Search
Asset 2

وقتی افراد خوب سکوت می‌کنند، اتفاقات بدی رخ می‌دهد

نویسنده با تأکید بر این‌که «وقتی افراد خوب سکوت می‌کنند، اتفاقات بدی رخ می‌دهد»، ریشه‌های سکوت در برابر خشونت، نفرت و نقض حقوق بشر را در جهان پیچیده امروز بررسی می‌کند.
سوگواری مردم در ساحل بوندی به یاد قربانیان حادثه تیراندازی در سیدنی استرالیا؛ ۱۵ دسامبر ۲۰۲۵. (Saeed Khan/AFP via Getty Images)

نویسنده: جان ای. دلر

چند هفته پیش تصاویر تکان‌دهنده‌ای از ساحل بوندی در سیدنی در سراسر جهان منتشر شد. افراد بی‌دفاع مورد حمله قرار گرفتند.

جاش فریدنبرگ، وزیر پیشین خزانه‌داری استرالیا، در واکنش به این حادثه خواستار اقدام قاطع دولت شد و گفت: «وقتی افراد خوب سکوت می‌کنند، اتفاقات بدی رخ می‌دهد.»

فجایع بسیاری در جهان رخ می‌دهد. چرا افراد خوب سکوت می‌کنند؟

وقتی بعضی چیزها را در صفحه موبایل خود نمی‌بینیم و نمی‌خوانیم، آگاه نمی‌شویم و تحت تأثیر قرار نمی‌گیریم و سکوت می‌کنیم. شاید هم پای منافع شخصی در میان باشد.

شاید به اوضاع واقف باشیم، اما نادیده‌اش بگیریم یا آن را بی‌اهمیت جلوه دهیم. ممکن است ارتباط خود را با جمع از دست بدهیم، از دیگران جدا بمانیم، صرفاً به فکر خودمان باشیم یا به کسانی فکر کنیم که با آن‌ها در ارتباط هستیم. شاید هم از عمقِ شر بی‌خبر باشیم یا تصور کنیم که خیر و شر وجود خارجی ندارند و صرفاً جزو کلیشه‌های جوامع سکولار هستند.

وقتی با دیگران اختلاف نظر داریم، چه واکنشی نشان می‌دهیم؟

فرهنگ «طرد» این روزها رواج پیدا کرده است. گرفتن جان دیگران حد نهاییِ فرهنگ «طرد» است که در طول تاریخ بشر وجود داشته است.

جهان پیچیده

جهانی‌شدن، جامعه انسانی را پیچیده‌تر کرده است. بسیاری از کشورها با ساختارهای سیاسی و تاریخ‌های متفاوت به یکدیگر گره خورده‌اند. فرهنگ‌هایی که در طول قرن‌های متمادی شکل گرفته‌اند، شامل حکمت و سنن مذهبی هستند که به مردم یاد می‌دهند در کنار هم زندگی کنند. با این‌حال، این فرهنگ‌ها می‌توانند حامل نفرت باشند و مردم را از هم جدا کنند.

ایدئولوژی نفرت‌پراکنی و کشتن انسان‌ها به دلیل باورهای شخصی بی‌دلیل شکل نمی‌گیرد. وقتی نوزادی پا به این دنیا می‌گذارد، معصوم است و آگاهی خاصی ندارد. نفرت‌ورزی می‌تواند در ضمیر کودک شکل بگیرد.

نفرت‌ورزی‌های دیرینه به نسل بعد منتقل شده و نفرت‌ورزی‌های جدید از طریق شست‌و‌شوی مغزی القا می‌شوند. تدابیر دولت در بستر دموکراسی می‌توانند از اشاعه این نفرت جلوگیری کنند، اما دولت‌های استبدادی ممکن است مشوق این جریان باشند.

ترس از رنجاندن دیگران باعث می‌شود که دولت‌ها در مواجهه با نقض فاحش حقوق بشر از سوی شرکای تجاری خود سکوت کنند. صیانت از آزادی مذهبی در حیطه سیاست، که قدرت و منافع را به اصول اخلاقی مقدم می‌داند، مسئله‌ای فرعی است.

رویکرد به اصطلاح عمل‌گرایانه درحیطه روابط بین‌الملل یک نقص فاحش دارد و آن نقص این است که جهان را به‌عنوان یک حقیقت مادی منفرد در نظر می‌گیرد. این دیدگاه کلیت انسان- جسم، ذهن و روح- را نادیده می‌گیرد. انسان‌ها شاکله جامعه و ملت‌ها هستند.

حقوق بشر از روز ازل وجود داشته و از سوی خداوند به انسان ارزانی شده و ربطی به دولت‌ها ندارد، زیرا جهان‌شمول است و به انسان‌ها- نه دسته‌جات- تعلق دارد. حقوق بشر در کشورهای دموکراتیک می‌بایست بخشی جدایی‌ناپذیر از سیاست‌های داخلی و خارجی دولت باشد.

رابرت دسترو، دستیار پیشین وزیر امور خارجه آمریکا در امور دموکراسی، حقوق بشر و کار، با اشاره به این یکپارچگی گفت: «ما باید در عرصه بین‌المللی به همان شکل عمل کنیم که در داخل کشور عمل می‌کنیم.»

دین و سیاست

نظام‌های استبدادی دولتی و غیرمذهبی مانند چین کمونیستی از طریق دو راهکار جذب و سرکوب به کنترل باورهای مذهبی مردم می‌پردازند. نظام‌های دینی استبدادی کنترل تمام ابرازهای عقیدتی و رفتارهای اجتماعی را به دست دارند.

اصل جدایی کلیسا و دولت در کشورهای غربی از اعمال نفوذ نهادهای دینی در تصمیمات سیاسی و حقوقی که ممکن است به تبعیض علیه افراد بی‌دین یا پیروان ادیان دیگر بینجامد جلوگیری می‌کند.

متأسفانه این جدایی ممکن است باعث خاموش‌شدن صدای نمایندگان منتخبی شود که باورهای دینی خود را به شکل علنی ابراز می‌کنند؛ حتی اگر آن باورها بر منطق و ارزش‌های مشترک انسانی استوار باشند.

اصل بر این است که به‌نحوی با دیگران رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند. این اصل همان اصل عمل متقابل است.

در آموزه‌های دینی آمده است که «با دیگران چنان رفتار کن که می‌خواهی با تو رفتار کنند.» کنفوسیوس هم به این اصل مهم اشاره کرده و که گونه‌های مختلف آن در یونان، ایران، روم، هند و مصر باستان یافت می‌شود.

ارزش‌ها و فضیلت‌ها

اصلاح «ارزش‌های غربی» به سنتی اخلاقی با ریشه‌های کلاسیک اشاره دارد. با این‌حال، به‌کارگیری این اصلاح در زبان انگلیسی نسبتاً جدید است و به دوران بعد از جنگ جهانی دوم بازمی‌گردد. ارزش‌ها سودمند هستند، اما بیشتر به شکل دستورها و راهنماهای بیرونی فراگرفته می‌شوند. ارزش‌ها نشانه کمّی‌سازی و کالایی‌شدن اخلاق در جهان مدرن هستند و ممکن است نادیده گرفته شوند یا دیگر جزو اولویت‌های ما نباشند. «فضیلت‌ها» ویژگی‌های شخصی هستند که شکوفا می‌شوند و در دستور کار قرار می‌گیرند.

نگاهی اجمالی به سنت‌های غربی و شرقی نشان می‌دهد که مفهوم فضیلت و اهمیت آن در سنن مختلف از یک شباهت تاریخی برخوردار است.

در سنت‌های غربی از جمله در آثار توماس آکویناس در قرن سیزدهم و آثار ارسطو در قرن چهارم پیش از میلاد با مفهوم میانه‌روی (محدودیت و خویشتن‌داری) و فضیلت آشنا می‌شویم. «فضیلت» از نظر آکویناس به‎منزله تمایل به نیکی و انجام کارهای معقولانه و اخلاقی است که به‌عنوان بخشی از مشیت الهی در نظر گرفته می‌شود.

در سنت‌های شرقی از جمله در آموزه‌های تائو و کنفوسیوس- که هزاران سال قدمت دارند- به تائو (مسیر جهان) اشاره شده است. کنفوسیوس در قرن ششم پیش از میلاد بر اهمیت پرورش فضیلت در قیاس با سود و منفعت و پایبندی به مسیر اخلاقی (تائو) برای حفظ یکپارچگی فردی تأکید داشت. منسیوس در قرن چهارم پیش از میلاد معتقد بود که فضیلت حقیقی در موفقیت مادی خلاصه می‌شود، بلکه با رفتار اخلاقی و رفاه جامعه گره خورده است.

سنت توسعه فردی در چین از سال ۱۹۹۲ در تمرین فالون دافا- یا همان فالون گونگ- ادامه پیدا کرد. «دا فا» در زبان چینی به معنی «قانون بزرگ» است و تمرین آن شامل مراقبه، ورزش‌های سبک و اصول حقیقت، نیک‌خواهی و بردباری است که به‌عنوان اصول بنیادین جهان شناخته می‌شوند. این تمرین ارتباط دیرینه مردم با آسمان‌ها را احیا کرده تا جوهره الهی خود را بیابند و زندگی‌شان را در مسیر صحیح قرار دهند.

بالغ بر هزار تمرین‌کننده فالون گونگ در کنار بنای یادبود واشینگتن در واشینگتن دی‌سی به یاد تمرین‌کنندگانی که مورد آزار و اذیت حزب کمونیست چین قرار گرفتند، شمع روشن کردند؛ ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۲. (Samira Bouaou/The Epoch Times)

آزار و اذیت و کشتار بی‌وقفه حکومت کمونیستی چین علیه تمرین‌کنندگان فالون دافا دموکراسی‌های غربی را به چالش کشیده است. چرا اکثر کشورها سکوت اختیار کرده‌اند؟

جهان مادی‌گرا و بی‌خدای کمونیسم به دنیای عمل‌گرایانه تجارت (سود) تکیه کرده است. بسیاری از انسان‌های خوب نه چیزی می‌بینند و نه چیزی می‌شنوند و به همین دلیل بوده که مرگ و شکنجه ادامه پیدا کرده است.

کتاب «شرکت بزرگ در قرن بیست‌و‌یکم: چرا (تقریباً) تمام چیزهایی که درباره تجارت شنیده‌ایم اشتباه هستند» اثر جان کی با نگاهی امروزی به مقوله فضیلت می‌پردازد. به مشتریان خود خدمت کنید تا به سود برسید. هدف از تجارت نه دستیابی به سود، بلکه فضیلت است. آیا دولت‌ها هم می‌توانند به این درک و آگاهی برسند؟

نمایندگان منتخب باید بتوانند فضیلت ایمانی خود را ابراز کنند تا راهنمای جامعه و ملت خود باشند.

به مردم خود خدمت کنید تا به منافع ملی و سود برسید. با تکیه به فضیلت عمل کنید، از حقوق مردم صیانت کرده و فضایل مورد احترام آن‌ها را در تعامل با دیگر کشورها منعکس کنید.

دولت‌ها نباید به دلیل ملاحظات سیاسی از مقابله با شر پرهیز کنند، زیرا فضیلت و حسن‌نیت مردم و یکپارچگی و آینده ملت را تضعیف خواهد کرد.

با دیگران مهربان باشیم، چنان‌که دوست داریم با ما مهربان باشند و در حفظ جان دیگران ساکت نمانیم. این هم راهی برای حفاظت از جان خودمان است.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: جان ای. دلر عضو کمیته انجمن فالون دافای استرالیا است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی