استفاده از طب چینی بهعنوان شکلی از درمانهای جایگزین درحال افزایش است و با اینکه علم مدرن غربی نمیتواند چگونگی عملکرد آن را بهخوبی تشریح کند، تکنیکهای طب چینی مانند طب سوزنی، به عنوان روشهای موثر در درمان برخی بیماریها به رسمیت شناخته شده است.
اما طب چینی چیزی فراتر از یک شاخه طب جایگزین است. آن یک سیستم گستردهی کامل پزشکی با سابقهی تقریبی ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ سال است.
در این مقاله به پنج تفاوت اساسی میان طب چینی و طب غربی میپردازیم.
۱- بدن انسان: فقط یک «بدن» یا بیشتر؟

طب چینی: فلسفهی طب چینی می تواند در زمینه تائویسم کلاسیک قابل درک باشد. طبیبان چینی به بدن انسان همچون یک جهان پیچیدهی متصل مینیاتوری مینگرند که متشکل از «پنج عنصر» فلز، چوب،آب، آتش و خاک میباشد که توسط نیروهای دوگانه یین و یانگ سرپرستی میشود.
طب غربی: طب مدرن غربی، بدن را همچون بخشهای مجزایی میپندارد که می تواند خود را مورد بررسی و معاینه قرار دهد. این ایده از قرن ۱۹ و با توجه به کشفیات و نظریههای این افراد مطرح شد؛ شناختن میکروسکوپ و مطرح شدن «تئوری جرم» توسط شیمیدان فرانسوی لوئی پاستور(۱۸۲۲-۱۸۹۵) و میکروبشناس آلمانی رابرت کوخ(۱۸۴۳-۱۹۱۰).
۲- نبرد با میکروبها درمقابل به تعادل رساندن

طب چینی: طب چینی بر اساس تعادل میان یین و یانگ عناصر بدن و تنظیم انرژی حیاتی یا« qi » (که بهصورت «چی» تلفظ میشود) پایهگذاری شده است. بیماریها وقتی ناگهان خود را نشان میدهند که تعادل میان یین و یانگ بدن بههم بخورد و یا مسیرهای داخلی یا کانالهای انرژی در جایی بسته شده باشد و در نتیجه مانع درجریان بودن انرژی چی در بدن شده باشد.
طب غربی: از نظر طب غربی میکروبها مهمترین عامل میباشند. پیدا کردن میکروبها، جدا کردن میکروبها و جلوگیری از گسترش آنها کلید پیروزی در مبارزه علیه بیماریهاست.
۳- داروی طبیعی در مقابل داروی ترکیبی

طب چینی: اولین طبیب چینی افسانهای به نام شِننونگ، ۳۶۵ گیاه شفابخش را در ۵۰۰۰ سال پیش شناسایی کرد و تا امروز، طبیبان چینی دیگر نیز به تعداد داروهای این فهرست افزودهاند. مواد معدنی، حشرات، آبزیان و قسمتهایی از بدن جانوران بزرگتر نیز در آنها بهکار رفته است. این مواد یا با آب مخلوط میشدند و یا به صورت قرص در میآمدند و مناطق کلی بدن را هدف قرار میدادند تا بتوانند تعادل میام یین و یانگ بدن را بازگردانند.
طب غربی: طب غربی نیز در اصل از گیاهان و سبزیهای مختلف گرفته شده است. با این حال، امروز اکثر داروها در حالت طبیعی خود استفاده نمی شوند. در عوض آنها از نظر شیمیایی در فرایند تولید، سنتز شدهاند. آنها تا حد زیادی برای هدفقرار دادن قسمتهای بدن و علائم مخصوص بهکار میروند. یک دارو عوارض جانبی دارد؛ بنابراین از داروهای دیگر برای خنثی کردن عوارض جانبی آن استفاده میشود و از داروهای دیگر برای خنثی کردن عوارض داروهای قبلی استفاده میشود و این امر همچنان ادامه دارد.
۴- دو دیدگاه متفاوت در سالمتر شدن

طب چینی: بهغیر از گیاهان، طب چینی همچنین دارای تعدادی از روشهای درمان مانند طب سوزنی، فتیلهگذاری (روش سوزاندن گیاهی با نام برنجاسف که یک گیاه معطر میباشد و برای تسریع درمان بکار میرود)، تواِنا (نوعی ماساژ که برای درمان بیماریهای اسکلتی عضلانی بهکار میرود) و چیگونگ (تمرین تنظیم کردن چی که اغلب شامل مدیتیشن نیز میشود) میباشد. اما سوزنها، تکنیکهای بادکشی و تمرینهای چیگونگ آرام، همگی این روشهای مختلف در پی یک هدف ویژهی واحد هستند؛ بازیابی تعادل یین و یانگ و بهجریان انداختن چی برای درمان و جلوگیری از بیماریها.
طب غربی: به غیر از دارو و عمل جراحی، طب غربی هیچ روش درمانی دیگری ندارد. در تلاش برای حفظ بدن در بهترین شکل خود و برای جلوگیری از بیماری، طب غربی حفظ تناسب اندام را از طریق ورزش، داشتن یک رژیم غذایی متعادل و مصرف روزانه ویتامینهای ضروری، لازم میداند. این کار علائم بیماری را برطرف میکند، اما اصول اساسی حاکم بر سلامت کلی بدن را شامل نمیشود.
۵- اَبر انسانهای باستان در برابر اَبرماشینها

طب چینی: طبیبان چینی باستان حتی یک گام جلوتر رفتند. همچون کتاب داستانی سوپرمن، تعدادی از پزشکان مشهور، توانایی فوقطبیعی دید اشعه ایکس را داشتند. آنها قادر بودند ببینند که بیماران، مبتلا به تومورهای مغزی یا علائم بدخیم هستند و این در حالی بود که بیماری هنوز خود را آشکار نکرده بود. آنها همچنین میتوانستند تشخیص دهند که آیا شخص واقعاً مرده بود یا خیر.
طب غربی: بهمنظور جستجو در داخل بدن انسان، بدون بریدن و باز کردن آن، پزشکان طب غربی از دستگاههای بزرگ اشعه ایکس و امآرآی استفاده میکنند.
اپکتایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر میشود.













