Search
Asset 2

تحلیل؛ جمهوری اسلامی در ظاهر توافق را رد می‌کند اما در خفا خواستار زمان بیشتر است

جمهوری اسلامی به‌صورت علنی مذاکره را رد می‌کند؛ اما در خفا به‌دنبال زمان بیشتر است؛ تناقضی که می‌تواند مسیر جنگ و مذاکرات را تغییر دهد
محل اصابت یک موشک ایرانی در تل‌آویو اسرائیل، ۲۴ مارس ۲۰۲۶.(Jack GUEZ / AFP via Getty Images)

نویسنده: تموز ایتای

در فضای مبهم جنگ چهار هفته‌ای آمریکا و اسرائیل با رژیم ایران، اعلام ناگهانی  دونالد ترامپ در ۲۳ مارس (۳ فروردین)، عدم قطعیت تازه‌ای ایجاد کرده است.

ترامپ که تنها چند روز پیش تهدید کرده بود در صورت باز نشدن تنگه هرمز، نیروگاه‌های ایران را «نابود» خواهد کرد، از «گفت‌وگوهای بسیار خوب و سازنده» با تهران خبر داد و دستور توقف اولیه حملات به زیرساخت‌های انرژی را صادر کرد. بازارها بلافاصله واکنش نشان دادند و قیمت نفت به‌طور چشمگیری کاهش یافت. با این حال، جمهوری اسلامی ایران به‌سرعت هرگونه مذاکره را رد کرد و این ادعاها را «اخبار جعلی» خواند.

با این وجود، زمان‌بندی این تحولات قابل‌توجه است. درست در همان روز اعلام این خبر، تل‌آویو برای نخستین‌بار از زمان آغاز درگیری در ۲۸ فوریه، روزی بدون شلیک موشک از سوی رژیم ایران را تجربه کرد (که البته روز بعد از سر گرفته شد). اسرائیل همچنان به حملات علیه اهداف ایرانی ادامه داد و ایالات متحده نیز فشار را حفظ کرد، بدون آنکه نیروگاه‌ها را هدف قرار دهد. این ترکیب نشان می‌دهد که ماجرا فراتر از یک نمایش ساده است.

این توقف احتمالاً چند هدف را دنبال می‌کند: آرام کردن بازارها؛ ایجاد فرصت برای دیپلماسی غیرمستقیم (گزارش‌ها به نقش مصر، ترکیه و پاکستان به‌عنوان واسطه اشاره دارند)؛ ایجاد شکاف در درون حکومت چندپاره ایران، جایی که ممکن است یک جناح در حال مذاکره باشد و جناحی دیگر آن را رد کند؛ و آزمودن توان تهران برای عمل به تعهدات احتمالی. ترامپ همتای ایرانی خود را فردی «بسیار محترم و قدرتمند» توصیف کرد؛ سیگنالی حساب‌شده که می‌تواند جایگاه او را تقویت یا نبود کنترلش را آشکار کند.

افکار عمومی داخلی آمریکا نیز لایه دیگری به این معادله می‌افزاید. یک نظرسنجی مشترک سی‌بی‌اس و یوگاو در بازه ۱۷ تا ۲۰ مارس نشان می‌دهد آمریکایی‌ها خواهان پایان سریع درگیری هستند (۹۲ درصد)، اما در عین حال اکثریت قاطع می‌خواهند مردم ایران در امنیت و آزادی باشند (۸۰ درصد)، برنامه هسته‌ای آن به‌طور دائمی متوقف شود (۷۳ درصد)، و تهدیدهایش علیه همسایگان پایان یابد (۶۸ درصد).

بنابراین، به نظر می‌رسد ترامپ هنوز فضای مانور دارد؛ فشارهای اقتصادی داخلی ناشی از افزایش قیمت سوخت و ملاحظات سیاسی میان‌دوره‌ای وجود دارند، اما تنها عوامل تعیین‌کننده نیستند. رهبری مسئولانه مستلزم در نظر گرفتن هم‌زمان سیاست داخلی، پیشرفت نظامی، منافع متحدان و راهبرد بلندمدت است.

متغیر کلیدی، اعتبار است. اگر طرف‌های ایرانی که ترامپ با آن‌ها در تماس است بتوانند به تعهدات عمل کنند و الگوی توافق و سپس عقب‌نشینی را بشکنند، این فرصت تنفس می‌تواند به پیشرفت واقعی منجر شود. در غیر این صورت، این توقف ممکن است صرفاً فرصتی برای تجدید آرایش دو طرف پیش از مرحله بعدی تشدید تنش باشد.

