ناکامی آلمان در زمینه انرژی و مهاجرت با افزایش هزینهها، افول رقابتپذیری، نابسامانیهای اجتماعی و واکنش تند سیاستمداران همراه بوده است.
آلمانِ پس از جنگ جهانی دوم درخشانترین نمونه کامیابی اقتصادی در اروپا بود، اما این روزها به درس عبرت دیگران تبدیل شده است. این کشور که زمانی موتور صنعتی اروپا محسوب میشد، در یک دهه گذشته سیاستهایی را در بخش انرژی و مهاجرت در پیش گرفته که بیش از آنکه بر علم و عقل سلیم استوار باشند، ایدئولوژیک بودهاند. آلمان به این ترتیب بنیان رفاه کشور را به ورطه نابودی کشاند. این روند با افزایش هزینهها، افول رقابتپذیری، نابسامانیهای اجتماعی و واکنش تند سیاستمداران همراه بوده است.
کانادا باید تجربه آلمان را به دقت زیر نظر بگیرد، زیرا بسیاری از سیاستهای آلمان در این کشور به اجرا درآمدهاند.
بخش انرژی نقش بسزایی در افول آلمان داشته است. برق پایدار و مقرونبهصرفه از ملزومات یک اقتصاد پیشرفته به شمار میآید. یازده نیروگاه هستهای آلمان در سال ۲۰۰۲ بالغ بر یکچهارم برق این کشور را تأمین میکردند. باقی نیاز کشور از طریق زغالسنگ و درصورت نیاز با واردات گاز طبیعی تأمین میشد. انرژیهای «تجدیدپذیر» همیشه در حاشیه بودند. آلمان از شبکه برق پایدار و کارآمدی برخوردار بود که نیاز یکی از پربازدهترین کشورهای صنعتی جهان را تأمین میکرد.
اما شرایط تغییر کرده است. دولتهای متوالی در سایه کارزارهای ایدئولوژیک ضدهستهای متعهد شدند که برق پایدار کشور را با انرژی ناپایدار باد و خورشید جایگزین کنند. هدفِ کاهش انتشار آلایندهها بدون توجه به تبعات احتمالی به تعطیلی کامل نیروگاههای هستهای انجامید. در پی فاجعه نیروگاه فوکوشیمای ژاپن در سال ۲۰۱۱ که به دلیل سونامی رخ داد و ربطی به نقص رآکتورها نداشت، آلمان به روند تعطیلی نیروگاهها سرعت بخشید. هشت نیروگاه طی شش ماه از مدار خارج شدند و باقی نیروگاهها هم سرنوشت مشابهی پیدا کردند. حتی تهاجم ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، به اوکراین هم باعث توقف سیاستهای ضدهستهای نشد.
پیامدها قابل پیشبینی بودند. دولت آلمان مردم و صنایع را برای برقیسازی تحت فشار قرار داد و تقاضای برق افزایش یافت، اما انرژی بادی و خورشیدی کفاف تقاضا را نمیداد. از اینرو، دولت به واردات گاز طبیعی روی آورد که عمدتاً از طریق روسیه انجام میگرفت. این امر باعث شد که آلمان بهجای خودکفایی در زمینه انرژی با آسیبپذیری ژئوپلیتیکی مواجه شود. ارزیابی پرایسواترهاوسکوپرز نشان داد که اگر آلمان نیروگاههای هستهای را حفظ میکرد، ۹۴ درصد از برق کشور بدون آلایندگی تأمین میشد و قیمت برق هم حدود ۲۳ درصد پایینتر میبود.
اکنون آلمانیها با بالاترین قیمت برق جهان و افتِ پایداری شبکه دستوپنجه نرم میکنند. آنها حتی واژه «دانکلفلاته» را برای توصیف دورههای خاموشی ابداع کردهاند که در آن مدت هیچ برقی از طریق انرژی بادی و خورشیدی تولید نمیشود. هزینه بالای انرژی صنعت آلمان را زمینگیر کرده است. بخش شیمیایی پیشرو این کشور بهشدت کوچک شده و صدها شرکت تولیدی خانوادگی که قرنها ستون فقرات صنعت آلمان بودند در آستانه تعطیلی قرار گرفتهاند.
میزان آسیب بیشتر در صنعت خودرو مشهود است؛ صنعتی که زمانی معیشت میلیونها نفر را تأمین میکرد و رکن اصلی صادرات آلمان بود. این صنعت اکنون در حال عقبگرد است. تولید خودرو در فاصله سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۴ حدود ۲۹ درصد کاهش یافت. خودروسازان چینی با اتکا به مقیاس تولید، یارانه و انرژی ارزانتر بازار اروپا را با خودروهای برقی ارزانقیمت خود پر کردهاند. شرکتهای آلمانی سهم بازار خود را از دست میدهند و برای نخستینبار از زمان جنگ جهانی دوم به تعدیل گسترده نیروهای خود روی آوردهاند.
این روند باید کاناداییها را از خواب بیدار کند. کانادا هزینه انرژی داخلی را بالا برده و سرمایهگذاری هنگفتی در زمینه برقیسازی و تولید خودروهای برقی انجام داده است. کانادا اهرمهای صنعتی کمتری نسبت به آلمان داشته و هزینه حملونقل بالاتری دارد. اگر نیروگاههای صنعتی اروپا نتوانستند این تبعات را تاب بیاورند، یعنی موقعیت کانادا شکنندهتر است.
خودزنی دوم آلمانیها به مقوله مهاجرت گسترده بازمیگردد. آنگلا مرکل، صدراعظم وقت آلمان، مرزهای کشور را در جریان جنگ داخلی سوریه باز کرد و گفت که «ما از پس مهاجران برمیآییم.» آلمان تا پایان سال ۲۰۱۵ حدود ۱٫۲ میلیون پناهجو گرفت. نظام اجتماعی کشور فروپاشید و بخش آموزش، مسکن، خدمات اجتماعی و پلیس زیر بار این فشار کمر خم کردند. دولت بهرغم تمام هشدارها هرسال صدهاهزار مهاجر جدید را از کشورهای بحرانزده آسیا و آفریقا به آلمان راه داد.
هزینههای مالی سرسامآور بوده است. آلمان فقط در سال ۲۰۲۴ نزدیک به ۳۰ میلیارد یورو معادل ۴۸ میلیارد دلار کانادا برای پناهجویان هزینه کرده که بدون احتساب هزینههای امنیتی و جرم و جنایت برآورد شده است. انسجام اجتماعی فروپاشیده و اماکن عمومی به تمهیدات امنیتی بیشتری نیاز پیدا کردهاند. از این گذشته، حملات تروریستی و موارد تجاوز جنسی افزایش یافته که واکنش تند سیاستمداران را به دنبال داشته است.
آلمان بهتازگی به این روند خاتمه داده و دهها هزار پناهجوی فاقد شرایط لازم یا مهاجر مجرم را اخراج کرده و مزایای پناهجویی را به حداقل رسانده است. همان دولتی که روزی سیاست مرزهای باز را اخلاقی میدانست، اکنون به ایجاد محدودیت روی آورده است.
ناکامی در بخش انرژی و مهاجرت علل مشابهی دارد: سیاستگذاری براساس اصول اخلاقی بهجای پذیرش واقعیتهای عملی. صدای مخالفان در هردو مورد شنیده نشد، هزینهها کماهمیت جلوه داده شدند، هشدارها نادیده گرفته شدند و راهکارهای اصلاحی بهرغم آشکارشدن خسارتها در دستور کار قرار نگرفتند.
کانادا باید عبرت بگیرد. ما قیمت انرژی را بالا بردهایم و نرخ مهاجرت را در سطح بیسابقهای ثابت نگهداشتهایم. صدهاهزار پناهجو بدون انجام ارزیابیهای کامل وارد کانادا شدهاند، درحالیکه کشور با کمبود مسکن، بهرهوری راکد و خدمات عمومی ناکافی دستبهگریبان است. تجربه آلمان نشان میدهد که حسننیت ما میتواند به افول اقتصادی و اجتماعی منجر شود.
کانادا هنوز برای تغییر اوضاع فرصت دارد. اینکه عبرت بگیرد یا خیر، موضوع دیگری است.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
نسخه کامل و اصلی این مقاله در نشریه سیتوسی انتشار یافته است.
درباره نویسنده: گوین مورگن سه دهه از عمر خود را صرف راهاندازی بزرگترین شرکت نفت و گاز آمریکای شمالی کرد. زمانی که او در سال ۲۰۰۶ از مدیرعاملی شرکت کنارهگیری گرد، ارزش شرکتی انکانا حدود ۶۰ میلیارد دلار بود. گوین عضو هیئتمدیره پنج شرکت جهانی از جمله بانک اچاسبیسی بوده و در سال ۲۰۱۱ موفق به دریافت نشان ملی کانادا شده است.
















