در حاشیهی هفتهی حقوق بشر

۶۵ سال پس از تصویب اعلامیهی جهانی حقوق بشر در سازمان ملل متحد، هنوز بسیاری از نقاط جهان درگیر موارد نقض حقوق بشر، حقوق زنان، کودکان و نادیدهگرفتن حقوق شهروندی هستند. با جستجویی کوتاه در فضای مجازی میتوان به جزئیات متعددی از این موارد دست یافت. از مداخلهی دولتها در حریم خصوصی افراد گرفته تا بازداشتهای خودسرانه، اعدام و جنایات جنگی و صدها مورد دیگر که روزانه در سراسر دنیا اتفاق میافتند. برخی از این موارد در دادگاههای داخلی یا بینالمللی مورد بررسی قرار میگیرند و تعداد بیشماری نیز بدون دادرسی به فراموشی سپرده میشوند.
تکرار این جرائم در بسیاری از کشورها، به گونهای است که آنها را به سرتیتر خبر رسانههای دنیا تبدیل کرده است و از این رو، شاید برای بسیاری از مردم، شنیدن اخباری از این دست عادی شده باشد. اما در مقابل اینها، آنچه که سالهای سال در چین و زیر سایهی سنگین کمونیسم اتفاق میافتد، برای کمتر خوانندهای شناخته شده است. به گونهای که پروندهی “برداشت غیر قانونی اعضای بدن زندانیان عقیدتی” در چین، از نظر ابعاد پرونده، پیچیدگیها، موارد ابهام و عدم پاسخگویی رژیم حاکم، جزء مهمترین مسائل مطرح شده در آستانهی هفتهی حقوق بشر سال جاری است.
چرا چین؟
حزب کمونیست چین از ژوییه سال ۱۹۹۹ میلادی شروع به دستگیری، شکنجه و آزارِ پیروان روش معنوی فالونگونگ نمود. پروژهای که توسط عالیترین مقام حزب کمونیست چین، “جیانگ زِمین” کلید خورد تا فالونگونگ را که در سراسر چین بسیار محبوب شده بود نابود کند. بسیاری از تمرینکنندگان این روش ربوده و دستگیر شدند و بدون دادرسی به مراکز شستشوی مغزی و زندانهای سراسر چین فرستاده شدند، اموال و داراییهایشان ضبط گردید و بسیاری از آنان روانهی اردوگاههای کار اجباری شدند.
تمرین سنتی فالون گونگ که با شعار “حقیقت، نیکخواهی و بردباری”، روح تازهای به ارزشهای اخلاقی از دست رفته در جامعه دمیده بود، مورد غضب رژیم الحادی کمونیست قرار گرفته بود. با وجود ویژگیهای مثبت فراوان این روش برای تمرینکنندگان و جامعهی آن روز، برخورد کینهتوزانهی حزب کمونیست با پیروان این روش مایهی تعجب بود.
در پس آزار و شکنجهی پیروان این روش، دلایل پیچیدهی بسیاری وجود دارد، اما شاید اشاره به این نکته که “فالون گونگ با ۱۰۰ میلیون تمرینکننده، بزرگترین اجتماع مستقل در تاریخ جمهوری خلق چین را تشکیل میداد“، به تنهایی جواب خوبی برای نگاه غرضورزانهی رژیم حاکم بر چین به این روش باشد. حزب کمونیست حاکم بر چین همواره به دنبال کنترل شهروندان و رسانهها است و از هر صدایی که خارج از تریبون حزب پخش شود هراس دارد. حزب کمونیست از جامعهی چندصدایی و اندیشهی مستقل هراس دارد و اندیشیدن در خارج از چارچوب حزب را خطری برای بقای خود در نظر میگیرد، پس پُر بیراه نبود که “جیانگ زِمین” همزمان با فراگیر شدن روز افزون این تمرین سنتی در چین و سراسر جهان، دچار حسادت شخصی نسبت به این روش شود. زیرا باوجود اینکه فالونگونگ به هیچ وجه رویکرد سیاسی نداشته و تنها در جستجوی تزکیهی نفس و احیای ارزشهای اخلاقی بود، انتشار و گسترش این روش را به مثابه تضعیف و نابودی خود میدید.
به علاوه اینکه اصول فالونگونگ به کلی مغایر با افکار مارکسیستی بود که شالودهی تئوریهای حزب کمونیست را تشکیل میداد. رهبران و تئوریسینهای حزب کمونیست چین، هرگونه باور به خدا، بوداها، دائوها و تزکیهی نفس را در تضاد با افکار و اندیشههای حزب کمونیست میدانستند و از این رو تمامی تلاش خود را برای ریشهکن کردن این روش و پیروان آن بهکار بستند. اما جوانهای که روییدن آغاز کرده بود، سرِ نابودی نداشت.
چین، پیشگام در جنایات سازمانیافتهی دولتی

پروندهی برداشت غیرقانونی اعضای بدن زندانیان عقدیدتی در چین، پیچیدهترین شکل از جرائم سازمان یافتهای است که یک دولت تاکنون مرتکب شده است. شاید این گفتهی “دیوید ماتاس”- وکیل حقوق بشر و مأمور تحقیق پروندهی پیوند اعضاء درچین- پُر بیراه نباشد که میگوید: “این شرارتی است که این سیاره تا به حال به خود ندیده است.”
از زمان مطرح شدن این پرونده در ۷ سال پیش، روز به روز شکل علنیتری به خود گرفته و ابعاد جدیدتری از آن آشکار شده است. گزارشهای زندانیان و پزشکان چینی حاکی از فعالیت یک مافیای عظیم در ساختار امنیتی حزب کمونیست در جهت کشتار و برداشت اعضای زندانیان فالون گونگ در چین و فروش آنها به افراد نیازمند پیوند عضو است. هزاران نفر از این زندانیان تنها برای اعضای حیاتی بدن از جمله قلب، کبد، کلیه و حتی قرنیهی چشمهایشان کشته میشوند و اعضای بدن آنها با سود گزافی به مراجعهکنندگان خارجی پیوند عضو فروخته میشود. در سرتاسر جهان روزانه عدهی زیادی برای انجام عمل پیوند عضو راهی چین میشوند، بدون اینکه از واقعیت و شکل تهیهی اعضای پیوندی اطلاعی داشته باشند.
این موضوع اولین بار در سال ۲۰۰۶ و توسط کارمند یک بیمارستان فاش شد. بیمارستانی که در آن تمرینکنندگان فالونگونگ برای برداشت اعضای بدنشان کشته میشدند. وی شهادت داده بود که شوهرش قرنیهی چشمهای دوهزار تمرینکنندهی فالون گونگ را از بدنهای زندهی آنها درآورده بود. کمی بعد پزشکی از یکی از بیمارستانهای ارتش، ضمن تأیید ادعای قبلی، شهادت داد که اقداماتی از این دست در ۳۶ نقطهی دیگر در سرتاسر چین در حال انجام است و خود وی شاهد موارد بسیاری از این جنایات بوده است.
بلافاصله بعد از این ماجرا، بسیاری از حامیان و فعالان حقوق بشر شروع به بررسی این موضوع کردند. بسیاری از آنان برای بررسی صحت موضوع، ضمن تماس با بیمارستانهای چین وانمود کردند که قصد انجام عمل پیوند عضو را دارند. آنها در طی صحبت با جراحان بیمارستانهای مذکور، در کمال ناباوری شنیدند که موجودی بیمارستانها از تمرینکنندگان فالونگونگ است- بدن تمرینکنندگان فالونگونگ به خاطر ماهیت تمرینها و تزکیهی همزمان جسم و ذهن، از مشخصههای سلامتی بالایی برخوردار است- و در صورت نیاز به پیوند، ظرف یک هفته از ورود بیمار به خاک چین، عمل پیوند انجام خواهد شد.
پس از آن بود که دو تحقیق مستقل توسط وکلای حقوق بشر به نامهای “دیوید ماتاس” و “دیوید کیلگور”، در خارج از چین آغاز شد و با وجود اینکه این دو تحقیق با روشهای گوناگونی انجام شد، به نتایج یکسانی دست یافتند:
– پیوندهای حیاتی در چین تنها ظرف یک یا چند هفته به انجام میرسند و مشتری زمان زیادی برای پیداکردن عضو صرف نمیکند، حقیقتی که نشان میدهد بانک بزرگی از اهداکنندگان اعضای بدن وجود دارد که بر حسب نیاز کشته میشوند.
– بیمارستانهای مختلفی در مکالمات تلفنی خود با بازرسان، تأیید کردهاند که اعضای بدن تمرینکنندگان فالونگونگ را برای پیوند عضو استفاده میکردهاند. برخی در این رابطه به دادگاهها و پلیس محلی نیز اشاره کردهاند.
– شمار جراحیهای پیوند عضو در چین به طرز قابل توجهی پس از سال ۱۹۹۹ افزایش یافت که دقیقاً همزمان بود با آغاز شکنجه و آزار هزاران تمرینکنندهی فالون گونگ که دستگیر شده و به اردوگاههای کار اجباری روانه شدند.
– از تمرینکنندگان فالونگونگ زندانی در مراکز بازداشت و اردوگاههای کار اجباری به طور منظم آزمایشهای پزشکی گرفته میشد تا سلامت اندامهای حیاتیشان بررسی شود. آزمایشهایی که سایر زندانیان از انجام آنها معاف بودند و این خود بزرگترین دلیل هدفمند بودن این تستهای پزشکی بود.
– و در نهایت اینکه در بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ میلادی، چیزی قریب به ۴۰ تا ۶۵ هزار تمرینکنندهی فالونگونگ به این طریق کشته شدند.
در پی انتشار نتایج تحقیقات فوق، مقامات مسئول در چین همواره درخواست کمیتهی مبارزه با آزار و شکنجهی سازمان ملل برای ارائهی گزارش و شرح جراحیهای پیوند عضو را نادیده میگیرند و از ارائهی توضیح خودداری میکنند.
چشمانداز آینده
با این حال تلاشها در جهت آشکارسازی جنایات رژیم حاکم بر چین منجر به آگاهی دولتها و سازمانهای مدافع حقوق بشر شده و نتایج مثبتی به همراه داشته است. در سال ۲۰۱۲، مجلس نمایندگان ایالات متحدهی امریکا، جلسهای دربارهی مسئلهی برداشت اعضای بدن تمرینکنندگان فالون گونگ برگزار کرد و این موضوع را مورد بررسی قرار داد. استرالیا درصدد است تا دریافت عضو پیوندی از شهروندان چینی را برای اتباع خود ممنوع اعلام کند. صدها پزشک در سرتاسر جهان با تشکیل کمپینی با عنوان DAFOH، اعتراض خود را نسبت به جنایات غیر اخلاقی حزب کمونیست در برداشت خودسرانهی اعضای بدن تمرینکنندگان فالون گونگ اعلام کردهاند.

همچنین روز سهشنبه ۱۹ آذر، هیئتی متشکل از پزشکان و کارشناسان حقوقی از سه قاره، دادخواستی همراه با یک و نیم میلیون امضاء از سراسر جهان جهت پیگیری پروندهی برداشت غیرقانونی اعضای بدن به مقر سازمان ملل در سوئیس تحویل دادند و از سازمان ملل خواستار تحقیق بیشتر در مورد این پرونده شدند.
پروندهی برداشت غیرقانونی اعضای بدن تمرینکنندگان فالونگونگ، تنها یکی از صدها مورد جنایات سازمان یافتهای است که حزب کمونیست چین به صورت سیستماتیک مرتکب میشود و اکنون، روز به روز ابعاد جدیدتری از آن آشکار میشود.
در موردی دیگر، چین متهم به تجارت اجساد زندانیان عقیدتی است. به این صورت که “بو شیلای” -سیاستمدار سرشناس چینی که اکنون دورهی حبس ابد خود را طی میکند-، متهم است در زمان تصدی پست شهرداری شهر دالیان واقع در شمال چین، با همراهی همسرش “گو کایلای”، در تجارت اجساد زندانیان محکوم به اعدام که احتمالاً زندانیان عقیدتی بودهاند، دست داشتهاند. آنها این اجساد را به شرکتهایی میفروختند که اجساد انسانی را پلاستینه کرده و سپس آنها را در سراسر دنیا در معرض دید عموم قرار میدادند.
موارد بیشماری از جنایات و مصادیق نقض حقوق بشر در چین وجود دارد که ابعاد آنها به آسانی مشخص نخواهد شد. بدیهی است در صورتی که چین همکاری با فعالان حقوق بشر برای روشن شدن زوایای تاریک این پروندهها را آغاز کند، به ناچار نام بسیاری از سیاستمداران و مقامات امنیتی که از آمران و مجریان اصلی این جنایات بودهاند مطرح خواهد شد. افرادی که همگی جزء مقامات رده بالای حزب کمونیست چین هستند و همگی کم یا زیاد در این اقدامات دست داشتهاند.
حزب کمونیست چین تا این لحظه از هیچ اقدامی در جهت رفع اتهامات و رد مسئولیت خود در این جنایات غافل نبوده است، زیرا شکنجه و آزار تمرینکنندگان فالونگونگ از هیچ منظر حقوقی قابل توجیه نیست و این لکهی ننگی است که حزب هرگز قادر به زدودن آن نخواهد بود.
اپکتایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر میشود.











