دکتر آنتونیو گراسفو، تحلیلگر اقتصادی چین
برخلاف بحرانهای پیشین خاورمیانه، مناقشه ۱۲ روزه ایران و اسرائیل و حملات آمریکا به تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی باعث شد که شی جینپینگ، رهبر چین، بر سر یک دوراهی راهبردی قرار بگیرد.
پکن هیچ نفعی در جنگ اسرائیل و حماس و مناقشه اوکراین نداشت و بهرغم حمایت اقتصادی از مسکو در ظاهر نشان داد که بیطرف است. اما بحران ایران باعث شده که امنیت انرژی چین و منافع اقتصادی این کشور در منطقه بهطور مستقیم به خطر بیافتد.
چین در سطح جهانی و درحجم کلان بهویژه از طریق ابتکار کمربند و جاده در کشورهای دارای منابع غنی اما بیثبات مانند آفریقا و برمه (میانمار) سرمایهگذاری کرده است. با اینحال، پکن معمولاً از مداخله مستقیم نظامی اجتناب کرده و به ارائه کمکهای اقتصادی یا فروش تسلیحات بسنده میکند.
یکی از موانع اصلی رژیم چین در مسیر تبدیل شدن به یک ابرقدرت واقعی، بیمیلی این کشور در قبال مدیریت مسائل امنیتی جهانی یا اعزام نیروهای ارتش آزادیبخش خلق به خارج از مرزهای کشور است. بعضی از تحلیلگران معتقدند که این خویشتنداری نتیجه درسی است که پکن از اشتباهات آمریکا در ویتنام و افغانستان گرفته است.
علاوه بر بیمیلی همیشگی پکن به درگیریهای نظامی در خارج از کشور، مناقشه ایران و اسرائیل پیچیدگیهای دیگری هم داشته است: این بحران بهصورت مستقیم پای آمریکا را وسط کشید. سالها است که تایوان بهعنوان محتملترین دلیل شعلهورشدن آتش تقابل نظامی میان ایندو قدرت بزرگ تلقی میشود. جنگ بر سر تایوان برای حزب کمونیست چین تبعات اقتصادی و سیاسی خواهد داشت، چرا که شی جینپینگ سعی دارد میراث خود را با «اتحاد مجدد» چین بهجا بگذارد. این درحالی است که تایوان هرگز بخشی از خاک جمهوری خلق چین نبوده است.
در مقابل، منافع حزب کمونیست چین در ایران عمدتاً اقتصادی است. از اینرو، با پیوند فزاینده چین، روسیه و ایران، شی جینپینگ تمایل چندانی به تقابل مستقیم با واشینگتن ندارد. با اینحال، پکن نمیتواند به همین راحتی تهران را به حال خود بگذارد. چین به نفت ایران متکی است، سرمایهگذاریهای کلانی در منطقه انجام داده و موقعیت جغرافیایی ایران را به لحاظ راهبردی حائز اهمیت میداند. بدین ترتیب، حزب کمونیست چین چارهای جز این ندارد که برای به تعادل کشاندن شرایط وارد عمل شود: از منافع چین صیانت کرده و از درگیری در یک جنگ فراگیر اجتناب کند.
رابطه چین و ایران عمدتاً بر پایه انرژی استوار است. جمهوری اسلامی ماهانه حدود ۴۳ میلیون بشکه نفت به چین صادر میکند که بیش از ۹۰ درصد از کل صادرات نفت ایران را شامل میشود و نزدیک به ۱۳.۶ درصد از واردات نفت خام چین را به خود اختصاص داده است. این مبادله بهرغم تحریمهای آمریکا ادامه داشته و اغلب بهصورت پنهانی از طریق کشورهای ثالث انجام میگیرد.
اگر مناقشه ایران و اسرائیل متعاقب دخالت آمریکا ادامه پیدا میکرد، تولید و صادرات نفت ایران به شکل جدی مختل میشد. جدا از این تهدید، تصمیم مجلس ایران برای بستن تنگه هرمز در واکنش به حملات هوایی آمریکا، که انتظار میرود به تأیید برسد، به افزایش خطر و بیثباتی دامن زده است.
تنگه هرمز یک گلوگاه حیاتی است که خلیج فارس را به دریای عمان وصل میکند. حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این تنگه میگذرد. بسته شدن این تنگه برای چین تبعات سنگینی خواهد داشت: نهتنها جریان نفت ایران قطع خواهد شد، بلکه واردات نفت خام و گاز طبیعی مایع از دیگر کشورهای عربی نیز در معرض خطر قرار خواهد گرفت. بیش از ۳۰ درصد از واردات گاز طبیعی مایع چین از قطر و امارات متحده عربی و از طریق همین تنگه جابهجا میشود. از اینرو، هرگونه اختلال در این مسیر میتواند امنیت انرژی چین را به خطر بیاندازد.
