Search
Asset 2

تحلیل؛ دریای شمالگانِ چین؛ پکن حضور خود را در شمال آلاسکا پررنگ‌تر کرده است

ذوب‌شدن یخ‌های قطب شمال و افزایش سریع شمار یخ‌شکن‌های چین باعث شده که بنادر این کشور بیش از گذشته به آب‌های شمال آلاسکا و راه دریایی شمال دسترسی پیدا کنند.
کشتی تحقیقاتی و یخ‌شکن چینی شوئه‌لونگ در مسیر قطب شمال وارد شهر شیامن در استان فوجیان چین می‌شوند؛ ۲۷ ژوئن ۲۰۱۰. پکن با هدف دسترسی به ذخایر بکر نفت و گاز طبیعیِ قطب شمال به این منطقه چشم طمع دوخته است. (STR/AFP via Getty Images)

نویسنده:‌ آندرس کور

ذوب‌شدن یخ‌های قطب شمال و افزایش سریع شمار یخ‌شکن‌های چین باعث شده که بنادر این کشور بیش از گذشته به آب‌های شمال آلاسکا و راه دریایی شمال دسترسی پیدا کنند؛ مسیری به طول حدود ۵ هزار و ۵۰۰ کیلومتر در امتداد سواحل شمالی روسیه که از آسیا تا اروپا را دربرمی‌گیرد.

نیروی دریایی چین پیش‌تر درحوالی آلاسکا عملیات انجام داده و ارزیابی مؤسسه نیروی دریایی آمریکا نشان می‌دهد که احتمال دارد چین تا سال ۲۰۳۰ یک فروند زیردریایی به قطب شمال اعزام کند.

منافع راهبردی چین در مسیرهای دریایی اقیانوس هند نسبت به اهداف بلندپروازانه این کشور در قطب شمال اولویت دارد، اما پکن همچنان به پیشروی در آب‌های دوردست شمالی ادامه می‌دهد. شرکت چینی «سی لجند» در ماه اوت برای نخستین‌بار خدمات حمل کانتینر را در راه دریایی شمال به راه انداخت.

این مسیر امکان دور زدن دو مسیر دیگر را فراهم می‌کند: مسیر دریای سرخ که درحال‌حاضر هدف حملات حوثی‌ها قرار دارد و مسیر ریلی روسیه که درگیرِ جنگ است. زمان سفر بین چین و بریتانیا با راه دریایی شمال تقریباً به نصف رسیده و زمان سفر به آلمان هم ۳۰ درصد کاهش یافته است. کشتی‌های این شرکت هرهفته از نینگبو عازم سفر می‌شوند و در بریتانیا، آلمان، هلند و لهستان پهلو می‌گیرند.

پکن در این کشورها به‌دنبال صادرات کالا، اعمال نفوذ سیاسی و ایجاد شکاف در ائتلاف ناتوست. وجود مخاطرات بیشتر از جمله پهنه‌های یخی و فقدان تأسیسات امداد و نجات و تعمیرات در راه دریایی شمال باعث شده که کشتیرانی چین در قطب شمال بیش از مزایای تجاری از منظر ژئوپلیتیکی حائز اهمیت باشد. راه‌اندازی این مسیر گام دیگری است که پکن برای پررنگ‌کردن حضور خود در قطب شمال و اروپا برداشته است.

تحقیقات چین در قطب شمال از دهه ۱۹۹۰ کلید خورد. از سال ۲۰۱۳ که کشتی شرکت چینی کاسکو برای نخستین‌بار از طریق راه دریایی شمال به اروپا رفت و شورای قطب شمال هم چین را به‌عنوان عضو ناظر پذیرفت، پکن فعالیت‌های قطبی خود را افزایش داده است.

پکن در سال ۲۰۱۴ اعلام کرد که قصد دارد چین را تا سال ۲۰۳۵ به یک «قدرت بزرگ قطبی» تبدیل کند؛ هدفی که بعدها به سال ۲۰۳۰ مؤکول شد. رژیم پکن در سال ۲۰۱۸ سند راهبردی قطب شمال را منتشر کرد و چین را به‌رغم فاصله زیاد این کشور با قطب شمال به‌عنوان یک کشور قطبی معرفی کرد.

چین هنوز در رابطه با تصاحب قطب شمال ادعایی نکرده است، اما قصد راه‌اندازی کریدوری را دارد که نام آن را «جاده ابریشم قطبی» گذاشته است؛ بخشی از ابتکار کمربند و جاده که مستلزم سرمایه‌گذاری هنگفت در کشورهای منطقه قطب شمال است. این سرمایه‌گذاری‌ها علاوه بر منافع اقتصادی و پژوهشی از طریق تحقیقات فضایی و ایستگاه‌های زمینی ماهواره‌ای به افزایش نفوذ سیاسی، اشراف اطلاعاتی و برتری نظامی چین کمک می‌کنند.

حزب کمونیست چین از نگرانی کشورهای جهان از گسترش نفوذ اقتصادی و نظامی خود آگاه است و می‌کوشد که تا حد امکان با ظرافت تمام به فعالیت‌های خود ادامه دهد. رژیم چین از تعامل با مجامع دانشگاهی، حمل‌و‌نقل دریایی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، همکاری‌های علمی، توافق دیپلماتیک و اصلاح چارچوب مقررات بین‌المللی به‌عنوان اهرم فشار برای پیشبرد اهداف اقتصادی و نظامی خود بهره می‌گیرد.

چین در زمینه پرتاب ماهواره به مدارهای قطبی، که در حوزه نظارت و ارتباطات به کار می‌رود، سرمایه‌گذاری در بخش گاز طبیعی، غواصی در اعماق قطب شمال، نقشه‌برداری از مسیر تردد زیردریایی‌ها و راه‌اندازی کابل‌های مخابراتی زیردریایی در قطب شمال فعال بوده است.

رژیم چین برای تصاحب ایستگاه‌های زمینی ماهواره‌ای، امتیاز استخراج مواد معدنی، پالایشگاه‌های انرژی، خطوط راه‌آهن، تونل‌های زیر دریا، فرودگاه‌ها و پایگاه‌های نظامی سابق در مناطق قطبی از جمله در آلاسکا، کانادا، ایسلند، نروژ، سوئد، فنلاند، دانمارک و روسیه تلاش زیادی به خرج داده است. بسیاری از این برنامه‌ها راه به جایی نبرده‌اند، اما همچنان ادامه دارند و دست‌کم از منظر ژئوپلیتیکی درخور توجه هستند.

همکاری محتاطانه چین و روسیه، بزرگ‌ترین دستاورد چین در قطب شمال به‌شمار می‌رود. این‌دو کشور سرانجام وارد گود رقابت خواهند شد، اما مشکلات مالی روسیه باعث شده که مسکو بیش از همه از حضور چین در قطب شمال و سرمایه‌گذاری در بخش گاز طبیعی این کشور استقبال کند؛ گازی که از طریق ناوگان سایه روسیه از مسیر قطب شمال به دیگر کشورها صادر می‌شود. مسکو همچنین برای استخراج عناصر خاکی کمیاب در انجام تحقیقات زمین‌شناسی در بستر دریا با چین همکاری دارد. مسکو به‌ازای این همکاری‌ها امتیازاتی مطالبه می‌کند که از جمله می‌توان به سرمایه‌گذاری در روسیه، پرداخت هزینه اسکورت یخ‌شکن‌ها و دریافت وجه به‌ازای استفاده از فضای کشتی‌های تحقیقاتی روسی اشاره کرد.

شاید چین در آینده نزدیک نیازی به اسکورت روسیه نداشته باشد. پکن هفت سال پیش تنها یک فروند یخ‌شکن داشت، اما اکنون دست‌کم چهار فروند یخ‌شکن دارد. یک مؤسسه پژوهشی دولتی طرح ساخت نخستین یخ‌شکن هسته‌ای چین را ارائه کرده است. ناوگان پکن را با ناوگان سه فروندی آمریکا، روند بسیار کند ساخت کشتی‌های جدید و فقدان طرح ساخت یخ‌شکن‌های هسته‌ای در این کشور مقایسه کنید.

پکن در اوت سال گذشته پنج کشتی قطبی را به آب‌های آلاسکا اعزام کرد. نیروهای چینی درحال نقشه‌برداری از بستر دریا و ارزیابی شرایط آب‌های قطب شمال از جمله مناطق شمال و غرب آلاسکا هستند که جزو مسیرهای دریایی اصلی قطب شمال به‌شمار می‌روند. فرایند نقشه‌برداری برای عملیات زیردریایی‌های چین و توانایی این کشور در رهگیری زیردریایی‌های دشمن ضروری است و در شرایطی جنگی اهمیت بسزایی خواهد داشت.

مسیرهای ترانزیت دریایی، پژوهش‌های علمی با کشتی‌های تحقیقاتی و کابل‌کشی زیر دریا هم جزو حوزه‌های مورد علاقه پکن هستند. فعالیت در این حوزه‌ها لزوماً نیازی به به تأیید دولت‌های خارجی ندارد.

یخ‌شکن چینی شوئه‌لونگ یا «اژدهای برفی» از بندری در شانگهای عازم سفر می‌شود؛ ۸ نوامبر ۲۰۱۷. (STR/AFP via Getty Images)

با عقب‌نشینی یخ‌های شمالگان و افزایش خطرات مسیرهای دریایی کانال سوئز و تنگه هرمز، که در پی وقوع جنگ در خاورمیانه رخ داده، راه دریایی شمال بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. این مسیر در طول زمستان مسدود است و هزینه و مخاطرات طبیعی بیشتری را به کشتی‌ها تحمیل می‌کند. با این‌حال، کشتی‌ها اکنون در بیشتر ماه‌های گرم سال می‌توانند از این مسیر عبور کنند. فصل تردد کشتی‌ها از اوایل ماه مه آغاز می‌شود و تا اواخر نوامبر ادامه دارد.

فعالیت چین در استفاده از راه دریایی شمال خلاصه نمی‌شود، بلکه این کشور در سوالباردِ نروژ، کارهولِ ایسلند و کیرونای سوئد هم چند ایستگاه پژوهشی یا ماهواره‌ای دارد. این مراکز طیف گسترده‌ای از مسائل مرتبط با قطب شمال را مورد مطالعه قرار می‌دهند، اما حوزه فعالیت ایستگاه‌های سوالبارد، کارهول و کیرونا به‌ترتیب «فیزیک فضا»، «ژئوفیزیک» و عملیات ماهواره‌ای است که همگی کاربرد نظامی و غیرنظامی دارند.

برخی از برنامه‌های چین در قطب شمال در پی مخالفت کشورهای غربی و فشارهای دیپلماتیک آمریکا منتفی یا لغو شده‌اند. پکن در سال ۲۰۱۶ ایده خرید یک پایگاه نظامی سابق آمریکا در گرینلند را مطرح کرد و در سال ۲۰۱۸ هم قصد داشت فرودگاه‌های این جزیره را توسعه دهد. دولت دانمارک با هردو طرح مخالفت کرد؛ اقدامی که احتمال می‌رود بر اثر فشار آمریکا صورت گرفته باشد. سوئد هم در سال ۲۰۲۰ از تمدید قرارداد خود با چین خودداری کرد؛ قراردادی که به چین اجازه می‌داد از خدمات ایستگاه‌های زمینی ماهواره‌ای سوئد در اقصی‌نقاط جهان از جمله در قطب شمال استفاده کند.

نروژ سال گذشته محدودیت‌های اعمال‌شده در قبال مشارکت چین در دانشگاه سوالبارد را افزایش داد و خواستار برداشتن دو شیر سنگی از ورودی ایستگاه پژوهشی چین شد. مجمع‌الجزایر سوالبارد میزبان شمالی‌ترین شهر جهان و چند ایستگاه پژوهشی بین‌المللی فعال و یک معدن زغال‌سنگ روسی است.

براساس پیمان سوالبارد، که در سال ۱۹۲۰ به امضا رسید، اتباع ۴۹ کشور امضاکننده این پیمان از جمله چین و روسیه می‌توانند بدون نیاز به ویزا در این جزایر زندگی کنند و مشغول به کار شوند، اما اجازه ندارند از آن‌ها برای «اهداف جنگی» استفاده کنند. با این‌حال، چین و روسیه می‌کوشند دامنه امتیازات خود را گسترش دهند. یک مؤسسه چینی در سال ۲۰۰۴ بعد از اجاره چند مرکز پژوهشی در نی‌السوند تصمیم گرفت چند مجسمه با مضامین ملی‌گرایانه در ورودی آن مراکز برپا کند.

در سال ۲۰۲۴ هم ۱۸۳ گردشگر چینی به سوالبارد سفر کردند. حدود ۱۰۰ نفر از آن‌ها با لباس‌های یک‌دست قرمز از تأسیسات بازدید کردند و پرچم‌های چین را در اقدامی هماهنگ برای تهیه تصاویر تبلیغاتی به سبک و سیاق حزب کمونیست به اهتزاز درآوردند. یکی از گردشگران یونیفرم ارتش آزادی‌بخش خلق چین را با سردوشی نیروی زمینی به تن داشت. این اقدامات جزو راهکارهای «منطقه خاکستری» هستند که ارتش آزادی‌بخش خلق برای اعمال نفوذ در سرزمین‌های هم‌جوار از جمله هیمالیا و دریای جنوبی چین  به آن‌ها متوسل می‌شود.

ماهیت راهبردی قطب شمال از جمله در زمینه دفاع موشکی، عملیات زیردریایی، اطلاعات مخابراتی، استخراج معادن و انتقال انرژی، این پرسش را پیش می‌کشد که آیا دموکراسی‌های میزبانِ تأسیسات چینی نباید مجوز فعالیت این مراکز را لغو کنند؟

ایسلند و سوئد می‌توانند به‌راحتی مجوز این تأسیسات را لغو کنند، اما نروژ باید طبق پیمان سوالبارد عمل کند. این کشور می‌تواند اموال کشورهای تمامیت‌خواه مانند چین را به‌ازای پرداخت غرامت عادلانه مصادره کند، مشروط بر آن‌که این اقدام در راستای منافع عمومی باشد.

با توجه به بلندپروازی هژمونیک پکن، مهار حزب کمونیست چین در سراسر جهان بی‌تردید در راستای صیانت از دموکراسی و حقوق بشر خواهد بود.

آمریکا در مورد گرینلند از دیپلماسی برای ترغیب کشورهای دموکراتیک به خودداری از میدان‌دادن به چین در قطب شمال استفاده کرده است. فنلاند، دانمارک، سوئد و نروژ به‌دلیل افزایش نفوذ چین و تمامیت‌خواهی دولت این کشور و نزدیکی آن به روسیه تصمیم گرفتند دامنه فعالیت‌های قطبی پکن را محدود کنند. نروژ و سوئد با محدودکردن دسترسی چین به تأسیسات ماهواره‌ای وارد عمل شدند. طرح ساخت یک ایستگاه ماهواره‌ای مشترک با فنلاند هم در سال ۲۰۱۹ لغو شد.

مقابله با عملیات «منطقه خاکستری» پکن در قطب شمال اقدامی ممکن و ضروری است. کشورهای قطب شمال نمی‌خواهند دریای مشترک آن‌ها به دریای جنوبی چین تبدیل شود. پررنگ‌ترشدن حضور پکن در قطب شمال با توجه به بلندپروازی‌های جهانی حزب کمونیست چین به‌جز محدودیت‌های فعلی هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد. از این‌رو، تا روزی که چین به دموکراسی متوسل نشود و مشروعیت سیاسی پیدا نکند، باید از حضور این کشور در قطب شمال جلوگیری کنیم.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده:‌ آندرس کور دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه ییل (۲۰۰۱) و مدرک دکترای دولتی از دانشگاه هاروارد (۲۰۰۸) است. او از مدیران شرکت تحلیلی کور و ناشر مجله ریسک سیاسی است و تحقیقات گسترده‌ای در آمریکای شمالی، اروپا و آسیا انجام داده است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی