Search
Asset 2

روز شیراز؛ یک روز از شهری که در آن بهار خود را لوس می‌‌‏کند

روایتی از روزی که تمام ایران کمی شیرازی می‌‌‏شوند. این هفته، به خصوص روز ۱۵ اردیبهشت، شیراز مثل همیشه نبود، بوی بهارنارنج و عشق در فضا پیچیده بود.
(Reza GHaderi/Irna.ir)

روایتی از روزی که تمام ایران کمی شیرازی می‌‌‏شوند.

نویسنده: فرح شیرازی

این هفته، به خصوص روز ۱۵ اردیبهشت، شیراز مثل همیشه نبود، بوی بهارنارنج و عشق در فضا پیچیده بود. هوای شهر کاملا رنگ و بوی تازه ای داشت. روز شیراز، شهر شعر و شراب، بهانه ای بود برای قدم زدن در حافظیه و گوش سپردن به صدای تار در کوچه باغ‌‌‏های شهر.

صبح زود جمع کثیری از هنرمندان، شاعران و عاشقان، دانش‌‌‏آموزان در آرامگاه حافظ گرد هم آمدند. آرامگاه حافظ در این روز بیشتر شبیه خانقاه دل‌ها شده بود؛ مردم دسته دسته می‌‌‏آمدند، تفالی می‌زدند و آهی از ته دل برای آرزوهای نهان می‌کشیدند‌. شیراز را می‌‌‏شود پشت هر بیتی که از حافظ یا سعدی خوانده می‌شود، حس کرد.

در جای جای شهر برنامه‌‌‏های متنوعی برای این روز ترتیب داده شده بود؛ از نمایشگاه‌‌‏های صنایع دستی گرفته تا ایستگاه‌‌‏های شعر خوانی. در باغ دلگشا پیرمردی با محاسن سفید و با لهجه شیرازی، برای بچه‌ها از ایام قدیم قصه می‌گفت.

در خیابان کریم خان زند که یک زمانی شاه خودش را داشت و امروز شاه دل خیلی‌‌‏هاست، مردم دور نوازنده‌های دوره‌‌‏گرد جمع شده‌ بودند و دست می‌زدند و شادی می‌کردند. کمی آن طرف‌‌‏تر، پشت دیوار ارگ بستنی و ‌پالوده شیراز می‌خوردند که برای شیراز دوستان، تنها یک مزه نیست، بلکه یک دنیا خاطره بازی است. بوی بهار نارنج، مثل دختر خوش عطری که بی‌دعوت توی مهمانی آماده باشد، در کوچه‌های شهر دلبری می‌کند و گردشگران را مسخ.

چیزی که بیش از همه در این روز به دل آدم می‌‌‏نشیند، مردمند. همان مردمی که همیشه به اشتباه می‌گویند حوصله ندارند، آن روز پر از حوصله بودند. تعارف می‌کردند، شادی می‌‌‏کردند، شعر می‌خواندند. همه جا پر از لبخند های بی دلیل و بهانه، دعوت‌‌‏های خود جوش به چای بهارنارنج و زعفران بود. همه یادشان افتاده بود که چه قدر خوب است گاهی آدم، فقط آدم باشد، بی‌‌‏شتاب، بی‌‌‏خبر بد، بی‌‌‏کلافگی، اینجاست که می‌شود درک کرد؛ شیراز فقط یک شهر نیست. شیراز یک حال خوب است. خلق و خویی که اگر دچارش شدید، دیگر هیچ جایی به چشمتان نمی‌‌‏آید.

در این روز، شهر، مردم و نسیم، خورشید و حتی دست فروش‌‌‏ها انگار به زبان دل آدم حرف می‌‌‏زدند. ۱۵ اردیبهشت، دقیقا همین است؛ نه دروغ است، نه اغراق، و نه تبلیغ گردشگری. امتحان آن کاملا مجانی است. می‌توانید عادی به دل این شهر وارد شوید و شاعر و عاشق از آن خارج شوید‌ اما گیر افتادنتان بسیار است. احتمالا یک تکه از قلبتان را آنجا برای همیشه جا می‌گذارید. روز شیراز فقط یک عدد در تقویم نیست؛ بلکه یک یادآوری‌ست. یادآوری این‌که هنوز می‌شود خوب بود، نرم بود، شاعر بود، و کمی بی‌خیال.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی