
هرساله با فرارسیدن روز ولنتاین در کشورهای مختلف، شهرها و خیابانها حال و هوای دیگری به خود میگیرند. زوجهای پیر و جوان آماده میشوند تا در این روز با هدیهای، شاخهی گلی و لبخندی، عشقشان را گرامی بدارند. در این روزها رنگ قرمز تبدیل به رنگ غالب فروشگاهها و مغازهها میشود. ویترینهای مغازهها پر میشود از انواع و اقسام تزئینات ولنتاین، کادوها و البته بیش از همه: عروسکهای ولنتاین. عروسکهایی قرمز و سفید به شکل خرس، سگ و سایر حیوانات که با برچسب «Made in China» و لبخندی بر لب مستقیماً خریداران را نشانه میروند.
در پشت برخی از این لبخندهای معصوم اما داستانی هولناک نهفته است. این لبخندها روایتگر دستان خونین و چشمان خستهی افرادی هستند که روزانه به مدت ۱۸ساعت به طور مداوم به کار گماشته میشوند. بسیاری از این عروسکها با لبخند و برچسب ساخت چین، تنها یک آدرس را فریاد میزنند: اردوگاههای کار اجباری در چین.
اردوگاههای کار اجباری که حکومت چین آنها را اردوگاه تربیتی مینامد، با دو هدف شستشوی مغزی زندانیان از راه اِعمال شکنجههای جسمی و روحی به جهت ایجاد تغییر در عقاید آنها، و استفاده از نیروی کار زندانیان به صورت رایگان در جهت تولید اقتصادی و سودآوری برای رژیم تأسیس شدند.
در اردوگاههای کار اجباری، انواع و اقسام عروسک، اسباببازی و تزئینات مختلف برای مناسبتهایی مانند کریسمس و ولنتاین ساخته میشود. همچنین پوشاک، لوازم منزل و بستهبندی مواد غذایی، از دیگر تولیدات و فعالیتهایی است که اردوگاههای کار اجباری چین درگیر آنها هستند. به این ترتیب حزب کمونیست ضمن اعمال فشار بر زندانیان عقیدتی، از نهایت توان آنها جهت به حداکثر رساندن ظرفیت تولید و صادرات چین استفاده میکند.

هیچگونه محدودیتی در صادرات این محصولات به کشورهای مختلف وجود ندارد و این محصولات از استرالیا تا امریکا در فروشگاههای هر کشوری ارائه میشوند. در روزهای سال نوی ۲۰۱۴ ، خبرگزاری CNN موفق شد شخصی را در چین پیدا کند که به مدت ۲ سال در اردوگاه کار اجباری بدنام «ماسانجیا» در چین زندانی بود. وی که با نام مستعار «ژانگ» حاضر به گفتوگو با CNN شده بود، یک تمرینکنندهی روش معنوی فالون گونگ است که پیش از رقابتهای المپیک ۲۰۰۸ پکن دستگیر شده و به ۲ سال و نیم کار اجباری محکوم شد. او نویسندهی نامهی معروفی بود که دسامبر سال ۲۰۱۲، در بستهبندی وسائل تزئینی هالویین در امریکا پیدا شد. در این نامهی طولانی آقای ژانگ ضمن توصیف شرایط اسفبار اردوگاه کار و شکنجههایی که بر زندانیان اعمال میشد، از یابنده خواسته بود تا نامه را به سازمانهای مستقل حقوق بشری تحویل دهد. نامهی مذکور از مهمترین اسناد آزار و شکنجه در اردوگاههای کار اجباری به شمار میرود.
ژانگ در این مصاحبهی خود تصریح کرد که استفادهی سیستماتیک از ضرب و شتم، محرومیت از خواب و انواع دیگر شکنجه، به ویژه در مورد افرادی که از ابراز ندامت خودداری میکنند امری رایج است.
به گفتهی وی در ماسانجیا برای اعمال حداکثر فشار روحی و جسمی به زندانیان، سهمیهی کار روزانهی زیادی برای هر زندانی در نظر گرفته میشود. به این ترتیب زندانی در اثر کار زیاد از نظر روحی و جسمی درهم میشکند.
ژانگ در گفتوگو با CNN بیان کرد: «کار بیشتر برای ما به راه فراری برای پیشگیری از شکنجهی بیشتر تبدیل شده بود. ما به مرور دریافتیم که هرچقدر بیشتر کار کنیم، بیشتر از حملات لفظی و فیزیکی زندانبانان در امان خواهیم بود.»
بسیاری از اوقات سرپرست بخش، برنامهی کاری یک زندانی را به اندازهای تعیین میکند که مطمئن باشد اتمام آن غیرممکن است، در نتیجه علاوه بر کار طاقت فرسا، شکنجه شدن زندانی در پایان کار نیز امری محتوم است. به این ترتیب با ترکیب کار سخت و شکنجه، سعی در تسریع فرآیند دگرگونی فرد دارند.
گزارش شکنجه و آزار زندانیان عقیدتی و تمرینکنندگان فالون گونگ تنها به آقای ژانگ محدود نمیشود و شواهد زندهی بسیاری از آزار و شکنجه در اردوگاههای کار اجباری در چین وجود دارد.

در فیلمی با عنوان «چین آزاد» ساختهی «مایکل پرلمن» که مستندی با موضوع آزار و شکنجهی تمرینکنندگان فالون گونگ است، حقایق بسیاری از شرایط غیرانسانی اردوگاههای کار چین بیان شده است. در این فیلم به شرح وقایعی دربارهی دو شهروند چینی پرداخته میشود که به خاطر باورهایشان توسط حزب کمونیست چین به اردوگاه کار اجباری فرستاده شدند. آنها دو نفر از میلیونها نفری هستند که در چین به خاطر تمرین روش صلحآمیز فالون گونگ تحت آزار و تعقیب قرار داشتهاند. یکی از آنها مادری به نام «جنیفر ذنگ» است و دیگری مرد تاجری به نام «چارلز لی».
جنیفر پس از رهایی از زندان به استرالیا رفت و در آنجا به افشای آنچه که در اردوگاههای کار جریان دارد پرداخت. در این فیلم او بیان میکند که زمانی به زندان فرستاده شد که یک کودک خردسال داشت. وی در فیلم از آزارهای جسمی و روحیاش در زندانهای چین میگوید.

او پس از آزادی و عزیمت به استرالیا، به نگارش کتابی دربارهی سرگذشت خود پرداخت. چالرز نیز به سه سال حبس در یک اردوگاه کار اجباری محکوم شد. وی در توصیف سرگذشت خود بیان میکند که چطور در اردوگاه کار به همراه دیگر زندانیان به بیگاری شبانهروزی مشغول میشود و در شرایط مشقتباری اجناسی نظیر عروسک و لوازم خانگی تولید میکنند. اجناسی که به کشورهای مختلف دنیا صادر میشود.
چین آزاد در بسیاری از جشنوارههای بینالمللی فیلم و پارلمانها و کنگرههای کشورهای زیادی از جمله ایالات متحده، کانادا، ژاپن، سوئد و همچنین در سراسر اتحادیهی اروپا به نمایش درآمده است. این فیلم برندهی بسیاری از جشنوارههای فیلم، از جمله جشنوارهی فیلم آزادی بیان ۲۰۱۲ American Insight و جشنوارهی فیلم ۲۰۱۲ worldfest شده است.
کالاهای چینی که تاکنون تنها بهدلیل کیفیت پایین و عدم رعایت استانداردهای بهداشت در تولید مشهور بودند، اکنون بهخاطر شکنجه و آزاری که در پس تولید هر کالایی نهفته است نیز زیر سوال قرار دارند.
با وجودیکه رژیم چین بر اثر فشارهای سازمانها و فعالان حقوق بشر، در سال گذشته وعدهی اصلاحات در رژیم و بسته شدن اردوگاههای کار اجباری را داد، اما شواهد حاکی از آن است که در بسیاری از موارد تنها تابلوی سردر ورودی اردوگاه عوض شده و عبارت آن از «اردوگاه کار اجباری» به «زندان» یا « مرکز ترک اعتیاد» تغییر کرده است.
با این وجود و با توجه به عدم آزادی زندانیان عقیدتی یا انتقال آنها به زندانهایی که امکان نظارت بینالمللی بر آنها باشد، بیم آن میرود که آنچه که در داخل اردوگاهها و بر سر زندانیان میرود همچنان ادامه داشته باشد.
اپکتایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر میشود.

















