نویسنده: فابریتزیو آنتزانا دوران
در بازدید از پراگ، پایتخت جمهوری چک، از حجم آثار هنری و المانهای عمومی در رابطه با کمونیسم و دوران شوروی متعجب میشویم. این آثار نه در ستایشِ «روزگار طلایی» چک، بلکه به یادِ رنجدیدگان آن دوران طراحی شده بودند تا هرگز فراموششان نکنیم و دیگر به آن روزهای تاریک بازنگردیم.
از جمله این آثار میتوان به دیوار جان لنون اشاره کرد که جوانان چک گلایههای خود را روی آن مینوشتند و به رژیم شوروی اعتراض میکردند. همچنین میتوان به یادبود قربانیان کمونیسم اشاره کرد؛ اثری تکاندهنده متشکل از پیکرههای برنزی که تحلیل رفته و دفرمه شدهاند. این پیکرهها فرسودگی روانی و جسمی کسانی را به تصویر میکشند که در فاصله سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۸۹ در رنج وعذاب به سر میبردند. حکومت کمونیستی مورد حمایت شوروی به اعمال سانسور، آزار و اذیت، فروپاشی اقتصادی و فقدان آزادی معروف بود. مردم چک میدانند و به خاطر دارند: کمونیسم و ایدئولوژیهای مشابه (سوسیالیسم و فاشیسم) برای جامعه زیانبار و خطرناک هستند.
پای این باور به عرصه قانونگذاری نیز باز شده است. پتر پاول، رئیسجمهور چک، در ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۵ با امضای یک مصوبه قانونی تبلیغات کمونیستی را ممنوع کرد و ترویج کمونیسم را همسنگِ ترویج ایدئولوژی غیرقانونی نازی دانست. افرادی که در راهاندازی، حمایت و ترویج جنبشهای نازی، کمونیستی یا دیگر جنبشهای مخالف با حقوق و آزادیهای انسانی دخیل هستند و با هدف تفرتپراکنی نژادی، قومی، ملی، مذهبی یا طبقاتی فعالیت میکنند، براساس این قانون تا پنج سال به زندان میافتند. در موارد حاد که پای فعالیتهای سازمانیافته در میان باشد، مجازات زندان تا ده سال افزایش خواهد یافت.
این قانون که تحت تأثیر نهادهایی مانند «مؤسسه مطالعات رژیمهای تمامیتخواه» شکل گرفت، با مقاومت چندانی مواجه نشد. احزاب راست میانه آن را نماد عدالت دانستند و گفتند که ایدئولوژیهای تمامیتخواهانه هیچ جایی در جامعه چک ندارند. میخائل زونا، نماینده حزب لیبرال-محافظهکار تاپ ۰۹، تصویب این قانون را «اقدامی نمادین در راستای اجرای عدالت برای قربانیان رژیم کمونیستی (۱۹۴۸ تا ۱۹۸۹)» دانست که مردم را اعدام میکرد و مخالفان خود را به زندان میانداخت. واتسلاو هاول فقید یکی از این افراد بود.
این احساس ضدکمونیستی از تجربه زیسته مردم نشأت میگیرد. حزب کمونیست در سال ۱۹۴۸ قدرت را به دست گرفت و چکسلواکی، آخرین دموکراسی منطقه، را به یک دیکتاتوری تکحزبی و همسو با مسکو تبدیل کرد.
در پی این رویداد با چهار دهه سرکوب مواجه شدیم. صنایع ملی شدند، کشاورزی حالت اشتراکی پیدا کرد و یک نظام متمرکز به جامعه تحمیل گردید. مخالفان سیاسی درهم کوبیده شدند: در سال ۱۹۶۰ برآورد میشد که ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار نفر با اتهامات سیاسی محکوم شده و دستکم ۲۴۸ نفر اعدام شده باشند. دههاهزار نفر به اردوگاههای کار اجباری فرستاده شدند و هزاران تن در شرایطی هولناک پشت میلههای زندان جان باختند. رژیم دادگاههای نمایشی برپا کرد. برای نمونه میتوان به محاکمه میلادا هوراکووا در سال ۱۹۵۰ اشاره کرد که به اتهام دروغین خیانت اعدام شد. مخالفانی همچون واتسلاو هاول، که بعدها به ریاستجمهوری چک رسید، به دلیل نوشتههای خود به زندان افتادند. شهروندان عادی نیز در سایه سانسور، نظارت و ترسِ همیشگی از پلیس مخفی زندگی میکردند.
تلاش برای اصلاح کمونیسم و تبدیل آن به «سوسیالیسم با وجهه انسانی» با تهاجم شوروی و متحدان این کشور در سال ۱۹۶۸ سرکوب شد. این حمله حدود ۱۰۸ کشته و ۵۰۰ زخمی بهجا گذاشت و باعث به جریان افتادن موج مهاجرتها شد. «عادی شدن» شرایط به اعمال مجدد قوانین سختگیرانه، پاکسازی، تبعید و محرومیتها انجامید. دستکم ۲۷۶ شهروند در تلاش برای فرار از پرده آهنین جان خود را از دست دادند.
این زخمها برای بسیاری از خانوادهها شخصی هستند. آنها بستگان خود را از دست دادهاند، اموالشان مصادره شده و کسبوکارشان بر باد رفته است. نتایج نظرسنجیها در سال ۲۰۱۹ نشان داد که تنها ۱۰ درصد از مردم چک دیدگاه مثبتی به کودتای کمونیستی داشتند و ۷۳ درصد اعتقاد داشتند که انقلاب دموکراتیک سال ۱۹۸۹ ارزشمند بوده است.
احساسات شورویستیزانه با رونق گرفتن جمهوری چک بعد از کمونیسم شدت گرفت. وقوع انقلاب مخملی در نوامبر ۱۹۸۹ باعث شد که رژیم حاکم بهطور مسالمتآمیز سرنگون شود و آزادی بعد از چهار دهه دیکتاتوری به مردم چک بازگردد. در سال ۱۹۹۰ انتخابات آزاد برگزار شد و جمهوری چک در سال ۱۹۹۳ بعد از جدایی از اسلواکی به استقلال رسید و با آغوش باز بهسوی دموکراسی و بازار آزاد قدم برداشت. جریان اصلاحات با خصوصیسازی، آزادسازی اقتصادی و پیوستن به اقتصاد جهانی همراه بود. سازگاری با این شرایط دشوار بود، بهرهوری چندانی وجود نداشت و بلاتکلیفی بیداد میکرد. با اینحال، جریان اصلاحات در درازمدت به بهرهوری و آزاد شدن شور و شوق کارآفرینی انجامید.
جمهوری چک با عضویت در ناتو در سال ۱۹۹۹ و پیوستن به اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۴ به جبهه غرب پیوست. این تحول از نظر اقتصادی شگفتانگیز بود. کشوری که پیشتر در سایه یک نظام متمرکز درجا میزد، به یکی از موفقترین کشورهای اروپایی پساکمونیستی تبدیل شده بود. سرانه تولید ناخالص داخلی چک، با تعدیل براساس قدرت خرید، از اسپانیا پیشی گرفته است. نرخ بیکاری در سالهای اخیر حدود ۳ درصد بوده که جزو نرخهای پایین اروپا محسوب میشود و بدهی دولت نیز متعادل بوده است. مؤسسه فریزر جمهوری چک را از نظر آزادی اقتصادی در رتبه بیستودوم قرار داده و شاخص رفاه لگاتوم نیز رتبه بیستوپنجم را برای این کشور در نظر گرفته است.
۷۹ درصد از شهروندان چک در سال ۲۰۰۹ از گذار به اقتصاد بازار آزاد حمایت میکردند که بیشترین میزان حمایت در بین کشورهای بلوک شرق سابق بود. نسلهای جدید در سایه رفاه، آزادی و فرصتهایی پرورش یافتهاند که والدینشان از آنها بینصیب بودهاند.
فاصله گرفتن از الگوی شوروی به رفاه انجامید، اما مردم چک نباید فراموش کنند که آزادی بیان، آزادی اتحادیهها و تکثر سیاسی از ملزومات یک جامعه سالم هستند؛ چرا که امکان اجماع و پدید آمدن ایدههای تازه را فراهم میکنند. دولت چک در قبال ایدههایی که آنها را برای جامعه خطرناک میداند، دیدگاه سختگیرانهای دارد. با اینحال، دستهبندی آرمانها در قالب «تهدید» میتواند نتیجه عکس داشته باشد و به سانسور گسترده تحت لوای «صیانت» بینجامد.
پیام جمهوری چک روشن است و از طریق قوانین جدید و همچنین از طریق یادمانهای پراگ، خاطرات خانوادهها و موفقیتهای اقتصاد آزاد اشاعه یافته است: ایدئولوژیهای تمامیتخواهانه، در قالب کمونیسم یا فاشیسم، هرگز در این سرزمین ریشه نخواهند کرد. این حس مشترک قابل توجیه است، اما آیا میتواند اعمال سانسور را توجیه کند؟
منبع: بنیاد آموزش اقتصادی
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: فابریتزیو آنتزانا دوران مسئول بخش شبکههای اجتماعی در بنیاد آموزش اقتصادی است. او در حال حاضر در دوره کارشناسی مدیریت بازرگانی در دانشگاه خصوصی بولیوی در لاپاز مشغول تحصیل است. فابریتزیو سردبیر و بنیانگذار شبکه اجتماعی «نو مه هوداس» است که بر ترویج آرمان آزادی تمرکز دارد و در سال گذشته بالغ بر ۱.۸ میلیون بازدیدکننده داشته است.