دیدگاه اسرائیل

از منظر اسرائیل، این تحول دوگانه است. دولت از مذاکرات مطلع شده، اما ظاهراً جزئیات کامل را دریافت نکرده است. پیش‌تر در همان روز، رسانه‌های اسرائیلی گزارش داده بودند که مقام‌های آمریکایی هشدار داده‌اند بازگشایی تنگه هرمز ممکن است کارزار را چند هفته طولانی‌تر کند.

سیاست‌گذاران در اورشلیم اکنون در تلاش‌اند اطمینان حاصل کنند که هر توافق احتمالی، برنامه هسته‌ای ایران را به‌طور دائمی از بین ببرد، توان موشک‌های بالستیک آن را برچیند و حمایت از گروه‌هایی مانند حزب‌الله و حماس را قطع کند. اسرائیل به‌عنوان شریک کوچک‌تر در این ائتلاف، در نهایت باید با تصمیم‌های واشینگتن همراه شود؛ اما به‌دلیل کارایی عملیاتی و وفاداری خود، اعتبار قابل‌توجهی کسب کرده است.

در سطح نظامی، برنامه‌ریزان اسرائیلی با یک دوراهی آشنا روبه‌رو هستند. آن‌ها فهرستی از اهداف چهار تا شش هفته‌ای را برای حملات تنظیم کرده بودند تا بیشترین اثرگذاری را داشته باشد. چشم‌انداز ناگهانی توقف، نگرانی‌هایی ایجاد کرده که اهداف مراحل پایانی ممکن است از دستور کار خارج شوند.

تجربه تاریخی نشان می‌دهد زمانی که آتش‌بس یا مذاکرات در پیش است، طرف‌ها اغلب عملیات خود را تشدید می‌کنند تا موقعیت چانه‌زنی خود را بهبود دهند. ممکن است در این دوره شاهد افزایش حملات اسرائیل به اهداف مجاز باشیم. در سوی دیگر، حزب‌الله نیز از حملات دست نکشیده و مدعی ده‌ها حمله راکتی و پهپادی به شمال اسرائیل شده است، از جمله حمله‌ای که به کشته شدن یک غیرنظامی انجامید. به این ترتیب، رژیم ایران می‌تواند در جبهه مستقیم با آمریکا «حسن نیت» نشان دهد، در حالی که از طریق نیروهای نیابتی فشار بر اسرائیل را حفظ می‌کند.

گام بعدی چیست

در ۲۶ مارس، ترامپ توقف حملات به زیرساخت‌های انرژی ایران را ۱۰ روز دیگر تمدید کرد و مهلت را به دوشنبه ۶ آوریل رساند. او صراحتاً گفت این تمدید «بنا به درخواست دولت ایران» انجام شده و مدعی شد مذاکرات «بسیار خوب پیش می‌رود»، با وجود تکذیب‌های علنی تهران.

این تمدید، تناقض اصلی وضعیت کنونی را برجسته می‌کند: جمهوری اسلامی ایران همچنان به‌صورت علنی پیشنهادهای ترامپ را رد می‌کند و آن‌ها را یک‌جانبه می‌خواند و در عین حال خواسته‌های متقابل خود را مطرح می‌کند (از جمله غرامت جنگی و به‌رسمیت شناختن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز)؛ اما در خفا به نظر می‌رسد خواستار زمان بیشتر است و گزارش شده پاسخ‌هایی از طریق واسطه‌ها ارسال کرده است. ترامپ حتی عبور حدود ۱۰ نفتکش از تنگه هرمز در این هفته را که به گفته او از سوی ایران اجازه داده شده، «هدیه‌ای» به ایالات متحده توصیف کرد—اقدامی کوچک اما نمادین در کاهش فشار بر جریان انرژی جهانی.

اینکه این توقف زودهنگام است یا نه، هنوز قابل قضاوت نیست. برنامه‌های اولیه جنگی احتمالاً مدت‌هاست تحت تأثیر تحولات تغییر کرده‌اند. تجربه درگیری‌های گذشته—از جمله جنگ جاری روسیه و اوکراین—نشان می‌دهد مذاکرات می‌تواند به توقف‌های موقت منجر شود که سپس با ازسرگیری درگیری همراه است، یا اگر یکی از طرف‌ها صرفاً برای خرید زمان وارد گفت‌وگو شده باشد، کاملاً فروبپاشد.

در زمان جنگ، خوش‌بینی یا بدبینی افراطی در روزهای نخست معمولاً دقیق نیست. واقعیت‌ها به‌ندرت آن‌قدر خوب یا بد هستند که در ابتدا به نظر می‌رسند. روزهای پیش‌رو تا ۶ آوریل نشان خواهد داد که آیا این یک مسیر واقعی برای خروج از بحران است یا صرفاً مانوری دیگر در مه جنگ روانی.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: تموز ایتای از روزنامه‌نگاران و ستون‌نویسان ساکن تل‌آویو است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی