کاناداییها به نظام مراقبتهای بهداشتی و درمانی رایگان خود میبالند. سیاستمداران آن را نشانه دلرحمی و مهربان بودن کاناداییها میدانند، اتحادیهها برای پابرجا نگهداشتن آن میجنگند و قضات به دفاع از آن میپردازند.
اما بازی با کلمات نمیتواند واقعیت را کتمان کند: کانادا تقریباً بیش از تمام کشورهای جهان برای مراقبتهای بهداشتی هزینه میکند، اما بدترین بازدهی را دارد. بیمارستانهای کانادا بیشازحد شلوغ هستند، زمان انتظار از تحمل مردم خارج است و سالانه دهها هزار بیمار قبل از شروع درمان جان خود را از دست میدهند.
دو ماجرای دلخراش زیر را در نظر بگیرید. یک سال پیش بود که فینلی فن در ورکن ۱۶ ساله از برلینگتون در انتاریو، که از شدت بیماری گندخونی و ذاتالریه ضجه میزد، ۸ ساعت تمام در بخش اورژانس معطل ماند. او را به بیمارستانی در تورنتو اعزام کردند، اما کار از کار گذشته بود. پدر و مادر فینلی با لحظهای مواجه شدند که تصورش را هم نمیکردند. آنها میبایست دستگاهها را از فرزندشان جدا میکردند. در یک مورد دیگر دختر ۸ ساله که پدرش نجاری میکرد، از ظهر تا حوالی نیمهشب با دردی جانکاه دستوپنجه نرم میکرد و درنهایت پس از ساعتها انتظار درمانش آغاز شد و زنده ماند.
این موارد استثناء نیستند. گزارش بنیاد آموزش اقتصادی در مه ۲۰۲۵ نشان داد که اورژانس کانادا بعضاً بیش از ۲۰۰ درصد ظرفیت خود پذیرش دارد و بیماران را در راهرو و روی زمین معطل نگهمیدارد. تنها در سال ۲۰۲۳ بالغ بر ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار کانادایی به دلیل طولانی شدن زمان انتظار از ادامه روند درمان در اورژانس منصرف شدند.
وضعیت در خارج از اورژانس بهتر نیست. مطالعه اندیشکده سکند استریت نشان داد که در سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ حدود ۱۵ هزار و ۴۷۴ کانادایی قبل از انجام اسکن یا عمل جراحی از دنیا رفتند. از آنجا که استانها از ارائه آمار کامل خودداری میکنند، سکند استریت بر این باور است که رقم واقعی نزدیک به ۲۸ هزار نفر است. این یافتهها با نتایج نظرسنجی سالانه بنیاد مشترکالمنافع سازگاری دارند. براساس این نظرسنجی، کانادا در بین ۳۱ کشور پردرآمد از نظر دسترسی بهموقع به خدمات درمانی در رتبه آخر قرار داد.
چه شد که کار کانادا به اینجا رسید؟ پاسخ در قانون بهداشت کانادا نهفته است که در سال ۱۹۸۴ در واپسین ماههای دولت پیر ترودو به تصویب رسید. سیاستمداران وقت به این فکر نکردند که دولت چگونه میخواهد بودجه لازم را برای تحقق وعدههای بلندپروازانه خود تأمین کند. دیری نپایید که بیمارستانها با کمبود بودجه روبهرو شدند و ساعات کاری اتاقهای عمل را کاهش دادند. زمان جراحی برای پزشکانی مانند دکتر برایان دی، جراح ارتوپد ساکن ونکوور، از ۲۰ ساعت در هفته به تنها ۵ ساعت در هفته کاهش یافت. جیرهبندی به امری عادی بدل شد.
استیصال دکتر دی باعث شد که در سال ۱۹۹۶ مرکز جراحی کمبی را تأسیس کند. هدف او واضح بود: راهاندازی یک مرکز خصوصی برای کاناداییها و برداشتن فشار از روی دوش نظام سلامت عمومی. راهاندازی کمبی جواب داد. خدمات کمبی ۴۰ تا ۵۰ درصد ارزانتر از خدمات دولتی بودند. کمبی با تسهیل امور اداری توانست زمان انتظار بیماران را نسبت به بیمارستانهای دولتی به حداقل برساند. اما موفقیت این مرکز خشم اتحادیهها و بوروکراتها را برانگیخت. اتحادیه پرستاران بریتیش کلمبیا در سال ۲۰۰۹ دولت استانی را تحت فشار قرار داد تا کلینیکهای خصوصی را تعطیل کند. جدال حقوقی طولانیمدت آنها سرانجام در سال ۲۰۲۳ خاتمه یافت و دیوان عالی کانادا از رسیدگی به فرجامخواهی کمبی خودداری کرد.
نتیجه چه شد؟ کانادا تنها کشور دارای نظام بهداشت همگانی است که ارائه خدمات خصوصی را ممنوع یا محدود کرده است. سایر کشورهای مورد بررسی در مطالعه بنیاد مشترکالمنافع به بخش خصوصی اجازه میدهند که در کنار بخش دولتی خدماترسانی کند. دلیل این تصمیم واضح است: وقتی بیماران امکان دسترسی به خدمات بخش خصوصی را داشته باشند، فشار وارده به نظام سلامت عمومی کاهش یافته و دسترسی به خدمات بهبود مییابد. اما سیاستمداران کانادایی همچنان درگیرِ باورهای غلط هستند و معتقدند که انحصار دولتی تنها راه تضمین عدالت درمانی است. حقیقت این است که انحصار در بخش درمان تنها به درد و رنج بیماران دامن میزند.
مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، تجسم این تناقض است. او در کارزار انتخاباتی خود وعده داد که از قانون بهداشت کانادا دفاع میکند و متعهد شد که هزاران پزشک جدید را به خدمت میگیرد و سازوکاری ایجاد میکند که مایه مباهات کاناداییها باشد. این اهداف با هم مغایرت دارند. پذیرش دانشجو در دانشکدههای پزشکی سالها محدود شد تا تعداد پزشکان کنترل شود، زیرا دولت بر این باور بود که داشتن پزشک بیشتر به منزله هزینه بیشتر است. لغو این سیاست مستلزم افزایش گسترده و بلندمدت ظرفیت آموزشی است. هیچ دولتی نمیتواند وعدههای کارنی را در کوتاهمدت محقق کند، بهویژه آنکه کانادا همچنان به قانونی اتکا دارد که باعث و بانی مشکل بوده است.
بحران مراقبتهای بهداشتی کانادا ارتباطی با پول ندارد. مسئله تعداد پزشکان یا نص صریح مقررات هم مطرح نیست. مشکل در ساختار کلی نظام است. انحصار دولتی تقریباً همیشه شکست میخورد و معمولاً هزینه هنگفتی دارد. این ناکامی در بخش مراقبتهای بهداشتی براساس میلیاردها دلار اتلاف بودجه و از دست رفتن جان انسانها سنجیده میشود.
شواهد در سراسر جهان انکارناپذیر هستند. ارائه خدمات خصوصی در کنار بیمه عمومی برای بیمارانی که شخصاً هزینههای درمانی خود را میپردازند بازدهی بهتری دارد و سرعت خدماترسانی به بیمارانی را نیز که از خدمات عمومی استفاده میکنند افزایش میدهد. این الگو در بریتانیا، استرالیا و سراسر اروپا جواب داده و میتواند در کانادا هم کارساز باشد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: گوین مورگن مدیر بازنشسته حوزه کسبوکار و عضو هیئتمدیره پنج شرکت جهانی است.
او سه دهه از عمر خود را صرف تأسیس بزرگترین شرکت نفت و گاز آمریکای شمالی کرد. زمانی که او در سال ۲۰۰۶ از سمت مدیرعاملی کنارهگیری کرد، ارزش سازمانی شرکت انکانا تقریباً ۶۰ میلیارد دلار بود. مورگن عضو هیئتمدیره پنج شرکت جهانی از جمله اچاسبیسی بوده است. او در سال ۲۰۱۱ موفق به دریافت نشان عالی کانادا شد.

