بهرغم مبادلات کلان انرژی، سرمایهگذاری چین در ایران محدود مانده و از سال ۲۰۰۷ تاکنون کمتر از ۵ میلیارد دلار بوده است؛ درحالیکه این رقم برای عربستان سعودی در سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۴ حدود ۱۵ میلیارد دلار و برای امارات متحده عربی در سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۲ بالغ بر از ۸.۱ میلیارد دلار بوده است. پکن قراردادهای سنگینی در زمینه نفت، پالایشگاه و زیرساخت با جمهوری اسلامی امضا کرده است، اما بسیاری از آنها به دلیل تحریمها و مشکلات مالی متوقف شدهاند.
در عینحال، چین حضور اقتصادی خود را در منطقه خلیج فارس پررنگتر کرده است. حجم تجارت کشورهای عربی با چین در سال ۲۰۲۴ از مرز ۴۰۰ میلیارد دلار فراتر رفت و کل ۲۲ کشور عضو اتحادیه عرب در ابتکار کمربند و جاده مشارکت کردند. جنگ آمریکا و ایران نهتنها مسیر حیاتی انرژی چین را تهدید میکند، بلکه حضور اقتصادی گسترده این کشور در منطقه را نیز به خطر میاندازد.
جمهوری اسلامی در راهبرد چین برای ایجاد نظم جهانی نوین و مستقل از آمریکا نقش مهمی دارد. بعید است که پکن از نظر نظامی از تهران دفاع کند، اما میکوشد که از فروپاشی رژیم جلوگیری به عمل آورد، چرا که ایران در ائتلافهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای جزو شرکای راهبردی چین محسوب میشود و چشمانداز امنیتی غیرغربی حزب کمونیست را اشاعه میدهد. جمهوری اسلامی و حزب کمونیست چین در سال ۲۰۲۱ قرارداد همکاری ۲۵ ساله خود را به امضا رساندند. این درحالی است که سرمایهگذاری چین به دلیل وجود تحریمها با احتیاط انجام میگیرد.
پکن از مناقشه ایران و اسرائیل بهمانند جنگ اوکراین و جنگ غزه برای اشاعه پیام اصلی خود استفاده کرده تا نشان دهد که نظام بینالمللی مبتنی بر رهبری آمریکا، ناپایدار، جانبدارانه و رو به افول است. این روایت در نشست اخیر وزرای دفاع سازمان همکاری شانگهای در چینگدائوی چین، که همزمان با نشست ناتو برگزار شد، مورد توجه قرار گرفت. ایندو نشست نمایانگر تقابل دو دیدگاه متضاد جهانی بودند: یکی به رهبری آمریکا و متحدان آن کشور و دیگری که هر روز بیشتر تحت تأثیر چین قرار میگیرد.
دونگ جون، وزیر دفاع چین، در این نشست رفتار «سلطهجویانه» آمریکا را محکوم و الگوی امنیتی جایگزین پکن را ترویج کرد. عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع جمهوری اسلامی، در نخستین سفر خارجی خود پس از مناقشه ایران و اسرائیل از حمایت چین قدردانی کرد و از این کشور خواست که نقش پررنگتری در حفظ آتشبس و ثبات منطقه ایفا کند.
پکن حمله اسرائیل به فرماندهان سپاه و بمباران سه تأسیسات هستهای ایران به دست آمریکا را محکوم کرد، اما واکنش این کشور عمدتاً به سخنرانیها و بیانیههای سازمان ملل محدود بوده و میانجیگری یا مداخله قابلملاحظهای صورت نگرفته است. این امر از تمایل چین به محکومیتهای لفظی شدیداللحن و کنار کشیدن از حلوفصل بحرانها حکایت دارد.
با اینحال، این بحران چند فرصت راهبردی نیز به ارمغان آورده است. با توجه به اینکه آمریکا بر خاورمیانه متمرکز شده است، این امکان وجود دارد که رژیم چین بخواهد در دیگر نقاط بهویژه در دریای جنوبی چین وارد عمل شود؛ منطقهای که چین اخیراً فعالیت نیروی دریایی و هوایی خود را در آن افزایش داده است. درحالیکه واشینگتن سرگرم مسائل منطقهای است، پکن فضای بیشتری برای انجام اقدامات جسورانه در حوزههای راهبردی کلیدی به دست آورده و بهعنوان یک جایگزین باثبات برای رهبری غرب عرض اندام میکند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو، تحلیلگر اقتصادی چین است که بیش از ۲۰ سال را در آسیا سپری کرده است. آقای گراسفو فارغالتحصیل دانشگاه ورزش شانگهای است، دارای مدرک امبیای از دانشگاه شانگهای جیائوتنگ است و در دانشگاه نظامی آمریکا در رشته دفاع ملی تحصیل کرده است.

















