نویسنده: استو سِورک
رمزگشایی از اظهارات شی جینپینگ، رهبر چین، به یک کار تخصصی تبدیل شده است. بعضی از ادعاها و خواستههای او واقعاً گیجکننده هستند، بهویژه اظهاراتی که با واقعیت مغایرت دارند. برای نمونه، به سخنان ماه گذشته او توجه کنید که گفته بود اعضای حزب کمونیست چین «باید با ترویج رفتار شایسته به پیشبرد خودگردانی کامل و سختگیرانه حزب کمک کنند.»
منظور شی چیست و واقعیت مورد نظر او چه معنایی دارد؟ در ادامه به بررسی این موضوع میپردازیم.
ترویج رفتار شایسته و حاکمیت حزب
اظهارات شی در «نشست مطالعات گروهی» دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین مطرح شد.
آیا مخالفتی در کار بود یا کارگزاران حزب جسارت آن را داشتند که با به خطر انداختن آینده شغلی (یا سلامتی) خود، سخنان «عمو شی» را زیر سؤال ببرند؟ البته که خیر. زیرا اظهارات شی در راستای تلاش بیوقفه حزب برای کسب مشروعیت سیاسی و اخلاقی و سلطه کامل بر ابعاد مختلف جامعه مطرح شدهاند. شی در این نشست بر انضباط درونحزبی (از طریق آموزش و شستشوی مغزی)، یکپارچگی ایدئولوژیک (براساس تفسیر کمیته مرکزی حزب) و کارآمدی حکمرانی (به همراه ریشهکن کردن فساد ساختاری) تأکید کرد.
شی در یک دهه گذشته بهطور مکرر روی «پروژه ساختاری» بلندمدت خود مانور داده است؛ پروژهای که با هدف تحکیم نظام ایدئولوژیک براساس آموزههای خود (مکتب فکری شی جینپینگ) و مائو تسهتونگ، ترویج رفتار اخلاقی «شایسته» (براساس تفسیر شی و حزب) و مبارزه با فساد برای ریشهکن کردن مصادیق لذتگرایی، تجملگرایی و دیگر معایب انسانی در دستور کار قرار گرفته که همگی وجهه حزب کمونیست را خدشهدار میکنند. شی معتقد است که این پروژه یک ضرورتِ اخلاقی و عملی برای تحقق هدف «جوانسازی ملی» (رویای چینی) و رسیدن به هماهنگی اجتماعی است.
رویای چینی برنامهای ملیگرایانه است که قصد دارد «جایگاه تاریخی» چین را بهعنوان ابرقدرت اقتصادی، نظامی و فرهنگی احیا کند. این برنامه همچنین درصدد تقویت اقتدار و وجهه حزب کمونیست و حلوفصل اختلافات تاریخی چین است (بهویژه در رابطه با ژاپن و آمریکا).
این رویا زیربنای تمام ابتکارات راهبردی شی است که از جمله میتوان به طرح کمربند و جاده، ابتکار امنیت جهانی، ابتکار تمدن جهانی و طرحهای مشابه اشاره کرد. هدف همه این طرحها این است که نظم جهانیِ بعد از جنگ جهانی دوم که تحت رهبری آمریکا بوده است، کنار برود و نظمی جدید به رهبری چین جایگزین آن شود؛ نظمی که بر پایه اصول سوسیالیستی بنا خواهد شد و تابع خواست و اراده پکن خواهد بود.
عنصر کلیدی دوم، ماهیتی ملیگرایانه دارد و درصدد تقویت غرور ملی، مقابله با نفوذ فرهنگی غرب و توسعه یک هویت ملی متحد و یکپارچه تحت رهبری حزب کمونیست است.
هماهنگی اجتماعی از دید حزب کمونیست به منزله دستیابی به ثبات اجتماعی، وحدت، یکپارچگی ایدئولوژیک و تعادل اقتصادی و اجتماعی تحت حاکمیت حزب است؛ شرایطی که در آن همه راضی هستند، هیچ اعتراضی ندارند و از اراده سیاسی لازم برای پیاده کردن دورنمای سوسیالیستی حزب کمونیست در چین برخوردارند. شی برای دستیابی به این هدف اغلب از شعارهایی استفاده میکند که توجه چینیها را به خود جلب میکنند. رفاه جمعی، کاهش نابرابری و ریشهکن کردن فساد در بین اعضای حزب و غیرکمونیستها چند نمونه از این شعارها هستند.
تعریف حزب کمونیست از رفتار شایسته، تلفیقی از آموزههای کنفوسیوس و ایدئولوژی سوسیالیسم است که با وفاداری به آرمانهای حزب، حفظ نظم و پایبندی به تعهدات دولتی و اطمینان از این مسئله سروکار دارد که اقدامات اعضای حزب در راستای اصول حزب کمونیست از جمله رفاه، دموکراسی، مدنیت و هماهنگی انجام میگیرند.
رفتار شایسته به شیوه چینی به منزله انجام کارهایی است که با منافع جمعی سازگاری دارند؛ منافعی که از سوی دولت و حزب تعریف میشوند و با وفاداری به حزب، وحدت ملی و ثبات اجتماعی گره خوردهاند. از این گذشته، رفتار شایسته مستلزم حمایت کامل از سیاستهای حکومتی (حتی اگر متناقض و زیانبار باشند) و اجتناب و جلوگیری از هرگونه مخالفت یا انتقاد از مقامات حزب کمونیست است.
حزب کمونیست بر مصلحت جمعی تمرکز دارد، اما مفهوم رفتار شایسته از دید غربیها با حقوق فردی، صداقت شخصی و اخلاقیات جهانشمول گره خورده است. این مفاهیم در چین کمونیستی تقریباً بهطور کامل نادیده گرفته میشوند، زیرا شهروندان موظف هستند که به دولت خدمت کنند و دولت وظیفهای در قبال مردم ندارد.
رفتار شایسته در فرهنگ غربی از قرنها تحول فلسفی نشأت میگیرد که تحت تأثیر مذهب، جنگ، قانون و وجدان رخ داده است. در مقابل، رفتار شایسته در چینِ تحت حاکمیت حزب کمونیست صرفاً با تمایلات حزب گره خورده که به واسطه قدرت دولت و از طریق محدودیتهای اجتماعی سختگیرانه، نظارت فراگیر، ایجاد شرمساری علنی، اقدامات پلیسی پیشگیرانه، مدیریت منطقهای («مناطق شهری ۱۵ دقیقهای») و دیگر مفاهیم «اورولی» به اجرا درمیآیند.
پس تکلیف خودگردانی چه میشود؟
مفهوم خودگردانی در چین با مفهوم غربی آن تفاوت قابلتوجهی دارد. منظور شی از «بهبود خودگردانی حزب» مجموعه اقداماتی است که با هدف حفظ اقتدار و مشروعیت اخلاقی حزب کمونیست (و شخص شی) انجام میگیرند. هرچیزی جز این در اولویتهای بعدی قرار میگیرد. منظور شی مطلقاً هیچ ارتباطی با مفاهیم غربی خودمختاری فردی یا تمرکززدایی از قدرت ندارد.
نسخه چینی خودگردانی به واسطه نظارت سلسلهمراتبی حزب اعمال میشود و تنها در چارچوبهای مورد تأیید حزب نظیر انتخابات محلی یا رایزنیهای مردمی معنی پیدا میکند که آن هم بهصورت کنترلشده انجام میگیرد و صرفاً جنبه نمایشی دارد. این یعنی ۷ درصد از جمعیت چین که عضو حزب هستند، خودگردانی را به نمایندگی از کل مردم و به شیوه چینی به اجرا درمیآورند.
حزب کمونیست به هشت حزب سیاسی اقلیت (که «احزاب دموکراتیک» نامیده میشوند) اجازه فعالیت داده تا دموکراسی به شیوه چینی را به نمایش بگذارد، اما این احزاب تحت نظارت حزب کمونیست هستند و همگی در قالب کنفرانس مشورتی سیاسی خلق چین فعالیت میکنند و عملاً هیچ نقشی در خودگردانی حزبی مورد نظر شی ندارند. احزاب اقلیت بخشی از جبهه متحد هستند که زبانزد همگان است و رهبران آنها از سوی اداره کار جبهه متحد منصوب میشوند و موظف هستند که از رهبری حزب کمونیست و سیاستهایی که دولتهای محلی و مجلس فرمایشی چین، موسوم به کنگره ملی خلق، در پیش میگیرند، حمایت کنند.
این احزاب تنها نماینده بخش کوچکی از جمعیت چین هستند. بزرگترین حزب اقلیت «اتحاد دموکراتیک چین» است که تا سال ۲۰۲۳ حدود ۳۵۷ هزار عضو داشت. از اینرو، تصویری که احزاب اقلیتِ مطیع و سرسپرده حزب از دموکراسی به نمایش درمیآورند، خندهآور است.
سخن پایانی
نظارت مستبدانه حزب کمونیست باعث شده که ادعای بلندپروازانه شی و عوامل تحت امر او در رابطه با «خودگردانی» زیر سؤال برود. تنها ۷ درصد از جمعیت چین که عضو حزب هستند، بهصورت محدود امکان مشارکت در امر خودگردانی را دارند و باقی مردم تماشاچیان منفعل و قربانیانِ سیاستهایی هستند که صرفاً با هدف تداوم تمامیتخواهی حزب کمونیست برای حکمرانی دائمی بر چین در دستور کار قرار گرفتهاند. مصلحت جمعی که کمونیستها از آن سخن میگویند، درعمل به معنی مصلحت حزب است و ارتباطی با مردم چین ندارد.
تنها راهی که مردم چین میتوانند مفاهیم متمدنانه خودگردانی را برای صیانت از حقوق فردی، صداقت شخصی و اخلاقیات جهانشمول به کار بگیرند، این است که حزب کمونیست چین به زبالهدان تاریخ فرستاده شود. هرچه این اتفاق زودتر به حقیقت بپیوندد، برای مردم چین و کل جهان بهتر خواهد بود.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: استو سِورک پس از ۳۰ سال خدمت در نیروی دریایی آمریکا بهعنوان نیروی فعال و آماده به خدمت، با تجربه عملیاتی قابلتوجه در خاورمیانه و غرب اقیانوس آرام، با درجه ناخدایی بازنشسته شد. سِورک دانشآموخته آکادمی نیروی دریایی آمریکا بوده و بهعنوان یک اقیانوسشناس و تحلیلگر سیستم شناخته میشود. او در این آکادمی تحت آموزش لیبرال کلاسیک قرار گرفته که مبنای اصلی تحلیلهای سیاسی اوست.

















