بهرغم کنترل شدید اقتصاد و مردم چین، شی جینپینگ در داخل با فشارهای فزایندهای روبهروست.
مردم چین بر این باورند که حزب کمونیست چین و نهادهای کلیدی آن بهطور کامل تحت کنترل شی جینپینگ قرار دارند. این باور احتمالاً صحت دارد، مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.
اما این مسئله درعمل چه معنایی دارد؟
نشانههایی که از تحت فشار بودن شی جین پینگ حکایت دارند
نشانهها حاکی از آن هستند که شی بهرغم سلطه ظاهری خود با افزایش مخالفتها در داخل روبهروست. لازم به ذکر است که او در اواسط سال ۲۰۲۵ از حضور در چند نشست سیاسی ردهبالا خودداری کرد و وظایف خود را به لی چیانگ، نخستوزیر چین، سپرد.
ناظران میگویند در مقالات اخیر روزنامه ارتش آزادیبخش خلق از اصطلاحاتی همچون «رهبری جمعی» و «مسئولیت مشترک» استفاده شده که از بازنگری احتمالی در شیوه حکمرانی فردمحور و تمامیتخواهانه شی بر چین حکایت دارد.
جالب است بدانید که پکن در دیدارهای اخیر با مقامات آمریکایی و اروپایی لحن ملایمتر و مسالمتآمیزتری در پیش گرفته که نشان میدهد حزب کمونیست به شی فشار آورده تا در بحبوحه چالشهای داخلی به روابط خارجی کشور ثبات بیشتری بدهد.
شکاف بزرگ قدرت و کارآمدی
انتقاد اصلی این است که قدرت فردی بیسابقه شی نتوانسته به وعده حزب به مردم مبنی بر ایجاد رشد اقتصادی پایدار جامه عمل بپوشاند. از این گذشته، شی حتی به وعدههای سیاسی خود مبنی بر ارتقای عملکرد اقتصادی چین یا افزایش نفوذ جهانی این کشور عمل نکرده است.
عملکرد اقتصادی چین بعد از قرنطینه همهگیری کرونا به شدت افت کرد. همچنین آزمایشگاه ووهان بهعنوان منشأ ویروس کرونا معرفی شده است؛ ویروسی که کل جهان را به وحشت انداخت و آسیبهای اقتصادی گستردهای به همراه داشت. تمام این رویدادها در دوران رهبری شی رخ دادهاند.
وجهه چین در سطح جهان و بهویژه در اقتصادهای نوظهور به شکل جبرانناپذیری خدشهدار شده است، زیرا این کشورها از طرح «کمربند و جاده» و تله بدهی این پروژه مأیوس شدهاند. این امر باعث شده که اتهاماتی همچون استعمار نوین به پکن وارد شود که چندان هم قابل انکار نیستند.
بیتوجهی گستاخانه رژیم چین به بزرگترین شرکای تجاری خود، که در قالب رویههای تجاری خصمانه نمود پیدا کرده، به نقطه بحرانی رسیده است. این روند باعث شده که بزرگترین شرکتهای فناوری، تولیدی و خردهفروشی جهان به همراه سرمایهگذاران خود از چین خارج شوند.

پلیس و مقامات رسمی با لباس محافظ در منطقهای در شانگهای چین مشغول کار هستند و خیابانهای اطراف یک محله قرنطینهشده را با مانع میبندند؛ ۱۵ مارس ۲۰۲۲. (Hector Retamal/AFP via Getty Images)
این روند که باعث توقف روابط کاری و تجاری ۳۰ تا ۴۰ ساله پکن شده است، با ادعای شی درخصوص دستیابی به سلطه جهانی از طریق پروژه «ساخت چین ۲۰۲۵» به اوج خود رسیده است. هدف این بوده که سایر کشورها از نظر فناوری عقب نگهداشته شوند تا همه چیز به نفع حزب کمونیست چین تمام شود.
تمام این سیاستها از رهبری شی جینپینگ و حزب کمونیست نشأت گرفته و همگی با شکستهای بزرگ همراه بودهاند.
شکاف فزاینده در بین کهنهکاران حزب کمونیست چین
اگر از منظر سیاسی بنگریم، این ناکامیها باعث شده که شکافهای موجود در زیر پوست حزب کمونیست چین آشکارتر یا عمیقتر شوند. این شکافها همچون گسلهای زمینشناسی که در عمق زمین امتداد دارند، با چشم دیده نمیشوند اما با ثبات ساختار سیاسی بیارتباط نیستند.
اگر بخواهم استعاره قبلی را ادامه دهم، باید بگویم که وقتی این شکافها بیش از حد بزرگ میشوند، زمین بالای آنها بیثبات و ناپایدار میشود. در این شرایط با یک رویداد ناگهانی و اغلب خشونتبار مواجه میشویم که وضع موجود را دگرگون میکند و باعث تغییرشکل ساختار بالادستی میشود.
شی جینپینگ در رأس اداره کشوری قرار دارد که با شکافهای عمیق سیاسی و ناپایداری فزاینده اقتصادی دستوپنجه نرم میکند.
برای نمونه، مقامات بازنشسته حزب که در ساختار حزب از احترام زیادی برخوردارند، اخیراً درباره مسیر کشور تحت رهبری شی ابراز نگرانی کردهاند. گفتنی است که ون جیابائو، نخستوزیر سابق چین، و لی رویهوآن، رئیس سابق کنفرانس مشورتی سیاسی خلق چین، سوءمدیریت اقتصادی و سیاست خارجی تنشزای شی را زیر سؤال بردهاند. این افراد از قدرت رسمی برخوردار نیستند، اما انتقادات آنها از نارضایتی گسترده در بین کهنهکاران حزب کمونیست حکایت دارد.
«آقازادههای» حزب کمونیست چین، شامل فرزندان بنیانگذاران و نخبگان سابق حزب، نیز از سیاستهای شی و روند توسعه کشور انتقاد دارند. گفتنی است که بعضی از آنها در مورد شی و ارائه اطلاعات حساس با نهادهای اطلاعاتی خارجی همکاری کردهاند. این افراد از سوی حامیان شی مورد هجمه واقع شدهاند، تحت فشار قرار گرفته و یا کنار گذاشته شدهاند.
تنش در درون ارتش
نارضایتی موجود به کهنهکارها یا آقازادهها محدود نمیشود. بهرغم پاکسازیهای گسترده برای تضمین وفاداری و جابهجایی مکرر مقامات سیاسی، شی در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ چندین فرمانده عالیرتبه از جمله ژنرال لی شانگفو و دریاسالار دونگ جون را به اتهام فساد یا عدم وفاداری از سمت خود برکنار کرده است. از اینرو، ارتش آزادیبخش خلق همچنان یکی از عوامل بالقوه نارضایتی به شمار میآید.
تحلیلگران بر این باورند که این پاکسازیها عمدتاً به دلیل مناقشات داخلی در ردههای عالی ارتش انجام میگیرند و ارتباطی با مسائل انضباطی ندارند. ارتش همچنان تحت کنترل شی است، اما بیثباتی مشهود در ساختار رهبری آن از وجود تنشهای عمیقتر حکایت دارد.
نارضایتی طبقه متوسط و قشر کارآفرین
مشکلات اقتصادی ادامهدارِ چین اعتماد عمومی را در بین طبقه متوسط و قشر کارآفرین خدشهدار کرده است. نرخ بیکاری جوانان در بسیاری از شهرهای بزرگ همچنان بالاست و رشد تولید ناخالص داخلی نیز در پی بحران عمیق و ماندگار بخش املاک و رکود صادرات به شکل قابلتوجهی کاهش یافته است.
در عینحال، سانسور فزاینده درخصوص فسادهای محلی و محدودیتهای اعمالشده در قبال شبکههای اجتماعی سبب شده که نسل جوان متخصص و مدیران بخش خصوصی دچار سرخوردگی شوند. این افراد که زمانی نقش بسزایی در روند نوسازی سریع چین داشتند، اکنون احساس خفگی و نگرانی میکنند.
خلأ جانشینی و خطر ساختاری
شاید مهمترین و حساسترین مشکل حزب کمونیست این باشد که شی جینپینگ حاضر نیست کسی را برای جانشینی خود معرفی کند. او با لغو محدودیت دوران ریاستجمهوری و قبضه کردن قدرت، سنت دیرینه رهبری گروهی و انتقال آرام قدرت را متلاشی کرده است. اکنون که نه جانشینی وجود دارد و نه سازوکار مشخصی برای انتقال قدرت در نظر گرفته شده است، این امکان وجود دارد که چین در آینده نزدیک با بحران رهبری روبهرو شود.
هرچه این بلاتکلیفی ادامهدارتر شود، حزب کمونیست چین درصورت عزل ناگهانی شی یا افول سیاسی او نسبت به مناقشات جناحی آسیبپذیرتر خواهد شد. پیشگیری از این بحران ظاهراً به دغدغه اصلی بسیاری از اعضای حزب تبدیل شده است. با اینحال، شی تا این لحظه نتوانسته نگرانی آنها را برطرف کند.
شاید اکنون انجام این کار از عهده او خارج باشد که ممکن است بزرگترین ناکامی دوران او را رقم بزند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
جیمز آر. گوری نویسنده «بحران چین» (وایلی، ۲۰۱۳) است و نویسنده وبلاگ TheBananaRepublican.com

















