نویسنده: لری الدر حقوقدان، نویسنده و مجری
در یکی از کلاسهای روانشناسی دانشگاه به مطالعه یک آزمایش پرداختیم.
اگر جزئیات را نادیده بگیریم، آزمایش اینطور انجام شد: برگهای در اختیار دانشجوها قرار گرفت که روی آن خطی به طول ۱۵ سانتیمتر کشیده بودیم. برگه بین دانشجوهایی که دور هم نشسته بودند دستبهدست شد و آنها میبایست طول خط را تخمین میزدند. اما روند آزمایش از پیش مشخص شده بود. از استاد و دانشجوها- به استثناء یک نفر- خواسته شد که در جواب بگویند «حدود ۷.۵ سانتیمتر.» لازم به ذکر است که طول خط بهوضوح بیشتر از ۷.۵ سانتیمتر بود.
هدف این بود که ببینیم آیا حدس اشتباه اکثریت باعث میشود دانشجوی بیخبر- تنها کسی که از روند آزمایش خبر نداشت و آخرین نفری بود که باید حدس میزد- هم بگوید «حدود ۷.۵ سانتیمتر» یا خیر. دانشجوی بیخبر در اکثر آزمایشها چنین پاسخی میداد.
میتوان از زوایای مختلف به این آزمایش نگاه کرد. نظر اکثریت بهوضوح غلط بود، اما نظر دانشجوی بیخبر را تحت تأثیر قرار میداد. گویی دانشجوی مورد نظر به خودش میگفت: «اگر همه چنین نظری دارند، پس حتماً اشتباه از من است.»
چه میزان از بدبینی کنونی نسبت به اوضاع اقتصادی در آمریکا از تصویری نشأت میگیرد که رسانهها از اوضاع اقتصادی ارائه میکنند یا احساسی که در اینباره القا میکنند؟
برای نمونه، تعریف رایج و متداول رکود اقتصادی این است که نرخ رشد اقتصادی در دو فصل متوالی منفی باشد. نرخ رشد اقتصادی در نخستین سال از دور دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۵ بعد از اعمال اصلاحات آماری در تمام فصلها مثبت بود. رشد اقتصادی سال جاری هم در تمام فصلها مثبت بوده است.
با اینحال، نظرسنجی مؤسسه اکونومیست و یوگاو در ژوئیه ۲۰۲۶ نشان داد که ۴۱ درصد از بزرگسالان آمریکایی معتقدند کشور در رکود اقتصادی قرار دارد. تعداد دموکراتها از این حیث سهبرابر جمهوریخواهان بوده است. نظرسنجی مؤسسه سرویس خبری ناپولیتان و راسموسن در اواخر سپتامبر ۲۰۲۶ نشان داد که ۳۹ درصد از رأیدهندگان معتقدند کشور درحالحاضر با رکود اقتصادی دستوپنجه نرم میکند.
به پوشش رسانهها از اوضاع اقتصادی آمریکا در ماه منتهی به انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۹۹۲ دقت کنید؛ زمانی که جورج اچ. دابلیو. بوش، رئیسجمهور وقت، با بیل کلینتون، فرماندار ایالت آرکانزاس، وارد رقابت شد. رشد اقتصادی در ۱۹ ماه منتهی به اکتبر ۱۹۹۲ مثبت بود. با اینحال، نظرسنجی مؤسسه گالوپ نشان داد که اکثریت آمریکاییها تصور میکردند اقتصاد کشور در رکود قرار دارد.
روزنامه اینوستورز بیزنس دیلی نوشت که ۹۰ درصد اخبار اقتصادی روزنامهها در اکتبر ۱۹۹۲ بدبینانه بود. انتخابات در روز ۳ نوامبر برگزار شد و کلینتون پیروز شد. حجم اخبار اقتصادی منفی روزنامهها در همان ماه به ۱۴ درصد رسید. در بخشهای خبری شبانه ایبیسی، انبیسی و سیبیاس هم حدود ۹۰ درصد اخبار مربوط به اوضاع اقتصادی کشور منفی بود. بعد از انتخابات و در دو ماه باقیمانده سال شاهد بودیم که ۶۰ درصد از اخبار اقتصادی در همین بخشهای خبری لحن مثبت پیدا کرده بودند.
قیمت بنزین از زمان آغاز جنگ ایران افزایش یافته است، اما هزینه بنزین نسبت به درآمد مردم به ۲.۵ درصد میرسد و آمریکاییها در مقایسه با دوره جهش قیمت بنزین در دهه ۱۹۷۰ سهم کمتری از درآمد خود را صرف آن میکنند. از این گذشته، خودروهای امروزی با هرگالن بنزین دوبرابر مسافتی را طی میکنند که خودروها در دهه ۱۹۷۰ میپیمودند.
میانگین درآمد مردم در بالاترین سطح تاریخی خود قرار دارد، آمار افرادی که در فقر زندگی میکنند، به پایینترین سطح در تاریخ کشور رسیده است، بازار سهام رکورد زده و سود حسابهای بازنشستگی هم افزایش قابلملاحظهای داشته است.
مصرفکنندگان ابایی از خرجکرد پول خود ندارند. افرادی که از رکود اقتصادی و ازدستدادن شغل خود میترسند، به این شکل هزینه نمیکنند. نرخ رشد اقتصادی براساس مدل جیدیپیناو بانک فدرال رزرو آتلانتا برای سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ حدود ۳٫۷ درصد برآورده شده است.
مرکز تحقیقات رسانهای میگوید پوشش خبری سه شبکه بزرگ آمریکا از اقدامات ترامپ در هردو دوره ریاستجمهوری او منفی بوده است.
اینروزها آمریکاییها اخبار را از طریق سرویسهای مایکروسافت، اپل، گوگل، یاهو، تیکتاک و یوتیوب دریافت میکنند. در سال ۲۰۲۵ اعلام شد که ۷۳ درصد از محتوای ارائهشده در صفحه جستوجوی گوگل به جریان چپ تعلق داشته و سهم محتوای مرتبط با جریان راست فقط ۱ درصد بوده است. درمجموع، سهم محتوای مرتبط با جریان راست در هیچکدام از سرویسهای خبری به ۱۰ درصد نمیرسید.
در مقاله «تجربه رکود اقتصادی: نگاهی از منظر مدیریت و ارتباطات» در سال ۱۹۹۷ آمده است: «برداشت منفی از اوضاع اقتصادی در سال ۱۹۹۲ تا حد زیادی از تصورات غلط و گسترده مردم درباره عملکرد دولت و چشمانداز اقتصادی کشور نشأت میگرفت و پوشش منفی شبکههای تلویزیونی هم نقش بسزایی در شکلگیری این تصورات غلط داشتند.»
رسانههای مخالف ترامپ بهشکل علنی بر دیدگاه و احساس مردم آمریکا نسبت به اقتصاد کشور اثر میگذارند. بحث فقط بر سر میزان این اثرگذاری است.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: لری الدر حقوقدان، نویسنده و مجری یک برنامه رادیویی است. آخرین کتاب او با عنوان «معیار جدید ترامپ» منتشر شده است.
















