یکی از محوریترین اجزای مدل حکمرانی اقتدارگرایانه در جمهوری خلق چین، بهرهگیری از فناوریهای تشخیص چهره و احراز هویت برای رصد و کنترل فضاهای عمومی است. در شهرهای بزرگی چون پکن و شنژن، سامانههای هوشمند مجهز به دوربینهای تشخیص چهره، در تعامل با پایگاههای ملی هویتی، امکانی بیسابقه برای اعمال قدرت دولت بر بدن و رفتار شهروندان فراهم کردهاند. این فناوری، که ستون فقرات پروژههای بزرگی چون Skynet و سیستمهای نظارت شهری در چین است، الهامبخش الگوبرداریهای مشابه در سایر حکومتهای اقتدارگرا از جمله جمهوری اسلامی ایران شده است.
بررسی دقیق دادههای ناقص موجود از منابع تحقیقاتی و موارد افشا شده به دست سازمانهای اطلاعاتی غربی از معاملات شرکتهای چینی با نهادهای سرکوبگر ایرانی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پلیس جمهوری اسلامی ایران به دست سازمانهای اطلاعاتی غربی نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران در چه سطحی از این الگوبرداری ایستاده است، کدام بخشها را بومیسازی یا وارد کرده است، و در چه مراحلی هنوز از مدل چینی عقبتر است. در حوزه فناوریهای تشخیص چهره، جمهوری اسلامی ایران یک مدل ترکیبی، غیرشفاف و پراکنده را دنبال میکند که از نظر هدفگذاری به مدل چینی بسیار نزدیک، اما از نظر سطح پیادهسازی هنوز محدود است.
سیاست رسمی؛ چرا چهرهنگاری؟
دولت جمهوری اسلامی ایران طی سالهای اخیر چهرهنگاری را به عنوان ابزار محوری در مهندسی نظم اجتماعی برگزیده است. قانون جدید «عفاف و حجاب» (۲۰۲۳) این مسیر را به صراحت قانونی کرده و پلیس جمهوری اسلامی ایران را موظف ساخته است که با استفاده از دوربینهای ثابت و سیار، هوش مصنوعی و سامانههای هویتی، به شناسایی و مجازات زنان بیحجاب اقدام کند.
همچنین مقامات ارشد امنیتی کشور، از فرماندهان پلیس تا نمایندگان مجلس، بارها بر استفاده از فناوریهای تشخیص چهره برای نظارت اجتماعی تأکید کردهاند. در واقع، آنچه در چین در قالب Face++ و دیگر پلتفرمهای شناسایی چهره بهکار گرفته میشود، در ایران به عنوان مکمل و جایگزین گشتهای فیزیکی امنیت اخلاقی (گشت ارشاد) در حال پیگیری است. اما آیا این پروژه در سطح میدانی همانگونه که در ادبیات رسمی تبلیغ میشود، اجرا شده است؟ یافتههای تحقیقاتی براساس عملکرد پلیس جمهوری اسلامی، نشان میدهد حداقل تا امروز پاسخ منفی است.
برخلاف ادعاهای تبلیغاتی، هیچ سامانه یکپارچه ملی برای تشخیص چهره در جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر وجود ندارد. اجرای فناوری عمدتاً در قالب پروژههای موضعی، در فضاهای محدود (دانشگاهها، شعب بانکها، معابر پرتردد شهری و توریستی) انجام میشود. الگوریتمهای بومی تشخیص چهره در مراحل ابتدایی توسعه قرار دارند؛ پروژههای دانشگاهی و چند شرکت خصوصی در این حوزه فعالیت میکنند، اما هیچکدام هنوز به سطح کاربرد ملی یا بلادرنگ نرسیدهاند.
نقاط اتصال با مدل چینی
به رغم محدودیتهای فنی، مسیر اتخاذشده در جمهوری اسلامی ایران از نظر معماری و مدل حکمرانی کاملاً با الگوی چینی همخوان است. بخش زیادی از زیرساخت سختافزاری (دوربینها و سرورهای ذخیرهسازی) از شرکتهای چینی چون Tiandy Technologies، Hikvision، Dahua و Uniview تأمین میشود.
اتصال دوربینهای نظارتی و سامانههای تشخیص چهره به پایگاههای داده ملی همچون شاهکار (تطبیق کد ملی و سیمکارت)، همتا (ردیابی و رجیستری گوشیهای تلفن همراه)، سیام (سامانه یکپارچه احراز هویت مشترکان)، و ثنا (پایگاه داده پروندههای قضایی) در جمهوری اسلامی ایران، بستر فنی لازم برای تطبیق تصویر افراد با هویت واقعی آنان را فراهم میکند؛ به این ترتیب، دادههای تصویری خام از دوربینها پس از تحلیل، با این پایگاههای داده پیوند خورده و به شناسایی دقیق و قابلاستناد شهروندان در فضاهای عمومی منجر میشوند. برخی از الگوریتمهای اولیه در پروژههای دانشگاهی ایران، با الهام از تجربه چینیها، در حوزه شناسایی چهره و رفتار کار میکنند. چشمانداز این سیستم از دید مقامات جمهوری اسلامی ایران، همان مدلی است که جمهوری خلق چین در پروژه Skynet پیاده کرد: اتصال میلیونها دوربین به پایگاههای داده هویتی و استفاده از آن برای نظارت لحظهای بر رفتار شهروندان.
اما تفاوتهای مهمی نیز میان دو کشور وجود دارد. در جمهوری خلق چین، یکپارچهسازی ملی دادهها و تحلیل بلادرنگ در سطح پیشرفتهای انجام میشود؛ در ایران، زیرساختهای دادهای پراکنده و جزیرهای باقی ماندهاند. الگوریتمهای بومی ایران هنوز در مراحل آزمایشی قرار دارند و فاقد دقت و مقیاس عملیاتی مدلهای پیشرفته چینی هستند. نقش تبلیغات و بازدارندگی روانی در پروژه چهرهنگاری ایران بیش از کاربرد عملی آن است؛ مقامات با نمایش تبلیغاتی توانمندیهای هوش مصنوعی تلاش میکنند جامعه را مرعوب سازند.
واردات فناوری و همافزایی راهبردی
همکاریهای راهبردی با جمهوری خلق چین بستر مهمی برای انتقال دانش و فناوری تشخیص چهره به جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده است. همکاری با شرکتهای چینی مانند Huawei و ZTE نهفقط در لایه زیرساخت شبکه، بلکه در لایههای بالاتر مانند پردازش تصویر و الگوریتمهای نظارتی ادامه دارد. در مجموع، پروژه تشخیص چهره در فضای عمومی در جمهوری اسلامی ایران به وضوح الهامگرفته از مدل جمهوری خلق چین است؛ هرچند هنوز در سطحی پایینتر و با محدودیتهای اجرایی.
ایران اکنون در مرحله Pre-data است: زیرساخت ثبت داده فراهم شده، اما انسجام کامل تحلیل و اتصال آن به فرآیندهای حکمرانی اجتماعی هنوز محقق نشده است . با این حال، روندها نشان میدهد که حکومت مصمم است این مسیر را در سالهای آینده ادامه دهد. شراکت با جمهوری خلق چین نه تنها دسترسی به فناوریهای پیشرفته را تسهیل میکند، بلکه یک جبهه ایدئولوژیک مشترک در برابر مدل اینترنت باز و ترویج حاکمیت سایبری دولتی ایجاد میکند . در نتیجه، فناوریهای تشخیص چهره، به رغم عقبماندگی فعلی، محور راهبردی در آینده نظارت دیجیتال جمهوری اسلامی ایران خواهند بود.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
نویسنده: مهدی صارمیفر، روزنامهنگار حوزه فناوری @msaremif
















