مگنتتراپی یا درمان بهکمک میدان مغناطیسی پالسدار میتواند یکی از گزینههای غیرتهاجمی بیماران مبتلا به پارکینسون باشد.
با انجام مگنتتراپی لرزش دست و پا کاهش مییابد، تحرک آسانتر میشود و کاری که پیشتر دشوار بود قابلانجام به نظر میرسد.
همین دستاورد کوچک برای بیماران مبتلا به پارکینسون بهمنزله حفظ استقلالِ بیشتر در قبال عارضهای است که بهتدریج استقلالشان را از آنها میگیرد. پژوهشگران در مطالعات مختلف درحال بررسی این موضوع هستند که آیا فناوری غیرتهاجمی مگنتتراپی یا درمان بهکمک میدان مغناطیسی پالسدار به بهبودی بیماران کمک میکند یا تأثیری ندارد.
مگنتتراپی جزو حوزههای مطالعاتی نوظهور است، اما یافتههای اولیه نویدبخش بودهاند.
مگنتتراپی به چه صورت بر مغز اثر میگذارد؟
در روش تحریک عمقی مغز، که از روشهای درمان پارکینسون بهشمار میرود، از الکترودهایی که با عمل جراحی در مغز تعبیه میشوند، برای ارسال پالسهای الکتریکی به عمق مغز استفاده میشود. این روش لرزش دست و پای بیمار را بهشکل قابلتوجهی بهبود میدهد، بهنحوی که بیمار با خاموش و روشن کردن دستگاه متوجه بازگشت و ناپدیدشدن آنی لرزش میشود.
در روش مگنتتراپی دستگاهی در بیرون جمجمه تعبیه میشود که پالسهای مغناطیسی تولید میکند. این پالسها از جمجمه میگذرند و جریان الکتریکی ضعیفی را بدون نیاز به جراحی یا کاشت الکترود به مغز القا میکنند.
نورونها از طریق پیامهای الکتریکی با هم ارتباط میگیرند. از اینرو، جریان ضعیفی که بر اثر تغییر میدان مغناطیسی شکل میگیرد، سازوکار الکتریکی آنها را دستخوش تغییر میکند و بر روند ارسال پیامهای عصبی اثر میگذارد.
دکتر جوزپه لانزا، متخصص مغز و اعصاب و استاد تمام دانشگاه کاتانیا در ایتالیا، که در زمینه بیماریهای مرتبط با زوال دستگاه عصبی مطالعه میکند و مقالات متعددی درباره پارکینسون نوشته است، به اپک تایمز گفت: «پارکینسون صرفاً از کمبود دوپامین نشأت نمیگیرد. چندین شبکه مغزی که با هم تعامل دارند، بر اثر ابتلا به پارکینسون از نظر فعالیت، نحوه ارتباط و انعطافپذیری مختل میشوند.»
پژوهشگران میگویند مگنتتراپی از چند مسیر مختلف عمل میکند که بعضاً همپوشانی دارند: تغییر نحوه پیامرسانی میان سلولهای مغزی، هدایت مغز برای سازگاری و بازآرایی ارتباطات عصبی و کنترل فرایند تولید انرژی در سلولها و تنظیم التهاب در مغز.
پژوهشهای آزمایشی از تأثیر بالقوه این روش بر سوختوساز سلولی و مسیرهای مرتبط با التهاب عصبی یا محافظت از سلولهای عصبی حکایت دارند. درواقع این روش بر نحوه تولید انرژی در سلولهای مغزی، تنظیم فرایندهای التهابی و محافظت از سلولهای عصبی در برابر آسیبدیدگی اثر میگذارد.
پژوهشهای لانزا بر نوروفیزیولوژی بالینی و روشهای غیرتهاجمی تحریک مغز متمرکز بودهاند. او بهویژه بررسی کرده که این روشها چه نقشی در شناخت و تنظیم عملکرد شبکههای مغزی در اختلالات عصبی دارند.
پژوهشها چه میگویند؟
چهارده بیمار مبتلا به پارکینسون در یک مطالعه جدید طی سه دوره هشتهفتهای تحت مگنتتراپی روزانه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که لرزش دست بیماران در سمت درگیر به حداقل رسید. مگنتتراپی همچنین فعالیت غیرطبیعی و ریتمیک مغز را که باعث لرزش دست و پا میشود بهبود بخشید.
مطالعات دیگر نشان دادهاند که مگنتتراپی با شدت بالا در مقایسه با مداخله دارونما نقش بسزایی در بهبود علائم حرکتی بیماران مبتلا به پارکینسون دارد. افزایش تعداد پالسها در هرجلسه یا در طول درمان با بهبود علائم ارتباط مستقیم دارد؛ بهویژه زمانی که بیماران در هرجلسه یا در طول درمان پالسهای مغناطیسی بیشتری دریافت میکنند.
پژوهشگران معتقدند که مگنتتراپی باعث افزایش سطح دوپامین میشود، زیرا این روش درمانی از سلولهای عصبی تولیدکننده دوپامین محافظت میکند و نقش تعیینکنندهای در حفظ عملکرد و ترمیم این سلولها دارد.
لانزا گفت: «بسیاری از بیماران با بهبود علائم حرکتی از جمله سفتی عضلات، دامنه حرکتی و عملکرد کلی مواجه شدهاند.» او افزود که اثربخشی این روش بر علائم غیرحرکتی از جمله خستگی، خلقوخو، خواب و عملکرد ذهنی هم مورد بررسی قرار گرفته است.
نکاتی که باید در نظر بگیریم
شواهد اولیه نویدبخش بودهاند، اما لانزا هشدار میدهد که نباید بیشازحد خوشبین بود.
اثربخشی مگنتتراپی هنوز در دست بررسی است و این روش جای درمانهای استاندارد را نمیگیرد. مطالعات تاکنون با محدودیتهایی همراه بودهاند که از جمله میتوان به تعداد اندک داوطلبان، تفاوت در شیوههای درمانی و کوتاهبودن دوره پیگیری اشاره کرد.
لانزا گفت: «تعدیل عصبی غیرتهاجمی نویدبخش ظاهر شده است، اما غیرتهاجمیبودن بهخودیخود به این معنی نیست که روش مورد نظر در مورد همه جواب میدهد.»
پرسشهای دیگری هم داریم که هنوز بیپاسخ ماندهاند: کدام بیماران بیشترین استفاده را از این روش میبرند، چه پارامترهایی مناسبتر هستند، اثرات درمان چه مدت دوام میآورند و چگونه میتوان این روش را با دارودرمانی و توانبخشی تلفیق کرد؟
درحالحاضر هیچ دستگاهی برای درمان بیماران پارکینسون به شیوه مگنتتراپی مورد تأیید سازمان غذا و داروی آمریکا قرار نگرفته و چندین کارآزمایی بالینی در دست انجام هستند.
دکتر آدیتی گوپتا، متخصص طب عملکردی و بنیانگذار و مدیرعامل مراکز آمریکایی طول عمر، به اپک تایمز گفت که نسبت به آینده خوشبین است.
گوپتا گفت: «در دوره بسیار هیجانانگیزی زندگی میکنیم. امیدوارم طی چند سال آینده شاهد پیشرفتهای بیشتری باشیم و گزینههای غیرتهاجمی متنوعتری را در اختیار بیماران بگذاریم. همانطور که در مورد بیماریهای مرتبط با زوال دستگاه عصبی شاهد هستیم، هرچه درمان زودتر آغاز شود، احتمال بهبودی بیشتر است.»
لانزا آینده این حوزه را در گرو درمان شخصیسازیشده میداند. او گفت: «تعدیل عصبی برای بیماران مبتلا به پارکینسون روش واحدی ندارد و اغلب با تکیه به مداخلات شخصیسازیشده انجام میگیرد که براساس وضعیت بالینی و نوروفیزیولوژی خاص بیماران طراحی میشوند.»

















