Search
Asset 2

کنراد بلک: روزنه امید برای پایان جنگ در غزه

با گذشت دو سال از جنگ غزه، حماس در آستانه فروپاشی و تصمیمی سرنوشت‌ساز قرار دارد؛ انتخاب میان تسلیم و بقا یا نابودی در تونل‌های زیرزمینی غزه.
(t.me/idfinfarsi)

نویسنده: کنراد بلک

در شرایطی که دو سال از شروع جنگ غزه می‌گذرد، تصور بر این است که درگیری‌ها به زودی به پایان می‌رسند. به قول بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، «این جنگ به شکل آسان یا به شکل دشوار خاتمه می‌یابد»، اما در هرصورت به پایان خواهد رسید.

توپ در زمین رهبری مستأصل و بهت‌زده حماس است؛ دست‌کم آن بخشی از رهبران این گروه که هنوز در قید حیات هستند. تفاوت بین این‌دو تصمیم از زمین تا آسمان است: آن‌ها یا می‌توانند با رها کردن قدرت نظامی و نفوذ سیاسی در غزه به حیات خود ادامه دهند، یا در نبردی بی‌حاصل و در شرایطی که باید صدای قدم‌های ۶۰ هزار سرباز کارآزموده اسرائیلی را در بالای سرشان تحمل کنند، در تونل‌های زیرزمینی غزه کشته شوند.

با توجه به تلفات سنگینی که حماس در این جنگ داشته است، نمی‌توان با اطمینان گفت که رهبران این گروه به دنبال نابودی خود هستند. اکنون تنها پیامد جدی تصمیم حماس این است که اگر مسیر نابودی را در پیش بگیرد، به احتمال زیاد ۲۰ گروگان اسرائیلی را که دو سال در اسارت غیرانسانی این گروه دوام آورده‌اند به همراه خود نابود خواهد کرد.

تشکیلات تروریستی حماس در آغاز به‌مانند حزب‌الله لبنان در شرایطی در غزه به قدرت رسید که جرج دابلیو. بوش، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، به واسطه تمایل شخصی خود برای تقویت دولت‌های منتخب دموکراتیک خواستار برگزاری انتخابات در غزه، کرانه باختری و لبنان شد. انتخابات بدون نظارت کافی برگزار شد و کسی نمی‌توانست صحت و سقم آن را تضمین کند. این انتخابات در سال ۲۰۰۶ به پیروزی حماس و حزب‌الله انجامید که تا آن زمان غیرقانونی بودند و امکان دسترسی به ساختارهای رسمی قدرت را نداشتند. دولت بوش و مشاوران ارشد او با اتکا به خوش‌بینی آمریکایی و برخلاف شواهد موجود بر این باور بودند که هر جنبش سیاسی که از طریق انتخابات دموکراتیک به قدرت می‌رسد، به نیرویی دموکراتیک تبدیل خواهد شد.

نتیجه کاملاً برعکس شد و این‌دو گروه تروریستی در سال‌های آتی در مرزهای اسرائیل ریشه دواندند، دولت لبنان را از داخل تضعیف کردند و به دخالت در امور آن پرداختند و نوار غزه را به مقر عملیات تروریستی ضداسرائیلی خود تبدیل کردند. آن‌ها هم‌زمان شبکه تونل‌ها و استحکامات زیرزمینی خود را راه‌اندازی کردند که از نظر گستردگی تقریباً سه‌برابر خط دفاعی ماژینوی فرانسه در بحبوحه جنگ جهانی دوم بود. البته تونل‌های غزه از نظر فنی در سطح پایین‌تری قرار دارند.

اکنون به نقطه تلاقی رویدادها رسیده‌ایم و حماس دست‌کم در غزه به پایان عمر خود نزدیک شده است. این اتفاق نتیجه هم‌زمانیِ دو رویداد دیگر است که پیش‌تر هرگز هم‌زمان رخ نداده‌اند. حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و قتل‌عام بیش از هزار اسرائیلی و به گروگان گرفتن حدود ۲۵۰ نفر- که بسیاری از آن‌ها در اسارت کشته شدند- با هدف تشویق اعراب اسرائیل و کرانه باختری به آغاز شورش گسترده و فراهم کردن بستر لازم برای پیشروی سریع نیروهای آموزش‌دیده حماس تا مرز اورشلیم اتفاق داد که هرگز به نتیجه نرسید، اما از آن‌جا که این حمله بزرگ‌ترین کشتار یهودیان از زمان برچیده‌شدن اردوگاه‌های مرگ نازی در سال ۱۹۴۵ به شمار می‌آید، اسرائیلی‌ها در داخل به اجماع رسیدند که این حمله را نه یک درگیری مرزی که یک اقدام جنگی تلقی کنند. این تصمیم مستلزم ارائه پاسخی قاطع برای نابودی دشمنی بود که با وحشی‌گری به اسرائیل یورش برده بود.

دومین رویدادی که هم‌زمان رخ داد، واکنش پیش‌بینی‌نشده جمهوری اسلامی بود که حمله حماس و اقدامات هماهنگ حزب‌الله را در شمال اسرائیل ساماندهی کرده بود، اما واکنش دامنه‌دار اسرائیل را پیش‌بینی نکرده بود. جمهوری اسلامی بر سر این موضوع دست به قمار زد که می‌تواند برنامه هسته‌ای نظامی خود را توسعه بدهد و از آن به‌عنوان اهرم فشار برای تثبیت موقعیت خود به‌عنوان قدرت برتر خاورمیانه استفاده کند. سران جمهوری اسلامی به دلیل ترس و ضعف دولت‌های اروپای غربی و دولت‌های اوباما و بایدن به این باور رسیده بودند که با این‌که به‌عنوان بزرگ‌ترین حامی تروریسم در جهان شناخته می‌شوند، درعمل حق دارند به جمع معدود کشورهایی بپیوندند که از توان حمله هسته‌ای نظامی برخوردارند: آمریکا، روسیه، بریتانیا، چین، فرانسه، اسرائیل، هند و پاکستان. هیچ‌کدام از این کشورها به‌جز روسیه تحت رهبری ولادیمیر پوتین هرگز از احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای صحبت نکرده‌اند. پوتین نیز بعضاً در پی ناکامی‌های خود در اشغال اوکراین چنین تهدیداتی را مطرح کرده است.

اسرائیل و آمریکای تحت رهبری ترامپ، چنان‌که که همیشه می‌گفتند، نمی‌توانستند دست روی دست بگذارند و دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و حمایت این کشور از اقدامات تروریستی را تحمل کنند. اسرائیل متعاقباً در یک جنگ هوایی ۱۲ روزه شکست سختی را به ایران تحمیل کرد، شمار زیادی از فرماندهان و مقامات ارشد نظامی این کشور را از بین برد و تقریباً همه سکوهای پرتاب موشکی ایران را نابود کرد. آمریکا نیز هم‌زمان در عملیاتی ۳ دقیقه‌ای و بدون هیچ تلفاتی برنامه هسته‌ای نظامی ایران را که ۱ تریلیون دلار برای آن هزینه کرده بود به‌طور کامل نابود کرد. از زمان انهدام کامل ارتش کره شمالی به دست ژنرال داگلاس مک‌آرتور در عملیات درخشان اینچون در سال ۱۹۵۰، رویداد اخیر سریع‌ترین و بی‌چون‌و‌چراترین شکست نظامی یک قدرت حاکم در چند دهه اخیر محسوب می‌شود (مگر آن‌که عراقِ سال‌های ۱۹۹۰ یا ۲۰۰۳ را نیز در نظر بگیریم).

موفقیت ترامپ در متحد کردن قدرت‌های عربی و کشورهای غیرعرب مسلمان- از جمله ترکیه، پاکستان و اندونزی- علیه ادامه تروریسم در خاورمیانه، و پذیرش حق موجودیت اسرائیل به‌عنوان کشور یهودی، بزرگ‌ترین موفقیت دیپلماتیک منطقه از زمان شکل‌گیری دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ به شمار می‌آید. رهبری غیریکپارچه فلسطین هرگز نفهمید که دولت‌های عربی هیچ تمایل یا تعلق‌خاطری به فلسطینیان نداشته و صرفاً از رویکرد جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور مصر (۱۹۵۴تا ۱۹۷۰)، تبعیت کرده‌اند. آن‌ها از ادعای سرکوب فلسطینیان به‌دست یهودیان برای منحرف کردن افکار عمومی از حکمرانی نامطلوب خود بهره می‌برند. با قدرت گرفتن جمهوری اسلامی در ایران و ازسرگیری مداخله ترکیه در امور کشورهای عربی، که متعاقب رد درخواست عضویت این کشور در اتحادیه اروپا رخ داد، جهان عرب با فاصله گرفتن از مسئله فلسطین به این نتیجه رسیده که اسرائیل می‌تواند در برابر تهدیدات دیرینه ترک‌ها و ایرانی‌ها متحد ارزشمندی برای آن‌ها باشد.

اکنون حماس، حزب‌الله و رژیم اسد در سوریه- که با پشتیبانی حزب‌الله بر سر قدرت بود- درهم شکسته‌اند. جمهوری اسلامی نیز به شدت تحقیر شده و دیگر قدرتی ندارد. از این‌رو، تحقق چشم‌انداز صلح در خاورمیانه و فروکش کردن ناگهانی یهودی‌ستیزیِ نمایشی در عرصه بین‌المللی بسیار محتمل به نظر می‌رسد.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: کنراد بلک به مدت ۴۰ سال از برجسته‌ترین سرمایه‌گذاران کانادا بوده و جزو پیشگامان انتشار روزنامه در جهان است. او مؤلف زندگی‌نامه فرانکلین دی. روزولت و ریچارد نیکسون و اخیراً «دونالد جی. ترامپ: رئیس‌جمهوری که مثل هیچ‌کس نیست» است که نسخه جدید آن به تازگی منتشر شده است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی