Search
Asset 2

ریشه‌های کمونیستی گروه افراطی آنتیفا

ریشه‌های کمونیستی آنتیفا؛ از ابزار شوروی در آلمان تا نقش خشونت و ارعاب در شکل‌گیری استالینیسم و اشتازی
اعضای سازمان افراطی چپ‌گرای آنتیفا در اول سپتامبر ۱۹۲۸. هدف اصلی این گروه برپایی یک دیکتاتوری کمونیستی در آلمان بود.Fox Photos/Getty Images

ریشه‌های کمونیستی گروه افراطی آنتیفا

نویسنده: جاشوآ فلیپ

همزمان با تصمیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مبنی بر معرفی گروه «آنتیفا» به‌عنوان یک سازمان تروریستی، نام این گروه افراطی آنارشیست‌کمونیستی دوباره در صدر خبرها قرار گرفته است.

این سازمان در ابتدا بخشی از عملیات جبهه‌ای اتحاد جماهیر شوروی برای برپایی دیکتاتوری کمونیستی در آلمان بود و تلاش می‌کرد تمام احزاب رقیب را «فاشیست» معرفی کند.

ریشه‌های این سازمان به «جبهه متحد» انترناسیونال کمونیستی (کُمینترن) شوروی در جریان سومین کنگره جهانی در مسکو در ژوئن و ژوئیه ۱۹۲۱ بازمی‌گردد. این موضوع بر اساس جزوه آلمانی «۸۰ سال کنش ضد فاشیستی» نوشته «برند لانگر» ذکر شده است. لانگر عضو پیشین گروه «آتونومه آنتیفا» بود؛ یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌های آنتیفا در آلمان که در سال ۲۰۰۴ منحل شد.

اتحاد جماهیر شوروی یکی از خشن‌ترین دیکتاتوری‌های جهان بود که بنا بر «کتاب سیاه کمونیسم» منتشرشده توسط انتشارات دانشگاه هاروارد، حدود ۲۰ میلیون نفر را به قتل رساند. رژیم شوروی پس از حزب کمونیست چین به رهبری مائو تسه‌تونگ قرار می‌گیرد؛ حزبی که برآورد می‌شود حدود ۶۵ میلیون نفر را کشته است.

ایدهٔ راهبرد «جبهه متحد» گردآوردن سازمان‌های چپ‌گرا برای برانگیختن انقلاب کمونیستی بود. شوروی‌ها بر این باور بودند که پس از انقلاب ۱۹۱۷ در روسیه، کمونیسم در گام بعدی به آلمان گسترش خواهد یافت؛ زیرا آلمان دومین حزب بزرگ کمونیست جهان یعنی حزب کمونیست آلمان (KPD) را در اختیار داشت.

در چهارمین کنگره جهانی کُمینترن در سال ۱۹۲۲ بود که این طرح شکل گرفت. مسکو شعار «به سوی توده‌ها» را برای راهبرد جبهه متحد برگزید و تلاش کرد احزاب کمونیستی و کارگری گوناگون آلمان را زیر یک پرچم ایدئولوژیک که خود بر آن مسلط بود، گرد آورد.

لانگر می‌نویسد: «بنابراین، جبهه متحد به معنای همکاری برابر میان سازمان‌های مختلف نبود؛ بلکه به معنای سلطه کمونیست‌ها بر جنبش کارگری بود.»

بنیتو موسولینی، که یک مارکسیست و سوسیالیست بود و در سال ۱۹۱۴ به دلیل حمایت از جنگ جهانی اول از حزب سوسیالیست ایتالیا اخراج شد، بعدها جنبش فاشیستی را به‌عنوان حزب سیاسی خود بنیان نهاد. او در اکتبر ۱۹۲۲ از طریق «راهپیمایی به سوی رم» به قدرت رسید.

در آلمان، آدولف هیتلر در سال ۱۹۲۱ رهبر حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان (حزب نازی) شد و در سال ۱۹۲۳ تلاش کرد کودتایی انجام دهد.

حزب کمونیست آلمان (KPD) تصمیم گرفت با استفاده از پرچم «ضد فاشیسم» یک جنبش ایجاد کند. با این حال، لانگر یادآور می‌شود که برای حزب کمونیست آلمان، مفاهیم «فاشیسم» و «ضد فاشیسم» «غیرقابل تمایز» بودند و واژه «فاشیسم» صرفاً به‌عنوان یک ابزار تبلیغاتی برای توجیه مخالفت تهاجمی به کار می‌رفت.

هر دو نظام کمونیستی و فاشیستی بر پایه جمع‌گرایی و اقتصاد برنامه‌ریزی‌شده دولتی استوار بودند. هر دو نیز نظام‌هایی را پیشنهاد می‌کردند که در آن، فرد به‌شدت زیر سلطه یک دولت قدرتمند قرار می‌گرفت و هر دو مسئول جنایات و کشتارهای گسترده بودند.

گزارش سالانه ۲۰۱۶ سازمان اطلاعات داخلی آلمان، اداره فدرال حفاظت از قانون اساسی (BfV)، نیز همین نکته را تأیید می‌کند: از دیدگاه «افراط‌گرایان چپ»، برچسب «فاشیسم» که توسط آنتیفا به‌کار برده می‌شود، اغلب به معنای فاشیسم واقعی نیست؛ بلکه صرفاً برچسبی است که به «سرمایه‌داری» الصاق می‌شود.

در حالی‌که افراط‌گرایان چپ ادعا می‌کنند در حال مبارزه با «فاشیسم» هستند، در عمل حملات خود را متوجه گروه‌های دیگر می‌سازند. این گزارش بیان می‌کند که اصطلاح «فاشیسم» در ایدئولوژی چپ افراطی معنایی دوگانه دارد و درواقع به معنای «مبارزه با نظام سرمایه‌داری»است.

لانگر می‌نویسد که این مسئله از همان آغاز صادق بود. برای کمونیست‌های آلمان، «ضد فاشیسم» در حقیقت همان «ضد سرمایه‌داری» بود. او یادآور می‌شود که این برچسب‌ها صرفاً به‌عنوان «مفاهیم رزمی» در قالب «واژگان سیاسی» به‌کار می‌رفتند.

در توضیحی که درباره آنتیفا در وب‌سایت اداره فدرال حفاظت از قانون اساسی آلمان (BfV) آمده، ذکر شده است که این سازمان همچنان همان تعریف بنیادین سرمایه‌داری به‌عنوان «فاشیسم» را حفظ کرده است. در این متن آمده است: «آن‌ها استدلال می‌کنند که دولت سرمایه‌داری فاشیسم را تولید می‌کند یا دست‌کم آن را تحمل می‌کند. بنابراین، ضد فاشیسم نه تنها متوجه افراطی‌های راست واقعی یا فرضی است؛ بلکه همواره علیه دولت و نمایندگان آن، به‌ویژه اعضای نهادهای امنیتی، نیز هدایت می‌شود.»

لانگر خاطرنشان می‌کند که از نظر تاریخی، حزب کمونیست آلمان (KPD) با برچسب‌زدن بر منافع ضدسرمایه‌داری جنبش کمونیستی به‌عنوان «ضد فاشیسم»، توانست از این گفتمان برای فاشیست نامیدن تمامی احزاب سیاسی دیگر استفاده کند. او می‌نویسد: «بر اساس این رویکرد، سایر احزابی که مخالف حزب کمونیست آلمان بودند فاشیست محسوب می‌شدند؛ به‌ویژه حزب سوسیال‌دموکرات آلمان (SPD).»

از همین‌رو، و به شکلی که امروز می‌توان آن را کنایه‌آمیز دانست، گروهی که «ضد فاشیست‌های» کمونیست بیش از همه با برچسب «فاشیسم»هدف قرار می‌دادند، سوسیال‌دموکرات‌ها بودند.

در ۲۳ اوت ۱۹۲۳، دفتر سیاسی حزب کمونیست روسیه نشستی محرمانه برگزار کرد و بنا بر گفته لانگر، «تمام مقام‌های مهم از قیام مسلحانه در آلمان حمایت کردند.»

حزب کمونیست آلمان (KPD) در صف مقدم این فراخوان قرار داشت و جنبشی را تحت عنوان «کنش جبهه متحد» آغاز کرد. شاخه مسلح «ضد فاشیست» آن نیز با نام آنتی‌فاشیستی‌شه آکسیون (Antifaschistische Aktion) یا «اقدام ضد فاشیستی» معرفی شد؛ نامی که هنوز آنتیفا در آلمان با خود دارد و ریشه سازمان‌های آنتیفا در دیگر کشورها نیز از آن گرفته شده است.

در همان زمان، هیتلر و حزب نازی او در حال ظهور در صحنه جهانی بودند و حزب نازی گروهی مشابه «آنتی‌فاشیستی‌شه آکسیون» برای خشونت و ارعاب سیاسی به کار گرفت که به «پیراهن‌قهوه‌ای‌ها» (brownshirts) معروف بود.

در همین حال، «آنتی‌فاشیستی‌شه آکسیون» شروع به جذب برخی اعضایی کرد که با ظهور فاشیسم واقعی در آلمان مخالف بودند یا به پیوندهای این سازمان با اتحاد شوروی باور نداشتند یا حتی از آن بی‌اطلاع بودند.

با این حال، خشونتی که توسط «آنتی‌فاشیستی‌شه آکسیون» برانگیخته شد، عمدتاً نتیجه‌ای معکوس داشت. تاکتیک‌های مداوم خشونت و ارعاب علیه تمام نظام‌های رقیب در چارچوب جنبش آنتیفا، همراه با ایدئولوژی خشونت‌آمیز آن، بسیاری از مردم را به سوی فاشیسم سوق داد.

ریچارد جی. اوانز در کتاب رایش سوم در قدرت می‌نویسد: «خطاب انقلابی خشونت‌آمیز کمونیست‌ها، که وعده نابودی سرمایه‌داری و ایجاد یک آلمان شورویایی را می‌داد، طبقه متوسط کشور را وحشت‌زده کرد؛ طبقه‌ای که به‌خوبی می‌دانست پس از ۱۹۱۸ چه بر سر همتایانشان در روسیه آمد.» او ادامه می‌دهد: «وحشت‌زده از ناکامی دولت در حل بحران، و در هراس و درماندگی از رشد کمونیست‌ها، آنان شروع به ترک جناح‌های کوچک و پراکنده راست متعارف کردند و به‌جای آن به‌سوی نازی‌ها گرایش یافتند.»

لانگر یادآور می‌شود که حزب کمونیست آلمان (KPD) از همان آغاز عضو کُمینترن بود و «در عرض چند سال به یک حزب استالینیستی تبدیل شد»؛ هم از نظر ایدئولوژیک و هم از نظر لجستیکی. او تصریح می‌کند که این حزب حتی «از نظر مالی نیز به مقر مسکو وابسته شد.»

رهبران حزب کمونیست آلمان با استفاده از آنتیفا به‌عنوان بازوی میدانی خود برای اعمال خشونت و ارعاب علیه احزاب رقیب، تحت فرمان دستگاه شوروی قرار گرفتند. بسیاری از رهبران حزب کمونیست آلمان بعدها به رهبران جمهوری دموکراتیک آلمان کمونیستی تبدیل شدند؛ از جمله در وزارت بدنام «امنیت دولتی» یا همان اشتازی که بدنام بود.

لانگر می‌نویسد: «ضد فاشیسم یک راهبرد است نه یک ایدئولوژی.»

او تصریح می‌کند: «این مفهوم در دهه ۱۹۲۰ توسط حزب کمونیست آلمان در آلمان به کار گرفته شد؛ نه به‌عنوان یک جنبش مشروع علیه فاشیسمی که بعدها در آلمان ظهور کرد، بلکه به‌عنوان یک مفهوم مبارزاتی ضد سرمایه‌داری.»

درباره نویسنده: جاشوا فیلیپ خبرنگار ارشد تحقیقی و مجری برنامه «کراس ‌رودز» در اپک‌ تایمز است. او به‌عنوان روزنامه‌نگار و مستندساز برنده جایزه، آثاری چون داستان واقعی ششم ژانویه )۲۰۲۲(، جنگ نهایی: توطئه صد ساله برای شکست آمریکا )۲۰۲۲، و ردیابی منشأ ویروس کرونای ووهان )۲۰۲۲( را در کارنامه دارد.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی