اگر فقط به تیترهای خبری نگاه کنید، جنگ غزه مثل یک عملیات نظامی به نظر میرسد. اما این جنگ درعمل آینهای است که مناقشات عمیق داخلی، سیاستهای ائتلافی و مسائل حلنشده اسرائیل در رابطه با هویت و راهبرد این کشور را منعکس میکند.
پسزمینه شکننده سیاسی
این جنگ پیشزمینه سیاسی داشت. اسرائیل در فاصله سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ در کمتر از ۴ سال پنج انتخابات برگزار کرد؛ اتفاق بیسابقهای که از بیثباتی ادامهدار این کشور حکایت دارد. حزب بنیامین نتانیاهو در سه انتخابات بیشترین رأی را به دست آورد، اما موفق به تشکیل دولت نشد. در انتخابات دیگری نفتالی بنت و یائیر لاپید، که رقبای نتانیاهو بودند، بهرغم ایدئولوژیهای متفاوت با او همپیمان شدند. این ائتلاف باعث شد که نتانیاهو بهطور موقت از قدرت کنار برود. او در نوامبر ۲۰۲۲ با یک ائتلاف دیگر به عرصه قدرت بازگشت و همچنان بر مسند قدرت است.
این نابسامانی تا حدی به عوامل ساختاری بازمیگردد. نظام سیاسی اسرائیل براساس نمایندگی تناسبی استوار است: ۱۲۰ کرسی کنست (پارلمان اسرائیل) براساس آرای مردم با حد نصاب دستکم ۳.۲۵ درصد توزیع میشود. این ساختار باعث میشود که احزاب کوچک با برنامههای محدود نیز بهطور منظم به پارلمان راه پیدا کنند. از آنجا که هیچ حزبی تاکنون به اکثریت مطلق نرسیده است، تشکیل ائتلاف ضرورت دارد. احزاب با در اختیار داشتن تنها ۵ یا ۶ کرسی میتوانند معادلات را دستخوش تغییر کنند و قدرت چانهزنی قابلتوجهی به دست آورند.
طوفان اصلاحات قضایی
این ائتلاف تا سال ۲۰۲۳ با حضور راستهای ملیگرا و احزاب مذهبی فوق ارتدکس شکل میگرفت. دولت اصلاحات قضایی گستردهای را در دستور کار قرار داد. حامیان اصلاحات معتقد بودند که مداخله دیوان عالی و دادستانی کل اسرائیل (و بهطور کلی بخش دولتی) شکل افراطی پیدا کرده و آنها از اجرای تصمیمات مشروع دولتهای منتخب ممانعت میکنند. منتقدان بر این باور بودند که در برنامه اصلاحات زیادهروی شده است، زیرا آخرین ابزار نظارت بر دولت را در نظام پارلمانی کشور- که تحت سلطه دولت است- از دست نمایندگان میگیرد.
این مناقشه به بزرگترین اعتراضات تاریخ اسرائیل انجامید و صدها هزار نفر را به خیابانها کشاند. فرماندهان سابق نظامی و اطلاعاتی بهطور علنی هشدار دادند که همبستگی ملی در آستانه فروپاشی است و نیروهای ذخیره تهدید کردند که از خدمت اجتناب میکنند. تردیدی نیست که دشمنان این کشور هم از جمله حماس و حزبالله نیز نظارهگر بودند. تحلیلگران اسرائیلی از طیفهای سیاسی مختلف گفتند که حماس با تکیه به همین مناقشات داخلی در روز ۷ اکتبر دست به حمله زد.
شوک، وحدت و سیاست
حملات ۷ اکتبر یک ترومای بیسابقه در اسراییل به حساب میآید. بالغ بر هزار شهروند اسرائیلی کشته شده و بیش از دویست نفر ربوده شدند. اسرائیلیها از تمام جناحها گردهم آمدند و برخلاف انتظار حماس نشان دادند که با هم متحد هستند. بنی گانتس، از رهبران اپوزوسیون، با همراهی حزب خود برای چند ماه کابینه جنگ تشکیل داد. اما وحدت جناحها شکننده بود. منتقدان در بحبوحه جنگ خواستار کنارهگیری نتانیاهو شدند. از دید بسیاری از ناظران، هر تصمیمی در حیطه نظامی یک بعد پنهانی دارد: آیا به حفظ ائتلاف کمک میکند یا باعث فروپاشی آن خواهد شد؟
معضل معافیت مذهبیهای فوق ارتدکس از خدمت سربازی
جنگ همچنین یکی از تلخترین مناقشات داخلی اسرائیل را برملا کرد: خدمت سربازی فوق ارتدکسها (حریدیها). دانشجویان یشیوا در سال ۱۹۴۸ از خدمت سربازی معاف شدند؛ امتیازی که بن گوریون آن را بهطور موقت و محدود به آنها اعطا کرده بود. امروزه کل حریدیها انتظار معافیت از خدمت سربازی را دارند و برای تحصیلات مذهبی خود کمکهزینه دریافت میکنند. حریدیها به پشتوانه وابستگی ائتلاف به این تشکیلات خواستار آن هستند که معافیت آنها یکبار برای همیشه شکل قانونی پیدا کند.
در عینحال، بسیاری از اسرائیلیهای سکولار و سنتی در طول جنگ غزه بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ روز بهعنوان نیروی ذخیره به خدمت رفتند. این نابرابری از نظر خیلیها دیگر قابل تحمل نیست. بسیاری حتی از جناح راست سنتی میپرسند که چرا بعضیها باید بجنگند و جانشان را از دست بدهند و بعضی دیگر حتی به خدمت سربازی هم نروند.
تاکید بر پیروزی تمامعیار
جناح راست افراطی در این ائتلاف بر «پیروزی تمامعیار» تأکید دارد که در نابودی کامل حماس خلاصه میشود. آنها سازش را مصداق خیانت میدانند. پایان جنگ بدون پیروزی تمامعیار میتواند ائتلاف نتانیاهو را به ورطه نابودی بکشاند. اما طولانی شدن و بالا رفتن شمار کشتهها در غزه جنگ صبر جامعه جهانی را لبریز کرده، اقتصاد اسرائیل را تحت فشار قرار داده و امید و انگیزه مردم را از بین برده است.
از این گذشته، سخت است که پیروزی تمامعیار را چیزی جز تسلیم بیقید و شرط دشمن بدانیم که آن هم وقتی دشمن در دل جامعه رخنه کرده باشد، به نظر نمیرسد به نتیجه برسد. حتی یک تصمیم بسیار بزرگ مانند بمباران اتمی ژاپن نیز که باعث تسلیم این کشور شد، شاید در مواجهه با حماس کارساز نباشد.
در این نقطه باید دست نگهداریم و به حماس و نقش آنها در این درگیری توجه کنیم: شکنجه، قتل و به گروگان گرفتن مردان، زنان و کودکان از جمله نوزادان در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ که بهعنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار میگیرند. همچنین باید به استقرار عامدانه تجهیزات نظامی در بین مردم اشاره کنیم که با هدف افزایش تلفات غیرنظامیان و اعمال فشار به اسرائیل در دستور کار قرار میگیرد. این رویکرد همانند موضع رهبران حزب کمونیست چین است که حاضرند نیمی از جمعیت کشورشان را در جنگ با آمریکا قربانی کنند.
در گذشته جنگجویانی که به زنان و کودکان یورش میبردند یا از آنها بهعنوان «سپر انسانی» استفاده میکردند، بزدل لقب میگرفتند. متأسفانه بعضیها در جناحهای مختلف شستوشوی مغزی شدهاند و چنین افرادی را قهرمان میپندارند.
چند کشته برای پیروزی در جنگ غزه کفایت میکند؟
اسرائیل در داخل و خارج با پرسش مشابهی روبهروست: «چند کشته برای پیروزی در جنگ غزه کفایت میکند؟»
دکترین نظامی سنتی اسرائیل بر نبردهای سریع و قاطع تأکید دارد: از جنگ ششروزه سال ۱۹۶۷ گرفته تا نابودی حزبالله به دست اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۴ در قالب «عملیات پیجرها» و دیگر حملات. این رویکرد به سقوط رژیم اسد در سوریه انجامید.
اما غزه به کارزاری طولانی تبدیل شده و صحبت از اخراج ساکنان این شهر به میان آمده است. فاصله گرفتن از دکترین سنتی از پیچیدگیهای فزاینده این جنگ حکایت دارد.
اسرائیل برای آتشبس و توافق بر سر گروگانها از سوی واشینگتن و اروپا با فشار بیسابقهای مواجه شده است. اما کوتاه آمدن در برابر دشمن میتواند باعث فروپاشی دولت شود. از سوی دیگر، امتناع از توافق نیز موجب نارضایتی متحدان خواهد شد. از اینرو، جنگی شکل گرفته که مدام متوقف شده و از نو از سر گرفته میشود و با پیمانشکنی و تغییر موضع گره خورده است.
جنگ غزه تنها به حماس یا اسرائیل مربوط نمیشود. این جنگ نمونهای بارز است که نشان میدهد سیاستهای داخلی بر سیاست خارجی اثر میگذارند که به خودی خود چیز عجیبی نیست. روابط بینالملل اغلب تابع سیاستهای داخلی هستند، همانطور که سیاست خارجی هر کشوری آینه گفتمان داخلی، شکافها و غریزه بقای آن کشور است. پرسش اصلی این است که این فشارها چه نتیجهای خواهند داشت: آیا سیاستها و اقدامات مرتبط با آنها در درازمدت به تثبیت جامعه کمک میکنند یا به تدریج باعث تفرقه و فروپاشی آن میشوند؟
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: تموز ایتای از روزنامهنگاران و ستوننویسان ساکن تلآویو در اسرائیل است.
















