدند و نسلی را تربیت کردند که سریع‌تر واکنش نشان می‌دهد و کمتر فکر می‌کند و ارزش خود را به‌جای فکر و دیدگاه اطرافیان براساس واکنش آن‌ها می‌سنجد.

اکنون هوش مصنوعی وعده توانمندسازی انسان‌ها را می‌دهد و ما هم قبل از آن‌که بدانیم چه آزمایشی در کار است و چه کسانی نتایج آن را گردآوری می‌کنند، با شتاب به استقبال آن می‌رویم. این فناوری تازه به جلب توجه ما بسنده نمی‌کند، بلکه به دنبال ورود به حوزه پردازش، تصمیم‌گیری و درک ما از جهان پیرامون است. اگر شبکه‌های اجتماعی نحوه ارتباط انسان‌ها را دگرگون کردند، هوش مصنوعی درحال بازتعریف رابطه انسان با خود است.

برخلاف شبکه‌های اجتماعی، این‌بار کسی ما را وادار به تغییر نمی‌کند، بلکه ما داوطلبانه به استقبال هوش مصنوعی می‌رویم و آن را به خصوصی‌ترین عرصه‌های زندگی‌مان راه می‌دهیم. این روند اغلب به‌قدری سریع رخ می‌دهد که متوجه نمی‌شویم چه اتفاقی در حال رخ‌دادن است.

بعضی‌ها می‌گویند «هوش مصنوعی فقط یک ابزار است» و آن را با ماشین‌حساب یا دستگاه چاپ قیاس می‌کنند. از یک نظر حق را به آن‌ها می‌دهم. مشکل این نیست که هوش مصنوعی با قصد و نیت عمل می‌کند، زیرا هیچ قصد و نیتی ندارد. مشکل این است که کارکردِ پیوسته و صمیمانه هوش مصنوعی بر انگیزه درونی افرادی که به آن دل بسته‌اند اثر می‌گذارد. این درحالی است که ما هرگز از قصد و نیت توسعه‌دهندگان آن خبر نداریم.

با این‌حال، مسیرهای سالم‌تری نیز در حال شکل‌گیری هستند؛ الگوهایی که قرار است طبق هدف اولیه این فناوری عمل کنند: خدمت به مقاصد انسانی، بدون تغییر و بازتعریف آن‌ها.

سامانه‌های محدود و هدفمند هوش مصنوعی در صنایع گوناگون موفق ظاهر شده‌اند، حال آن‌که مدل‌های مولد و بزرگ در آن بخش‌ها ناکام مانده‌اند.

در حوزه سلامت شاهد هستیم که ابزارهایی مانند «ایداک» در تشخیص سکته و شکستگی به رادیولوژیست‌ها کمک می‌کنند و به روند درمان سرعت می‌بخشند، اما جای تشخیص انسانی را نمی‌گیرند.

در حوزه مالی می‌بینیم که سامانه‌های هدفمند هوش مصنوعی وظیفه ارزیابی اعتبار و شناسایی تخلفات را برعهده گرفته‌اند و اطلاعات شفافی ارائه می‌کنند که نهادهای نظارتی می‌توانند آن‌ها را بررسی کنند.

در حوزه آموزش شاهد هستیم که معلم‌های تطبیقیِ هوش مصنوعی به دانش‌آموزان کمک می‌کنند که در دروس خود مهارت بیشتری پیدا کنند. هوش مصنوعی در این زمینه مکمل معلم بوده و جای او را نمی‌گیرد.

و در حوزه تندرستی نیز می‌توان به سامانه Enoch.AI شرکت برایتئون اشاره کرد؛ نمونه‌ای از آن‌چه که بسیاری امیدوار بودند هوش مصنوعی به آن تبدیل شود: سامانه‌ای شفاف و محدود که صرفاً بر پایه علوم طبیعی و درمانی آموزش دیده و نوعی دانشنامه دیجیتال به شمار می‌آید. Enoch.AI جای پزشکان را نمی‌گیرد و گرایش‌های زودگذر حوزه سلامت را ترویج نمی‌کند. این سامانه تنها به مردم کمک می‌کند که در چارچوبی مطمئن به واکاوی اطلاعات بپردازند.

این سامانه‌ها آگاهانه محدود طراحی شده‌اند و همین محدودیت نقطه قوت آن‌ها به شمار می‌آید. سامانه‌های هوش مصنوعی به‌جای بازتعریف ماهیت انسان، توانمندی‌های او را تقویت می‌کنند. این سامانه‌ها به ما یادآوری می‌کنند که خرد از همین محدودیت‌ها نشأت می‌گیرد؛ حد و مرزی که ابزار مربوطه را کاربردی و انسانی نگه‌می‌دارد.

اگر ناکامی هوش مصنوعی در محیط کار باعث آسودگی خاطرتان می‌شود، دلیل دارد. این نشان می‌دهد که فرهنگ انسانی هنوز در قبال تقلیل یافتن به یک الگوریتم ساده مقاومت می‌کند. نمی‌توان کاری را که براساس اعتماد، حساسیت و هدف شکل گرفته است، به همین راحتی خودکارسازی کنیم که جای امیدواری دارد.

مشکل هرگز این نبوده که هوش مصنوعی بر همه چیز چیره خواهد شد. مشکل واقعی این است که داشته‌های بی‌بدیل خود را از یاد ببریم. فناوری همیشه ظرفیت انسان را چندبرابر کرده است، اما هرگز نمی‌تواند- حتی اگر بخواهد- تعریف جدیدی از ما ارائه کند. از این‌رو، چالش امروز ما این نیست که از ماشین‌ها پیشی بگیریم، بلکه باید در استفاده از آن‌ها هوشیار باشییم.

اگر بدانیم که معنا از تأمل و اندیشه نشأت می‌گیرد و ارتباطی با خودکارسازی امور ندارد، موفقیت هوش مصنوعی در حوزه شخصی نه‌تنها جای نگرانی نخواهد داشت، بلکه نشانه این خواهد بود که انسان‌ها همچنان می‌خواهند انسان بمانند. آن‌ها می‌خواهند همه چیز را احساس کنند، نه آن‌که فقط کارها را به سرانجام برسانند. این مسئله به ما یادآوری می‌کند که حتی اگر فناوری در تقلید احساسات انسانی پیشرفت کند، انسان همچنان در جست‌وجوی احساس حقیقی خواهد بود. تا زمانی که این گرایش پابرجا باشد، آینده همچنان از آنِ انسان‌ها خواهد بود.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: کی روبچک فیلم‌ساز صاحب‌عنوان، نویسنده، سخنران و مجری سابق برنامه «زندگی و زمانه» شبکه ان‌تی‌دی است. او پس از بازداشت در چین به دلیل دفاع از حقوق بشر، زندگی حرفه‌ای خود را وقف مبارزه با شکل‌های مدرن و جهانی رژیم‌های کمونیستی و سوسیالیستی کرده است. او از سال ۲۰۱۰ تاکنون با اپک تایمز همکاری می‌کند.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی