نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو
حزب کمونیست چین از طریق کانالهای رسمی خود در حال ترویج تبلیغات ضدآمریکایی مرتبط با درگیری جمهوری اسلامی است؛ در عین حال به نهادهای ایرانی و شهروندان چینی اجازه میدهد محتوای ضدآمریکایی را در شبکههای اجتماعی داخلی منتشر کنند؛ اقدامی که یک عملیات اطلاعاتی هماهنگ را شکل داده که همزمان با جنگ نظامی پیش میرود.
ویدئوها و میمهای تولیدشده با هوش مصنوعی که دونالد ترامپ را در ارتباط با جنگ جمهوری اسلامی به سخره میگیرند، با وجود نظام سانسور چین، در پلتفرمهای این کشور در حال انتشار هستند. بخشی از پربازدیدترین محتواها بر حمله به مدرسه میناب تمرکز دارد؛ حملهای که به کشتهشدن ۱۶۸ نفر، عمدتاً کودکان، انجامید. این مدرسه در مجاورت مستقیم تیپ موشکی سیدالشهدا عاصف از نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار داشت. این مدرسه در اصل بخشی از این پایگاه بود؛ اما سالها پیش دیواری برای جدا کردن بخش غیرنظامی از تأسیسات نظامی نصب شد.
در یکی از ویدئوهای پرانتشار، ترامپ بهگونهای به تصویر کشیده شده که موجوداتی هیولاگونه او را به دروغگفتن درباره این حمله ترغیب میکنند. مقامات چینی اجازه دادهاند این محتوا آزادانه منتشر شود.
ویدئوهای دیگری نیز ایالات متحده را بهعنوان قدرتی نشان میدهند که ابتدا ویرانی ایجاد میکند و سپس تحت پوشش امنیت، کنترل را اعمال میکند.
در یک کلیپ دیگر که بهطور گسترده منتشر شده، ترامپ در تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز از رهبران جهان درخواست کمک میکند؛ اما نادیده گرفته میشود. کارتونهای رسانههای دولتی چین نیز ترامپ را به افزایش قیمت نفت مرتبط دانسته و نمایشهای علنی او از مسیحیت را به سخره گرفتهاند.
واکنش رسمی پکن در کانالهای دولتی هماهنگ بوده است؛ بهگونهای که سخنگویان وزارت خارجه، خبرگزاری شینهوا و وانگ یی، وزیر امور خارجه، همگی پیامهای مشابهی را تکرار کردهاند: اینکه حملات نقض قوانین بینالمللی و اصول منشور سازمان ملل بوده، «قدرتهای بزرگ» نباید از برتری نظامی سوءاستفاده کنند، و تلاش برای تغییر رژیم به بیثباتی منجر میشود نه نظم. چین خود را بهعنوان داوری بیطرف معرفی کرده؛ در حالی که ایالات متحده و اسرائیل را مهاجم جلوه داده، مقایسههایی با عراق و بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا در ژانویه ۲۰۲۶ انجام داده، و ادعاهای تأییدنشده تلفات از سوی جمهوری اسلامی را تقویت کرده است.
در پلتفرمهای چینی، این استاندارد دوگانه ساختاری است. حزب کمونیست چین به بازیگران دولتی جمهوری اسلامی اجازه میدهد بدون محدودیت در ویبو (Weibo) و دوئین (Douyin) حسابهای رسمی داشته باشند و محتوای ضدآمریکایی منتشر کنند؛ در حالی که پلتفرمهای آمریکایی بهطور کامل در چین مسدود هستند. تا سال ۲۰۲۳، مأموریت جمهوری اسلامی در چین بیش از ۱.۳ میلیون دنبالکننده در دوئین و ۵۸۰ هزار دنبالکننده در ویبو جذب کرده بود. تهران از این پلتفرمها برای حمله به ایالات متحده و اسرائیل استفاده میکند؛ و رسانههای دولتی چین نیز این محتوا را تقویت میکنند.
پس از آنکه جمهوری اسلامی مدعی حمله به ناو یواساس آبراهام لینکلن شد، ویدئوهای تولیدشده با هوش مصنوعی که این ناو را در حال متلاشیشدن نشان میدادند، در ویبو و دوئین ترند شدند و در عرض یک روز بیش از ۱۰ میلیون بازدید گرفتند. در یکی از این ویدئوها از چهره یک گوینده شبکه سیسیتیوی برای ایجاد اعتبار کاذب استفاده شده بود.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده این ادعا را رد کرد و آن را بخشی از «ماشین پیامرسانی نادرست جمهوری اسلامی» خواند؛ اما این محتوا از پلتفرمهای چینی حذف نشد. بنیاد دفاع از دموکراسیها نیز تأیید کرد که حسابهای همسو با دولت چین ادعاهای نادرستی مانند سرنگونی یک جنگنده اف-۱۵ آمریکایی توسط جمهوری اسلامی و فرار بنیامین نتانیاهو از اسرائیل را نیز منتشر کردهاند.
الگوریتمهای دوئین و کوایشو (Kuaishou) این ادعاهای نظامی جمهوری اسلامی را بهصورت گسترده در معرض دید کاربران قرار دادهاند. کاربران چینی نیز به این تحریفها اشاره کردهاند. یکی از پستهای طعنهآمیز در ویبو نوشته بود: «در دوئین، ناو هواپیمابر لینکلن در آستانه غرقشدن توسط ایران است.»
در روزهای پس از ۲۸ فوریه، حدود یکپنجم پستهای ویبو به موضوع جمهوری اسلامی اختصاص داشت؛ و هشتگهایی مانند «کشتهشدن خامنهای» بیش از یک میلیارد بازدید داشتند. بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی مستند کرده است که ویبو، ویچت و دوئین از سامانههای سانسور مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده میکنند که از «حذف واکنشی» به «سرکوب پیشدستانه» تغییر یافتهاند.
یک دستورالعمل داخلی که در جریان جنگ روسیه و اوکراین به رسانههای چینی درز کرد، به سردبیران دستور میداد هیچ محتوای «نامطلوب برای روسیه و طرفدار غرب» منتشر نکنند و فقط از هشتگهای شینهوا، پیپلز دیلی یا سیسیتیوی استفاده کنند. بهنظر میرسد الگوی مشابهی در قبال درگیری جمهوری اسلامی نیز اعمال شده است.
در شبکه اجتماعی ایکس، بنیاد دفاع از دموکراسیها شبکهای از حسابها را شناسایی کرد که خود را بهجای کاربران چینی، روسی و کره شمالی جا میزدند تا حمایت ظاهری از جمهوری اسلامی را تقویت کنند. تا ۱۱ مارس، هشت حساب ۲۸۶ بار محتوای یکدیگر را بازنشر کرده و ۱۳۲ بار محتوای یکسان منتشر کرده بودند. حساب @ChinaENX که در فوریه ایجاد شده بود، بیش از ۱۰۰ هزار دنبالکننده داشت. یک پست از حسابی که خود را بهجای کاربر کره شمالی معرفی کرده بود، ۱.۵ میلیون بازدید و ۶۰ هزار لایک دریافت کرد. دادههای شفافیت ایکس نشان داد این حسابها از غرب آسیا، نه چین، اداره میشوند؛ که احتمالاً آنها را به تهران مرتبط میکند.
حزب کمونیست چین هر اقدام نظامی آمریکا—در عراق، لیبی، ونزوئلا و اکنون جمهوری اسلامی—را در قالب الگویی معرفی میکند که هدف آن بیاعتبار کردن جهانی ایالات متحده است. درگیری جمهوری اسلامی کاملاً در چارچوب روایت دیرینه پکن قرار میگیرد که قدرت آمریکا را بیثباتکننده و خارج از چارچوب قانون معرفی میکند. این روایت از استدلال گستردهتر چین برای ایجاد یک نظم جهانی چندقطبی با محوریت خود حمایت میکند.
در داخل، حزب کمونیست چین از احساسات ضدآمریکایی برای تحکیم حمایت عمومی استفاده میکند. سند «پنج درس» ارتش آزادیبخش خلق نشان میدهد جنگ جمهوری اسلامی برای توجیه افزایش بودجه نظامی و آمادگی دفاعی بهکار گرفته میشود؛ و روایت شی جینپینگ مبنی بر اینکه چین با تهدیدی وجودی از سوی واشنگتن روبهروست، تقویت میشود.
در حالی که چین و جمهوری اسلامی ممکن است در فضای آنلاین و جنگ ویدئوهای هوش مصنوعی دست بالا را داشته باشند؛ اما ایالات متحده در میدان نبرد برتری دارد. تا پایان هفته اول درگیری، نیروهای آمریکایی بیش از ۳۰ شناور نیروی دریایی جمهوری اسلامی را غرق یا نابود کردهاند. حملات موشکی بالستیک جمهوری اسلامی ۹۰ درصد و حملات پهپادی ۸۳ درصد کاهش یافته است. علی خامنهای در حملات ابتدایی کشته شد، همراه با چندین فرمانده ارشد سپاه پاسداران. جانشین او، مجتبی خامنهای، بنا بر گزارشها زخمی شده و شایعاتی درباره قرار داشتن او در کما منتشر شده است. حملات بعدی نیز شماری دیگر از فرماندهان سپاه و جایگزینهای آنها را از میان برده است.
حزب کمونیست چین دلایل متعددی برای تمایل به بقای رژیم جمهوری اسلامی دارد؛ زیرا فروپاشی آن به معنای از دست رفتن صدها میلیارد دلار سرمایهگذاری زیرساختی وعدهدادهشده، نابودی شبکه تهاتر نفت در برابر زیرساخت برای دور زدن تحریمها، تضعیف گسترش غربی ابتکار کمربند و جاده، و از بین رفتن یکی از مهمترین عوامل انحراف توجه راهبردی واشنگتن در خاورمیانه خواهد بود.
با وجود انتشار گسترده ویدئوهای ساختگی از حمله به ناوها و ارائه شواهد جعلی از شکستهای آمریکا، پکن نتوانسته واقعیت میدانی را تغییر دهد؛ جایی که ایالات متحده دست بالا را در اختیار دارد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو تحلیلگر اقتصادی چین است که بیش از ۲۰ سال را در آسیا سپری کرده است. آقای گراسفو فارغالتحصیل دانشگاه ورزش شانگهای است، دارای مدرک امبیای از دانشگاه شانگهای جیائوتنگ است و در دانشگاه نظامی آمریکا در رشته دفاع ملی تحصیل کرده است.
















